رعایت سطح مخاطب عام متوسط است
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

احمد: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (صفحه‌ای جدید حاوی 'نام پيامبر اسلام، ياد ‌شده از زبان حضرت عيسى علیه‌السلام. واژه احمد در [[قرآ...' ایجاد کرد)
 
 
(۱۱ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۶ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
نام پيامبر اسلام، ياد ‌شده از زبان [[حضرت عيسى]] علیه‌السلام.
+
{{مقاله خوب}}
 +
واژه '''«اَحمد»''' در [[قرآن کریم]] یک بار و به ‌عنوان یکى از نام‌هاى [[پیامبر اسلام]] صلى الله علیه وآله بکار رفته است؛ آنجا که از زبان [[حضرت عیسى]] علیه‌السلام [[بشارت انبیاء به آمدن پیامبر اسلام|بشارتی درباره آمدن پیامبری]] بعد از او مطرح شده است.  
  
واژه احمد در [[قرآن كريم]] فقط يك بار و به ‌صورت يكى از نام‌هاى [[پيامبر اسلام]] صلى الله عليه و آله بكار رفته است: «و ‌اِذ قالَ عيسَى ابنُ مَريَمَ يبَنى اِسرءيلَ اِنّى رَسولُ اللّهِ اِلَيكُم مُصَدِّقـًا لِما بَينَ يَدَىَّ مِنَ التَّورةِ و مُبَشِّرًا بِرَسول يَأتى مِن بَعدِى اسمُهُ اَحمَدُ فَلَمّا جاءَهُم بِالبَيِّنتِ قالوا هذا سِحرٌ مُبين». ([[سوره صف]]/61، 6)
+
==واژه‌شناسی==
 +
بر اساس [[قرآن کریم]] در آیه: {{متن قرآن|«وَإِذْ قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیمَ یا بَنِی إِسْرَائِیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیکم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَینَ یدَی مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ یأْتِی مِن بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءهُم بِالْبَینَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِینٌ»}} ([[سوره صف]]، ۶)، شکى نیست که یکى از نام‌هاى [[پیامبر اکرم]] صلى الله علیه و آله، «احمد» است و این نام پس از [[محمد]] از شناخته شده‌ترین نام‌هاى ایشان شمرده مى‌شود.
  
واژه‌پژوهان در ريشه‌يابى اين نام، آن را برگرفته از ريشه «ح م د» به ‌معناى ستايش دانسته<ref> مفردات، ص‌ 256؛ الكليات، ص‌ 58.</ref> و گفته‌اند: وجه نام‌گذارى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به احمد كه صفتى تفضيلى است، فراوانى ستايش خداوند به ‌وسيله حضرت<ref> روح‌المعانى، مج‌ 15، ج‌ 28، ص‌ 127؛ جمع‌الوسائل، ج‌ ص‌ 181‌ـ‌182.</ref> يا ستوده‌تر بودن او بيش از همه نزد خداوند سبحان است.<ref> مفردات، ص 256؛ بصائر ذوى‌التمييز، ج ص‌ 499؛ عمدة‌الحفاظ، ج‌ ص‌ 452.</ref>
+
واژه‌پژوهان در ریشه‌یابى نام «احمد»، آن را برگرفته از ریشه «ح م د» به ‌معناى ستایش دانسته<ref> مفردات، ص‌ ۲۵۶؛ الکلیات، ص‌ ۵۸.</ref> و گفته‌اند: وجه نام‌گذارى پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله به احمد که صفتى تفضیلى است، فراوانى ستایش [[خداوند]] به ‌وسیله آن حضرت<ref> روح‌المعانى، مج‌ ۱۵، ج‌ ۲۸، ص‌ ۱۲۷؛ جمع‌الوسائل، ج‌ ۲، ص‌ ۱۸۱‌ـ‌۱۸۲.</ref> یا ستوده‌تر بودن او بیش از همه نزد خداوند سبحان است.<ref> مفردات، ص ۲۵۶؛ بصائر ذوى‌التمییز، ج ۲، ص‌ ۴۹۹؛ عمدة‌الحفاظ، ج‌ ۱، ص‌ ۴۵۲.</ref> بر پایه یک روایت از خود پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌، وی از آن جهت «محمد» نامیده شد که در زمین ستوده بود و از آن روی «احمد» نام گرفت که در آسمان بیش‌تر ستوده بود.<ref>کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۴؛ ابن بابویه، علل الشرائع، ج ۱، ص۱۲۷.</ref>
  
برخى، حمد را ثناگويى شخص به اوصاف نيكويى مى‌دانند كه فقط با زبان انجام گيرد.<ref> عمدة الحفاظ، ج‌ ص‌ 450.</ref> برخى از واژه‌پژوهان نيز با افعل تفضيل دانستن اين واژه، آن را مبالغه در حمد و برگرفته از محمود يا حامد بودن نزد خدا دانسته‌اند كه بنابر وجه دوم، بايد مضافى در تقدير باشد.<ref> الكليات، ص‌ 58.</ref> درباره اين‌كه آيا اين واژه نام پيامبر يا از اوصاف او است، برخى با تأييد افعل تفضيل بودن احمد، آن را از نام‌هاى پيامبر دانسته‌اند كه به محمود بودن او در فعل و اخلاق دلالت دارد.<ref> بصائر ذوى التمييز، ج‌ ص‌ 499؛ ترتيب العين، ص‌ 423.</ref>
+
برخى، حمد را ثناگویى شخص به اوصاف نیکویى مى‌دانند که فقط با زبان انجام گیرد.<ref> عمدة الحفاظ، ج‌ ۱، ص‌ ۴۵۰.</ref> برخى از واژه‌پژوهان نیز با افعل تفضیل دانستن این واژه، آن را مبالغه در حمد و برگرفته از محمود یا حامد بودن نزد خدا دانسته‌اند که بنابر وجه دوم، باید مضافى در تقدیر باشد.<ref> الکلیات، ص‌ ۵۸.</ref> درباره این‌که آیا این واژه نام پیامبر یا از اوصاف او است، برخى با تأیید افعل تفضیل بودن احمد، آن را از نام‌هاى پیامبر دانسته‌اند که به محمود بودن او در فعل و [[اخلاق]] دلالت دارد.<ref> بصائر ذوى التمییز، ج‌ ۲، ص‌ ۴۹۹؛ ترتیب العین، ص‌ ۴۲۳.</ref>
  
راغب، مورد بشارت بودن اين نام از زبان [[حضرت عيسى]] علیه‌السلام را دليل برجستگى و پسنديده‌تر بودن او از عيسى علیه‌السلام و همه [[پيامبران]] پيشين مى‌داند.<ref> مفردات، ص‌ 256.</ref> برخى نيز گفته‌اند: پيامبر، داراى نام عام (محمد) و نام خاص (احمد) بوده و عيسى علیه‌السلام با اين بشارت از پيامبر با نام خاص او ياد ‌كرده است.(8)
+
[[راغب اصفهانی|راغب]]، مورد بشارت بودن این نام از زبان [[حضرت عیسى]] علیه‌السلام را دلیل برجستگى و پسندیده‌تر بودن او از عیسى علیه‌السلام و همه [[پیامبران]] پیشین مى‌داند.<ref> مفردات، ص‌ ۲۵۶.</ref> برخى نیز گفته‌اند: پیامبر، داراى نام عام (محمد) و نام خاص (احمد) بوده و عیسى علیه‌السلام با این بشارت از پیامبر با نام خاص او یاد ‌کرده است.<ref>عمدة الحفاظ، ج‌ ۱، ص‌ ۴۵۲.</ref>
  
در برابر ديدگاه مشهور درباره ساختار ادبى اين واژه كه آن را افعل تفضيل شمرده‌اند، عده‌اى بر صفت مشبهه بودن آن اشاره دارند.<ref> كشف الغمه، ج‌ ص‌ 7.</ref> اين ديدگاه با شرايط دستور زبان براى چنين اشتقاقى سازگارى ندارد. بر اساس [[قرآن كريم]]، شكى نيست كه يكى از نام‌هاى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله احمد است و اين نام پس از محمد از شناخته شده‌ترين نام‌هاى حضرت شمرده مى‌شود. شهرت و كاربرد گسترده اين نام ميان مسلمانان به ‌اندازه‌اى است كه از صدر اسلام تاكنون، همواره براى ياد‌كردن از پيامبر صلى الله عليه و آله استفاده از اين نام پس از «محمد» در رتبه نخست قرار داشته است.
+
در برابر دیدگاه مشهور درباره ساختار ادبى این واژه که آن را افعل تفضیل شمرده‌اند، عده‌اى بر صفت مشبهه بودن آن اشاره دارند.<ref> کشف الغمه، ج‌ ۱، ص‌ ۷.</ref> این دیدگاه با شرایط دستور زبان براى چنین اشتقاقى سازگارى ندارد.  
  
'''چگونگى نام‌گذارى:'''
+
==چگونگى نام‌گذارى==
  
درباره عَلَم (نام مخصوص) يا وصف مشهور بودن احمد براى پيامبر صلى الله عليه و آله به اتفاق نظرى نمى‌توان دست يافت؛ ولى ادله‌اى ديدگاه نخست را تأييد مى‌كند. در روايتى از [[امام باقر]] علیه‌السلام نقل شده كه به آمنه مادر پيامبر در دوران باردارى ندا رسيد كه نام فرزند خود را احمد بگذارد.<ref> الطبقات، ج‌ ص‌ 79.</ref>
+
درباره اسم عَلَم (نام مخصوص) یا وصف مشهور بودن «احمد» براى [[پیامبر]] صلى الله علیه و آله به اتفاق نظرى نمى‌توان دست یافت؛ ولى ادله‌اى دیدگاه نخست را تأیید مى‌کند. در روایتى از [[امام باقر]] علیه‌السلام نقل شده که به [[آمنه]] مادر پیامبر در دوران باردارى ندا رسید که نام فرزند خود را احمد بگذارد.<ref> الطبقات، ج‌ ۱، ص‌ ۷۹.</ref>
  
در گزارش ديگرى همين مضمون از خود آمنه نيز نقل شده است.<ref> الطبقات، ج‌ ص‌ 120.</ref> در روايت ديگرى از [[امام باقر]] علیه‌السلام نقل شده كه ابوطالب، عموى پيامبر در روز هفتم ولادت حضرت اين نام را براى وى برگزيد و سبب اين نام‌گذارى را ستايش آسمانيان و زمينيان از حضرت دانست.<ref> الكافى، ج‌ ص‌ 34.</ref> در روايتى از خود [[پيامبر اسلام]]، وجه نام‌گذارى او به محمد ستايش زمينيان از حضرت و به احمد ستوده‌تر بودن او نزد آسمانيان دانسته شده است.<ref> تفسير قمى، ج‌ ص‌ 378.</ref>
+
در گزارش دیگرى همین مضمون از خود آمنه نیز نقل شده است.<ref>الطبقات، ج‌ ۱، ص‌ ۱۲۰.</ref> در روایت دیگرى از امام باقر علیه‌السلام نقل شده که [[ابوطالب علیه السلام|ابوطالب]]، عموى پیامبر در روز هفتم ولادت آن حضرت، این نام را براى وى برگزید و سبب این نام‌گذارى را ستایش آسمانیان و زمینیان از [[حضرت محمد]] صلى الله علیه و آله دانست.<ref> الکافى، ج‌ ۶، ص‌ ۳۴.</ref> در روایتى از خود پیامبر اسلام، وجه نام‌گذارى او به «محمد»، ستایش زمینیان از حضرت، و به «احمد»، ستوده‌تر بودن او نزد آسمانیان دانسته شده است.<ref> تفسیر قمى، ج‌ ۲، ص‌ ۳۷۸.</ref>
  
'''پيشينه نام احمد:'''
+
==پیشینه نام احمد==
  
درباره تقدم نام‌گذارى پيامبر به محمد يا احمد، ديدگاه‌هاى گوناگونى مطرح شده است؛ برخى با استفاده از آيه‌ 6 [[سوره صف]]/61 كه نام احمد را صادر شده از زبان [[حضرت عيسى]] علیه‌السلام مى‌داند، تقدم نام احمد را قطعى دانسته،(14) معتقدند بنابر منابع تاريخى يهود، افرادى حتى پيش از تولد حضرت از نام، ويژگى‌ها و زمان تولد وى آگاهى داشتند.<ref> تاريخ دمشق، ج‌ ص‌ 415‌ـ‌457؛ تفسير قرطبى، ج‌ 18، ص‌ 55؛ السيره‌النبويه، ج‌ ص‌ 204‌ـ‌214.</ref>
+
درباره تقدم نام‌گذارى [[پیامبر|پیامبر اسلام]] به محمد یا احمد، دیدگاه‌هاى گوناگونى مطرح شده است؛ برخى با استفاده از آیه‌ ۶ [[سوره صف]] {{متن قرآن|«وَإِذْ قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیمَ یا بَنِی إِسْرَائِیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیکم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَینَ یدَی مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ یأْتِی مِن بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءهُم بِالْبَینَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِینٌ»}} که نام احمد را صادر شده از زبان [[حضرت عیسى]] علیه‌السلام مى‌داند، تقدم نام احمد را قطعى دانسته،<ref>الروض الانف، ج‌ ۲، ص‌ ۱۵۲‌ـ‌۱۵۳.</ref> معتقدند بنابر منابع تاریخى [[یهود]]، افرادى حتى پیش از تولد [[حضرت محمد]] صلی الله علیه و آله، از نام، ویژگى‌ها و زمان تولد وى آگاهى داشتند.<ref> تاریخ دمشق، ج‌ ۳، ص‌ ۴۱۵‌ـ‌۴۵۷؛ تفسیر قرطبى، ج‌ ۱۸، ص‌ ۵۵؛ السیره‌النبویه، ج‌ ۱، ص‌ ۲۰۴‌ـ‌۲۱۴.</ref>
  
عده‌اى ديگر با استفاده از اين گزارش تاريخى كه نام احمد پيش از [[پيامبر اسلام]]، هيچ سابقه‌اى ميان عرب نداشته و پيش از او كسى به اين اسم ناميده نشده است، بر تقدم شهرت محمد بر احمد اصرار دارند.<ref> الشفاء، ج‌ ص‌ 229؛ الموسوعة الذهبيه، ج‌ ص‌ 633‌.</ref>
+
عده‌اى دیگر با استفاده از این گزارش تاریخى که نام احمد پیش از [[پیامبر اسلام]]، هیچ سابقه‌اى میان عرب نداشته و پیش از او کسى به این اسم نامیده نشده است، بر تقدم شهرت نام محمد بر احمد اصرار دارند.<ref> الشفاء، ج‌ ۱، ص‌ ۲۲۹؛ الموسوعة الذهبیه، ج‌ ۲، ص‌ ۶۳۳‌.</ref> برخى از این گروه، این‌گونه نام‌گذارى را نشانه‌اى از [[حکمت|حکمت]] و لطف [[خداوند]] دانسته‌اند تا کسى با احمدِ مورد بشارت عیسى علیه‌السلام مشتبه نشود؛ اما پژوهش‌هاى تاریخى بر وجود این نام میان برخى از قبایل اعراب [[جاهلیت|جاهلى]] و پیش از [[اسلام]]، گواهى مى‌دهد.<ref>جمهرة انساب العرب، ص‌ ۴۰۰؛ الاشتقاق، ج‌ ۱، ص‌ ۹.</ref>
  
برخى از اين گروه اين‌گونه نام‌گذارى را نشانه‌اى از حكمت و لطف خداوند دانسته‌اند تا كسى با احمدِ مورد بشارت عيسى علیه‌السلام مشتبه نشود؛ اما پژوهش‌هاى تاريخى بر وجود اين نام ميان برخى از قبايل اعراب جاهلى و پيش از اسلام، گواهى مى‌دهد.(17)
+
==بشارت به آمدن احمد==
  
'''بشارت به احمد:'''
+
حضرت عیسى علیه‌السلام در کنار دعوت [[بنی اسرائیل|بنى‌اسرائیل]] به پیروى از [[تورات]]، به آمدن پیامبرى پس از خود به نام «احمد» [[بشارت انبیاء به آمدن پیامبر اسلام|بشارت]] داده است: {{متن قرآن|«...‌ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ یأْتِی مِن بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ...»}} ([[سوره صف]]، ۶).
  
حضرت عيسى علیه‌السلام در كنار دعوت بنى‌اسرائيل به پيروى از [[تورات]] به آمدن پيامبرى پس از خود به نام احمد بشارت داده است: «...‌و ‌مُبَشِّرًا بِرَسول يَأتى مِن بَعدِى اسمُهُ اَحمَدُ‌...».([[سوره صف]]/61، 6)
+
بنابراین در این ‌که [[نبوت]] [[پیامبر اکرم]] صلی الله علیه و آله پیش از آن حضرت، از سوى عیسى علیه‌السلام خبر داده شده، شکى نیست. نکته مورد اختلاف، این است که عیسى علیه‌السلام با چه نامى پیامبر صلى الله علیه و آله را یاد‌ کرده و آیا این بشارت در [[اناجیل]] کنونى موجود است؟ اگرچه از ظاهر این آیه چنین برنمى‌آید که از پیامبر در انجیل یا تورات نامى آمده باشد، برخى از آیات دیگر بر این مسأله تصریح دارند از جمله: {{متن قرآن|«الَّذِینَ یتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِی الأُمِّی الَّذِی یجِدُونَهُ مَکتُوبًا عِندَهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِیلِ...»}} ([[سوره اعراف]]، ۱۵۷) و {{متن قرآن|«ذَلِک مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِی الْإِنجِیلِ...»}} ([[سوره فتح]]، ۲۹).
  
بنابراين در اين ‌كه نبوت پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله پيش از حضرت از سوى عيسى علیه‌السلام خبر داده شد، شكى نيست. نكته مورد اختلاف، اين است كه عيسى علیه‌السلام با چه نامى پيامبر صلى الله عليه و آله را ياد‌ كرده و آيا اين بشارت در اناجيل كنونى موجود است؟ اگرچه از ظاهر اين آيه چنين برنمى‌آيد كه از پيامبر در انجيل يا تورات نامى آمده باشد، برخى از آيات ديگر بر اين مسأله تصريح دارند: «اَلَّذينَ يَتَّبِعونَ الرَّسولَ النَّبِىَّ الاُمِّىَّ الَّذى يَجِدونَهُ مَكتوبـًا عِندَهُم فِى التَّورةِ والاِنجيلِ‌...».([[سوره اعراف]]/7،157)
+
بر اساس آیات دیگر، [[یهود]] و [[مسیحیت|نصارا]] پیش از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله، آن حضرت را به ‌طور کامل مى‌شناختند و درباره آمدن چنین پیامبرى تردیدى نداشتند؛ اگرچه پس از [[بعثت]] او را انکار کرده به وى نگرویدند: {{متن قرآن|«الَّذِینَ آتَینَاهُمُ الْکتَابَ یعْرِفُونَهُ کمَا یعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمْ وَإِنَّ فَرِیقًا مِنْهُمْ لَیکتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ یعْلَمُونَ»}} ([[سوره بقره]]، ۱۴۶؛ [[سوره انعام]]، ۱۱۴).
  
«ذلِكَ مَثَلُهُم فِى التَّورةِ و مَثَلُهُم فِى الاِنجيلِ‌...».([[سوره فتح]]/48، 29) بر اساس آيات ديگر، يهود و نصارا پيش از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله حضرت را به ‌طور كامل مى‌شناختند و درباره آمدن چنين پيامبرى ترديدى نداشتند؛ اگرچه پس از بعثت او را انكار كرده به وى نگرويدند: «اَلَّذينَ ءاتَينهُمُ الكِتبَ يَعرِفونَهُ كَما يَعرِفونَ اَبناءَهُم‌...».([[سوره بقره]]/2،146 نيز [[سوره انعام]]/6، 114؛ [[سوره اعراف]]/7، 157)
+
در احادیثى از خود پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نقل شده است که نام او در [[تورات]] «احید»، در [[انجیل]] «احمد» و در [[قرآن]] «محمد» است؛<ref> تفسیر قرطبى، ج‌ ۱۸، ص‌ ۵۵؛ الخصائص الکبرى، ج‌ ۱، ص ‌۱۳۳؛ معانى الاخبار، ج‌ ۱، ص‌ ۱۱۶.</ref> همچنین از [[عبدالله بن عباس|ابن‌عباس]] نقل شده که نام‌هایى چون «احمد»، «محمد»، «فارقلیط» و «ماذماذ» از ‌جمله نام‌هاى پیامبر اکرم در کتاب‌هاى آسمانى امت‌هاى پیشین است.<ref> الخصائص الکبرى، ج‌ ۱، ص‌ ۱۳۳.</ref>
  
در احاديثى از خود پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است كه نام او در [[تورات]] «احيد»، در انجيل «احمد» و در [[قرآن]] «محمد» است؛<ref> تفسير قرطبى، ج‌ 18، ص‌ 55؛ الخصائص الكبرى، ج‌ 1، ص ‌133؛ معانى الاخبار، ج‌ 1، ص‌ 116.</ref> همچنين از ابن‌عباس نقل شده كه نام‌هايى چون «احمد»، «محمد»، «فارقليط» و «ماذماذ» از ‌جمله نام‌هاى پيامبر اكرم در كتاب‌هاى آسمانى امت‌هاى پيشين است.<ref> الخصائص الكبرى، ج‌ 1، ص‌ 133.</ref>
+
در گفتگوها و مناظرات علمى [[امام رضا]] علیه‌السلام با رهبران دینى ادیان دیگر نیز وجود بشارت و نام پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله در تورات و انجیل تأیید شده است.<ref> عیون اخبارالرضا علیه‌السلام، ج ۱، ص‌ ۳۱۸ ـ ۳۲۰.</ref> اما درباره وجود این بشارت و یادکرد پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله در اناجیل موجود، برخى با استفاده از بخش‌هایى از انجیل که به ‌گونه‌اى با صفات پیامبر اکرم یا حوادث نبوت وى و‌... سازگارى دارند، درصددند براى این ‌آیات مصادیقى در انجیل بیابند.
  
در گفتگوها و مناظرات علمى [[امام رضا]] علیه‌السلام با رهبران دينى اديان ديگر نيز وجود بشارت و نام پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در [[تورات]] و [[انجيل]] تأييد شده است؛<ref> [[عيون اخبارالرضا]] علیه‌السلام، ج 1، ص‌ 318 ـ 320.</ref> اما درباره وجود اين بشارت و يادكرد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در اناجيل موجود، برخى با استفاده از بخش‌هايى از انجيل كه به ‌گونه‌اى با صفات پيامبر اكرم يا حوادث نبوت وى و‌... سازگارى دارند، درصددند براى اين ‌آيات مصاديقى در انجيل بيابند.
+
به نقل از برخى گزارش‌ها در نسخه‌هایى از کتاب مقدس، درباره بشارت به شخصى سخن به ‌میان آمده که از ذریه [[حضرت اسماعیل علیه السلام|اسماعیل]] و نامش احمد است.<ref> الطبقات، ج‌ ۱، ص‌ ۸۳‌.</ref> همچنین در نسخه عبرى سِفر پیدایش، ترکیبى به شکل «ماذماذ»، «مادماد»، «مود مود» یا «مید مید» بکار رفته<ref> کتاب مقدس، پیدایش، ۱۷: ۲۰.</ref> که واژه‌شناسانِ زبان عبرى آن را به «بسیار زیاد» یا معادل‌هاى آن ترجمه کرده‌اند<ref>جلاء الافهام، ص‌ ۸۶‌ـ‌۸۹.</ref> و مى‌توان آن را با احمد که افعل تفضیل است، مقایسه کرد.
  
به نقل از برخى گزارش‌ها در نسخه‌هايى از كتاب مقدس، درباره بشارت به شخصى سخن به ‌ميان آمده كه از ذريه اسماعيل و نامش احمد است<ref> الطبقات، ج‌ 1، ص‌ 83‌.</ref> همچنين در نسخه عبرى سفر پيدايش تركيبى به شكل «ماذماذ»، «مادماد»، «مود مود» يا «ميد ميد» بكار رفته<ref> كتاب مقدس، پيدايش، 17: 20.</ref> كه واژه‌شناسانِ زبان عبرى آن را به «بسيار زياد» يا معادل‌هاى آن ترجمه كرده‌اند(23) و مى‌توان آن را با احمد كه افعل تفضيل است، مقايسه كرد.
+
همچنین در [[انجیل یوحنا|انجیل یوحنّا]] از زبان [[حضرت عیسى]] علیه‌السلام از شخصى به نام «فارقلیط» معرب واژه یونانى «پاراکلتوس» به ‌معناى «تسلى ‌دهنده»، «مدافع»، «وکیل»، «شفیع» و «میانجى» سخن به ‌میان آمده است: «و‌ من از پدر خواهم خواست و او فارقلیط دیگر به شما خواهد داد که تا ابد با شما خواهد ماند».<ref> کتاب مقدس، یوحنا، ۱۴: ۱۶.</ref> در جاى دیگر آمده است: «لیکن آن فارقلیط یعنى [[روح القدس در مسیحیت|روح‌القدس]] که پدر او را به اسمِ من خواهد فرستاد، همان شما را هر چیز خواهد آموخت و هر چه من شما را گفتم به یادِ شما خواهد آورد».<ref> همان، ۱۵: ۲۶.</ref> و نیز می گوید: «لیکن به ‌شما راست مى‌گویم که شما را مفید است که من بروم. اگر من نروم، آن فارقلیط به نزد شما نخواهد آمد؛ اما اگر بروم، او را به نزد شما خواهم ‌فرستاد».<ref> کتاب مقدس، یوحنا، ۱۶: ۷.</ref>
  
همچنين در انجيل يوحنّا از زبان [[حضرت عيسى]] علیه‌السلام از شخصى به نام «فارقليط» معرب واژه يونانى «پاراكلتوس» به ‌معناى «تسلى ‌دهنده»، «مدافع»، «وكيل»، «شفيع» و «ميانجى» سخن به ‌ميان آمده است: «و‌من از پدر خواهم خواست و او فارقليط ديگر به شما خواهد داد كه تا ابد با شما خواهد ماند».<ref> كتاب مقدس، يوحنا، 14: 16.</ref>
+
برخى از عالمان اسلامى با بیان سازگارى این سخنان با ویژگى‌هاى پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله معتقدند: مقصود از فارقلیط در این آیات، همان احمد است؛ به ‌ویژه آن‌که حضرت عیسى علیه‌السلام آمدن این شخص را به پس از خود وامى‌گذارد و آمدن او را به رفتن خود مشروط مى‌کند.
  
در جاى ديگر آمده است: «ليكن آن فارقليط يعنى روح‌القدس كه پدر او را به اسمِ من خواهد فرستاد، همان شما را هر چيز خواهد آموخت و هر چه من شما را گفتم به يادِ شما خواهد آورد».(25)
+
برخى از مفسران براى تأیید این دیدگاه، فارقلیط را از ریشه‌اى به ‌معناى حمد گرفته‌اند؛<ref> التحقیق، ج‌ ۲، ص‌ ۲۸۲.</ref> ولى با وجود این قراین، به ‌صورت قطعى نمى‌توان گفت: مقصود از فارقلیط همان احمد و در انجیل‌هاى موجود نیز بشارت به آمدن [[پیامبر اسلام]] موجود باشد؛ بلکه آنچه به ‌طور قطعى مى‌توان داورى کرد، وجود اصل بشارت در زبان [[حضرت عیسى]] علیه‌السلام به آمدن پیامبرى است که در [[قرآن]] نیز به نام او تصریح شده است.
  
«ليكن به ‌شما راست مى‌گويم كه شما را مفيد است كه من بروم. اگر من نروم، آن فارقليط به نزد شما نخواهد آمد؛ اما اگر بروم، او را به نزد شما خواهم ‌فرستاد».<ref> كتاب مقدس، يوحنا، 16: 7.</ref>
+
==پانویس==
 
 
برخى از عالمان اسلامى با بيان سازگارى اين سخنان با ويژگى‌هاى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله معتقدند: مقصود از فارقليط در اين آيات، همان احمد است؛ به ‌ويژه آن‌كه حضرت عيسى علیه‌السلام آمدن اين شخص را به پس از خود وامى‌گذارد و آمدن او را به رفتن خود مشروط مى‌كند.
 
 
 
برخى از مفسران براى تأييد اين ديدگاه، فارقليط را از ريشه‌اى به ‌معناى حمد گرفته‌اند؛<ref> التحقيق، ج‌ 2، ص‌ 282.</ref> ولى با وجود اين قراين به ‌صورت قطعى نمى‌توان گفت: مقصود از فارقليط همان احمد و در انجيل‌هاى موجود نيز بشارت به آمدن [[پيامبر اسلام]] موجود باشد؛ بلكه آنچه به ‌طور قطعى مى‌توان داورى كرد، وجود اصل بشارت در زبان [[حضرت عيسى]] علیه‌السلام به آمدن پيامبرى است كه در [[قرآن]] نيز به نام او تصريح شده است.
 
 
 
==پانویس ==
 
 
<references />
 
<references />
(8)‌. عمدة الحفاظ، ج‌ 1، ص‌ 452.
 
 
 
(14)‌. الروض الانف، ج‌ 2، ص‌ 152‌ـ‌153.
 
 
 
(17)‌. جمهرة انساب العرب، ص‌ 400؛ الاشتقاق، ج‌ 1، ص‌ 9.
 
 
 
(23)‌. جلاء الافهام، ص‌ 86‌ـ‌89.
 
 
 
(25)‌. همان، 15: 26.
 
 
 
===منابع===
 
  
ابوالفضل روحى، احمدحسين شريفی؛ دائرة المعارف قرآن کریم، جلد 2، صفحه 325-328.
+
==منابع==
  
[[رده: واژگان قرآنی]]
+
*[[دائرة المعارف قرآن کریم (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ابوالفضل روحى، ج ۲، ص ۳۲۵-۳۲۸.
 +
*[http://lib.eshia.ir/23022/6/2797 "احمد"، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج ۶].
 +
{{شناختنامه رسول خدا (ص)}}
 +
{{سنجش کیفی
 +
|سنجش=شده
 +
|شناسه= خوب
 +
|عنوان بندی مناسب= خوب
 +
|کفایت منابع و پی نوشت ها= خوب
 +
|رعایت سطح مخاطب عام= متوسط
 +
|رعایت ادبیات دانشنامه ای= خوب
 +
|جامعیت= خوب
 +
|رعایت اختصار= خوب
 +
|سیر منطقی= خوب
 +
|کیفیت پژوهش= خوب
 +
|رده= دارد
 +
}}
  
 +
[[رده: واژگان قرآنی]][[رده:پیامبر اکرم]]
 
[[رده: اسامی و القاب پیامبر]]
 
[[رده: اسامی و القاب پیامبر]]
 +
[[رده: مقاله های مهم]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ اوت ۲۰۲۳، ساعت ۰۸:۲۰

واژه «اَحمد» در قرآن کریم یک بار و به ‌عنوان یکى از نام‌هاى پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله بکار رفته است؛ آنجا که از زبان حضرت عیسى علیه‌السلام بشارتی درباره آمدن پیامبری بعد از او مطرح شده است.

واژه‌شناسی

بر اساس قرآن کریم در آیه: «وَإِذْ قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیمَ یا بَنِی إِسْرَائِیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیکم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَینَ یدَی مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ یأْتِی مِن بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءهُم بِالْبَینَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِینٌ» (سوره صف، ۶)، شکى نیست که یکى از نام‌هاى پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله، «احمد» است و این نام پس از محمد از شناخته شده‌ترین نام‌هاى ایشان شمرده مى‌شود.

واژه‌پژوهان در ریشه‌یابى نام «احمد»، آن را برگرفته از ریشه «ح م د» به ‌معناى ستایش دانسته[۱] و گفته‌اند: وجه نام‌گذارى پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله به احمد که صفتى تفضیلى است، فراوانى ستایش خداوند به ‌وسیله آن حضرت[۲] یا ستوده‌تر بودن او بیش از همه نزد خداوند سبحان است.[۳] بر پایه یک روایت از خود پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌، وی از آن جهت «محمد» نامیده شد که در زمین ستوده بود و از آن روی «احمد» نام گرفت که در آسمان بیش‌تر ستوده بود.[۴]

برخى، حمد را ثناگویى شخص به اوصاف نیکویى مى‌دانند که فقط با زبان انجام گیرد.[۵] برخى از واژه‌پژوهان نیز با افعل تفضیل دانستن این واژه، آن را مبالغه در حمد و برگرفته از محمود یا حامد بودن نزد خدا دانسته‌اند که بنابر وجه دوم، باید مضافى در تقدیر باشد.[۶] درباره این‌که آیا این واژه نام پیامبر یا از اوصاف او است، برخى با تأیید افعل تفضیل بودن احمد، آن را از نام‌هاى پیامبر دانسته‌اند که به محمود بودن او در فعل و اخلاق دلالت دارد.[۷]

راغب، مورد بشارت بودن این نام از زبان حضرت عیسى علیه‌السلام را دلیل برجستگى و پسندیده‌تر بودن او از عیسى علیه‌السلام و همه پیامبران پیشین مى‌داند.[۸] برخى نیز گفته‌اند: پیامبر، داراى نام عام (محمد) و نام خاص (احمد) بوده و عیسى علیه‌السلام با این بشارت از پیامبر با نام خاص او یاد ‌کرده است.[۹]

در برابر دیدگاه مشهور درباره ساختار ادبى این واژه که آن را افعل تفضیل شمرده‌اند، عده‌اى بر صفت مشبهه بودن آن اشاره دارند.[۱۰] این دیدگاه با شرایط دستور زبان براى چنین اشتقاقى سازگارى ندارد.

چگونگى نام‌گذارى

درباره اسم عَلَم (نام مخصوص) یا وصف مشهور بودن «احمد» براى پیامبر صلى الله علیه و آله به اتفاق نظرى نمى‌توان دست یافت؛ ولى ادله‌اى دیدگاه نخست را تأیید مى‌کند. در روایتى از امام باقر علیه‌السلام نقل شده که به آمنه مادر پیامبر در دوران باردارى ندا رسید که نام فرزند خود را احمد بگذارد.[۱۱]

در گزارش دیگرى همین مضمون از خود آمنه نیز نقل شده است.[۱۲] در روایت دیگرى از امام باقر علیه‌السلام نقل شده که ابوطالب، عموى پیامبر در روز هفتم ولادت آن حضرت، این نام را براى وى برگزید و سبب این نام‌گذارى را ستایش آسمانیان و زمینیان از حضرت محمد صلى الله علیه و آله دانست.[۱۳] در روایتى از خود پیامبر اسلام، وجه نام‌گذارى او به «محمد»، ستایش زمینیان از حضرت، و به «احمد»، ستوده‌تر بودن او نزد آسمانیان دانسته شده است.[۱۴]

پیشینه نام احمد

درباره تقدم نام‌گذارى پیامبر اسلام به محمد یا احمد، دیدگاه‌هاى گوناگونى مطرح شده است؛ برخى با استفاده از آیه‌ ۶ سوره صف «وَإِذْ قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیمَ یا بَنِی إِسْرَائِیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیکم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَینَ یدَی مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ یأْتِی مِن بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءهُم بِالْبَینَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِینٌ» که نام احمد را صادر شده از زبان حضرت عیسى علیه‌السلام مى‌داند، تقدم نام احمد را قطعى دانسته،[۱۵] معتقدند بنابر منابع تاریخى یهود، افرادى حتى پیش از تولد حضرت محمد صلی الله علیه و آله، از نام، ویژگى‌ها و زمان تولد وى آگاهى داشتند.[۱۶]

عده‌اى دیگر با استفاده از این گزارش تاریخى که نام احمد پیش از پیامبر اسلام، هیچ سابقه‌اى میان عرب نداشته و پیش از او کسى به این اسم نامیده نشده است، بر تقدم شهرت نام محمد بر احمد اصرار دارند.[۱۷] برخى از این گروه، این‌گونه نام‌گذارى را نشانه‌اى از حکمت و لطف خداوند دانسته‌اند تا کسى با احمدِ مورد بشارت عیسى علیه‌السلام مشتبه نشود؛ اما پژوهش‌هاى تاریخى بر وجود این نام میان برخى از قبایل اعراب جاهلى و پیش از اسلام، گواهى مى‌دهد.[۱۸]

بشارت به آمدن احمد

حضرت عیسى علیه‌السلام در کنار دعوت بنى‌اسرائیل به پیروى از تورات، به آمدن پیامبرى پس از خود به نام «احمد» بشارت داده است: «...‌ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ یأْتِی مِن بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ...» (سوره صف، ۶).

بنابراین در این ‌که نبوت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پیش از آن حضرت، از سوى عیسى علیه‌السلام خبر داده شده، شکى نیست. نکته مورد اختلاف، این است که عیسى علیه‌السلام با چه نامى پیامبر صلى الله علیه و آله را یاد‌ کرده و آیا این بشارت در اناجیل کنونى موجود است؟ اگرچه از ظاهر این آیه چنین برنمى‌آید که از پیامبر در انجیل یا تورات نامى آمده باشد، برخى از آیات دیگر بر این مسأله تصریح دارند از جمله: «الَّذِینَ یتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِی الأُمِّی الَّذِی یجِدُونَهُ مَکتُوبًا عِندَهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِیلِ...» (سوره اعراف، ۱۵۷) و «ذَلِک مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِی الْإِنجِیلِ...» (سوره فتح، ۲۹).

بر اساس آیات دیگر، یهود و نصارا پیش از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله، آن حضرت را به ‌طور کامل مى‌شناختند و درباره آمدن چنین پیامبرى تردیدى نداشتند؛ اگرچه پس از بعثت او را انکار کرده به وى نگرویدند: «الَّذِینَ آتَینَاهُمُ الْکتَابَ یعْرِفُونَهُ کمَا یعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمْ وَإِنَّ فَرِیقًا مِنْهُمْ لَیکتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ یعْلَمُونَ» (سوره بقره، ۱۴۶؛ سوره انعام، ۱۱۴).

در احادیثى از خود پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نقل شده است که نام او در تورات «احید»، در انجیل «احمد» و در قرآن «محمد» است؛[۱۹] همچنین از ابن‌عباس نقل شده که نام‌هایى چون «احمد»، «محمد»، «فارقلیط» و «ماذماذ» از ‌جمله نام‌هاى پیامبر اکرم در کتاب‌هاى آسمانى امت‌هاى پیشین است.[۲۰]

در گفتگوها و مناظرات علمى امام رضا علیه‌السلام با رهبران دینى ادیان دیگر نیز وجود بشارت و نام پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله در تورات و انجیل تأیید شده است.[۲۱] اما درباره وجود این بشارت و یادکرد پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله در اناجیل موجود، برخى با استفاده از بخش‌هایى از انجیل که به ‌گونه‌اى با صفات پیامبر اکرم یا حوادث نبوت وى و‌... سازگارى دارند، درصددند براى این ‌آیات مصادیقى در انجیل بیابند.

به نقل از برخى گزارش‌ها در نسخه‌هایى از کتاب مقدس، درباره بشارت به شخصى سخن به ‌میان آمده که از ذریه اسماعیل و نامش احمد است.[۲۲] همچنین در نسخه عبرى سِفر پیدایش، ترکیبى به شکل «ماذماذ»، «مادماد»، «مود مود» یا «مید مید» بکار رفته[۲۳] که واژه‌شناسانِ زبان عبرى آن را به «بسیار زیاد» یا معادل‌هاى آن ترجمه کرده‌اند[۲۴] و مى‌توان آن را با احمد که افعل تفضیل است، مقایسه کرد.

همچنین در انجیل یوحنّا از زبان حضرت عیسى علیه‌السلام از شخصى به نام «فارقلیط» معرب واژه یونانى «پاراکلتوس» به ‌معناى «تسلى ‌دهنده»، «مدافع»، «وکیل»، «شفیع» و «میانجى» سخن به ‌میان آمده است: «و‌ من از پدر خواهم خواست و او فارقلیط دیگر به شما خواهد داد که تا ابد با شما خواهد ماند».[۲۵] در جاى دیگر آمده است: «لیکن آن فارقلیط یعنى روح‌القدس که پدر او را به اسمِ من خواهد فرستاد، همان شما را هر چیز خواهد آموخت و هر چه من شما را گفتم به یادِ شما خواهد آورد».[۲۶] و نیز می گوید: «لیکن به ‌شما راست مى‌گویم که شما را مفید است که من بروم. اگر من نروم، آن فارقلیط به نزد شما نخواهد آمد؛ اما اگر بروم، او را به نزد شما خواهم ‌فرستاد».[۲۷]

برخى از عالمان اسلامى با بیان سازگارى این سخنان با ویژگى‌هاى پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله معتقدند: مقصود از فارقلیط در این آیات، همان احمد است؛ به ‌ویژه آن‌که حضرت عیسى علیه‌السلام آمدن این شخص را به پس از خود وامى‌گذارد و آمدن او را به رفتن خود مشروط مى‌کند.

برخى از مفسران براى تأیید این دیدگاه، فارقلیط را از ریشه‌اى به ‌معناى حمد گرفته‌اند؛[۲۸] ولى با وجود این قراین، به ‌صورت قطعى نمى‌توان گفت: مقصود از فارقلیط همان احمد و در انجیل‌هاى موجود نیز بشارت به آمدن پیامبر اسلام موجود باشد؛ بلکه آنچه به ‌طور قطعى مى‌توان داورى کرد، وجود اصل بشارت در زبان حضرت عیسى علیه‌السلام به آمدن پیامبرى است که در قرآن نیز به نام او تصریح شده است.

پانویس

  1. مفردات، ص‌ ۲۵۶؛ الکلیات، ص‌ ۵۸.
  2. روح‌المعانى، مج‌ ۱۵، ج‌ ۲۸، ص‌ ۱۲۷؛ جمع‌الوسائل، ج‌ ۲، ص‌ ۱۸۱‌ـ‌۱۸۲.
  3. مفردات، ص ۲۵۶؛ بصائر ذوى‌التمییز، ج ۲، ص‌ ۴۹۹؛ عمدة‌الحفاظ، ج‌ ۱، ص‌ ۴۵۲.
  4. کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۴؛ ابن بابویه، علل الشرائع، ج ۱، ص۱۲۷.
  5. عمدة الحفاظ، ج‌ ۱، ص‌ ۴۵۰.
  6. الکلیات، ص‌ ۵۸.
  7. بصائر ذوى التمییز، ج‌ ۲، ص‌ ۴۹۹؛ ترتیب العین، ص‌ ۴۲۳.
  8. مفردات، ص‌ ۲۵۶.
  9. عمدة الحفاظ، ج‌ ۱، ص‌ ۴۵۲.
  10. کشف الغمه، ج‌ ۱، ص‌ ۷.
  11. الطبقات، ج‌ ۱، ص‌ ۷۹.
  12. الطبقات، ج‌ ۱، ص‌ ۱۲۰.
  13. الکافى، ج‌ ۶، ص‌ ۳۴.
  14. تفسیر قمى، ج‌ ۲، ص‌ ۳۷۸.
  15. الروض الانف، ج‌ ۲، ص‌ ۱۵۲‌ـ‌۱۵۳.
  16. تاریخ دمشق، ج‌ ۳، ص‌ ۴۱۵‌ـ‌۴۵۷؛ تفسیر قرطبى، ج‌ ۱۸، ص‌ ۵۵؛ السیره‌النبویه، ج‌ ۱، ص‌ ۲۰۴‌ـ‌۲۱۴.
  17. الشفاء، ج‌ ۱، ص‌ ۲۲۹؛ الموسوعة الذهبیه، ج‌ ۲، ص‌ ۶۳۳‌.
  18. جمهرة انساب العرب، ص‌ ۴۰۰؛ الاشتقاق، ج‌ ۱، ص‌ ۹.
  19. تفسیر قرطبى، ج‌ ۱۸، ص‌ ۵۵؛ الخصائص الکبرى، ج‌ ۱، ص ‌۱۳۳؛ معانى الاخبار، ج‌ ۱، ص‌ ۱۱۶.
  20. الخصائص الکبرى، ج‌ ۱، ص‌ ۱۳۳.
  21. عیون اخبارالرضا علیه‌السلام، ج ۱، ص‌ ۳۱۸ ـ ۳۲۰.
  22. الطبقات، ج‌ ۱، ص‌ ۸۳‌.
  23. کتاب مقدس، پیدایش، ۱۷: ۲۰.
  24. جلاء الافهام، ص‌ ۸۶‌ـ‌۸۹.
  25. کتاب مقدس، یوحنا، ۱۴: ۱۶.
  26. همان، ۱۵: ۲۶.
  27. کتاب مقدس، یوحنا، ۱۶: ۷.
  28. التحقیق، ج‌ ۲، ص‌ ۲۸۲.

منابع

حضرت محمد (صلی الله علیه و آله)
رحمة للعالمین.jpg
رویدادهای مهم زندگی
حمله اصحاب فیل به مکهسفر پیامبر اکرم به شامازدواج با حضرت خدیجه کبری (س) • گذاشتن سنگ حجرالاسود در جای خویش • مبعثمعراجولادت حضرت فاطمه سلام الله علیهارفتن به شعب ابی طالبعام الحزنسفر به طائفهجرت به مدینهازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س)غزوه بدرغزوه احدغزوه احزابصلح حدیبیهغزوه خیبرسریه ذات السلاسل فتح مکهغزوه حنینغزوه تبوکغدیر خم
بستگان
امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) •عبدالله بن عبدالمطلب(س) • عبدالمطلبابوطالب(ع) • حمزه بن عبدالمطلب(ع) • عباس بن عبدالمطلبابولهبجعفر طیارآمنه(س) • فاطمه بنت اسد(س) • خدیجه کبری(س) • حضرت زهرا(س) • امام حسن(ع) • امام حسین(ع) • حضرت زینب(س)
اصحاب
سلمان فارسیعمار بن یاسرابوذرمقدادابوسلمه مخزومیزيد بن حارثهعثمان بن مظعونمصعب بن عمیرابوبکرطلحهزبیرعثمان بن عفانعمر بن خطابسعد بن ابی وقاصعبدالله بن مسعوداسعد بن زرارهسعد بن معاذسعد بن عبادهعثمان بن حنیفسهل بن حنیفابو ایوب انصاری حذیفة بن یمانخالد بن سعيدخزیمة بن ثابتعبدالله بن رواحهاویس قرنیعبدالله بن مسعود بلال حبشی
مکان های مرتبط
مکهمدینهغار حراکعبهشعب ابوطالبغدیر خمفدکبقیعغار ثورمسجد قبامسجد النبیمسجد الحرام