مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

عبیدالله بن زیاد

از دانشنامه‌ی اسلامی
(تغییرمسیر از ابن زیاد)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

عبیدالله بن زیاد والى كوفه در زمان واقعه عاشورا و از عوامل اصلی این واقعه بود که منجر به شهادت امام حسین علیه السلام و یارانش شد. او همچنین فرماندهی سپاه امویان در سرکوبی قیام توابین را بر عهده داشت. وى از كسانى است كه در زیارت عاشورا، مورد لعن قرار گرفته است.

نام و نسب

ابن زياد را «ابن مرجانه‌» هم مى‌گويند، زيرا مادرش كنيزى زناكار و مجوسى به نام‌ «مرجانه‌» بود. در كوفه پس از عاشورا كه اسراى اهل بيت علیهم السلام را وارد دارالاماره‌ كردند، حضرت زینب‌ سلام الله علیها در خطاب به ابن زياد، او را به اسم «ابن مرجانه‌» خطاب نمود و اين اشاره به‌ نسب ناپاك او بود که همیشه مایه رسوایی او بود. نسب پدر ابن زیاد هم نامعلوم بوده است. مادرش سميّه نام داشت که كنيز حارث بن كلده طبيب عرب بود و او را شوهر داده بودند به عبيد نامى از بندگان زرخريد بنى ثقيف و به او زياد بن عبيد می گفتند، تا اینکه در سال 44 معاويه او را فرزند ابوسفيان و برادر خود خواند چون ابو سفيان گفته بود: من با سميّه زنا كردم و اين فرزند از نطفه من متولّد شد.[۱] زیاد خود از اینکه به ابوسفیان و بنی امیه ملحق شد بسیار خشنود شد اما مردم در نسب او سرگردان شدند و او را «زیاد بن ابیه» یعنی «پسر پدرش» می خواندند.[۲]

مناصب حکومتی ابن زیاد

او از سرداران مشهور اموى بود كه در سال 54 هجرى از طرف معاويه به حكومت ‌خراسان منصوب شد. در سال 56 از آنجا معزول و به حكمرانى بصره منصوب گشت. عبیدالله در بصره شورش خوارج را با خشونت فروان سرکوب کرد و بسیاری از آنها را به قتل رساند.[۳] پس از مرگ معاويه و روى كار آمدن يزيد، وقتى نهضت مسلم بن عقيل در كوفه آغاز شد، با حفظ سمت، والى كوفه نيز شد.

نقش ابن زیاد در شهادت امام حسین

پس از بیعت کوفیان با امام حسین علیه السلام مسلم بن عقیل به نمایندگی از امام وارد کوفه شد. در همین زمان حاکم جدید کوفه (ابن زیاد) با روی پوشیده وارد شهر شد. مردم به خیال اینکه او امام حسین(ع) است از او استقبال کردند ولی به زودی دریافتند که عبیدالله بوده است. نخستین اقدام عبیدالله جست و جو برای یافتن نماینده امام حسین(ع)، مسلم بن عقیل بود.[۴] ابن زیاد موفق شد با نیرنگ مسلم را دستگیر و به شهادت برساند[۵] و مردم را با تهدید و تطمیع با خود همراه کند[۶] و بسیاری از کوفیان را در لشکری به فرماندهی عمر سعد برای جنگ با امام حسین علیه السلام روانه کند.[۷]

طبرانی در این مورد به سند خود روایت کرده می‌نویسد: یزید در نامه‌ای به ابن زیاد نوشت: ... اگر حسین را نکشی به نسب سابق خود بر خواهی گشت. از این رو عبیدالله بن زیاد، حسین (علیه‌السّلام) را به قتل رساند و سر مبارک آن جناب را برای یزید فرستاد.[۸]

ابن زیاد پس از مرگ یزید

ابن زياد پس از مرگ يزيد، ادعاى خلافت كرد و اهل بصره و كوفه را به بيعت فراخواند ولى كوفيان دعوتگران او را از شهر بيرون كردند، وى سپس از بيم انتقام فرارى شد و مدتى‌ به شام رفت،[۹] و وقتی توابین به سرکردگی سلیمان بن صُرَد خُزاعی به خونخواهی حسین بن علی(ع) قیام کردند، مروان، ابن زیاد را به مقابله آنها فرستاد و حکومت عراق را به شرط غلبه بر آن به وی داد.[۱۰] سرانجام در اواخر جمادی الاول سال ۶۵ ق، در عین الورده جنگ خونینی بین سپاه ابن زیاد و توابین درگرفت که به کشته شدن سلیمان و یارانش انجامید.[۱۱]

مرگ ابن زیاد

ابن زیاد پس از پیروزی بر توابین مأموریت یافت تا با مختار مقابله کند. مختار که اساساً در پی هلاک ابن زیاد و کسان دیگری بود که در واقعه کربلا دست داشتند، ابراهیم بن مالک اشتر را با سپاه به مقابله ابن زیاد فرستاد. ابراهیم که می‌خواست قبل از ورود ابن زیاد به سرزمین عراق، به وی برسد، در ساحل رود خازر نزدیک روستایی به نام باربیثا در ۵ فرسخی موصل به لشکر شام رسید. در جنگ شدیدی که میان عراقیان و شامیان آغاز شد، ابن زیاد شکست خورد (محرم ۶۷) و همراه با یارانش به قتل رسید. براساس روایتی از ابومخنف، گویا ابراهیم بن اشتر خود در جنگ تن به تن، ابن زیاد را به قتل رسانید.[۱۲] وى از كسانى است كه در زیارت عاشورا، مورد لعن قرار گرفته است: «لعن الله ابن‌ مرجانة‌» و «و العَن عبيدالله بن زياد و ابن مرجانة‌».

پانویس

  1. شعرانی، دمع السجوم (ترجمه نفس المهموم)، ص۱۲۴
  2. امين عاملى، سیره معصومان، ۱۳۷۶ش‏، ج۵، ص۴۶ تا ۴۸
  3. تاریخ الطبری، ج۷، ص۱۸۵-۱۸۷و ج۷، ص۲۲۸.
  4. طبری، تاریخ الطبری، ج۷، ص۲۲۹.
  5. طبری، تاریخ الطبری، ج۷، ص۲۲۹-۲۳۱ و ۲۷۰
  6. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ج۱، ص۹۷.
  7. سفینة البحار ، ج ۱ ، ص ۵۸۰.
  8. طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، ج۳، ص۱۱۵، ح۲۸۴۶.
  9. معارف و معاریف ، ج ۴ ، ص ۱۵۳۰.
  10. یعقوبی، تاریخ، دار صادر، ج۲، ص۲۵۷.
  11. طبری، تاریخ، ۱۳۸۷ق، ج۷، ص۵۵۷-۵۶۰.
  12. طبری، تاریخ الطبری، ج۸، ص۶۴۳، ۶۴۹، ۶۴۶ و ۷۰۷-۷۱۳.

منابع

  • امين عاملى، سيد محسن، سیره معصومان، مترجم على حجتى كرمانى‏، تهران‏، سروش، ۱۳۷۶ش‏.
  • شعرانی، دمع السجوم، قم، هجرت‏، ۱۳۸۱ش.
  • سجادی، صادق، ابن زیاد، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۳.
  • طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، قاهره، مکتبه ابن تیمیه، چاپ دوم، بی تا.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج ۷،‌ دار التراث، بیروت، ۱۳۸۷ق.
  • یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، بیروت، دارصادر، بی‌تا.
  • محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، نشر معروف.
11.jpg
واقعه عاشورا
قبل از واقعه
شرح واقعه
پس از واقعه
بازتاب واقعه
وابسته ها