مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

حضرت سکینه سلام الله علیها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

سُکَینه لقب یکی از دختران امام حسین علیه السلام است که احتمالاً بزرگتر از رقیه و کوچکتر از فاطمه -دختران دیگر امام علیه السلام- بوده است. او در واقعه کربلا حضور داشت و همراه با قافله اسیران به شام رفت. برخی همسر او را عبدالله بن حسن علیه السلام می دانند که در کربلا شهید شد.

ولادت و نسب

نام او در منابع تاریخی، امینه، امنیه و آمنه ذکر شده و لقبش سُکَینه به معنی وقار و سکون است.[۱] پدرش امام حسین علیه السلام و مادرش رباب دختر امری‌القیس و مادر عبدالله رضیع (علی اصغر) است.[۲] زمان ولادت او معلوم نیست اما از شواهد تاریخی می توان دریافت که در زمان واقعه کربلا بانویی رشیده و بین ۱۰ تا ۱۳ سال سن داشته است. از جمله اینکه او را کوچکتر از خواهرش فاطمه دانسته اند[۳] و اینکه امام حسین هنگام وداع از حرم او را خیرة النساء (بهترین بانوان) خواند.[۴] و اینکه پیش از سفر به کربلا، حسن مثنی یکی از دختران امام حسین را خواستگاری کرد، امام او را در انتخاب بین سکینه و فاطمه مخیر کرد.[۵]

درباره همسر یا همسران او اختلاف است. برخی همسر او را عبدالله پسر امام حسن علیه السلام می دانند که در کربلا شهید شد.[۶] افراد دیگری نیز در منابع تاریخی به عنوان همسر سکینه مطرح شده که عبارتند از: ابوبکر بن حسن بن علی،[۷] عبدالله بن مسلم بن عقیل.[۸]

حضور در کربلا

بی تردید بانو سکینه یکی از بانوان حاضر در صحرای کربلا بوده است و در منابع تاریخی گزارشهایی درباره ایشان وجود دارد.

وداع با امام حسین (ع)

در روز عاشورا، امام حسین(ع) برای آخرین وداع، از میدان جنگ به سوی اهل بیت خود بازگشت و با آنان وداع کرد، سپس نزد دختر خود سکینه رفت که در گوشه‌ای نشسته و می‌گریست. امام حسین(ع) او را به صبوری دعوت کرد و در آغوش کشید، اشک از چشمان او پاک کرد و در ضمن اشعاری به سکینه گفت:[۹]

سیطول بعدی یا سکینة فاعلمی منک البکاء اذا الحمام دهانی

لا تحرقی قلبی بدمعک حسرة مادام منی الروح فی جثمانی

فاذا قتلت فانت اولی بالذی تبکینه یا خیرة النسوان

ای سکینه! بدان که پس از من، گریه تو طولانی خواهد بود.

تا زمانی که جان در بدن دارم مرا با اشک حسرت بار خود مسوزان.

ای بهترین زنان! آنگاه که من کشته شدم، تو برای گریه سزاوارتری

مشاهده پیکر امام حسین(ع)

وقتی سپاه ابن سعد خانواده شهدا را از میان پیکرهای بر زمین افتاده آنان عبور داد، سکینه بدن پدر را شناخت و خودش را روی پیکر پدر انداخت و در اثر گریه، بى‌هوش شد. سکینه جسد پدر را رها نمى‌کرد و کسى نمى‌توانست او را از پدرش جدا کند. تا اینکه گروهى از اعراب، وى را با زور از بدن پدر جدا کردند.[۱۰]

کاروان اسرا در شام

وقتی کاروان اسیران کربلا وارد سرزمین شام شدند، مردم برای تماشای سرها و اسیران جمع شدند. سهل بن سعد ساعدی که از صحابه پیامبر اسلام(ص) بود می گوید: روز ورود اسرا به شام در دروازه ساعات دختری را دیدم که بر شتری بی‌محمل سوار بود؛ او خود را سکینه دختر امام حسین(ع) معرفی کرد و از من خواست برای حفظ حرمت خاندان رسول خدا(ص) کاری کنم که نیزه‌داران سرهای شهدای کربلا را از اطراف اسیران دور کنند. سهل می‌گوید من با پرداخت مقداری دینار توانستم خواسته او را برآورده کنم.[۱۱]

رؤیای سکینه در دمشق

برخی از منابع خوابی که حضرت سکینه در دمشق دیده اند را ایشان گزارش کرده اند: «دیدم زنى در هُودَجى نشسته و دستان خود را روى سر گذاشته است. پرسیدم: این زن کیست؟ گفتند: او فاطمه، دختر محّمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و مادر پدر تو است. گفتم: به خدا سوگند نزد او مى‌روم و ستم‌هاى وارد شده به ما را به او مى‌گویم. سپس با شتاب به سوى او رفتم تا به او رسیدم و برابرش ایستادم و مى‌گریستم و مى‌گفتم: مادر جان! به خدا سوگند حقّ ما را انکار کردند و جمع ما را پراکنده و حریم ما را هتک کردند. مادر جان! به خدا پدرمان، حسین (علیه‌السلام) را کشتند. فرمود: سکینه جانم! دیگر نگو. زیرا بند دلم را پاره کردى و جگرم را شکافتى. این پیراهن پدرت حسین (علیه‌السلام) است که از من دور نمى‌شود تا با این پیراهن خدا را ملاقات کنم.»[۱۲]

بازگشت به مدینه

حضرت سکینه همراه با کاروان اسیران به مدینه بازگشت و در مدینه همراه دیگر بانوان بنی هاشم برای شهیدان کربلا شب و روز به سوگواری نشست.[۱۳]

وفات

از زندگی حضرت سکینه در مدینه پس از واقعه کربلا اطلاعات زیادی در دسترس نیست. چگونگی وفات و محل دفن ایشان نیز مورد اختلاف است. برخی وفات سکینه را ۵ ربیع‌الاول سال ۱۱۷ قمری در مدینه نقل کرده‌اند.[۱۴] برخی نیز معتقدند سکینه با اصبغ بن عبدالعزیز ازدواج کرد و از مدینه به طرف مصر حرکت کرده و در دمشق درگذشت.[۱۵] اما برخی درگذشت او را در مصر دانسته اند.[۱۶]

در قبرستان باب الصغیر دمشق، قبری منسوب به حضرت سکینه وجود دارد. بقعه‎ای در قاهره نیز به سکینه بنت الحسین منسوب است.

پانویس

  1. ابن خلکان، وفیات الاعیان، ۱۳۶۴ش، ج۲، ص۳۹۷
  2. اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ج۴، ص۱۹۲
  3. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۵، ص۴۶۴
  4. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۱۰۹-۱۱۰
  5. اصفهانی، الاغانی، ۱۴۱۵ق، ج۲۱، ص۷۹
  6. اصفهانی، الاغانی، ۱۴۱۵ق، ج۱۶، ص۳۶۶.
  7. ابن صوفی، المجدی فی انساب الطالبیین، ۱۴۲۲ق، ص۲۰۱
  8. محلاتی، ریاحین‌الشریعة، ۱۳۷۰ش، ج۴، ص۲۵۵
  9. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۱۰۹-۱۱۰
  10. موسوی مقرم، عبدالرزاق، مقتل الحسین علیه‌السلام، ص ۳۰۷.
  11. خوارزمی، مقتل الحسین علیه‌السلام، ۱۴۱۸ق، ص۶۰- ۶۱؛
  12. ابن طاووس، علی بن موسی، الملهوف علی قتلی الطفوف، ص ۲۲۰
  13. موسوی مقرم، عبدالرزاق، السیّده سکینه علیهاالسلام، ص۸۲
  14. ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۶۹، ص۲۱۸
  15. ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۶۹، ص۴۲۱
  16. خسروشاهی، اهل البیت فی مصر، ۱۴۲۷ق، ص۲۱۶

منابع

  • ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الاعیان و أنباء أبناء الزمان، تحقیق احسان عباس، قم، الشریف الرضی، ۱۳۶۴ش.
  • ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینه دمشق، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ق.
  • ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، قم، انتشارات علامه، ۱۳۷۶ق.
  • ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر-دار، بیروت، ۱۹۶۵م.
  • ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
  • ابن طاووس، علی بن موسی، الملهوف علی قتلی الطفوف.
  • موسوی مقرم، عبدالرزاق، مقتل الحسین علیه‌السلام.
  • خوارزمی، مقتل الحسین علیه‌السلام، ۱۴۱۸ق.