خوارج

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به: ناوبری، جستجو

خوارج (جمع خارجى) گروهی هستند که در جریان جنگ صفین پس از قضیه «حكمیت» از اكثریت مسلمانان جدا شدند. آنان معتقد بودند حکمیت، خلاف بوده، همگی به ویژه امام علی علیه‌السلام باید از این لغزش توبه كنند.

پیدایش خوارج[ویرایش]

در جنگ صفین در آخرین روزی که جنگ داشت به نفع علی (ع) خاتمه می یافت، معاویه با مشورت عمرو عاص دست به یک نیرنگ ماهرانه ای زد و دستور داد قرآن ها را بر سر نیزه ها بلند کنند و سپاهیان امام علی علیه السلام را به توقف جنگ و حَکَم قرار دادن قرآن فراخوانند!

امام علی علیه السلام فریاد برآورد بزنید آنها را، اینها صفحه و کاغذ قرآن را بهانه کرده می خواهند در پناه لفظ و کتابت قرآن خودشان را حفظ کنند و بعد به همان روش ضد قرآنی خود ادامه دهند. کاغذ و جلد قرآن در مقابل حقیقت آن، ارزش و احترامی ندارد. حقیقت و جلوه راستین قرآن منم. اینها کاغذ و خط را دستاویز کرده اند تا حقیقت و معنی را نابود سازند.

اما سخنان آن حضرت فریب خوردگان را مجاب نکرد و آن حضرت ناچار شدند جنگ را متوقف نموده به حکمیت تن در دهند.

در جریان حکمیت عمروبن عاص داور شام، ابوموسی اشعری داور عراق را فریب داد و عراقیان که دانستند فریب خورده اند بر علی (ع ) اعتراض کردند که چرا به حکمیت گردن نهاده ای و فرقه ای شدند و بمخالفت علی پرداختند.

ابتداء این عده اهمیت چندانی نداشتند ولی روز به روز بر شمار آنان افزوده شد و سرانجام در حزورا، گردآمدند. علی (ع ) با آنان جنگید و خوارج شکستی سخت خوردند. لیکن بنای اعتقاد آنان در اسلام باقی ماند و رفته رفته برای خود مکتب خاصی تأسیس کردند و در مسائل اعتقادی نظر دادند.

طبق نقل مشهور، سه تن از بازماندگان نهروان تصمیم گرفتند سه تن از شخصیت‌های حادثه‌ساز امت اسلام را، كه عبارت بودند از - امام علی علیه‌السلام، معاویه بن ابوسفیان و عمرو بن عاص - از میان بردارند، تنها عبدالرحمان بن ملجم كه مأمور كشتن امام علی علیه‌السلام بود، موفق شد.

شورش‌های خوارج[ویرایش]

پس از انتقال خلافت به معاویه در سال 41 ه.ق، خوارج علیه معاویه و امویان قیام کردند. طی جنگی كه بین خوارج و معاویه روی داد، خوارج شكست خوردند. در سال 43 ه.ق این گروه با رهبری مستورد بن علّفه خارجی در عراق شورش كردند و با مغیره بن شعبه، والی كوفه جنگیدند. در سال 58 ه.ق كه عبیدالله بن زیاد فرمانروای مطلق العنان عراق بود، گروه زیادی از خوارج كشته شدند.

در دورانی كه زیاد و فرزندش در عراق حكومت می‌كردند، خوارج سخت سركوب شدند. نافع بن ازرق در بصره قیام كرد. در سال 75 ه.ق حجاج بن یوسف ثقفی والی عراق شدیداً‌ خوارج را سركوب کرد.

در سال 77 ه.ق خوارج با رهبری شبیب بن ورقاء و قطری بن فجائت در كوفه و اهواز قیام كردند. در همین سال گروهی از خوارج یاد شده، پس از آن كه شبیب در جنگ كشته شد با فرماندهی قطری كه از ازارقه بود، به طبرستان كوچ كردند. اما مهلّب فرمانده نظامی حجاج آنان را تا طبرستان تعقیب و سركوب نمود.

در سال 100 ه.ق خارجیان عراق شورش كردند كه در سال بعد سركوب شدند. بهلول بن بشر در سال 119 ه.ق در عراق دست به قیام زد كه به وسیله عاملان خلیفه هشام بن عبدالملك فرو پاشیدند. در سال‌های پایانی خلافت امویان خوارج در عراق و دیگر جاها بر فعالیت‌شان افزودند. در سال‌های سال 122 ه.ق تا سال 124 ه.ق شورش‌هایی در آفریقا علیه امویان پدید آمد. در سال 126 ه.ق تا سال 128 ه.ق خوارج عراق با رهبری سعید بن بهدل و ضحاك بن قیس شوریدند در آن سال ابوحمزه خارجی و عبیدالله بن یحیی طالب الحق در حضرالموت یمن قیام كردند. در سال 129 ه.ق شیبان بن عبدالعزیز خارجی، قیام كرد كه بدست عمر بن هبیره والی عراق كشته شد. در سال 130 ه.ق شیبان بن سلمه خارجی در خراسان طغیان كرد. در اواخر دوران اموی خوارج غالباً از موصل خروج می‌كردند و عمدتاً از آل بكر و بنی‌شیبان بودند. در این دوران خالد قسری، فرمانروای اموی عراق، شدیداً به سركوب خوارج اهتمام می‌ورزید. پس از فروپاشی امویان و تأسیس خلافت عباسیان، قیام‌های خوارج هم‌چنان ادامه یافت.

در سال 132 ه.ق گروهی از خوراج اباضی و نیز گروهی از صفریه در عمان خروج كردند كه غالباً كشته شدند. در سال 136 ه.ق خوارج آذربایجان قیام كردند. معبد بن حرمله شیبانی در سال 137 ه.ق در جزیره شورش كرد و سال بعد كشته شد. فرقه‌ای از خوارج در سال 139 ه.ق در ارمنستان قیام كردند و از سال 140 ه.ق تا آخر قرن دوم هجری خارجیان یمن و موصل و خراسان و سجستان و جزیره مكرراً قیام كردند و جملگی شكست خوردند.

هنگامی كه در اواخر سده دوم هجری قیروان بدست ابوعبدالله شیعی سال 298 ه.ق گشوده شد و پس از آن عبیدالمهدی سال 322 ه.ق قدرت را بدست گرفت و حكومت عبیدیان فاطمی را در شمال آفریقا بنیاد نهاد، ابویزید نُكاری، علیه فاطمیان شیعی دست به قیامی گسترده زد. اما سرانجام شكست خورد. پس از آن، شورش‌های خارجیان فروكش كرد.

عقاید خوارج[ویرایش]

عقاید خوارج اولیه را می‌توان به اختصار چنین برشمرد:

  1. هر كس مرتكب گناه كبیره شود، از اصحاب جحیم است.
  2. هر جا كه خوارج حاكم نباشند، دارالکفر است.
  3. هر كس در دارالکفر ساكن شود، كافر است و باید علیه او قیام كرد.
  4. حكومت ابوبكر و عمر و شش سال اول حكومت عثمان و خلافت امام علی علیه‌السلام تا پذیرش حكمیت، مشروع بود.
  5. حكومت و امارت موروثی نیست.
  6. انتخاب امام باید با رأی و انتخاب آزاد مردم صورت گیرد.
  7. حكومت، اختصاص به امام علی علیه‌السلام و فرزندان او ندارد.
  8. جایز است كه اساساً‌ در عالم امامی نباشد.
  9. خروج علیه امامی كه خلاف سنّت عمل كند واجب است.
  10. ضرورت وجود امام به دو دلیل است:
    1. امامت نماز
    2. فرماندهی جهاد

فرقه‌های خوارج و عقاید آن‌ها[ویرایش]

مهم‌ترین گروه‌های خوارج عبارتند از:

  1. ازرقیّه؛ كه به وسیله نافع بن ارزق حنفی پایه‌گذاری بوده است. نافع نخستین انشعابگر خوارج است.
  2. نجدیه: نجده بن عمر حنفی از یاران نافع بود، اما از او جدا شده فرقه نجدیه و یا نجدات را پدید آورد. علت اصلی انشعاب نجده، تندروی‌های فكری و عملی ازرقیان بود.
  3. اباضیه: مؤسس این فرقه عبدالله بن اباض تمیمی است كه احتمالاً‌ در سال 80 ه.ق در گذشته باشد. این فرقه از میانه روان خوارج به شمار می‌رفتند.

منابع[ویرایش]

  • دائرةالمعارف تشیع، زیر نظر: احمد صدر سید جوادی، کامران فانی، بهاءالدین خرمشاهی، حسن یوسفی اشکوری؛ تهران، نشر محبی، چاپ اول، 1386، ج7، ص295.
  • خوارج، اسلام پدیا، بازیابی: 18 شهریور 1393
  • خوارج، دائره المعارف طهور، بازیابی: 18 شهریور 1393
  • خوارج، لغت نامه دهخدا، در دسترس در واژه یاب، بازیابی: 18 شهریور 1393