ابن سینا

از دانشنامه‌ی اسلامی
(تغییرمسیر از ابوعلي سينا)
پرش به: ناوبری، جستجو

ابن سینا (370-428 قمری مطابق با 980-1037 ميلادی)، فيلسوف و پزشک ايرانی و از پرآوازه‌ترين دانشمندان دوره‌ی اسلامی در جهان است. دانش‌نامه‌ی فلسفی « شفا» و دانش‌نامه‌ی پزشکی « قانون»، از پايه‌های نوزايی اروپا به شمار می‌آيد.

Aboalisina.jpg
نام کامل حسین ‌بن‌ عبدالله بن سینا
زادروز سوم صفر 370 قمری
زادگاه روستای خرميثن در نزديکی بخارا
وفات اول رمضان 428 قمری
مدفن همدان

Line.png

اساتید

شاگردان

آثار

شفا، قانون فی الطب، الاشارات و التنبیهات فی المنطق والحکمه و...

معرفی اجمالی[ویرایش]

ابوعلی سینا، حسین ‌بن‌ عبدالله بن سینا معروف به ابوعلی یا ابن سینا، ملقب به شیخ الرئیس، رئیس العُقلا و شرف الملک در مورخه سوم صفر سال 370 هجری قمری در یکی از روستاهای بخارا به نام اَفشنه به دنیا آمد.

بخارا در آن زمان پایتخت سامانیان بود و اکنون، شهری است در جمهوری ازبکستان پدرش که از مردم بلخ بود، پیش از تولد ابن سینا به بخارا آمد و به کاری در دستگاه حکومتی بخارا گماشته شد، از آنجا زنی به نام ستاره گرفت و از آن زن ابن سینا و برادرش محمود متولد شدند. پدر ابن سینا، مردی دانش دوست بود و با فراهم کردن امکانات و تشویق ابن سینا سهمی بسزا در پیشرفت علمی او داشته است.

ابوعلی حسین بن عبدالله سینا، نابغه ی ایرانی در هفت سالگی قرآن و بسیاری از مباحث ادبی را آموخت و باعث شگفتی همگان شد. پس از آن منطق، فلسفه و طب را فراگرفت و در این رشته ها به قله های رفیع و بلندای علمی نایل گشت. سپس به الهیات روآورد و در این رشته نیز چون دیگر رشته ها، تبحر یافت. درباره ی گستره ی علمی و فعالیت او همین بس که تا پانصد کتاب، رساله و مقاله به او نسبت می دهند.

ابن سینا هوش و حافظه‌ای خارق العاده داشت، سرعت یادگیری‌اش شگفت بود. به گونه‌ای که توانست بسیاری از علوم را بی‌استاد بیاموزد و گاهی نیز بر استادان خویش خرده می‌گرفت و به آنان علم می‌آموخت. در معالجه و درمان بیماران بسیار حاذق و دارای سرعت عملی شگفت بود به طوری که در همان ایام جوانی شهرتی عالم‌گیر یافت و بسیار از دانشمندان در مسائل مشکل به او رجوع می‌کردند و او با درایت و تسلط کامل به آنان پاسخ می‌گفت.

سال‌شمار زندگی ابن سینا[ویرایش]

  • 370 قمری، در روستای خرميثن در نزديکی بخارا به دنيا آمد.
  • 380 قمری، آموزش‌های پايه‌ای، از جمله فراگيری قرآن، و ادبيات، را به پايان رساند.
  • 386 قمری، در پزشکی به جايگاه استادی رسيد و شاگردانی پرورش داد.
  • 387 قمری، نوح بن منصور سامانی را درمان کرد و به کتابخانه‌ی بزرگ بخارا راه يافت.
  • 392 قمری، پدرش درگذشت و ابن سينا بخارا را به سوی گرگانج ترک کرد.
  • 420 قمری، درخواست محمود غزنوی را نپذيرفت و به سوی گرگان ر هسپار شد.
  • 403 قمری، قابوس بن وشمگير زندانی شد . نگارش قانون را در گرگان آغاز کرد.
  • 404 قمری، به ری رفت و از پشتيبانی سيده ملک خاتون ، بيوه‌ی فخرادوله‌ علی بويه، بهرمند شد.
  • 405 قمری، به سوی همدان به راه افتاد و به نزد شمس الدوله رفت و بيماری او را درمان کرد.
  • 406 قمری، به وزارت شمس الدوله برگزيده شد و نگارش کتاب فلسفی شفا را آغاز کرد.
  • 412 قمری، از کار سياسی کنار گذاشته شد، چهارماه زندانی بود و کار نوشت شفا را ادامه داد.
  • 414 قمری، به اصفهان رفت و نزديک پانزده سال در آن جا ماند و کتاب شفا را به پايان رساند.
  • 421 قمری، مسعود غزنوی به اصفهان يورش آورد و خانه‌ی ابن سينا را غارت کردند.
  • 427 قمری، همراه علاءالدوله به همدان رفت و در نزديکی آن‌جا بيمار شد.
  • 428 قمری، در پنجاه و هشت سالگی در شهر همدان درگذشت و در همان‌جا به خاک سپرده شد.

جایگاه علمی[ویرایش]

در فلسفه[ویرایش]

ابن سینا توانست مبانی فلسفة مشاء را در جهان اسلام تثبیت کند. البته فلسفة مشائی‌ای که رنگ و بویی نوافلاطونی داشت و به اصول عقاید اسلامی پایبند بود. او را مبتکر برهان صدیقین برای اثبات وجود خداوند و نیز برهان‌هایی برای ابطال دور و تسلسل و اثبات وجود نفس و بقای آن دانسته‌اند. اهمیت دیگر ابن ‌سینا در فلسفه آن است که نخستین فیلسوف مسلمانی است که نوشته‌هایی جامع و منظم در فلسفه دارد و در کتاب شفا با نظم و ترتیب خاصی یک دور کامل به مباحث فلسفة مشاء پرداخته است و از آن‌جا که فلسفة ارسطویی فلسفه‌ای جامع و فراگیر است، گاه می‌بینیم که ابن‌سینا به برخی موضوعات از نگاه عقلی می‌نگرد؛ از جمله به آموزش و پرورش و نیز به بهداشت کودک و تربیت بدنی ابن سینا در اثبات بقای نفس پس از مرگِ تن چنین استدلال می‌کند که روان با مرگِ تن نمی‌میرد و تباه نمی‌شود؛ زیرا هر دو جوهرند. نظریات ابن‌سینا دربارة معاد و زندگی آن جهانی نیز با اصول روان‌شناسی او پیوند استوار دارد.

در پزشکی[ویرایش]

ابوعلی ‌سینا از برجسته‌‌ترین چهره‌‌های تاریخ پزشکی در همه دوران‌هاست.او از شانزده سالگی به کار پزشکی پرداخت و در هفده سالگی نوح بن منصور سامانی را درمان کرد. و به پاس این خدمتش، امير سامانی به او اجازه داد از کتابخانه‌ی سلطنتی بهره گيرد.

مهم‌ترین اثر وی در پزشکی، کتاب قانون (القانون فی الطب) است که آن را پیش از سال 406 هجری قمری، یعنی در حدود 35 سالگی تألیف کرده است. این کتاب طی چندین سده چه در سرزمین‌های اسلامی و چه در اروپای سده‌های میانه، همه کتاب‌های دیگر را در سایه خود نهاده بود. اعتبار و شهرت کتاب قانون در محافل پزشکی جهان اسلام تا بدان جا رسیده ‌بود که نظامی عروضی درباره آن چنین می‌گوید: «اگر بقراط و جالینوس زنده شوند، روا بُوَد که پیش این کتاب سجده کنند». البته ابن سینا به جز قانون، کتاب‌های دیگری هم در علم پزشکی نوشته است؛ کتاب‌هایی مانند الارجوزةٌ فی الطب که در قالب شعر نوشته شده و خلاصه مطالب کتاب قانون است، مقالة فی احکام الادویه القلبیه، رساله فی الفَصد، رساله فی القولنج و...

از ویژگی‌های ابن‌ سینا در پزشکی، مشاهدات بالینی او دربارة بیماری‌های گوناگون است، از ناراحتی‌های پوستی و بیماری‌های ریوی گرفته، تا اختلال‌های سلسلة اعصاب و انواع دیوانگی‌ها. او بر عنصر تجربه بسیار تکیه کرده و به کاربرد داروها اهمیت فراوانی می‌دهد؛ چنان‌که بخشی از قانون را به داروها و خواص و کیفیات آن‌ها اختصاص داده است

در ریاضیات[ویرایش]

ابن‌ سینا در علم ریاضی و نجوم نیز جایگاهی خاص داشت. بخش از کتاب شفا دربارة ساختن آلات رصدی است و بخشی نیز دربارة ریاضیات كه شامل چهار بخش هندسه، علم حساب، موسیقی و هیئت است. ابن‌سینا در بخش ریاضیات در کتاب شفا اصول اقلیدس را بررسی و تحلیل کرده است. ناگفته نماند که ساختن آلات اندازه‌گیری رصدی از ابتکارات ارزشمند ابن‌سینا در نجوم است

در علوم طبیعی[ویرایش]

ابن سینا پژوهش‌هايی نيز در علوم طبيعی داشت و چگونگی پديدآمدن کوه‌ها را به درستی بيان کرده است.

مذهب[ویرایش]

بدون شک ابن سینا که در خانواده‌ای شیعی مذهب در بلخ به دنیا آمد، خود نیز مسلمان و قایل به مذهب تشیع بوده است.

ابن ‌سینا افکار و عقاید خود را درباره مسأله ‌های مختلف علمی در محفل‌های رسمی و دیگر، هر چند که قیدها و تشریفات بر مجلس حاکم بود، بی ‌پروا ابراز می‌داشت و عقاید و افکار غلط و کج را با دلیل‌های محکم به شدت رد می‌کرد. برای همین بیشتر دانشمندان از مناظره با او دچار رعب و وحشت می‌گشتند؛ زیرا دلیل‌های او بر اطلاعاتی وسیع و گسترده در مبحث‌های گوناگون استوار بود. او بیشتر با تقریرها و اظهارهای خود اشخاص، علیه آنان استدلال می‌کرد. در نتیجه این مسأله‌ها و عامل‌هایی چون رشک و حسادت، باعث کینه و دشمنی بعضی از دانشمندان و کم مایه‌گان، با او گردید تا جایی که بعضی از آنان ابن سینا را تکفیر کردند و ابن سینا نیز در جواب آنان این دو بیتی را سرود:

کفر چو منی گزاف و آسان نبود محکم‌تر از ایمان من ایمان نبود

                      

درد هر یکی چو من و آن هم کافر پس در همه دهر یک مسلمان نبود

                      

همچنین شیخ الرئیس عشق و علاقه خود را به مولا علی علیه‌السلام چنین بیان می‌کند:

تا باده عشق در قدح ریخته اند واندر پی عشقْ عاشق انگیخته‌اند

                      

با جان و روان بوعلی، مهر علی چون شیر و شکر به هم برآمیخته‌اند

                      

بر صفحه چهره‌ها خط لم یزلی معکوس نوشته‌اند نام دو علی

                      

یک لام و دو عین، با دویای معکوس از حاجب و عین و اَنف با خط جلی

                      

تالیفات[ویرایش]

از ابن‌سینا 456 کتاب و رساله در رشته‌های طب، فلسفه، حکمت، منطق، فقه، بیان، علوم طبیعی و ماوراءالطبیعه، نجوم و هیأت و ریاضیات، گیاه‌شناسی، لغت، عروض، شعر و موسیقی به جای مانده است که از آن جمله است: الاشارات و التنبیهات فی المنطق والحکمه از مهم‌ترین نوشته‌های او در فلسفه و حکمت؛ شفا که در حکمت است و به زبان‌های بسیار ترجمه شده؛ القانون فی الطب، در پزشکی که به بیشتر زبان‌های دنیا ترجمه شده و حاشیه‌های بسیار بر آن نوشته شده و معروف‌ترین کتاب او در رشته پزشکی است.

رحلت ابوعلی سینا[ویرایش]

در یکی از جنگ‌های علاءالدوله، بوعلی دچار بیماری قولنج گشت. ابن سینا به مداوای خود پرداخت ولی سودی نبخشید و بعد از مدتی بیماری صرع و روده نیز بدان افزوده شد. معالجات بسیار بوعلی و دیگر طبیبان هیچگاه به ثمر ننشست.

وقتی بوعلی به شهر همدان رسید، ضعف بر او چیره شد و دیگر قدرت برخواستن نداشت. پی برد که دیگر معالجه سود ندارد و تسلیم تقدیر الهی گشت. پیوسته قرآن می‌خواند و از خداوند طلب آمرزش می‌کرد. اموال خویش را به فقیران بخشید. ابوعلی در دو هفته آخر عمر پربار خویش، به اطعام فقیران پرداخت و بردگان را آزاد ساخت و تمام قرآن را هر سه روز یک بار تلاوت کرد تا سرانجام در 58 سالگی، در روز جمعه اول رمضان سال 428 هجری قمری، مطابق 28 خرداد ماه 416 هجری شمسی در همدان بدرود حیات گفت و بدین سان، شمع زندگی یکی از درخشان‌ترین چهره‌های علم و حکمت جهان خاموش شد.

قسمتی از وصیت نامه[ویرایش]

ابن سینا در قسمتی از وصیت نامه خود به ابوسعید ابوالخیر آورده است: «باید دانست که افضل حرکات نماز است و بهترین سکنات روزه و نافع‌ترین خیرات و مبرات صدقه و پاکیزه‌ترین خوبی‌ها تحمل سختی‌ها و باطل‌ترین سعی‌ها لجاج است و بهترین اعمال آن است که از نیت خالص صادر گردد و بهترین نیت آن است که از علم حاصل شود. جود و بخشش به قدری که مقدور باشد، مطلوب است و برای مساعدت مردم ارتکاب اموری که خلاف طبع باشد رواست. در اوضاع شرعی و احترام به سنت‌های الهی و مواظبت بر عبادات بدنی، به هیچ وجه تقصیر جایز نیست. حکمت و دانش اساس و مایه برتری انسان است بر غیر و در تحصیل دانش معرفت الهی بر همه چیز مقدم است؛ زیرا شرافت هر علمی بسته به موضوع آن است».

منابع[ویرایش]

  • زندگی، افکار و آثار ابن سینا به قلم دکتر ولایتی(بر گرفته از ابن سینا(جلد پنجاه و هفتم آفرينندگان فرهنگ و تمدن اسلام و بوم ايران)، در دسترس در سایت دکتر ولایتی، بازیابی: 30 اردیبهشت 1393