آیه 101 سوره انبیاء

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به: ناوبری، جستجو
مشاهده آیه در سوره

إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنَىٰ أُولَٰئِكَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<100 آیه 101 سوره انبیاء 102>>
سوره : سوره انبیاء (21)
جزء : 17
نزول : مکه

ترجمه های فارسی[ویرایش]

و البته (مؤمنان) آنان که توفیق و وعده نیکوی ما (در سرنوشت ازلی) بر آنها سبقت یافته از آن دوزخ به دور خواهند بود.

بی تردید کسانی که پیش تر از سوی ما وعده نیک به آنان داده اند، از دوزخ دورشان نگه می دارند.

بى‌گمان كسانى كه قبلا از جانب ما به آنان وعده نيكو داده شده است از آن [آتش‌] دور داشته خواهند شد.

كسانى كه پيش از اين مقرر كرده‌ايم كه به آنها نيكويى كنيم، از جهنم بركنارند.

(امّا) کسانی که از قبل، وعده نیک از سوی ما به آنها داده شده [= مؤمنان صالح‌] از آن دور نگاهداشته می‌شوند.

ترجمه های انگلیسی(English translations)[ویرایش]

Indeed, those for whom the best [reward] has preceded from Us - they are from it far removed.

Those for whom the good (record) from Us has gone before, will be removed far therefrom.

معانی کلمات آیه[ویرایش]

«إِنَّ الَّذِینَ سَبَقَتْ ...»: مراد جملگی مؤمنان و اشاره به همه وعده‌هائی است که خداوند در این جهان بدیشان داده است (نگا: یونس / ، رعد / ، کهف / ). «الْحُسْنی»: نعمت بزرگ و پاداش نیکو (نگا: نساء / ، اللیل / و .

نزول[ویرایش]

شأن نزول آیات 101 تا 103:

ابوبصیر و حسن بن راشد طى حدیث مفصلى از امام صادق علیه‌السلام و ایشان از طریق آباء گرامى خود از امیرالمومنین على علیه‌السلام نقل نماید که مختصر آن چنین است. على فرماید: پیامبر به من فرمود: خوشا به حال کسى که تو را دوست داشته باشد و امامت تو را تصدیق نماید و واى بر کسى که تو را دشمن بدارد و امامت تو را تکذیب کند و تو عالم این امت بعد از من مى باشى. تو و شیعیان تو از پایه گذاران عدالت و دادگرى مى باشید و نیز بهترین مخلوق خداوند هستید و در روز رستاخیز و یوم الفزع الاکبر در ظل عرش پروردگار خواهید بود. روزى که همه مردم در ترس و رعب بسر برند ولى دوستداران تو در آن روز نه ترسى دارند و نه در حزن و اندوه باشند و درباره شما این آیات نازل گردید.[۱]

ابن عباس گوید: وقتى که آیه «إِنَّکمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَها وارِدُونَ»[۲] نازل گردید. ابن الزبعرى گفت: بنابراین پرستندگان آفتاب و ماه و فرشتگان با معبودان خویش همه در آتش قرار خواهند گرفت سپس آیه 101 این سوره و آیه 57 سوره زخرف «وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْیمَ مَثَلًا» نازل گردید.[۳]

و نیز گویند: صنا دید قریش در حطیم حاضر بودند و اطراف خانه کعبه 360 بت نهاده و آن را مى پرستیدند، پیامبر آیه 101 را قرائت فرمود. کفار از این آیه برآشفتند و داد می‌زدند و می‌گفتند: محمد به خدایان ما سخن زشت مى گوید و دشنام مى دهد.

پیامبر بعد از قرائت آیه به راه افتاد، کفار در گفتگوى خود باقى بودند تا این که عبدالله بن الزبعرى آمد و گفت: چه خبر شده است؟ که متغیر و برآشفته هستید؟ آن‌ها موضوع پیامبر را با قرائت آیه براى او بیان کردند.

ابن الزبعرى گفت: کسى را دنبال محمد بفرستید و او را بیاورید. رسول خدا صلی الله علیه و آله را آوردند. عبدالله گفت: یا محمد آیا این خدایان که ما مى پرستیم فقط آن‌ها به دوزخ می‌روند یا هر معبودى که پائین تر از خداى یگانه که معبود تو است به جهنم خواهد رفت؟

پیامبر فرمود: منظور تمام معبودان غیر از خداى یگانه است. ابن الزّبعرى گفت: حال که چنین است به عقیده تو یهودیانى که عزیر را مى پرستیدند و نیز مسیحیانى را که مسیح را پرستش می‌نمودند و نیز طائفه بنوملیح که فرشتگان را پرستش می‌کردند، همه در دوزخ خواهند بود؟

پیامبر فرمود: بلى، سپس آیه 101 نازل گردید و فرمود آنان که در سابق بوده و سبقت در زمان داشتند مانند عزیر و مسیح و ملائکه همه از خوبان بودند و از این گونه عبادات بیهوده به دور بوده اند و نیز کراهت داشتند که مورد پرستش و عبادت دیگران قرار گیرند و درباره کسانى که آن‌ها را مورد پرستش قرار داده و نیز درباره ابن الزّبعرى آیه 58 سوره زخرف «ما ضَرَبُوهُ لَک إِلَّا جَدَلًا بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ» نازل گردیده است که در جاى خود مذکور خواهد شد.[۴]

تفسیر آیه[ویرایش]

تفسیر نور (محسن قرائتی)[ویرایش]


إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى‌ أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ «101»

همانا كسانى كه قبلًا از جانب ما به آنان (در برابر كارشان، وعده) نيكو داده شده است، آنان از آن (دوزخ) دور نگاهداشته خواهند شد.

نکته ها

در روايات آمده است كه عدّه‌اى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله پرسيدند: اگر قرآن جايگاه عابد و معبودِ غير خدا را آتش دوزخ قرار داده است، «1» پس حال عيسى‌ عليه السلام و مريم عليها السلام كه ناخواسته معبود ديگران واقع شده‌اند چگونه است؟ حضرت صلى الله عليه و آله در پاسخ آنان، همين آيه‌ى شريفه را تلاوت فرمودند.

پیام ها

1- خداوند، به وعده‌هايى كه به اهل ايمان و تقوى داده است وفا مى‌كند. «سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى‌ أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ»

2- كسى كه به بهشت وارد شود، ديگر وارد جهنّم نمى‌شود. «أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)[ویرایش]



إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى‌ أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ (101)

چون مشركين صحبت عيسى و ملائكه را در ميان آوردند، حق تعالى در رد آنها فرمود:

إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى‌: بدرستى كه آنان كه پيشى گرفته براى ايشان از جانب ما سابقه نيكو كه سعادت دنيا و آخرت است، يعنى توفيق طاعت و رسيدن به جنت، يا وعده نيكوتر بر ايمان و اعمال صالحه كه آن روضه رضوان است، يا بشارت به ثواب كه مزيت حسن دارد بر غير؛ و آنها عزير، عيسى و ملائكه مى‌باشند. أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ‌: آن گروه بخصوص بسابقه عنايت، از جهنم دور كرده شدگانند، زيرا ايشان در اعلى عليين و جهنم در اسفل سافلين مى‌باشد.

اكثر مفسران برآنند كه اين آيه عام است نسبت به هر كه سبقت يافته باشد براى او و وعده مثوبت و سعادت، و مؤيد اينست آنچه مروى است كه حضرت امير المؤمنين عليه السلام روزى خطبه‌اى خواند بعد از فراغ از آن، اين آيه را تلاوت و فرمود: من از اين جماعت هستم كه عنايت الهى براى ايشان سبقت يافته‌ «2». و از اينجاست كه شيخ جنيد گفته: (سبقت لهم من اللّه العناية فى البداية و ظهرت الولاية فى النّهاية).


«1» سوره اسراء، آيه 97.

«2» احقاق الحق، ج 3، ص 391- 390.

جلد 8 - صفحه 448


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)[ویرایش]


وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذا هِيَ شاخِصَةٌ أَبْصارُ الَّذِينَ كَفَرُوا يا وَيْلَنا قَدْ كُنَّا فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا بَلْ كُنَّا ظالِمِينَ (97) إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَها وارِدُونَ (98) لَوْ كانَ هؤُلاءِ آلِهَةً ما وَرَدُوها وَ كُلٌّ فِيها خالِدُونَ (99) لَهُمْ فِيها زَفِيرٌ وَ هُمْ فِيها لا يَسْمَعُونَ (100) إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى‌ أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ (101)

لا يَسْمَعُونَ حَسِيسَها وَ هُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خالِدُونَ (102) لا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ وَ تَتَلَقَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ هذا يَوْمُكُمُ الَّذِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ (103)

ترجمه‌

- و نزديك شود وعده‌ئى كه حقّ است پس آنگاه امر از اين قرار است كه خيره باشد چشمهاى آنانكه كافر شدند ميگويند اى واى بر ما بتحقيق بوديم در غفلت از اين بلكه بوديم ستمكاران‌

همانا شما و آنچه مى‌پرستيد غير از خدا فروزينه جهنّميد شمائيد مرآنرا وارد شوندگان‌

اگر بودند آنان خدايان وارد نميشدند در آن و تمامى باشند در آن جاودانيان‌

مر ايشانرا است در آن ناله زار و آنان در آن نميشنوند

همانا آنانكه پيشى گرفته است براى آنان از ما صفت خوبى آنگروهند از آن دور كرده شدگان‌

نميشنوند صداى اشتعال آنرا و ايشان باشند در آنچه خواهان باشد نفسهاشان جاودانيان‌

اندوهناك نكند آنها را ترسيكه بزرگترين ترسها است و پيشواز نمايند از ايشان ملائكه و گويند اين روز موعود شما است آنروز كه بوديد وعده داده ميشديد.

تفسير

- خداوند تعالى بعد از ذكر باز شدن راه يأجوج و مأجوج و انهدام سدّ آنها اعلام فرموده نزديك شدن قيامت را با بيان بعضى از احوال مردم در


جلد 3 صفحه 579

آنروز باين تقريب كه در چنين روز و موقفى چشمهاى كفّار از شدّت هول و هراس خيره و مات ميشود بطوريكه قادر بر بهم زدن آن نيستند و بى‌اختيار با خود ميگويند واى بر ما چه غفلتى داشتيم ما در دنيا از چنين روز و موقفى براى اشتغال بامور موقته و لذائذ فانيه و بى‌فكرى در اين عاقبت وخيم بلكه ظلم عظيم كه از ما بر ما واقع شد و گوش بمواعظ بزرگان نداديم و خداوند ميفرمايد شما و آنچه ميپرستيد فروزينه يعنى مايه فروزان شدن يا هيزم جهنّميد چون حصب سنگ ريزه و غيره است كه پرتاب بسوى آتش شود براى اشتعال آن و بعضى حطب بطاء مؤلّفه قرائت نموده‌اند و در مجمع آنرا از امير المؤمنين عليه السّلام نقل نموده كه بمعناى هيزم است و شما براى طعمه آتش جهنّم وارد آن ميشويد و اينكه لها واردون فرموده نه فيها براى اشعار باين نكته است و اگر معبودهاى شما بحقّ و در حقيقت خدا بودند وارد در جهنّم نميشدند با آنكه آنها مخلّد در آتشند چنانچه پرستش كنندگان آنها مخلّدند و در جهنّم ناله شديدى دارند مانند صداى خرولى از شدّت وحشت و عذاب صداى يكديگر را نميشنوند يا صداى دادرسى را نميشنوند از جنس خدايانشان و غير آنها و ظاهر ما تعبدون بملاحظه لفظ ما كه در غير ذوى العقول استعمال ميشود و آنكه مقصود بخطاب كفّار مكّه‌اند كه بت‌پرست بودند و آنكه آنرا از سنگ و چوب و فلزّاتى كه مناسب با حصب جهنّم بودن است ميساختند بتها هستند نه امثال مسيح عليه السّلام و عزير و ملائكه كه هر يك معبود جمعى از كفّار بودند و بنابراين لفظ ما تعبدون شامل آنذوات مقدّسه نميشود تا احتياج باخراج داشته باشد ولى خداوند براى رفع تشكيك مشكّكين و شبهه معاندين بيان حال ايشانرا بلافاصله در تحت عنوان كلّى منطبق بر ايشان بطور يقين در آيه بعد فرموده براى آنكه در قوّه استثناء باشد باين تقريب كه كسانيكه قبلا براى آنها از ما ذكر خيرى شده و وصف خوبى ايشانرا نموديم آنگروه كه جماعت صلحاء ميباشند دور كرده خواهند بود از جهنّم بفاصله زيادى كه صداى اشتعال آنرا نميشنوند و احساس نميكنند با آنكه محسوس است و در آنچه دل خواهشان باشد و اشتياق بآن داشته باشند مخلّد و جاويد خواهند بود محزون و غمگين نميكند ايشانرا هول و ترسيكه بزرگتر از هر هول و ترسى است كه در دنيا روى ميدهد و آنوقتى است كه صور دميده‌


جلد 3 صفحه 580

ميشود و مردم در صحراى محشر مجتمع ميشوند و ملائكه رحمت از ايشان براى تهنيت و تبريك استقبال مينمايند و عرضه ميدارند اين آنروز موعود الهى است گوارا باد بر شما نعمتهاى جاودان بهشت كه نتيجه دسترنج دنيوى شما است قمّى ره از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه چون آيه‌ إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ‌ نازل شد حال اهل مكّه ديگرگون و سخت آشفته گرديد پس عبد اللّه بن زبعرى وارد بر آنها گشت با آنكه در اطراف اين آيه بحث ميكردند و بآنها گفت محمّد اين سخن را گفته گفتند بلى گفت اگر اقرار كند نزد من او را محكوم مينمايم پس جمع شد بين آن دو و بحضرت عرض كرد اين آيه را كه قبلا تلاوت نمودى در باره ما و خدايان ما است بالخصوص يا در باره تمام امم و خدايان آنها است حضرت فرمود در باره شما و خدايانتان و ساير امم و خدايانشان است مگر كسانيكه خدا آنها را استثناء فرموده او گفت محكوم شدى مگر تو ستايش ننمودى عيسى بن مريم را بذكر خير با آنكه نصارى او و مادرش را ميپرستند و دسته‌ئى از مردم ملائكه را ميپرستند آيا اين خدايان در آتش نيستند با كسانيكه آنها را مى‌پرستند پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود خير پس صداى قريش بخنده بلند شد و بحضرت گفتند ابن زبعرى محكومت كرد پيغمبر فرمود سخن باطلى گفتيد مگر من نگفتم مگر كسانيرا كه خدا آنها را استثنا نموده كه فرموده همانا آنانكه سبقت گرفت از براى ايشان از ما صفت خوبى از عذاب دورند بقدرى كه صداى شعله آتش را هم نميشنوند و آنچه دلخواهشان باشد هميشه براى ايشان موجود است و در قرب الاسناد از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود خداوند روز قيامت هر چه را مردم جز او ميپرستيدند از آفتاب و ماه و غير آن دو حاضر ميفرمايد پس سؤال ميشود از هر كس كه چيزى را ميپرستيده كه چرا آنرا ميپرستيدى پس ميگويند پروردگارا ما آنها را ميپرستيديم براى آنكه وسيله قرب ما بتو باشند پس خداوند امر ميفرمايد بملائكه كه تمامشان را از عابد و معبود بجهنّم ببريد مگر كسانيرا كه من استثنا نمودم كه بايد از آتش دور باشند حقير عرض ميكنم ظاهرا مراد از آفتاب و ماه اوّلى و دوّمى باشد چون در روايت ديگرى بآن دو تفسير شده و آنكه بصورت دو گاو محشور ميشوند و با بندگانش بجهنّم ميروند و وجه مناسبت تعبير از آن دو


جلد 3 صفحه 581

بآفتاب و ماه در سوره الرّحمن بيايد انشاء اللّه تعالى و معلوم است كه بردن بتها بجهنّم براى زيادتى عذاب بت‌پرستان و حسرت و ندامت آنها است كه به بينند بتها ميسوزند و قربى پيش خدا نداشتند تا مقرّب آنها شوند و در اخبار عديده آيات اخيره بوجود مبارك امير المؤمنين عليه السّلام و شيعيان آنحضرت و ائمه اطهار كه مصاديق جليّه عناوين مذكوره در آياتند تفسير شده و فرموده‌اند آنان كسانى هستند كه خداوند ايشانرا بخوبى ياد فرموده و از جهنّم دور و در بهشت مخلّدند و زير سايه عرش الهى جاى دارند و از فزع اكبر ايمنند و حزن و اندوه و بيم و ترسى ندارند و ملائكه باستقبالشان ميآيند و ايشانرا بشارت ببهشت و نعمتهاى بى‌منتهاى آن ميدهند و اين آيات در باره ايشان نازل شده ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)[ویرایش]


إِن‌َّ الَّذِين‌َ سَبَقَت‌ لَهُم‌ مِنَّا الحُسني‌ أُولئِك‌َ عَنها مُبعَدُون‌َ (101)

محققا كساني‌ ‌که‌ سبقت‌ گرفته‌ ‌از‌ ‌براي‌ ‌آنها‌ ‌از‌ طرف‌ ‌ما خوبيها اينها ‌از‌ آتش‌ و جهنّم‌ دوري‌ پيدا مي‌كنند.

مخصوصا شاهد ‌بر‌ عرض‌ سابق‌ ‌اينکه‌ ‌که‌ ‌در‌ خبر دارد: آمد ‌عبد‌ اللّه‌ ‌بن‌ زبعري‌ خدمت‌ حضرت‌ رسالت‌ عرض‌ كرد: آيا ‌شما‌ نمي‌گويي‌ ‌اينکه‌ ‌که‌ عزير و عيسي‌ و مريم‌ صالح‌ بودند!‌-‌ فرمود: چرا. عرض‌ كرد: ‌پس‌ اينها ‌را‌ عبادت‌ مي‌كردند ‌از‌ ‌غير‌ ‌خدا‌ ‌پس‌ اينها ‌در‌ آتش‌ هستند ‌پس‌ خداوند ‌اينکه‌ ‌آيه‌ ‌را‌ نازل‌ فرمود.

(إِن‌َّ الَّذِين‌َ سَبَقَت‌ لَهُم‌ مِنَّا الحُسني‌): ‌از‌ ‌براي‌ حسني‌ درجات‌ بسياري‌ ‌است‌ درجه اعلي‌ ‌آن‌ ‌را‌ انبياء و اوصياء انبياء دارا بودند ‌که‌ ‌در‌ مقام‌ معرفت‌ درجه اعلاي‌ ايمان‌ ‌را‌ داشتند، و ‌در‌ صفات‌ جامع‌ جميع‌ اخلاق‌ حميده‌ و منزّه‌ و مبرّا ‌از‌ جميع‌ رذائل‌، و ‌در‌ اعمال‌ داراي‌ مقام‌ عصمت‌ و طهارت‌ بودند ‌آن‌ ‌هم‌ بمراتب‌ مختلفه‌ ‌که‌ مرتبه اعلاي‌ ‌آن‌ خاص‌ محمّد و آل‌ صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و ‌سلّم‌ ‌بود‌ ثم‌ّ اولو العزم‌ ‌من‌ الرّسل‌، ثم‌ّ المرسلين‌، ثم‌ّ سائر الانبياء. و دون‌ درجه ‌آنها‌ اصحاب‌ خاص‌ّ ‌که‌ تالي‌ تلو مقام‌ عصمت‌ بودند، و ‌پس‌ ‌از‌ ‌آنها‌ علماء اعلام‌ ‌در‌ ‌هر‌ عصر و زمان‌، و ‌پس‌ ‌از‌ ‌آنها‌ ساير مؤمنين‌ ‌از‌ صالحين‌ و متقين‌، و ‌پس‌ ‌از‌ ‌آنها‌ كساني‌ ‌که‌ ‌با‌ ايمان‌ ‌از‌ دنيا رفتند و آلوده‌ ‌به‌ بعض‌ صفات‌ پست‌ و اعمال‌ زشت‌ باشند ولي‌ باعث‌ نشده‌ ‌باشد‌ ‌که‌ حين‌ رحلت‌ بدون‌ ايمان‌ ‌از‌ دنيا رفته‌ باشند ‌که‌ اميد مغفرت‌ و عفو و شفاعت‌ ‌در‌ حق‌ّ ‌آنها‌ هست‌ و ‌لو‌ ‌در‌ حين‌ رحلت‌ سخت‌ جان‌ داده‌ باشند ‌ يا ‌ ‌در‌ قبر و عالم‌ برزخ‌ ‌به‌ بعض‌ عقوبات‌ گرفتار ‌شده‌ باشند بالاخره‌ ‌در‌ قيامت‌ نجات‌ پيدا مي‌كنند.

جلد 13 - صفحه 249

(أُولئِك‌َ عَنها مُبعَدُون‌َ): و امّا كساني‌ ‌که‌ بدون‌ ايمان‌ ‌از‌ روي‌ تقصير ‌از‌ دنيا روند مشمول‌ آيات‌ قبل‌ هستند و ‌لو‌ اعمال‌ صالحه‌ و اخلاق‌ حسنه‌ داشته‌ باشند، غاية الامر دركات‌ عذاب‌ ‌آنها‌ ‌در‌ جهنّم‌ مختلف‌ ‌باشد‌.

و امّا ‌اگر‌ ‌از‌ روي‌ قصور ‌باشد‌ نه‌ اهل‌ جنّت‌ و نه‌ اهل‌ نار.

برگزیده تفسیر نمونه[ویرایش]


]

(آیه 101)- این آیه حالات مؤمنان راستین و مردان و زنان با ایمان را باز گو می‌کند تا در مقایسه با یکدیگر وضع هر دو مشخص‌تر شود.

نخست می‌گوید: «کسانی که به خاطر ایمان و اعمال صالحشان وعده نیک به آنها از قبل داده‌ایم از این آتش هولناک و وحشتناک دورند» (إِنَّ الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنی أُولئِکَ عَنْها مُبْعَدُونَ).

اشاره به این که ما به تمام وعده‌هایی که به مؤمنان در این جهان داده‌ایم وفا خواهیم کرد که یکی از آنها دور شدن از آتش دوزخ است.

پانویس[ویرایش]

  1. کتاب امالى از ابن بابویه و کتاب بشارات الشیعة و البرهان فی تفسیر القرآن.
  2. آیه 98 سوره انبیاء، (ترجمه) «البته شما و آنچه را که غیرخدا مى پرستید، آتش افروز دوزخ هستید و در آتش آن وارد می‌شوید».
  3. حاکم صاحب المستدرک.
  4. تفسیر کشف الاسرار.

منابع[ویرایش]