تناسخ

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

«تَناسُخ» (از ریشه «نسخ») در اصطلاح کلام و فلسفه اسلامی، انتقال نفس انسان از بدنی به بدن دیگر در همین جهان است. بر پایه این باور، نفس پس از مرگ بدن نخست، به کالبدی دیگر تعلق می‌گیرد و زندگی دنیوی خود را در بدنی تازه ادامه می‌دهد. تناسخ در ادیان هندی و برخی مکاتب یونان باستان پیشینه‌ای کهن دارد و در جهان اسلام نیز گروه‌هایی به آن گرایش یافته‌اند. متکلمان و فیلسوفان مسلمان، به‌ویژه عالمان امامیه، آن را باطل و ناسازگار با معاد دانسته و برای ابطال آن ادله نقلی و عقلی اقامه کرده‌اند. تناسخ را نباید با رجعت (بازگشت گروهی از مردگان به دنیا پیش از قیامت) یا مسخ (دگرگونی عذاب‌آمیز امت‌های پیشین) یکی گرفت.[۱]

واژه‌شناسی و تعریف

«تناسخ» از ریشه «نسخ» و بر وزن «تفاعُل» است. راغب اصفهانی «نسخ» را از میان برداشتن چیزی با چیزی که پس از آن می‌آید معنا کرده است.[۲] در اصطلاح، تعریف‌های نزدیک به هم ارائه شده است. ملاصدرا تناسخ را چنین تعریف می‌کند: «انتقال النفس من بدن عنصری أو طبیعی إلی بدن آخر منفصل عن الأول»؛ انتقال نفس از بدن عنصری یا طبیعی به بدنی دیگر که از بدن نخست جدا است.[۳] علامه طباطبایی نیز آن را انتقال نفس پس از جدا شدن از بدن به بدنی دیگر دانسته است.[۴] قید «در همین جهان» در تعریف، تناسخ را از معاد که بازگشت انسان در جهان دیگر است جدا می‌کند.[۵]

اقسام تناسخ

متکلمان و فیلسوفان مسلمان برای تناسخ چهار قسم مشهور برشمرده‌اند که بر پایه نوع بدن مقصد از یکدیگر جدا می‌شوند:[۶]

  • نسخ: انتقال نفس از بدن انسانی به بدن انسانی دیگر؛ این قسم را تناسخ به معنای خاص نیز خوانده‌اند.
  • مسخ: انتقال نفس به بدن حیوان.
  • فسخ: انتقال نفس به بدن گیاه.
  • رسخ: انتقال نفس به جسم جماد و معدن.

در برخی آثار، در تعیین مصداق «فسخ» و «رسخ» اختلاف دیده می‌شود و گاه فسخ به جماد و رسخ به نبات نسبت داده شده است.[۷]

پیشینه

ادیان و مکاتب غیراسلامی

در هند، آموزه «سَمساره» (گردش نفس در زنجیره زادهای پیاپی) و «کارما» (اثر کردار در سرنوشت زادن بعدی) بنیاد باور به تناسخ است؛ در این نگاه، نفس تا رسیدن به رهایی (موکشا) در بدن‌های تازه زاده می‌شود.[۸] در بودیسم نیز بازگشت پیاپی به کالبدهای تازه، بر پایه کردار، برای طی کردن مسیر رهایی مطرح شده است.[۹] در سنت یونان باستان، فیثاغورس و افلاطون و پیروانشان از باورمندان به تناسخ شمرده شده‌اند.[۱۰] برخی فرقه‌های ثنوی و مانوی نیز به انتقال ارواح میان اجساد و پاک شدن ارواح گمراه در کالبد حیوانات باور داشتند.[۱۱]

در جهان اسلام

پس از اسلام، باور به تناسخ به گروه‌هایی که به تشیع منتسب شده‌اند، مانند سبئیه، بیانیه، جناحیه و خطابیه، و نیز به شماری از قدریه مانند خابطیه نسبت داده شده است.[۱۲] این نسبت‌ها بر پایه گزارش‌های فرقه‌شناسان سده‌های نخست هجری است و در پاره‌ای موارد با انگیزه‌های جدلی آمیخته است؛ از این‌رو باید با احتیاط خوانده شود.[۱۳]

در روایتی که هشام بن حکم از امام صادق علیه السلام نقل کرده، باور تناسخیان چنین توصیف شده است: انکار بهشت و جهنم و بعث و نشور، تفسیر معاد به انتقال روح از قالبی به قالب دیگر، و مباح شمردن لذات و محرمات. آن حضرت این باور را باطل شمرد و آن را ناسازگار با راه دین دانست.[۱۴]

ادله بطلان

ادله نقلی

قرآن زندگی دنیوی انسان را یک دوره واحد می‌داند که پس از آن مرگ و برزخ و سپس رستاخیز فرا می‌رسد. از این‌رو، بازگشت‌های پیاپی به دنیا و تعلق نفس به بدن‌های متعدد، با آیات معاد ناسازگار است:

  • «كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْيَاكُمْ ۖ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»؛ «چگونه به خدا کفر می‌ورزید، در حالی که مردگان بودید و شما را زنده کرد؛ سپس شما را می‌میراند، سپس زنده می‌کند، آنگاه به سوی او بازگردانده می‌شوید».[۱۵]
  • «حَتَّىٰ إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ ۝ لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ ۚ كَلَّا ۚ إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا ۖ وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ»؛ «تا آنگاه که مرگ یکی از آنان فرا رسد، می‌گوید: پروردگارا! مرا بازگردان، شاید در آنچه رها کرده‌ام کاری شایسته انجام دهم. هرگز! این سخنی است که او می‌گوید و پیش رویشان برزخی است تا روزی که برانگیخته شوند».[۱۶]
  • «قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَىٰ خُرُوجٍ مِّن سَبِيلٍ»؛ «می‌گویند: پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده کردی؛ پس به گناهان خود اعتراف کردیم؛ آیا راهی برای بیرون رفتن هست؟».[۱۷]

این آیات، شمار مرگ و زندگی دنیوی را محدود و بازگشت به دنیا را پس از مرگ نفی می‌کنند.[۱۸] مفسران نیز تأویل‌های تناسخیان را نادرست دانسته‌اند؛ برای نمونه، علامه طباطبایی حمل آیه ۳۸ سوره انعام بر انتقال ارواح به بدن حیوانات را ناسازگار با ذیل آیه («ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ») و نادرست شمرده است.[۱۹]

از میان روایات، امام رضا علیه السلام در پاسخ به پرسش مأمون درباره تناسخیان فرمود: «مَنْ قَالَ بِالتَّنَاسُخِ فَهُوَ كَافِرٌ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ، مُكَذِّبٌ بِالْجَنَّةِ وَالنَّارِ»؛ «هر کس به تناسخ قائل شود، به خدای بزرگ کفر ورزیده و بهشت و دوزخ را انکار کرده است».[۲۰] در روایت بلند هشام بن حکم از امام صادق علیه السلام نیز، باور تناسخیان به انکار بهشت و دوزخ و رستاخیز و به اباحه محرمات همراه دانسته شده است.[۲۱]

ادله عقلی

متکلمان و فیلسوفان مسلمان براهین عقلی نیز بر امتناع تناسخ اقامه کرده‌اند:

  1. اجتماع دو نفس در یک بدن یا بازگشت از فعلیت به قوه: اگر بدن دوم روح داشته باشد، انتقال نفس به آن مستلزم اجتماع دو نفس در یک بدن است که محال است؛ و اگر روح نداشته باشد، لازم می‌آید نفسِ بالفعل دوباره بالقوه شود و به بدنی مادی تعلق گیرد، همانند بازگشت پیرمرد به کودکی که محال است.[۲۲]
  2. رابطه اتحادی نفس و بدن: از دیدگاه ملاصدرا، نفس در آغاز «جسمانیةالحدوث» است و با حرکت جوهری اشتدادی به تجرد می‌رسد. رابطه نفس و بدن رابطه اتحادی است، نه رابطه چیزی با لباس؛ از این‌رو نفس پس از رسیدن به فعلیت نمی‌تواند به بدن عنصری دیگری منتقل شود. همچنین میان مفارقت از بدن نخست و تعلق به بدن دوم، نفس باید مدتی بدون بدن بماند، در حالی که تعلق به بدن برای نفس ذاتی است.[۲۳]
  3. ناسازگاری با معاد و هویت شخصی: بر پایه دیدگاه مشهور، در معاد اسلامی بازگشت به بدن خودِ شخص است، نه به بدنی دیگر؛ اما اگر نفس به بدن دیگری منتقل شود، آنچه در جهان دیگر پاداش یا کیفر می‌بیند، شخصی دیگر خواهد بود و پیوند میان عمل و جزا از میان می‌رود.[۲۴]

ملاصدرا در کنار ابطال «تناسخ ملکی» (انتقال نفس به بدن عنصری دیگر)، از «تناسخ ملکوتی» به معنای تجسم ملکات و اعمال در نشئه اخروی سخن گفته و آن را با تناسخ مصطلح یکی ندانسته است.[۲۵]

تفاوت با رجعت و مسخ

تناسخ با رجعت و مسخ تفاوت بنیادی دارد:

  • رجعت بازگشت گروهی از مردگان به دنیا پیش از قیامت است. بر پایه دیدگاه مشهور، در رجعت نفس به بدن خودِ شخص بازمی‌گردد و بازگشت موقت و محدود است؛ در حالی که در تناسخ، نفس به بدن دیگری منتقل می‌شود و چرخه انتقال پایان‌ناپذیر فرض می‌شود. رجعت جایگزین معاد نیست و پس از آن حیات اخروی آغاز می‌شود.[۲۶]
  • مسخ دگرگونی صورت انسان به حیوان در همین دنیا، به‌عنوان عذاب الهی برای امت‌های پیشین است؛ مانند مسخ اصحاب سبت در سوره بقره و سوره اعراف. مسخ کیفری دنیوی است، نه انتقال نفس پس از مرگ به بدن دیگر.[۲۷]
  • برزخ عالم میانی میان مرگ و رستاخیز است و در آن، نفس بدون بدن عنصری دنیوی به حیات خود ادامه می‌دهد؛ این نیز با تناسخ که تعلق دوباره به بدن دنیوی است تفاوت دارد.[۲۸]

موضع عالمان شیعه

عالمان امامیه تناسخ را باطل و ناسازگار با معاد دانسته‌اند.[۲۹] شیخ صدوق روایت امام رضا علیه السلام را در عیون اخبار الرضا نقل کرده است.[۳۰] علامه مجلسی در بحارالانوار بابی با عنوان «ابطال التناسخ» گشوده و روایات عیون و الاحتجاج را در آن گرد آورده است.[۳۱]

ملاصدرا در اسفار با برهان «اتحادی بودن نفس و بدن» و «امتناع بازگشت از فعلیت به قوه»، تناسخ ملکی را ابطال کرده است.[۳۲] علامه طباطبایی نیز در المیزان با استناد به آیات و براهین عقلی، تناسخ را باطل دانسته و آن را از رجعت جدا کرده است.[۳۳]

در آثار کلامی شیعه، تناسخ از مسائل اعتقادی ناسازگار با معاد شمرده می‌شود.[۳۴] روایت امام رضا علیه السلام نیز تناسخ را همراه با انکار بهشت و دوزخ می‌داند.[۳۵]

پانویس

  1. ↑ راغب اصفهانی، المفردات، ص۴۹۰؛ ملاصدرا، الحکمة المتعالیة، ج۹، ص۷؛ طباطبایی، المیزان، ج۱، ص۲۰۹.
  2. ↑ راغب اصفهانی، المفردات، ص۴۹۰.
  3. ↑ ملاصدرا، الحکمة المتعالیة، ج۹، ص۷.
  4. ↑ طباطبایی، المیزان، ج۱، ص۲۰۹.
  5. ↑ کاشف الغطاء، الفردوس الأعلى، ج۱، ص۳۲۷.
  6. ↑ ملاصدرا، الحکمة المتعالیة، ج۹، ص۲–۷؛ کاشف الغطاء، الفردوس الأعلى، ج۱، ص۳۲۷.
  7. ↑ عباسی، «فرقه تناسخیه»، دانشنامه پژوهه.
  8. ↑ ویتمن، آیین هندو، ص۲۹؛ شهرستانی، الملل والنحل، ج۱، ص۲۴۴–۲۴۵.
  9. ↑ شهرستانی، الملل والنحل، ج۱، ص۲۴۴–۲۴۵.
  10. ↑ عباسی، «فرقه تناسخیه»، دانشنامه پژوهه؛ شهرستانی، الملل والنحل، ج۱، ص۲۴۴–۲۴۵.
  11. ↑ شهرستانی، الملل والنحل، ج۱، ص۲۴۴–۲۴۵.
  12. ↑ نوبختی، فرق الشیعة، ص۳۹–۴۰؛ بغدادی، الفرق بین الفرق، ص۲۸۹–۲۹۲؛ شهرستانی، الملل والنحل، ج۱، ص۲۴۴–۲۴۵، ۲۵۴؛ عباسی، «فرقه تناسخیه»، دانشنامه پژوهه.
  13. ↑ نک: بغدادی، الفرق بین الفرق، ص۲۸۹–۲۹۲.
  14. ↑ طبرسی، الاحتجاج، ص۱۸۸؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۴، ص۳۲۰.
  15. ↑ سوره بقره، آیه ۲۸.
  16. ↑ سوره مؤمنون، آیات ۹۹–۱۰۰.
  17. ↑ سوره غافر، آیه ۱۱.
  18. ↑ طباطبایی، المیزان، ج۱، ص۲۰۹؛ ج۸، ص۳۱۳.
  19. ↑ طباطبایی، المیزان، ج۷، ص۸۳.
  20. ↑ صدوق، عیون أخبار الرضا، ج۲، ص۲۱۸؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۴، ص۳۲۰.
  21. ↑ طبرسی، الاحتجاج، ص۱۸۸؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۴، ص۳۲۰.
  22. ↑ طباطبایی، المیزان، ج۱، ص۲۰۹.
  23. ↑ ملاصدرا، الحکمة المتعالیة، ج۹، ص۲–۷، ۱۲.
  24. ↑ کاشف الغطاء، الفردوس الأعلى، ج۱، ص۳۲۷؛ طباطبایی، المیزان، ج۱، ص۲۰۹.
  25. ↑ ملاصدرا، الحکمة المتعالیة، ج۹، ص۲–۷.
  26. ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۵۳، ص۵۱، ۹۲–۱۲۲.
  27. ↑ سوره بقره، آیه ۶۵؛ سوره اعراف، آیه ۱۶۶.
  28. ↑ سوره مؤمنون، آیه ۱۰۰؛ طباطبایی، المیزان، ج۱، ص۲۰۹.
  29. ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۴، ص۳۲۰؛ طباطبایی، المیزان، ج۱، ص۲۰۹.
  30. ↑ صدوق، عیون أخبار الرضا، ج۲، ص۲۱۸.
  31. ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۴، ص۳۲۰.
  32. ↑ ملاصدرا، الحکمة المتعالیة، ج۹، ص۲–۷.
  33. ↑ طباطبایی، المیزان، ج۱، ص۲۰۹؛ ج۷، ص۸۳؛ ج۸، ص۳۱۳.
  34. ↑ کاشف الغطاء، الفردوس الأعلى، ج۱، ص۳۲۷؛ طباطبایی، المیزان، ج۱، ص۲۰۹.
  35. ↑ صدوق، عیون أخبار الرضا، ج۲، ص۲۱۸؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۴، ص۳۲۰.

منابع

  • قرآن کریم.
  • راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ المفردات فی غریب القرآن، تحقیق صفوان عدنان داوودی، دمشق: دار القلم؛ بیروت: الدار الشامیة، چاپ اول، ۱۴۱۲ق؛ ص۴۹۰.
  • صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم؛ الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، چاپ چهارم، ۱۴۱۰ق؛ ج۹، ص۲–۷، ۱۲.
  • کاشف الغطاء، محمدحسین؛ الفردوس الأعلى، قم: دار أنوار الهدی، ۱۴۲۶ق/۱۳۸۴ش؛ ج۱، ص۳۲۷.
  • شهرستانی، محمد بن عبدالکریم؛ الملل والنحل، تحقیق محمد سید کیلانی، بیروت: دار المعرفة، بی‌تا؛ ج۱، ص۲۴۴–۲۴۵، ۲۵۴.
  • نوبختی، حسن بن موسی؛ فرق الشیعة، تحقیق محمد صادق آل بحر العلوم، نجف: المکتبة الحیدریة، ۱۳۵۵ق؛ ص۳۹–۴۰.
  • بغدادی، عبدالقاهر؛ الفرق بین الفرق، تحقیق محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت: دار المعرفة، بی‌تا؛ ص۲۸۹–۲۹۲.
  • صدوق، محمد بن علی؛ عیون أخبار الرضا، تحقیق حسین الأعلمی، بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م؛ ج۲، ص۲۱۸.
  • طبرسی، احمد بن علی؛ الاحتجاج، تحقیق محمد باقر الخرسان، نجف: دار النعمان، ۱۳۸۶ق/۱۹۶۶م؛ ص۱۸۸.
  • مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار، بیروت: مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م؛ ج۴، ص۳۲۰؛ ج۵۳، ص۵۱، ۹۲–۱۲۲.
  • طباطبایی، سید محمدحسین؛ المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م؛ ج۱، ص۲۰۹؛ ج۷، ص۸۳؛ ج۸، ص۳۱۳.
  • ویتمن، سیمن؛ آیین هندو، ترجمه علی موحدیان عطار، قم: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، ۱۳۸۲ش؛ ص۲۹.
  • عباسی، حبیب؛ «فرقه تناسخیه»، دانشنامه پژوهه، ۲۴ آبان ۱۳۹۳؛ تاریخ دسترسی: ۲۸ مهر ۱۴۰۵.
‌اعتقادات شیعه
توحید توحید ذاتی * توحید صفاتی * توحید افعالی * توحید در عبادت * بداء * اسماء و صفات الهی
عدل قضا و قدر * اختیار * امر بین الامرین
نبوت عصمت پیامبران * خاتمیت * وحی * اعجاز * عدم تحریف قرآن
امامت

باورها:

ضرورت وجود امام * عصمت امامان * اهل بیت * چهارده معصوم * ولایت تكوینی * علم غیب امامان * غیبت امام زمان (عج) * انتظار * رجعت * توسل * شفاعت * آخر الزمان

ائمه علیهم السلام:

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله * امام علی(ع) * امام حسن(ع) * امام حسین(ع) * امام سجاد(ع) * امام باقر(ع) * امام صادق(ع) * امام کاظم(ع) * امام رضا(ع) * امام جواد(ع) * امام هادی(ع) * امام عسکری(ع) * امام مهدی(عج)

معاد برزخ * معاد جسمانی * حشر * صراط * میزان * بهشت * جهنم
مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه