آیه 6 سوره بقره

از دانشنامه‌ی اسلامی
(تغییرمسیر از آیه ۶ بقره)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<5 آیه 6 سوره بقره 7>>
سوره : سوره بقره (2)
جزء : 1
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

(ای رسول ما) کافران را یکسان است که ایشان را بترسانی یا نترسانی، ایمان نخواهند آورد.

بی تردید برای کسانی که [به خدا و آیاتش] کافرند مساوی است چه [از عذاب] بیمشان دهی یا بیمشان ندهی، ایمان نمی آورند.

در حقيقت كسانى كه كفر ورزيدند -چه بيمشان دهى، چه بيمشان ندهى- بر ايشان يكسان است؛ [آنها] نخواهند گرويد.

كافران را خواه بترسانى يا نترسانى تفاوتشان نكند، ايمان نمى آورند.

کسانی که کافر شدند، برای آنان تفاوت نمی‌کند که آنان را (از عذاب الهی) بترسانی یا نترسانی؛ ایمان نخواهند آورد.

ترجمه های انگلیسی(English translations)

As for the faithless, it is the same to them whether you warn them or do not warn them, they will not have faith.

Surely those who disbelieve, it being alike to them whether you warn them, or do not warn them, will not believe.

As for the Disbelievers, Whether thou warn them or thou warn them not it is all one for them; they believe not.

As to those who reject Faith, it is the same to them whether thou warn them or do not warn them; they will not believe.

معانی کلمات آیه

كفروا: كفر در اصل بمعنى پوشاندن است. زارع را كافر گويند كه تخم را در زمين مى پوشاند. كافر را از آن كافر گويند كه حقائق را با انكار پوشانده است، خواه از روى جهل باشد و خواه از روى عناد. لازم است كفر را انكار معنى كنيم.[۱]

شأن نزول

«شیخ طوسى» گوید: بنا بقول ربيع بن انس درباره ابو جهل و پنج نفر از قوم او كه از سران احزاب بوده و در جنگ بدر كشته شده‏ اند نازل گرديد [۲] چنانكه بلخى و مغربى نيز اين عقيده را پسنديده ‏اند. ابن عباس [۳] گويد درباره احبار يهود كه در اطراف مدينه بوده ‏اند نازل شده است، عدّه‏ اى نيز گويند درباره مشركين نزول يافته است و طبرى قول ابن عبّاس را پسنديده است. ولى ما مى ‏گوئيم اين آيه جنبه اختصاصى داشته و حمل كردن آن بر عموم غير ممكن است زيرا ميدانيم در ميان كفّار عدّه ‏اى بودند كه بعد ايمان آوردند بنا بر اين نمى‏ توان آيه را حمل بر عموم كرد و بنا بر قول ربيع بن انس اگر كسى از كفّار با حالت كفر بميرد بطور يقين منظور نظر اين آيه بوده است و روى همين زمينه تمام سران احزاب مقصود اين آيه بوده و نيز شامل كسانى كه در جنگ بدر كشته شده ‏اند خواهد بود،[۴] [۵] كسانى كه معتقدند كه اين آيه مخصوص كفّار اهل كتاب است چنين دليل آوردند و گويند چون آيات قبل از اين آيه مربوط بمؤمنين بوده بنا بر اين بايد اين آيه و آيات بعد از آن مربوط بكفّار باشد [۶]. [۷]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

«6» إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ‌

همانا كسانى كه كفر ورزيده‌اند، براى آنها يكسان است كه هشدارشان دهى يا هشدارشان ندهى. آنها ايمان نخواهند آورد.

نکته ها

«كفر»، به معناى پوشاندن و ناديده گرفتن است. به كشاورز و شب، كافر مى‌گويند. چون كشاورز دانه و هسته را زير خاك مى‌پوشاند و شب فضا را در برمى‌گيرد. كفران نعمت نيز به معنى ناديده گرفتن آن است. شخص منكر دين، به سبب اينكه حقايق و آيات الهى را كتمان مى‌كند و يا ناديده مى‌گيرد، كافر خوانده شده است.

قرآن، بعد از متّقين، گروهى از كفّار را معرّفى مى‌كند. آنها كه در گمراهى و كتمانِ حقّ، چنان سرسختند كه حاضر به پذيرش آيات الهى نيستند و در برابر دعوت پيامبران، زبان قال و حالشان اين بود: «سَواءٌ عَلَيْنا أَ وَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُنْ مِنَ الْواعِظِينَ» «1» براى ما وعظ و نصيحت تو اثرى ندارد، فرقى ندارد كه پند دهى يا از نصيحت دهندگان نباشى.

اگر زمينه مساعد ومناسب نباشد، دعوت انبيا نيز مؤثّر واقع نمى‌شود.

باران كه در لطافت طبعش، خلاف‌نيست‌

در باغ لاله رويد و در شوره‌زار، خَس‌

پیام ها

1- لجاجت و عناد و تعصّب جاهلانه، انسان را جماد گونه مى‌كند. «سَواءٌ عَلَيْهِمْ»

2- روش تبليغ براى كفّار، انذار است. اگر انذار و هشدار در انسان اثر نكند، بشارت و وعده‌ها نيز اثر نخواهند كرد. «سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ»

«1». شعراء، 136.

جلد 1 - صفحه 53

3- انتظار ايمان آوردنِ همه‌ى مردم را نداشته باشيد. «1» «... لا يُؤْمِنُونَ»



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
  2. صاحب كشف الاسرار از مفسّرين عامّه اين موضوع را از ضحاك روايت كرده است.
  3. عبد اللّه بن عباس بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف پسر عموى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مادرش لبابة الكبرى دختر حارث بن حزن الهلاليّة سه سال قبل از هجرت هنگامى كه رسول خدا در شعب مكّه بود متولّد گرديد در هنگام رحلت پيامبر سيزده يا پانزده ساله بود از بزرگان صحابه محسوب و كسب فيض از امام على مرتضى عليه السّلام نمود و در تفسير مورد ثقه و اطمينان است و در سال 68 هجرى در حالتى كه 70 سال از سنّ وى گذشته بود در شهر طائف وفات يافت و محمّد بن الحنفيّة فرزند امام مرتضى عليه السّلام بر او نماز گذارد و جسد وى را در قبر گذاشت و گفت (مات و اللّه اليوم حبر هذه الامّة).
  4. صاحب مجمع البيان گويد، چنين گويند كه اين آيه عامّ بوده و شامل جميع كفّار خواهد بود و نيز از ابو على جبّائى نقل كند كه اين آيه درباره اهل ختم و طبع كه خداوند بايمان نياوردن آنها خبر داده است نزول يافته است.
  5. طبرى از سعيد بن جبير او از ابن عباس روايت كند كه آيات 6 و 7 در باره يهود مدينه نازل شده و نيز از ربيع بن انس روايت كند كه در جنگ احزاب نازل شده است.
  6. فريابى و طبرى از مفسّرين عامّه گويند كه دو آيه 6 و 7 درباره كفّار نازل گرديده است.
  7. محمدباقر محقق،‌ نمونه بينات در شأن نزول آيات، ص: 3

منابع

مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه