آیه 97 سوره طه

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

قَالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَيَاةِ أَنْ تَقُولَ لَا مِسَاسَ ۖ وَإِنَّ لَكَ مَوْعِدًا لَنْ تُخْلَفَهُ ۖ وَانْظُرْ إِلَىٰ إِلَٰهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عَاكِفًا ۖ لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفًا

مشاهده آیه در سوره


<<96 آیه 97 سوره طه 98>>
سوره : سوره طه (20)
جزء : 16
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

موسی گفت: از میان ما برو که تو در زندگانی دنیا (به مرضی معذب خواهی شد که همه از تو متنفر شوند و) دایم گویی کسی مرا نزدیک نشود، و (در آخرت) هم وعده‌گاهی (در دوزخ) داری که با تو تخلف نخواهد شد، و اکنون این خدایت را که بر پرستش و خدمتش ایستادی بنگر که آن را در آتش می‌سوزانیم و خاکسترش را به آب دریا می‌دهیم.

[موسی] گفت: پس [از میان مردم] برو، یقیناً کیفر تو [به خاطر دور انداختن آثار رسالت و ساختن گوساله] در زندگی این است که [دچار بیماری مُسری ویژه ای شوی تا هر کس نزدیکت آید بگویی:] به من دست نزنید؛ و تو را وعده گاهی [از عذاب بسیار سخت قیامت] است که هرگز نسبت به تو از آن تخلف نخواهد شد، و [اکنون] به معبودت که همواره ملازمش بودی نگاه کن که حتماً آن را در آتش بسوزانیم، سپس سوخته اش را در دریا می پاشیم.

گفت: «پس برو كه بهره تو در زندگى اين باشد كه [به هر كه نزديك تو آمد] بگويى: [به من‌] دست مزنيد و تو را موعدى خواهد بود كه هرگز از آن تخلف نخواهى كرد، و [اينك‌] به آن خدايى كه پيوسته ملازمش بودى بنگر، آن را قطعاً مى‌سوزانيم و خاكسترش مى‌كنيم [و] در دريا فرو مى‌پاشيم.»

گفت: برو، در زندگى اين دنيا چنان شوى كه پيوسته بگويى: «به من نزديك مشو.» و نيز تو را وعده‌اى است كه از آن رها نشوى و اينك به خدايت كه پيوسته عبادتش مى‌كردى بنگر كه مى‌سوزانيمش و به دريايش مى‌افشانيم.

(موسی) گفت: «برو، که بهره تو در زندگی دنیا این است که (هر کس با تو نزدیک شود) بگوئی «با من تماس نگیر!» و تو میعادی (از عذاب خدا) داری، که هرگز تخلّف نخواهد شد! (اکنون) بنگر به این معبودت که پیوسته آن را پرستش می‌کردی! و ببین ما آن را نخست می‌سوزانیم؛ سپس ذرّات آن را به دریا می‌پاشیم!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

He said, ‘Begone! It shall be your [lot] throughout life to say, ‘‘Do not touch me!’’ Indeed, there is a tryst for you which you will not fail to keep! Now look at your god to whom you went on clinging. We will burn it down and then scatter it[s ashes] into the sea.

He said: Begone then, surely for you it will be in this life to say, Touch (me) not; and surely there is a threat for you, which shall not be made to fail to you, and look at your god to whose worship you kept (so long); we will certainly burn it, then we will certainly scatter it a (wide) scattering in the sea.

(Moses) said: Then go! and lo! in this life it is for thee to say: Touch me not! and lo! there is for thee a tryst thou canst not break. Now look upon thy god of which thou hast remained a votary. Verily we will burn it and will scatter its dust over the sea.

(Moses) said: "Get thee gone! but thy (punishment) in this life will be that thou wilt say, 'touch me not'; and moreover (for a future penalty) thou hast a promise that will not fail: Now look at thy god, of whom thou hast become a devoted worshipper: We will certainly (melt) it in a blazing fire and scatter it broadcast in the sea!"

معانی کلمات آیه

مساس: در اقرب الموارد گويد: مساس به فتح ميم اسم فعل است. يعنى مرا مس كن، «لا مساس»: مرا مس نكن، ولى قرائت مشهور در قرآن (به كسر ميم) است. در قاموس گويد: معنى «لا مساس» در قرآن آنست كه: كسى را دست نمى‏ زنم و كسى به من دست نزند.

ظلت: ظل (بفتح ظاء و تشديد لام): دوام و پيوستگى «ظلت»: ملازم شدى.

نحرقنه: حرق: سوزاندن. در صحاح گويد: احراق و تحريق دلالت بر شدت دارند.

نسفا: نسف: كندن. پراكندن. اهل لغت به هر دو معنى تصريح كرده ‏اند. در آيه به معنى پاشيدن و پراكندن است.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

قالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَياةِ أَنْ تَقُولَ لا مِساسَ وَ إِنَّ لَكَ مَوْعِداً لَنْ تُخْلَفَهُ وَ انْظُرْ إِلى‌ إِلهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عاكِفاً لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفاً «97»

(موسى به سامرى) گفت: پس برو (دور شو)، پس همانا بهره‌ى تو در دنيا اين است كه (به دردى مبتلا خواهى شد كه دائماً) مى‌گويى: «به من دست نزنيد» و همانا براى تو (در آخرت) ميعادگاهى است‌كه هرگز از آن تخلّف نخواهد شد. و (اكنون) به سوى معبودت كه پيوسته آن‌را پرستش مى‌كردى نگاه كن، ما حتماً آن را مى‌سوزانيم (و) سپس خاكستر و ذرّات آن را به دريا خواهيم پاشيد.

إِنَّما إِلهُكُمُ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَسِعَ كُلَّ شَيْ‌ءٍ عِلْماً «98»

(اى قوم من!) همانا معبود شما «اللّه» است كه معبودى جز او نيست (و) علم او همه چيز را فرا گرفته است.

نکته ها

در تفاسير مجمع‌البيان و صافى حديثى آمده است كه حضرت موسى عليه السلام قصد داشت تا سامرى را به قتل برساند، امّا خداوند به او وحى فرمود كه چون سامرى مرد سخاوتمندى است از كشتن او صرف‌نظر نما، از اين روى موسى عليه السلام با جمله‌ «فَاذْهَبْ» او را از ميان قوم بنى اسرائيل طرد كرد.

كلمه‌ «لا مِساسَ» به معناى گرفتار شدن به بيمارى است كه به هيچ وجه احدى با او تماس نگيرد. سرانجام سامرى به يك بيمارى روانى گرفتار شد كه از مردم فرار مى‌كرد وهركس به‌

جلد 5 - صفحه 384

او نزديك مى‌شد فرياد مى‌زد: «لا مِساسَ» دور شو، دور شو. «1»

حضرت موسى عليه السلام براى سامرى چندين مجازات قرار داد:

الف: طرد «فَاذْهَبْ»، ب: نفرين‌ «لا مِساسَ»، ج: تهديد به عذاب آخرت‌ «لَكَ مَوْعِداً»، د: آتش زدن گوساله‌ «لَنُحَرِّقَنَّهُ».

پیام ها

1- بعد از ثبوت جرم، بايد مجرم را مجازات كرد. «سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي‌- فَاذْهَبْ»

2- يكى از مراحل نهى از منكر، طرد مجرمان و كافران است. «فَاذْهَبْ»

3- مفسدين فرهنگى را بايد از ميان جامعه طرد كرد. آزادى فكر به معناى باز گذاشتن دست منحرفان در گمراه كردن ديگران نيست. «فَاذْهَبْ»

4- انبيا با علم غيب، از آينده افراد خبر مى‌دهند. «أَنْ تَقُولَ لا مِساسَ»

5- بعضى از امراض، قهر الهى است. «لا مِساسَ»

6- براى مروّجين فكرهاى باطل، مجازات دنيوى وسيله‌ى تخفيف در كيفرهاى اخروى نيست. «لا مِساسَ وَ إِنَّ لَكَ مَوْعِداً»

7- شايد بتوان از كيفرهاى دنيوى فرار كرد، ولى از عذاب اخروى و قهر الهى در آخرت راه گريزى نيست. «لَكَ مَوْعِداً لَنْ تُخْلَفَهُ»

8- بدترين نوع جرم، اصرار مجرم بر جرم است. «ظَلْتَ عَلَيْهِ عاكِفاً» (سامرى خود نيز گوساله خود را مى‌پرستيد.)

9- ابزار گناه و آثار انحراف بايد نابود شود. «2» «لَنُحَرِّقَنَّهُ»


«1». تفسير نمونه.

«2». همان گونه كه پيامبر اسلام دستور داد مسجد ضرار را نخست بسوزانند و باقيمانده آن را ويران كنند و آنجا را محلّ زباله‌هاى مردم مدينه قرار داد. تفسير نمونه.

جلد 5 - صفحه 385

10- محو آثار كفر وشرك بايد در ملأعام وبا حضور مردم باشد. «لَنُحَرِّقَنَّهُ» و نفرمود: «لاحرقنه»

11- حفظ افكار مردم از حفظ طلا مهم‌تر است. گاهى بايد براى ايجاد موج و مبارزه با منكر، اشياى قيمتى فدا شوند. «لَنُحَرِّقَنَّهُ»

12- غيرت دينى و قاطعيّت در برابر انحراف، لازمه‌ى رهبرى است. «لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ» (سوزاندن طلا و به دريا ريختن آن، تصميم قطعى موسى بود)

13- بايد نشان داد كه چيزهاى نابود شدنى شايستگى پرستش را ندارند. «لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ»

14- هرگاه باطلى را محو كرديد به جاى آن حقّ را مطرح كنيد. «إِنَّما إِلهُكُمُ اللَّهُ»

15- خدايى قابل عبادت است كه احاطه علمى بر همه چيز داشته باشد. «وَسِعَ كُلَّ شَيْ‌ءٍ عِلْماً»



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه