آیه 42 سوره کهف
| <<41 | آیه 42 سوره کهف | 43>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
و ثمره و میوههایش همه نابود گردید و او (از شدت حزن و اندوه) بر آنچه در باغ خرج کرده بود دست بر دست میزد که بنا و اشجارش همه ویران و خشک شده بود، و میگفت: ای کاش من احدی را به خدای خود شریک نمیساختم.
[عاقبت آن مغرور مشرک، به عذاب خدا دچار شد] و تمام میوه هایش از بین رفت، پس در حالی که همه داربست ها فرو ریخته [و تاک ها روی آن بود] و در [حسرت] هزینه های [فراوانی که] متحمل شده بود، دو دستش را زیر و رو می کرد، می گفت: ای کاش من احدی را با پروردگارم شریک نگرفته بودم.
[تا به او رسيد آنچه را بايد برسد] و [آفت آسمانى] ميوههايش را فرو گرفت. پس براى [از كف دادن] آنچه در آن [باغ] هزينه كرده بود، دستهايش را بر هم مىزد در حالى كه داربستهاى آن فرو ريخته بود. و [به حسرت] مىگفت: «اى كاش هيچ كس را شريك پروردگارم نمىساختم.»
به ثمرهاش آفت رسيد و بامدادان دست حسرت بر دست مىساييد كه چه هزينهاى كرده بود و اكنون همه بناهايش فرو ريخته است. و مىگويد: اى كاش كسى را شريك پروردگارم نساخته بودم.
(به هر حال عذاب الهی فرا رسید،) و تمام میوههای آن نابود شد؛ و او بخاطر هزینه هایی که در آن صرف کرده بود، پیوسته دستهای خود را به هم میمالید -در حالی که تمام باغ بر داربستهایش فرو ریخته بود- و میگفت: «ای کاش کسی را همتای پروردگارم قرار نداده بودم!»
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
خاوية: خوى: خالى شدن و سقوط. «خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها» يعنى از ميوه تهى بود و فقط باغ خالى مانده بود، «أُحِيطَ بِثَمَرِهِ» شاهد اين مدعاست. رجوع شود به بقره/ 259.
عروش: منظور از عروش درختان باغ و داربستها است.[۱]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ أُحِيطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلى ما أَنْفَقَ فِيها وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها وَ يَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَداً «42»
و (سرانجام) فرآوردههاى آن (مرد مغرور، با قهر الهى) احاطه شد، پس او چنان شد كه دو دست خويش را به خاطر خرجهايى كه در باغ كرده بود (از شدّت حسرت) برهم مىماليد، در حالى كه آن (باغ وتاكستان) بر داربستهايش فروريخته بود و مىگفت: اى كاش كسى را شريك پروردگارم قرار نمىدادم.
نکته ها
بعضى با غرور وخودبرتربينى وگفتنِ أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مالًا ... از خدا غافل شده واز مدار توحيد خارج ومشرك مىشوند، امّا دير يا زود به پروردگار يكتا اقرار خواهند كرد، چه مؤمنان «لا أُشْرِكُ بِرَبِّي أَحَداً» «1» وچه كافران. «يا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَداً»
پیام ها
1- خداوند محيط است، «وَ اللَّهُ مُحِيطٌ» «2»؛ هم لطفش احاطه دارد، «رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ» «3» وهم قهرش فراگير است. «أُحِيطَ بِثَمَرِهِ»
2- كيفر خداوند در كمين مغروران است. «أُحِيطَ بِثَمَرِهِ»
3- حوادث و عذابهاى الهى، پيامد افكار و اعمال بد ماست. به دنبالِ كفر و كفرانِ صاحب باغ در آيات قبل، «أُحِيطَ بِثَمَرِهِ» آمده است.
4- نااميدىها وحالات درونى، در ظاهر وكردار انسان اثر مىگذارد. «يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ»
5- دنياطلبان، ابتدا از حوادث تحليل اقتصادى مىكنند، سپس تحليل معنوى. (در اين آيه ابتدا حسرت بر پولهاى خرج شده است، سپس غصّه براى شرك)
«1». كهف، 38.
«2». بقره، 19.
«3». اعراف، 156.
جلد 5 - صفحه 176
6- عذابهاى دنيوى، بيدارباشى براى وجدانهاى خفته و دلهاى غافل است.
أُحِيطَ بِثَمَرِهِ ... يَقُولُ يا لَيْتَنِي
پانویس
- ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




