آیه 42 سوره کهف

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَأُحِيطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلَىٰ مَا أَنْفَقَ فِيهَا وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا وَيَقُولُ يَا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَدًا

مشاهده آیه در سوره


<<41 آیه 42 سوره کهف 43>>
سوره : سوره کهف (18)
جزء : 15
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و ثمره و میوه‌هایش همه نابود گردید و او (از شدت حزن و اندوه) بر آنچه در باغ خرج کرده بود دست بر دست می‌زد که بنا و اشجارش همه ویران و خشک شده بود، و می‌گفت: ای کاش من احدی را به خدای خود شریک نمی‌ساختم.

[عاقبت آن مغرور مشرک، به عذاب خدا دچار شد] و تمام میوه هایش از بین رفت، پس در حالی که همه داربست ها فرو ریخته [و تاک ها روی آن بود] و در [حسرت] هزینه های [فراوانی که] متحمل شده بود، دو دستش را زیر و رو می کرد، می گفت: ای کاش من احدی را با پروردگارم شریک نگرفته بودم.

[تا به او رسيد آنچه را بايد برسد] و [آفت آسمانى‌] ميوه‌هايش را فرو گرفت. پس براى [از كف دادن‌] آنچه در آن [باغ‌] هزينه كرده بود، دستهايش را بر هم مى‌زد در حالى كه داربستهاى آن فرو ريخته بود. و [به حسرت‌] مى‌گفت: «اى كاش هيچ كس را شريك پروردگارم نمى‌ساختم.»

به ثمره‌اش آفت رسيد و بامدادان دست حسرت بر دست مى‌ساييد كه چه هزينه‌اى كرده بود و اكنون همه بناهايش فرو ريخته است. و مى‌گويد: اى كاش كسى را شريك پروردگارم نساخته بودم.

(به هر حال عذاب الهی فرا رسید،) و تمام میوه‌های آن نابود شد؛ و او بخاطر هزینه هایی که در آن صرف کرده بود، پیوسته دستهای خود را به هم می‌مالید -در حالی که تمام باغ بر داربستهایش فرو ریخته بود- و می‌گفت: «ای کاش کسی را همتای پروردگارم قرار نداده بودم!»

ترجمه های انگلیسی(English translations)

And ruin closed in on his produce, and he began to wring his hands for what he had spent on it, as it lay fallen on its trellises. He was saying, ‘I wish I had not ascribed any partner to my Lord.’

And his wealth was destroyed; so he began to wring his hands for what he had spent on it, while it lay, having fallen down upon its roofs, and he said: Ah me! would that I had not associated anyone with my Lord.

And his fruit was beset (with destruction). Then began he to wring his hands for all that he had spent upon it, when (now) it was all ruined on its trellises, and to say: Would that I had ascribed no partner to my Lord!

So his fruits (and enjoyment) were encompassed (with ruin), and he remained twisting and turning his hands over what he had spent on his property, which had (now) tumbled to pieces to its very foundations, and he could only say, "Woe is me! Would I had never ascribed partners to my Lord and Cherisher!"

معانی کلمات آیه

خاوية: خوى: خالى شدن و سقوط. «خاوِيَةٌ عَلى‏ عُرُوشِها» يعنى از ميوه تهى بود و فقط باغ خالى مانده بود، «أُحِيطَ بِثَمَرِهِ»‏ شاهد اين مدعاست. رجوع شود به بقره/ 259.

عروش: منظور از عروش درختان‏ باغ و داربست‏ها است.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ أُحِيطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلى‌ ما أَنْفَقَ فِيها وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى‌ عُرُوشِها وَ يَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَداً «42»

و (سرانجام) فرآورده‌هاى آن (مرد مغرور، با قهر الهى) احاطه شد، پس او چنان شد كه دو دست خويش را به خاطر خرجهايى كه در باغ كرده بود (از شدّت حسرت) برهم مى‌ماليد، در حالى كه آن (باغ وتاكستان) بر داربست‌هايش فروريخته بود و مى‌گفت: اى كاش كسى را شريك پروردگارم قرار نمى‌دادم.

نکته ها

بعضى با غرور وخودبرتربينى وگفتنِ‌ أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مالًا ... از خدا غافل شده واز مدار توحيد خارج ومشرك مى‌شوند، امّا دير يا زود به پروردگار يكتا اقرار خواهند كرد، چه مؤمنان‌ «لا أُشْرِكُ بِرَبِّي أَحَداً» «1» وچه كافران. «يا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَداً»

پیام ها

1- خداوند محيط است، «وَ اللَّهُ مُحِيطٌ» «2»؛ هم لطفش احاطه دارد، «رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‌ءٍ» «3» وهم قهرش فراگير است. «أُحِيطَ بِثَمَرِهِ»

2- كيفر خداوند در كمين مغروران است. «أُحِيطَ بِثَمَرِهِ»

3- حوادث و عذاب‌هاى الهى، پيامد افكار و اعمال بد ماست. به دنبالِ كفر و كفرانِ صاحب باغ در آيات قبل، «أُحِيطَ بِثَمَرِهِ» آمده است.

4- نااميدى‌ها وحالات درونى، در ظاهر وكردار انسان اثر مى‌گذارد. «يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ»

5- دنياطلبان، ابتدا از حوادث تحليل اقتصادى مى‌كنند، سپس تحليل معنوى. (در اين آيه ابتدا حسرت بر پول‌هاى خرج شده است، سپس غصّه براى شرك)


«1». كهف، 38.

«2». بقره، 19.

«3». اعراف، 156.

جلد 5 - صفحه 176

6- عذاب‌هاى دنيوى، بيدارباشى براى وجدان‌هاى خفته و دلهاى غافل است.

أُحِيطَ بِثَمَرِهِ‌ ... يَقُولُ يا لَيْتَنِي‌



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه