آیه 29 سوره تکویر

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ

مشاهده آیه در سوره


<<28 آیه 29 سوره تکویر 29>>
سوره : سوره تکویر (81)
جزء : 30
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و شما (کافران، راه حق را) نمی‌خواهید مگر خدای آفریننده عالم بخواهد.

و شما [طیِ راهِ مستقیم را] نخواهید خواست مگر آنکه خدا پروردگار جهانیان بخواهد.

و تا خدا، پروردگار جهانها، نخواهد، [شما نيز] نخواهيد خواست.

و شما نمى‌خواهيد مگر آنچه را كه پروردگار جهانيان خواسته باشد.

و شما اراده نمی‌کنید مگر اینکه خداوند -پروردگار جهانیان- اراده کند و بخواهد!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

but you will not wish unless it is wished by Allah, the Lord of all the worlds.

And you do not please except that Allah please, the Lord of the worlds.

And ye will not, unless (it be) that Allah willeth, the Lord of Creation.

But ye shall not will except as Allah wills,- the Cherisher of the Worlds.

معانی کلمات آیه

«وَ»: واو حالیّه است. «وَ مَا تَشَآءُونَ ...»: مراد این است که فرمانروای مطلق خدا است، و رفتار و کردار بنده وقتی از قوّه به فعل درمی‌آید که بنده بخواهد و خدا هم بخواهد، و خواست بنده با خواست خدا همنوا شود. یعنی اعمال آدمی فقط منحصر و موقوف به خواست خودش نمی‌باشد. بلکه زمانی خواست انسان به عمل تبدیل می‌گردد که خدا اجازه صدور آن را بدهد. به عبارت دیگر تصمیم کار انسان است و توفیق کار خدا. آخر اگر انسان در این جهان کاملاً آزاد باشد، و چنان قدرتی را در دست داشته باشد که هرچه بخواهد بتواند انجام دهد، نظم و نظام دنیا به هم می‌خورد و جهان ویران می‌شود.

نزول

سلیمان بن موسى گوید: وقتى که آیه 28 این سوره «لِمَنْ شاءَ مِنْکمْ أَنْ یسْتَقِیمَ، یعنى براى کسانى از شما که بخواهند استقامت ورزیده و راه راست را پیش گیرند» نازل شد. ابوجهل گفت: استقامت مزبور مربوط به خودمان است، اگر خواستیم استقامت می‌نمائیم و اگر هم نخواستیم استقامت نمى کنیم سپس این آیة نازل گردید.[۱]

ابوهریرة گوید: کفار گفتند: اگر خواستیم استقامت مى کنیم و اگر نخواستیم استقامت نمى ورزیم[۲] چنان که عمرو بن محمد از زید بن اسلم او از ابوهریرة[۳] و نیز از طریق سلیمان از قاسم بن مخیمره[۴] این حدیث روایت شده است.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ «26» إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ «27» لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ «28» وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ «29»

پس به كجا مى‌رويد؟ آن (قرآن) جز پند و تذكّرى براى جهانيان نيست.

براى هر كس از شما كه بخواهد راستى و درستى پيشه كند. و شما نمى‌خواهيد جز آنچه خداوند، پروردگار جهانيان بخواهد.

پیام ها

1- انسان بى‌هدف و بى‌مكتب نداريم، حتى كفار ومشركان براى خود راه و مرامى دارند، «لكم دينكم» آنچه مهم است، انتخاب راه درست است. «فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ»

2- قرآن، بهترين وسيله پند، تذكّر و موعظه است. «إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ»

3- قرآن، براى همه جهانيان است و به زمان و مكان و نژاد خاصى وابسته نيست. «لِلْعالَمِينَ»

4- در شيوه تبليغ، تذكّر آرى ولى اجبار نه. «ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ»

5- راه‌يابى به راه راست و پايدارى در آن، در گرو خواست خود انسان است. «لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ»

6- راه قرآن، راه مستقيم است و به دور از هرگونه افراط و تفريط و اعوجاج مى‌باشد. «لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ»

7- خواست ما در مدار خواست خداست، نه به اجبار او، كه در اين صورت، خواست ما بى معنا مى‌شود. «وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»

جلد 10 - صفحه 402

8- انسان، نه بى اراده است و نه خود مختار. «وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»

9- مشيّت خداوند بر مبناى ربوبيّت اوست. «يَشاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ»

10- چون خداوند ربّ العالمين است و بر همه امور تسلّط دارد، پس خواست انسان نيز مشروط به خواست اوست. «وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ»

مثلًا در ماشين‌هاى تعليم رانندگى، دو دستگاه گاز و ترمز وجود دارد؛ يكى زير پاى كارآموز و ديگرى زير پاى مربّى. در اين ماشين كارآموز مى‌تواند از گاز و ترمز سمت خود استفاده كند، ولى به شرط آنكه مربّى هم بخواهد. يا نظير چك‌هاى دو امضائى كه هر يك از دو صاحب امضا مى‌تواند امضا كند، اما اثر و پرداخت چك زمانى است كه ديگرى نيز آن را امضا كرده باشد.

«والحمد للّه ربّ العالمين»

جلد 10 - صفحه 404



پانویس

  1. تفاسیر طبرى و ابن ابى حاتم.
  2. تفسیر کشف الاسرار.
  3. تفسیر ابن ابى حاتم.
  4. تفسیر ابن المنذر.

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه