آیه 113 سوره بقره

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَقَالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصَارَىٰ عَلَىٰ شَيْءٍ وَقَالَتِ النَّصَارَىٰ لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلَىٰ شَيْءٍ وَهُمْ يَتْلُونَ الْكِتَابَ ۗ كَذَٰلِكَ قَالَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ ۚ فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<112 آیه 113 سوره بقره 114>>
سوره : سوره بقره (2)
جزء : 1
نزول : مدینه

ترتیل

ترجمه (مکارم شیرازی)

ترجمه های فارسی

یهود بر این دعویند که نصاری را از حق چیزی در دست نیست، و نصاری بر این دعوی که یهود را از حق چیزی در دست نیست، در صورتی که هر دو گروه در خواندن کتاب آسمانی یکسانند. این گونه دعویها نظیر گفتار و مجادلات مردمی است که از کتاب آسمانی بی‌بهره‌اند. و خداوند در این اختلافات روز قیامت میان آنها حکم خواهد فرمود.

ترجمه های انگلیسی(English translations)

The Jews say, ‘The Christians stand on nothing,’ and the Christians say, ‘The Jews stand on nothing,’ though they follow the [same] Book. So said those who had no knowledge, [words] similar to what they say. Allah will judge between them on the Day of Resurrection concerning that about which they used to differ.

معانی کلمات آیه

«یَتْلُونَ»: می‌خوانند. «قَالَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ»: مراد بت‌پرستان و مشرکان عرب است.. «یَحْکُمُ»: قضاوت و داوری می‌کند.

نزول

محل نزول:

این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۱]

شأن نزول:

«شیخ طوسی» گوید: ابن عباس گويد: مسيحيان نجران نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمده بودند در موقعى كه احبار يهود نزد او بودند و به منازعه و مشاجره با يكديگر پرداختند. رافع بن خزيمه به مسيحيان گفته بود شما چيزى نيستيد. لذا به عيسى و انجيل او كافر شده بود و مردى از اهل نجران در جواب به يهوديان گفته بود شما چيزى نيستيد و به موسى و تورات او كافر شده بود، سپس اين آيه نازل گرديد[۲][۳].[۴]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


«113» وَ قالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصارى‌ عَلى‌ شَيْ‌ءٍ وَ قالَتِ النَّصارى‌ لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلى‌ شَيْ‌ءٍ وَ هُمْ يَتْلُونَ الْكِتابَ كَذلِكَ قالَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فِيما كانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ‌

و يهوديان گفتند: مسيحيان بر حقّ نيستند، و مسيحيان گفتند: يهوديان بر حقّ نيستند، در حالى كه (هر دو گروه) آنان، كتاب آسمانى را مى‌خوانند! همچنين افراد نادان ديگر (همچون مشركان كه خبر از كتاب ندارند)، همانند سخن آنها را گفتند. پس خداوند در روز قيامت در آنچه اختلاف دارند، در بين آنان داورى خواهد نمود.

نکته ها

اين آيه ترسيم مجدّدى از سيماى متعصّبِ اهل كتاب است كه هرگروه در صدد نفى گروه ديگر است. يهوديان، مسيحيان را بر باطل و بى‌موقعيّت در پيشگاه خداوند معرّفى مى‌كنند و در مقابل، مسيحيان نيز يهود را بى‌منزلت در نزد خداوند مى‌دانند. اينگونه برخوردها، از روحيّه‌ى متعصّب آنها سرچشمه مى‌گيرد، در حالى كه اگر به كتاب آسمانى خود توجّه كنند، از اين برخوردها دست بر مى‌دارند. سپس مى‌فرمايد: مشركان و بت‌پرستان نيز با آنكه كتاب آسمانى ندارند، همان سخنان را مى‌گويند. يعنى صاحبان عقايد باطل همديگر را نفى مى‌كنند، ولى همه‌ى اين اختلافات در روز قيامت، با داورى خداوند متعال پايان مى‌پذيرد و آنها حقّ را مشاهده مى‌كنند.

پیام ها

1- تعصّب بى‌جا و انحصارطلبى بى‌دليل، ممنوع است. تحقير و ناديده گرفتن ديگران، نشانه‌ى استبداد و خودمحورى است. «1» «لَيْسَتِ النَّصارى‌ عَلى‌ شَيْ‌ءٍ ...

«1». هر گروهى به آنچه خود دارد مى‌بالد، و اين باليدن‌هاى بى‌جا ريشه‌ى بسيارى از فتنه‌هاست. در سوره‌ى مؤمنون آيه 53، تعبير ديگرى دارد: «كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ» هر گروهى به آنچه در نزدشان هست، شادمان است.

جلد 1 - صفحه 184

لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلى‌ شَيْ‌ءٍ»

2- اگر تعصّب و خودخواهى باشد، علم هم نمى‌تواند هدايت كند. اهل كتاب قادر به تلاوت آن بودند ولى به خاطر داشتن روحيّه‌ى انحصارطلبى تلاوت‌ها كارساز نبود. «وَ هُمْ يَتْلُونَ الْكِتابَ»

3- در فضاى آميخته به تعصّب، عالم و جاهل همانند هم فكر مى‌كنند. مشركان جاهل همان حرفى را مى‌زدند كه تلاوت كنندگان تورات و انجيل مى‌گفتند.

«كَذلِكَ قالَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ»

پانویس

  1. پرش به بالا طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‌1، ص 111.
  2. پرش به بالا در تفسير ابن ابى حاتم نيز از طريق سعيد يا عكرمة او از ابن عباس اين روايت ذكر شده است.
  3. پرش به بالا صاحب تفسير برهان اين موضوع را با اندك اختلاف از امام حسن‌مجتبى عليه‌السلام نقل نموده است.
  4. پرش به بالا محمدباقر محقق،‌ نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص 29.

منابع