آیه 103 سوره صافات

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ

مشاهده آیه در سوره


<<102 آیه 103 سوره صافات 104>>
سوره : سوره صافات (37)
جزء : 23
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

پس چون هر دو تسلیم امر حق گشتند و او را (برای کشتن) به روی در افکند.

پس هنگامی که آن دو تسلیم [خواسته خدا] شدند و ابراهیم، جبین او را به زمین نهاد [تا ذبحش کند]

پس وقتى هر دو تن دردادند [و همديگر را بدرود گفتند] و [پسر] را به پيشانى بر خاك افكند،

چون هر دو تسليم شدند و او را به پيشانى افكند،

هنگامی که هر دو تسلیم شدند و ابراهیم جبین او را بر خاک نهاد...

ترجمه های انگلیسی(English translations)

So when they had both surrendered [to Allah’s will], and he had laid him down on his forehead,

So when they both submitted and he threw him down upon his forehead,

Then, when they had both surrendered (to Allah), and he had flung him down upon his face,

So when they had both submitted their wills (to Allah), and he had laid him prostrate on his forehead (for sacrifice),

معانی کلمات آیه

  • تله: تلّ: مكان مرتفع (تپّه) قاموس و مجمع البيان معناى اوّلى آن را به خاك انداختن گفته‏‌اند. تَلَّهُ لِلْجَبِينِ‏ يعنى او را به پيشانى به زمين انداخت. راغب گويد: يعنى او را به پيشانى بر تلّ انداخت، در لغت آمده: «تلّه: صرعه».[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

فَلَمَّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ «103» وَ نادَيْناهُ أَنْ يا إِبْراهِيمُ «104»

پس چون هر دو تسليم (فرمان ما) شدند و ابراهيم، گونه‌ى فرزند را بر خاك نهاد (تا ذبحش كند)، او را ندا داديم كه اى ابراهيم!

قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ «105»

حقّاً كه رؤيايت را تحقق بخشيدى (و امر ما را اطاعت كردى)، همانا ما نيكوكاران را اين گونه پاداش مى‌دهيم (و نيّت عمل خير آنان را به جاى عمل قبول مى‌كنيم).

إِنَّ هذا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبِينُ «106»

همانا اين همان آزمايش آشكار بود.

نکته ها

«تَلَّهُ» يعنى او را بر خاك خواباند. «جبين» به معناى يك طرف صورت و پيشانى است.

پس از آنكه پدر و پسر، (ابراهيم و اسماعيل) هر دو آمادگى خود را براى انجام فرمان الهى اعلام كردند و ابراهيم فرزندش را به صورت خواباند، ندا آمد كه ما سربريدن اسماعيل را نمى‌خواستيم، ولى بريدن تو را از فرزند در راه خدا مى‌خواستيم كه نشان دادى.

اهميّت انگيزه و نيّت‌

در فرهنگ قرآن ومكتب اهل‌بيت عليهم السلام به انگيزه ونيّت عمل بهاى اصلى داده شده است. تا آنجا كه نيّت مؤمن براى انجام كار خير با ارزش‌تر از عمل او شمرده شده است. «نية المؤمن خير من عمله» «1» از بسيارى كارهاى انجام نشده، به خاطر انگيزه‌هاى مثبت ستايش شده و

«1». كافى، ج 2، ص 84.

جلد 8 - صفحه 51

از بسيارى كارهاى انجام گرفته، به خاطر انگيزه‌هاى منفى انتقاد شده است.

اكنون چند نمونه از كارهايى كه انجام نگرفته امّا مورد ستايش و پاداش واقع شده است را ذكر مى‌كنيم:

  • از اقدام حضرت ابراهيم براى قربانى كردن فرزند. «قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا»
  • اويس قرنى براى ديدار پيامبر صلى الله عليه و آله به مدينه رفت و با آن كه به ديدار حضرت موفق نشد امّا زيارتش قبول شد، در مقابل، افرادى در كنار حضرت بودند و او را آزار مى‌دادند.
  • گروهى از ياران پيامبر وسيله‌ى رفتن به جبهه نداشتند لذا ناراحت وگريان بودند. «1»
  • افرادى كه خدا بدى‌هاى آنان را به خوبى تبديل مى‌كند. «يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ» «2»
  • كسانى كه چون با محبّت اهل بيت عليهم السلام از دنيا رفتند پاداش شهيد دريافت مى‌كنند. «من مات على حب آل محمد مات شهيدا» «3»
  • گروهى كه پاداش چند برابر به آنان عطا مى‌شود. «أَضْعافاً مُضاعَفَةً»

امّا كارهاى نيكى كه مورد انتقاد واقع شده است:

  • كارهايى كه با نيّت فاسد و همراه با ريا و عجب باشد. الَّذِينَ هُمْ يُراؤُنَ‌ ... فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ‌ «4»
  • كارى خيرى كه در كنارش يك عمل فاسد انجام گرفته، مانند صدقه‌اى كه در كنارش منّت باشد. «لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى‌» «5»
  • كارهاى كسانى كه قرآن در مورد آنان مى‌فرمايد: آنان خيال مى‌كنند ارزشى دارند و كارشان خوب است. «يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً» «6»

پیام ها

1- كارى مورد ستايش است كه همراه با تسليم و رضايت باشد. «أَسْلَما وَ تَلَّهُ»

2- در رسيدن به كمالات معنوى، يك نوجوان هم مى‌تواند خود را به مرز اولياى‌

«1». توبه، 92.

«2». فرقان، 70.

«3». بحار، ج 23، ص 233.

«4». ماعون، 4.

«5». بقره، 264.

«6». كهف، 104.

جلد 8 - صفحه 52

پير برساند. «أَسْلَما»

3- نشانه‌ى تسليم بودن واقعى عمل فورى است. فَلَمَّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ‌ ...

4- صبر بر طاعت، انسان را تسليم فرمان خدا مى‌سازد. مِنَ الصَّابِرِينَ‌ ... أَسْلَما وَ تَلَّهُ‌

5- دستورات الهى گاهى براى آزمايش است. (ما مى‌خواستيم تو دل بكنى نه آن كه خون اسماعيل ريخته شود). «قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا»

6- مهم‌تر از عمل، تصميم بر عمل و تسليم بودن است. «قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا»

7- الطاف الهى، قانونمند است نه گزافه و بى‌حساب. «كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ» (هر كس مثل ابراهيم و اسماعيل تسليم خدا باشد، پاداش‌ها و الطاف الهى را دريافت خواهد كرد).

8- دست كشيدن از فرزند، از سخت‌ترين آزمايش‌هاى الهى است. (درجه ايمان و اخلاص ابراهيم و اسماعيل در اين امتحان، روشن شد.) «الْبَلاءُ الْمُبِينُ»



پانویس

  1. تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج9، ص155

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه