منابع و پی نوشتهای متوسط
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

استخاره

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۹ اکتبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۱:۳۷ توسط مهدی موسوی (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

«استخاره» در اصطلاح‌ دینى‌، به معنای واگذاردن‌ انتخاب‌ احسن‌ به‌ خداوند در کاری‌ است‌ که‌ انسان‌ در انجام‌ دادن‌ آن‌ تردید و تأمل‌ دارد. استخاره‌ کردن‌ در اموری‌ که‌ در شرع‌ حکمى‌ روشن‌ دارد، روا نیست‌، بلکه در کارهای‌ مباح‌ یا در انتخاب‌ میان‌ دو مستحب‌، پسندیده‌ است‌. درباره‌ آداب استخاره‌ و نحوه انجام آن، احادیث متعددی از معصومین علیهم‌السلام وارد شده‌ است‌.

مفهوم‌ استخاره

«استخاره‌» در لغت‌، طلب‌ خیر و خواستن‌ بهترین‌ حالت در امری‌ است‌، اما در اصطلاح‌ دینى‌، واگذاردن‌ انتخاب‌ به‌ خداوند در کاری‌ است‌ که‌ انسان‌ در انجام‌ دادن‌ آن‌ تردید و تأمل‌ دارد. گاه‌ در روایات‌، استخاره‌ مشاوره‌ای‌ با خداوند دانسته‌ شده‌ است‌.

همچنین، استخاره‌ به‌ معنى‌ دعا به‌ درگاه‌ خداوند و طلب‌ بهترین‌، در فرهنگ‌ اسلامى‌ جایگاه‌ ویژه‌ای‌ داشته‌ است‌؛ ابن ادریس حلی با یاد کردن‌ این‌ نکته‌ که‌ استخاره‌ در زبان‌ عرب‌ اساساً به‌ معنای‌ دعاست‌، بر این‌ جایگاه‌ تأکیدی‌ ویژه‌ داشته‌ و بر لزوم‌ پیراستن‌ سنت‌ استخاره‌ از زوائد توصیه اکید کرده‌ است‌.

صاحب جواهر می گوید: استخاره دارای دو معنی است: ۱- از خدا بخواهد تا خیر و برکت را در عملی قرار دهد که تصمیم بر انجام آن گرفته است. ۲- از خدا بخواهد تا او را در انتخابش موفق بدارد، یعنی توفیق شناخت حق را به او مرحمت فرماید و یا مسیر حق را در زبان و بیان طرف مشاوره اش قرار داده تا به او القا گردد. وی سپس می افزاید: از باب تسامح در ادله سنن می شود جمیع اقسام استخاره را مشروع دانست، گرچه دلیل برخی از آنها ازنظر سند ضعیف باشد.[۱]

علامه مجلسی پس از بحث طولانی درباره استخاره می گوید: «به گمان من این که اکثر روایات معتبره دلالت بر مشروعیت اصل استخاره دارد، بدان جهت است که انسان استبداد رأی به خرج نداده و به خدای بزرگ توسل جوید و در تمام امور به حضرت حق توکل نماید و اقرار کند که در برخی از موارد آگاه به مصالح خود نیست و به همین دلیل از طرق مختلف مثل دعا یا نظرخواهی و مشورت با دیگران و یا تفأل به وسیله تسبیح یا قرآن و... از خداوند استمداد جوید، که البته میزان قبولی از سوی خداوند و راهنمایی حضرت حق بستگی به حال و توسل و التجا شخص به خداوند دارد.»[۲]

سید بن طاووس در کتاب‌ «فتح‌ الابواب‌» خود، ابتدا توضیحى در معناى استخاره و دلیل عقلى بر نیکو بودن آن داده و می گوید: «چطور ممکن است مشاوره با هر عاقل و حکیم و ... ستوده باشد، اما مشورت با خداوند عالِم به سرانجام انسانها که به غیب و شهود آگاه است، ستوده نباشد؟! من نیز براى اثبات رجحان استخاره این کتاب را به رشته تحریر درآوردم.»

امام خمینی در کتاب گرانقدر «کشف الاسرار» می گوید: «از برای استخاره دو معنی است، که یکی از آنها معنی حقیقی استخاره است و در اخبار، از آن بیشتر نام برده شده و پیش خواص متعارف است و آن طلب خیر نمودن از خداست و آن در تمام کارهایی که انسان می کند، خوب و مستحب است و این از رشته دعا است که در قرآن به آن اهمیت شایان داده... . یک معنای دیگر استخاره آن است که پس از آنکه انسان به کلی در امری متحیر و وامانده شد، نه عقل او را به خوبی و بدی آن راهنمایی کرد و نه عاقل دیگر راه خیر و شر را به او فهماند و نه خدای جهان درباره آن کار، تکلیفی و فرمانی داشت که راهنمای او باشد، در این صورت که هیچ راهی برای پیدا کردن خوب و بد در کار نیست ... در این حال دین داران می گویند: خدای عالم که پناه بیچارگان و دادرس افتادگان است ...، یک راه امیدی به روی انسان از عالم رحمت و رأفت و مهربانی اش باز کرده و اگر با این حال اضطرار انسان به او پناه ببرد و از او راهنمایی جوید... ناچار خدای جهان که قادر بر پیدا و نهان است، یا دل او را به یک سوی می کشاند و راهنمای قلب او می شود و این یک گونه استخاره است یا از او دستگیری کرده، دست او را به یک سبحه (تسبیح) می ­اندازد و یا به وسیله قرآن به یک سو او را دلگرم می­ کند.»[۳]

البته استخاره در تمام امور توصیه نشده است؛ شیخ مفید می گوید: «شایسته نیست کسى که از خداى تعالى استخاره مى نماید در چیزى باشد که او را از آن نهى کرده یا بر او واجب نموده است، استخاره در امر مباح و چیزى است که روا باشد، مانند رفتن به یکى از دو مجلس که جمع بین هر دو ممکن نباشد.»[۴]

استخاره‌ در احادیث

درباره‌ آداب استخاره‌ و نحوه انجام آن، احادیث متعددی از پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله و ائمه اطهار علیهم السلام نقل‌ شده‌ است‌.

  • از امیرالمؤمنین علیه السلام روایت شده که فرمود: موقعی که پیامبر صلی الله علیه وآله مرا به یمن اعزام داشت در حال حرکت از مدینه سفارشاتی به من داشت از جمله فرمود: «یَا عَلِیُّ مَا حَارَ مَنِ اسْتَخَارَ»؛[۵] هر که خیر در امور خود را از خدا خواستار گردید سرگردان نگشت.
  • دعای‌ ۳۳ صحیفه سجادیه‌ نیایشى‌ برای‌ استخاره‌ است‌ و در آن‌ از خداوند درخواست‌ مى‌شود تا آنچه‌ مشیت‌ و خواسته حق‌ است‌، الهام‌ فرماید. امام سجاد علیه السلام در فرازی از این دعا می فرماید: «اللَّهُمَّ إِنِی أَسْتَخِیرُک بِعِلْمِک، فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اقْضِ لِی بِالْخِیرَةِ وَ أَلْهِمْنَا مَعْرِفَةَ الِاخْتِیارِ، وَ اجْعَلْ ذَلِک ذَرِیعَةً إِلَی الرِّضَا بِمَا قَضَیتَ لَنَا وَ التَّسْلِیمِ لِمَا حَکمْتَ»؛ خداوندا از تو به سبب دانشت [که بر همه چیز آگاهی] درخواست خیر دارم. پس بر محمد و آلش درود فرست، و در حقّم به خیر حکم کن، و شناخت آنچه را که برایمان اختیار کردی به ما الهام فرما، و آن را برای ما سبب خشنودی به قضایت، و تسلیم به حُکمت قرار ده.
  • از امام صادق علیه السلام روایت شده: «اِذا اَرادَ اَحَدُکمْ اَمْراً فَلا یشاوِرْ فِیهِ اَحَداً حَتّى یبْدَأْ فَیشاوِرَ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَقیلَ لَهُ: ما مُشاوَرَةُ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ؟ قالَ: یسْتَخیرُ اللهَ فیهِ اَوَّلا ثُمَّ یشاوِرُ فیهِ، فَاِنَّهُ اِذا بَدَأَ بَاللهِ اَجْرَى اللهُ لَهُ الْخَیرَ عَلى لَسانِ مَنْ شاءَ مِنَ الْخَلْقِ»؛[۶] هرگاه یکى از شما اراده کارى کرد، با احدى قبل از حضرت حق مشورت نکند، ابتداى مشورت خود را با پروردگار قرار دهد. عرضه داشتند: مشاورت با خداوند چگونه است؟ فرمود: به صورت دعا از حضرت حق بخواهد که آنچه خیر اوست پیش آورد، سپس با اهلش مشورت کند، که هر کس از خداوند خیر بخواهد حضرت محبوب خیرش را بر زبان هر که از خلقش بخواهد جارى کند.
  • همچنین حضرت صادق علیه السلام مى فرماید: وقتى یکى از شما خواست بخرد یا بفروشد یا وارد کارى شود، با یاد خدا شروع کند و این گونه از او بخواهد: الهى قصد چنین کارى دارم اگر این کار برایم در دین و دنیا و آخرت خیر است بر من آسان کن، اگر شرّ است از من بگردان. سپس با ده مؤمن یا پنج مؤمن دوبار یا با دو مؤمن پنج بار یا با یک مؤمن ده بار مشورت کند.[۷]
  • عبدالله بن ابی‌ یعفور مى گوید: از امام صادق علیه السلام در باب استخاره شنیدم که فرمود: خدا را به عظمت و بزرگى یاد کن، و او را سپاس بگو، سپس بر محمّد و آلش درود فرست آنگاه بگو: «اَللَّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِاَنَّک عالِمُ الْغَیبِ وَ الشَّهادَةِ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ، وَ اَنْتَ علاَّمُ الْغُیوبِ، اَسْتَخیرُاللهَ بِرَحْمَتِهِ».[۸]
  • در کتاب «جمع بین الصحیحین» از جابر بن عبدالله انصاری روایت شده که گوید: «کَانَ النَّبِیُّ (ص) یُعَلِّمُنَا الِاسْتِخَارَةَ فِی الْأُمُورِ کُلِّهَا کَمَا یُعَلِّمُنَا السُّوَرَ مِنَ الْقُرْآنِ»؛[۹] پیامبر صلی الله علیه وآله به ما اصحاب استخاره یاد می­ داد همچنان که سوره ­های قرآن به ما تعلیم می ­نمود.»

شیوه‌های استخاره

در منابع‌ دینى‌ از دیرگاه‌ درباره استخاره‌ گفت‌گو شده‌ و برای‌ آن‌ آدابى‌ از دعا، نماز و اذکار بیان‌ گردیده‌ است‌.

نماز استخاره

نماز استخاره‌ نزد فقیهان‌ از نمازهای‌ مستحب‌ شمرده‌ شده‌ است‌. در منابع‌ شیعه و سنی، احادیثی‌ به‌ نقل‌ از پیامبر و ائمه‌ علیهم السلام در آداب‌ نماز استخاره‌ آمده‌ است‌. جابر انصاری می گوید: رسول خدا صلی الله علیه وآله بدین کیفیت در همه امور به ما استخاره تعلیم می­­ نمود: هر گاه در صدد انجام کاری برآمدی دو رکعت نماز غیر از نمازهای فریضه بخوان و پس از سلام نماز این دعا را بخوان: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْتَخِیرُکَ بِعِلْمِکَ وَ أَسْتَقْدِرُکَ بِقُدْرَتِکَ وَ أَسْأَلُکَ مِنْ فَضْلِکَ الْعَظِیمِ فَإِنَّکَ تَقْدِرُ وَ لَا أَقْدِرُ وَ تَعْلَمُ وَ لَا أَعْلَمُ وَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُیُوبِ اللَّهُمَّ إِنْ کُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ هَذَا الْأَمْرَ خَیْرٌ لِی فِی دِینِی وَ مَعَاشِی وَ عَاقِبَةِ أَمْرِی»؛ سپس فرمود: آنگه حاجت خویش را به زبان آرد.[۱۰] در این‌ حدیث که‌ از منابع‌ اساسى‌ در مباحث‌ فقهى‌ مربوط به‌ نماز استخاره‌ به‌ شمار مى‌آید، دعای‌ ویژه‌ای‌ نیز برای‌ تعقیب‌ این‌ نماز آمده‌ است‌.

به‌ اتفاق‌ مذاهب‌ فقهى‌، نماز استخاره‌ دو رکعت‌ است‌ و بنابر قول‌ مشهور، بهتر آن‌ است‌ که‌ در قرائت‌ این‌ نماز پس‌ از فاتحة الکتاب‌، در رکعت‌ نخست‌ سوره کافرون و در رکعت‌ دوم‌ سوره اخلاص‌ خوانده‌ شود. در یک‌ روایت‌ امامى‌ نیز قرائت‌ سوره‌ حشر و سوره الرحمن‌ در رکعت‌ نخست‌ و سوره‌های‌ معوذتین‌ و سوره اخلاص‌ در رکعت‌ دوم‌ توصیه‌ شده‌ است‌. افضل‌ آن‌ است‌ که‌ نماز استخاره‌ در اماکن‌ مقدس‌ چون‌ مساجد و مشاهد گزارده‌ شود. در روایات‌ امامیه‌، نمونه‌هایى‌ از توصیه‌ به‌ اقامه این‌ نماز در مسجدالنبى‌ و نیز به‌جای‌ آوردن‌ آداب‌ استخاره‌ در مشهد امام حسین علیه السلام وارد شده‌ است‌.

استخاره‌ به‌ قرآن‌

در برخى‌ منابع‌ علاوه‌ بر نماز استخاره‌ و دعا، به‌ روش های‌ خاصى‌ نیز در این‌ مورد اشاره‌ شده‌ که‌ گاه‌ سندیت‌ آنها مورد بحث‌ و تأمل‌ بوده‌ است‌. نخست‌ باید به‌ روایت‌ الیسع‌ قمى‌ از امام‌ صادق‌ علیه السلام اشاره‌ کرد که‌ به‌ موجب‌ آن‌ شخص‌ استخاره‌ کننده‌ به‌ هنگام‌ آماده‌ شدن‌ و قیام‌ برای‌ نماز، مصحف‌ را مى‌گشاید و به‌ نخستین‌ امری‌ که‌ در آن‌ مى‌ بیند، عمل‌ مى‌کند. در شیوه‌ای‌ دیگر که‌ طبرسى‌ بدون‌ ذکر مستند آن‌ را آورده‌ است‌، شخص‌ پس‌ از به‌ جای‌ آوردن‌ نماز مخصوص‌ و دعا، مصحف‌ را مى‌ گشاید و ۷ برگ‌ را شمرده‌، پاسخ‌ خود را در برگ‌ هفتم‌ و سطر یازدهم‌ مى‌ جوید.

اما در حدیثى‌ دیگر از امام‌ صادق‌ علیه السلام از «تفأل‌» به‌ قرآن‌ کریم‌ نهى‌ شده‌ است‌ و گاه‌ در بیان‌ وجه‌ آن‌ چنین‌ گفته‌اند که‌ مراد از تفأل‌ِ مَنهى‌، استفسار و پیش‌بینى‌ حوادث‌ آینده‌ به‌ قرآن‌ است‌؛ یا این که‌ در نهى‌ نظر به‌ تشبه‌ به‌ مردم‌ جاهلیت‌ در تفأل‌ و تطیّر بوده‌ است‌. برخى‌ از علما سعى‌ داشته‌اند تا فرق هایى‌ را میان‌ تفأل‌ به‌ قرآن‌ و استخاره‌ به‌ آن‌ قائل‌ شوند.

استخاره‌ با رقاع‌

در یکى‌ از روشهای‌ استخاره‌ با رُقاع‌ (تکه کاغذهایی که روی آنها چیزی می ­نویسند) دو دستور «اِفْعَل‌» و «لاتَفْعَل‌» بر دو رُقعه‌ نوشته‌ مى‌شود و استخاره‌ کننده‌ با به‌ جای‌ آوردن‌ آدابى‌ خاص‌ یکى‌ از آن‌ دو را برمى‌ دارد و به‌ مقتضای‌ آن‌ عمل‌ مى‌ کند. در روشى‌ دیگر، ۶ رقعه‌ بکار مى‌رود و آنچه‌ در ۳ رقعه‌ متفقاً دستور «افعل‌» آید، بدان‌ عمل‌ مى‌شود.

روایت‌ نخست‌ بدون‌ ضبط اسناد به‌ یکى‌ از ائمه‌ علیهم السلام منسوب‌ گردیده‌ و روایت‌ دوم‌ از امام‌ صادق‌ علیه السلام نقل‌ شده‌ است‌. ابن‌ ادریس‌ حلی و محقق‌ حلى‌ استخاره‌ با رقاع‌ را مورد انتقاد قرار داده‌ و برگرفته‌ از اخبار غیرمعتبر دانسته‌اند. شیخ مفید نیز بر شذوذ این‌ اخبار و ضعف‌ اسناد آن‌ اشاره‌ نموده‌ است‌. برخى‌ نیز چون‌ علامه حلى‌ و شهید اول این‌ انتقاد را وارد ندانسته‌ اند.

استخاره‌ با تسبیح‌

در این‌ نوع‌ استخاره‌ پس‌ از خواندن‌ دعایى‌ مخصوص‌، به‌ اندازه یک‌ قبضه‌ از تسبیح‌ را جدا کرده‌، دانه‌ ها را دو دو مى‌شمارند؛ در صورتى‌ که‌ بازمانده‌ یک‌ باشد، امر مورد نظر را خوب‌ مى‌انگارند. بر پایه آنچه‌ شهید اول‌ یادآور شده‌، این‌ نوع‌ «استخاره‌ به‌ عدد» در سده‌های‌ نخستین‌ اسلامى‌ رواج‌ نداشته‌ است‌؛ تنها ابن‌ طاووس‌ بر پایه روایتى‌ که‌ از امام‌ زمان علیه السلام نقل‌ کرده‌، استناد این‌ سنت‌ را به‌ ائمه‌ علیهم السلام بازگردانیده‌ است‌.

پانویس

  1. جواهر الکلام، ج ۱۲، ص ۱۶۸.
  2. بحار الانوار، ج ۸۸، ص ۲۸۷.
  3. کشف الاسرار، ص ۹۱ – ۹۰.
  4. دعاى ۳۳ صحیفه، ترجمه فیض‌الاسلام.
  5. بحارالأنوار، ج ۷۵، ص۷۸.
  6. بحارالانوار، ج۹۱، ص۲۵۲.
  7. بحارالانوار، ج۹۱، ص۲۵۳.
  8. بحارالانوار، ج۹۱، ص۲۵۶.
  9. بحارالانوار، ج ۸۸، ص ۲۲۴.
  10. مستدرک‏ الوسائل، ج ۶، ص ۲۳۶.

منابع