آیه 25 سوره انفال

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۱۳ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۸:۳۳ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (معانی کلمات آیه)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً ۖ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ

مشاهده آیه در سوره


<<24 آیه 25 سوره انفال 26>>
سوره : سوره انفال (8)
جزء : 9
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

و بترسید از بلایی که چون آید تنها مخصوص ستمکاران شما نباشد (بلکه ظالمان و مظلومان همه را فرا گیرد) و بدانید که عقاب خدا بسیار سخت است.

و از عذابی [که نتیجه گناه، فساد، نزاع، اختلاف و ترک امر به معروف و نهی از منکر است] بپرهیزید، [عذابی] که فقط به ستمکاران از شما نمی رسد [بلکه وقتی نازل شود، همه را فرا می گیرد، ستمکاران را به خاطر ستم و اهل ایمان را به سبب اختلاف و نزاع و ترک امر به معروف و نهی از منکر] و بدانید که خدا سخت کیفر است.

و از فتنه‌اى كه تنها به ستمكاران شما نمى‌رسد بترسيد و بدانيد كه خدا سخت‌كيفر است.

و بترسيد از فتنه‌اى كه تنها ستمكارانتان را در بر نخواهد گرفت و بدانيد كه خدا به سختى عقوبت مى‌كند.

و از فتنه‌ای بپرهیزید که تنها به ستمکاران شما نمی‌رسد؛ (بلکه همه را فرا خواهد گرفت؛ چرا که دیگران سکوت اختیار کردند.) و بدانید خداوند کیفر شدید دارد!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

And beware of a punishment, which shall not visit the wrongdoers among you exclusively, and know that Allah is severe in retribution.

And fear an affliction which may not smite those of you in particular who are unjust; and know that Allah is severe in requiting (evil).

And guard yourselves against a chastisement which cannot fall exclusively on those of you who are wrong-doers, and know that Allah is severe in punishment.

And fear tumult or oppression, which affecteth not in particular (only) those of you who do wrong: and know that Allah is strict in punishment.

معانی کلمات آیه

فتنة: فتنه: آنست كه چيزى به وسيله آن امتحان شود. به خود امتحان و به لازم امتحان كه شدت و عذاب است و نيز به ضلالت و شرك گفته مى‏شود. منظور از آن در آيه ، عذاب و گرفتارى است.

تصيبن: صوب: نزول، قصد. اصابه: درك و يافتن، طلب و اراده. «لا تصيبن» : نمى‏رسد و نمى‏گيرد.

خاصه: خاصه ضد عامه درباره چيزى است كه به فردى يا قومى مخصوص باشد . آن در آيه ، به معنى تنها و فقط است.[۱]

نزول

«شیخ طوسی» گوید: حسن بصرى و ابن عباس و سدى و مجاهد گویند: این آیه درباره اهل جمل نازل شده است، قتادة گوید: زبیر مى گفت، فردى از میان خود را نمى یافتیم كه مشمول این آیه واقع شده باشیم و در این باره اختلاف داشتیم تا این كه واقعا مشمول حقیقى این آیه واقع گشتیم[۲].[۳]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ «25»

و بترسيد (و حفظ كنيد خود را) از فتنه‌اى كه تنها دامنگير ستمگران شما نمى‌شود، (بلكه همه را فرا خواهد گرفت، چرا كه ديگران نيز در مقابل ستمگران سكوت كردند) و بدانيد كه خداوند سخت كيفر است.

نکته ها

«فتنه»، به معناى شرك، كفر، بلا و آزمايش، شكنجه و عذاب است و در اين آيه به معناى بلا و مصيبت‌هاى اجتماعى است. «1»

در آيه‌ى قبل، دستور اطاعت از پيامبر صلى الله عليه و آله بود، اينجا پرهيز از فتنه. پس معلوم مى‌شود كه يكى از مصاديق فتنه، عدم اطاعت از پيامبر است و مفهوم اين آيه، با آيه‌ى‌ «وَ اعْتَصِمُوا

«1». تفسير نمونه.

جلد 3 - صفحه 297

بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا» «1» يكسان است. «2»

مصداق ديگر فتنه، فساد و فحشا مى‌باشد كه باعث فروپاشى يك نظام مى‌شود و آسيب آن عمومى و فراگير است. مثل فساد حكّام بنى‌اميّه كه چون ولايت پيشواى حقّ را كنار زدند، مسلمانان را قرن‌ها به ذلّت كشاندند.

سكوت و ترك امر به معروف و نهى از منكر، باعث فتنه و فراگيرشدن عذاب است، چنانكه پيامبر فرمودند: «خداوند هرگز تمام مردم را به خاطر گناه بعضى از آنان مجازات نمى‌كند، مگر زمانى كه منكرات در ميان آنان آشكار گردد و ديگران در حالى كه توان انكار و برخورد با آن را داشته باشند، سكوت كنند كه اگر چنين شد، خداوند همه‌ى آنان (خاصّ و عام) را عذاب مى‌كند». «3» چنانكه حضرت على عليه السلام فرمودند: «اگر گناهى پنهانى انجام گيرد، خداوند عموم مردم را عذاب نمى‌كند، امّا اگر گروهى منكراتى را آشكارا انجام دهند و مردم آنان را سرزنش نكنند، هر دو گروه مستوجب عقوبت مى‌شوند». «4»

معناى پرهيز از اعمالى كه باعث فتنه شده ودر همه تأثير مى‌گذارد، عزلت وكناره‌گيرى از مسائل نيست، بلكه هوشيارى و توجّه انسان را مى‌رساند. حضرت على عليه السلام مى‌فرمايد: «در فتنه‌ها مثل بچّه شترى باشيد كه نه از شما بار بكشند و نه شما را بدوشند و نه از شما بهره‌بردارى كنند. «كن فى الفتنة كابن الّبون، لاظهر فيركب و لاضرع فيحلب» «5»

هنگام نزول اين آيه، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: «هركس پس از من در جانشينى على عليه السلام ظلم كند، «فكانّما جحد نبوّتى و نبوة الانبياء قبلى» گويا رسالت من و نبوّت پيامبران پيشين را انكار كرده است». «6»

پیام ها

1- تخلّف از دين و دستورات الهى، مايه‌ى بروز فتنه و نزول عذاب الهى است.

دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ‌ ... وَ اتَّقُوا فِتْنَةً ...

«1». آل‌عمران، 103.

«2». تفسير الميزان.

«3». تفسير نمونه.

«4». تفسير اثنى‌عشرى.

«5». نهج‌البلاغه، حكمت 1.

«6». تفسير فرقان.

جلد 3 - صفحه 298

2- نه خود عامل فتنه شويم، نه با فتنه‌گران هم‌صدا شويم و نه در برابرشان سكوت كنيم. «وَ اتَّقُوا فِتْنَةً»

3- افراد جامعه‌ى ايمانى علاوه بر كارهاى خود، نسبت به كارهاى ديگران نيز بايد تعهّد داشته باشند. چون گاهى آثار كارهاى خلاف، دامنگير ديگران هم مى‌شود، همچون كسى كه در كشتى، جايگاه خود را سوراخ كند. «وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً»

4- توجّه به شدّت و سختى عذاب الهى، زمينه‌ساز پرهيز از ظلم و گناه است. وَ اتَّقُوا فِتْنَةً ... أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ‌

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ «25»

وَ اتَّقُوا فِتْنَةً: و بپرهيزيد و بيانديشيد امتحان و آزمايش را كه، لا تُصِيبَنَّ، الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً: نرسد به كسانى كه ظالمند از شما در حالتى كه مختص به آنها باشد، بلكه عام و به ظالم و غير ظالم اثر آن برسد، و شآمت آن به همه كس سرايت كند. اصل فتنه، امتحان و آزمايش باشد. بنابراين بليه‌اى را كه باطن آدمى به آن ظاهر شود، يا صفت و حالتى كه پديد آيد مردمان بر يكديگر ظلم نمايند، آن را فتنه خوانند.

و مفسرين را در فتنه خلاف است:

اغلب برآنند كه مراد عذاب، و آيه توعيد است نسبت به تاركين امر به معروف و نهى از منكر كه خاموش نباشيد و اصغاء نكنيد و راضى مشويد بر منكرات، چه عذاب الهى وقتى بيامد همه را فرا گيرد و تميز ظالم و غير ظالم را ندهد مانند عذاب استيصال بر امت سلف نازل و عاصى و غير عاصى و خاص و

«1» تفسير برهان، جلد 2، صفحه 71، حديث 6.

جلد 4 صفحه 322

عام را تماما احاطه نمود، اما ظالمين معذّب و اما مؤمنين ممتحن باشند، چنانچه ابن بابويه رحمه اللّه در علل الشرايع- از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام قال:

انّ اللّه لا يعذّب العامّة بذنب الخاصّة اذا عملت الخاصّة بالمنكر سرّا من غير ان تعلم العامّة، فاذا عملت الخاصّة بالمنكر جهارا فلم تغيّر (فلم يعيّر) ذلك العامّة استوجب الفريقان العقوبة من اللّه عزّ و جلّ. فرمود: بدرستى كه خداى تعالى عذاب نفرمايد عموم مردم را به سبب گناه خاصه كه گناهكاران باشند هر گاه بجا آورند خاصه منكرات را پنهانى بدون اطلاع عامه. پس زمانى كه بجا آورند گناهكاران منكرات را آشكارا، و عامه مردم تغيير ندهند آن را يا سرزنش نكنند آنها را، مستوجب شوند هر دو دسته عقوبت را از خداى عز و جل.

اقوال ديگر:

1- مراد فتنه بليه‌اى است كه باطن آنها آشكار شود.

2- مراد ضلالت و افتراق كلمه و مخالفت بعضى با بعضى است.

3- مراد هرج و مرج است كه ظلم شايع و ضرر آن به هر كسى برسد.

و در مخاطبين اين آيه نيز خلاف است: ابن عباس گويد خطاب خاصه اصحاب پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باشد. و در تفسير قمى در حق دو نفر نازل شد: طلحه و زبير. «1» و چون زبير اين آيه را خواند و گفت سالهاست ما اين آيه را خوانديم و ندانستيم از اهل آنيم. در اين هنگام دانستيم مراد آيه مائيم. پس مخالفت كرديم و رسيد به ما آنچه رسيد، يعنى مخالفت بيعت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام نموده با او در مقام محاربه برآمديم و بدان جهت مفتون شديم. سدّى گويد: آيه شريفه روز بدر نازل و روز جمل نتيجه آن فتنه به آنها رسيد.

در مجمع- أبو أيوب انصارى روايت نموده كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به عمار فرمود: يا عمّار انّه سيكون بعدى هنآت حتّى يختلف السّيف فيما بينهم و حتّى يقتل بعضهم بعضا و حتّى يبرء بعضهم من بعض، فاذا رأيت ذلك فعليك بهذا الاصلع عن يمينى علىّ بن أبي طالب؛ فان سلك النّاس كلّهم واديا و

«1» ناشر.

جلد 4 صفحه 323

سلك علىّ واديا فاسلك وادى علىّ و خلّ عن النّاس. يا عمّار انّ عليّا لا يردّك عن هدى و لا يدلّك على ردى، يا عمّار طاعة علىّ طاعتى و طاعتى طاعة اللّه. «1» مضمون حديث آنكه: حضرت به عمار فرمود: اى عمار، زود باشد بعد از من فتن و قبايح عظيمه ظاهر شود به آنكه شمشير در ميان، و بعضى بعضى را بكشند و برخى از برخى تبرى كنند، در اين حال بر تو است كه متمسك شوى به اين اصلع طرف راست من، على بن ابى طالب، چه اگر همه مردم در يك وادى بروند و على در وادى ديگر، تو در وادى على سلوك نما، و بگذار تمام مردم را.

اى عمار، على تو را از هدايت نگرداند و به هلاكت وارد نكند. اى عمار، اطاعت على اطاعت من، و اطاعت من طاعت خدا است.

در شواهد التنزيل ابو القاسم حسكانى به اسانيد خود از ابن عباس روايت نموده كه: وقتى آيه شريفه‌ وَ اتَّقُوا فِتْنَةً، الايه نازل شد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: من ظلم عليّا مقعدى هذا بعد وفاتى فكانّما جحد نبوّتى و نبوّة الانبياء قبلى: «2» هر كه ظلم كند على را، جانشين مرا بعد از وفات من، پس مثل آنست كه انكار نموده نبوت من و نبوت انبياء پيش از مرا.

تنبيه: اين مقدمه ثابت شده كه آيات قرآنيه شامل است تمام مكلفين را تا انقراض عالم، لذا آيه شريفه عموميت دارد نسبت به كليّه بشر. و مؤيد آنست قول ابن مسعود كه گفت: هيچكس نيست از ما مگر آنكه مفتون است به فتنه:

الا ترى الى قوله: أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ، پس هر كسى بايد پناه برد به خدا تا از مضلات فتن رهائى يابد.

ثعلبى به اسناد خود از حذيفه روايت نموده كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: اتتكم فتن كقطع اللّيل المظلم يهلك فيها كلّ شجاع بطل و كلّ راكب موضع و كلّ خطيب مصقع‌ «3» فرمود: بيايد شما را فتنه مانند پاره‌هاى شب تاريك كه هلاك شود در آن هر شجاع قوى و هر سوار سبك تاز و هر خطيب فصيح.

وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ‌: و بدانيد بتحقيق كه خداى متعال‌

«1» مجمع البيان، جلد 2، صفحه 534.

«2» تفسير مجمع البيان، جلد 2، صفحه 534.

«3» تفسير مجمع البيان، جلد 2، صفحه 534.

جلد 4 صفحه 324

شديد العقوبت است مر كسى را كه پرهيز نكند از معاصى.

تذكره: بايد انديشه نمود از غضب الهى، كه وقتى عذاب سبحانى نازل گردد، ابرار و اشرار را فرا گيرد.

در كافى- از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام مروى است كه در ذيل حديثى قال: انّ اللّه عزّ و جلّ اوحى الى شعيب النّبىّ عليه السّلام أنّى معذّب من قومك مائة الف، اربعين الفا من شرارهم و ستّين الفا من خيارهم. فقال عليه السّلام: يا ربّ هؤلاء الاشرار، فما بال الاخيار؟ فاوحى اللّه عزّ و جلّ اليه:

انّهم داهنوا اهل المعاصى و لم يغضبوا لغضبى‌ «1» فرمود: خداى تعالى وحى فرمود به شعيب نبى عليه السّلام: بتحقيق معذب نمايم از قوم تو صد هزار نفر را، چهل هزار اشرار، شصت هزار ابرار. عرض كرد: يا رب، آنها اشرارند، پس چه تقصير دارند نيكان؟ خطاب شد: بدرستى كه اخيار مداهنه نمودند اهل معاصى را، و غضب نكردند به جهت غضب من.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ «25»

ترجمه‌

و بترسيد از فتنه كه نرسد البته آنانرا كه ظلم كردند از شما خصوصا و بدانيد كه خدا سخت عقوبت است.

تفسير

فتنه عذاب و بلا و اختلاف كلمه است و در مجمع از امير المؤمنين و امام باقر عليهما السلام و جمعى از قرّاء نقل نموده كه ايشان لتصيبنّ قرائت فرموده‌اند و احتمال زائده بودن لا و توليد الف از اشباع لام مفتوحه را ذكر فرموده و عياشى ره از حضرت صادق عليه السلام نقل نموده كه اين فتنه بعد از رحلت حضرت رسول (ص) بمردم رسيد كه از على (ع) صرف نظر نمودند و با غير او بيعت كردند با آنكه آنحضرت امر فرموده بود مردم را بمتابعت على (ع) و اوصياء او از آل محمد (ص) و از ابن عباس روايت شده است كه چون اين آيه نازل شد پيغمبر (ص) فرمود كسيكه ظلم كند بر على در خلافت من بعد از وفات من مانند آنستكه انكار كرده باشد نبوّت من و پيغمبران پيش از من را و قمى ره فرموده نازل شده است در باره طلحه و زبير كه جنگ كردند با امير المؤمنين (ع) و ظلم كردند در باره او و از ابو ايوب انصارى نقل شده كه پيغمبر (ص) بعمّار فرمود كه بعد از من فتنه‌ها ظاهر مى‌گردد و شمشيرها كشيده ميشود پس تو دست از اين على ابن أبي طالب كه در طرف راست من نشسته بر مدار اگر تمام مردم يك سمت باشند و على يك سمت همه را بگذار و با او سلوك كن همانا او تو را از راه راست نگرداند و بهلاكت نيندازد اى عمار اطاعت على اطاعت من است و اطاعت من اطاعت خدا است و بنابر قرائت مشهوره بايد بترك امر بمعروف و

جلد 2 صفحه 523

نهى از منكر و افتراق كلمه و ظهور بدعت و امثال اينها تفسير شود كه وبالش دامن گير عموم خواهد بود و اختصاص باهل معصيت ندارد ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ اتَّقُوا فِتنَةً لا تُصِيبَن‌َّ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا مِنكُم‌ خَاصَّةً وَ اعلَمُوا أَن‌َّ اللّه‌َ شَدِيدُ العِقاب‌ِ «25»

و بپرهيزيد فتنه‌ و بلايي‌ ‌که‌ اصابت‌ نميكند كساني‌ ‌را‌ ‌که‌ ظلم‌ كرده‌ باشند ‌از‌ ‌شما‌ بالخصوص‌ ‌يعني‌ بغير ظالمين‌ ‌هم‌ اصابت‌ ميكند مخصوص‌ بظالمين‌ تنها نيست‌ و بدانيد محققا خداوند سخت‌گير ‌است‌ ‌در‌ عذاب‌ و عقاب‌.

‌اينکه‌ ‌آيه‌ شريفه‌ ‌از‌ مشكلات‌ آيات‌ ‌است‌ و ‌در‌ بعض‌ اخبار فتنه‌ ‌را‌ تفسير فرموده‌ بفتنه‌ خلافت‌ ‌پس‌ ‌از‌ رحلت‌ حضرت‌ رسالت‌ صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ و ‌در‌ بعض‌ اخبار بطلحه‌ و زبير و جنگ‌ جمل‌ تفسير ‌شده‌ و معلوم‌ ‌است‌ اينكه‌ ‌اينکه‌ اخبار بيان‌ اهم‌ مصاديق‌ ‌است‌ و منافي‌ ‌با‌ عموم‌ ‌آيه‌ نيست‌ و ‌لو‌ اينكه‌ بگوئيم‌ ‌در‌ ‌اينکه‌ مورد وارد ‌شده‌ زيرا مورد مخصص‌ نيست‌ و راه‌ اشكال‌ ‌در‌ ‌اينکه‌ ‌آيه‌ اينست‌ ‌که‌ اولا ‌در‌ موضوع‌ نزول‌ بلاء و عذاب‌ خداوند اولا مؤمنين‌ ‌را‌ نجات‌ مرحمت‌ ميفرمايد سپس‌ كفار و ظالمين‌ ‌را‌ مبتلا و معذب‌ ميكند چنانچه‌ ‌در‌ قضاياي‌ امم‌ سابقه‌ مكررا بيان‌ فرموده‌.

و ثانيا گرفتاري‌ بي‌تقصير خلاف‌ عدل‌ ‌است‌ و محال‌ ‌است‌ ‌از‌ خداوند صادر شود. و ثالثا ‌بر‌ فرض‌ عذاب‌ آمد و بغير ظالم‌ ‌هم‌ اصابت‌ كرد اتقاء ‌از‌ ‌آن‌ معني‌ ندارد زيرا خطاب‌ وَ اتَّقُوا فِتنَةً لا تُصِيبَن‌َّ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا مِنكُم‌ خَاصَّةً ‌اگر‌ بظالمين‌ ‌باشد‌ ‌که‌ ‌آنها‌ دربند ‌اينکه‌ نيستند ‌که‌ بغير ‌آنها‌ نرسد و همه‌ بسوزند و ‌اگر‌ خطاب‌

جلد 8 - صفحه 101

بمؤمنين‌ ‌باشد‌ اتقاء ‌از‌ ‌آن‌ معني‌ ندارد چه‌ كنند ‌که‌ ظالمين‌ ظلم‌ نكنند و حل‌ ‌اينکه‌ اشكالات‌ باين‌ ‌است‌ ‌که‌ معاصي‌ و ظلم‌ و كفر و ساير اموري‌ ‌که‌ موجب‌ عذاب‌ ميشود دو قسم‌ ‌است‌ يك‌ قسم‌ فقط مختص‌ باين‌ عاصي‌ و ظالم‌ و كافر ‌است‌ ‌با‌ ديگران‌ كاري‌ ندارد و يك‌ قسم‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌در‌ مقام‌ اضلال‌ ديگران‌ و ‌آنها‌ ‌را‌ ‌هم‌ رنگ‌ ‌خود‌ كردن‌ ‌است‌ و وادار كردن‌ ديگران‌ ‌را‌ بتبعيت‌ ‌خود‌ مثل‌ دعات‌ باطله‌ و رؤساء ظلمه‌ چنانچه‌ خلفاء جور ‌بعد‌ ‌از‌ رحلت‌ پيغمبر صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ مردم‌ ‌را‌ باجبار و اصرار و تبليغات‌ سوء تابع‌ ‌خود‌ كردند و همچنين‌ طلحه‌ و زبير و عايشه‌ اهل‌ بصره‌ ‌را‌ وادار كردند ‌بر‌ جنگ‌ ‌با‌ ‌علي‌ ‌عليه‌ السّلام‌ و هزارها امثال‌ اينها. و خطاب‌ و اتقوا بمؤمنين‌ ‌است‌ ‌که‌ فريب‌ ‌آنها‌ ‌را‌ نخوريد و نزديك‌ ‌آنها‌ نرويد و گوش‌ بتبليغات‌ ‌آنها‌ ندهيد و متابعت‌ ‌آنها‌ ‌را‌ نكنيد ‌که‌ ‌شما‌ ‌هم‌ ‌در‌ بلاء و عذاب‌ ‌آنها‌ گرفتار خواهيد شد (و اندفع‌ الاشكالات‌ بحذافيرها) وَ اعلَمُوا أَن‌َّ اللّه‌َ شَدِيدُ العِقاب‌ِ (انّك‌ انت‌ ارحم‌ الراحمين‌ ‌في‌ موضع‌ العفو و الرحمة و اشدّ المعاقبين‌ ‌في‌ موضع‌ النكال‌ و النقمة و اعظم‌ المتجبرين‌ ‌في‌ موضع‌ الكبرياء و العظمة)

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 25)- سپس اشاره به عواقب شوم عدم پذیرش دعوت حیات بخش خدا و پیامبر می‌کند و می‌گوید: «از فتنه‌ای بپرهیزید که تنها دامن ستمکاران شما را نمی‌گیرد» بلکه همه را فرا خواهد گرفت (وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْکُمْ خَاصَّةً).

در آیه مورد بحث «فتنه» به معنای بلاها و مصائب اجتماعی است که دامن همه را می‌گیرد، و مفهوم آن این است: افراد جامعه نه تنها موظفند وظایف خود را انجام دهند بلکه موظفند دیگران را هم به انجام وظیفه وا دارند زیرا اختلاف و پراکندگی و ناهماهنگی در مسائل اجتماعی موجب شکست برنامه‌ها خواهد شد و دود آن در چشم همه می‌رود.

در پایان آیه با زبان تهدیدآمیز می‌گوید: «بدانید خداوند مجازاتش شدید است» (وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقابِ).

سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:

تفسیر های فارسی

ترجمه تفسیر المیزان

تفسیر خسروی

تفسیر عاملی

تفسیر جامع

تفسیر های عربی

تفسیر المیزان

تفسیر مجمع البیان

تفسیر نور الثقلین

تفسیر الصافی

تفسیر الکاشف

پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
  2. در تفسیر على بن ابراهیم آمده كه این آیه درباره طلحه و زبیر نازل شده هنگامى كه با امیرالمومنین على علیه‌السلام جنگ كردند و نسبت به او ظلم و ستم روا داشتند، صاحب مجمع البیان از حاكم ابوالقاسم الحسكانى او از سید ابوالحمد مهدى بن نزار الحسینى و او بعد از ده واسطه از ابن عباس نقل كند كه وقتى كه این آیه نازل گردید. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود هر كه بعد از من نسبت به على علیه‌السلام اذیت و آزارى روا بدارد مانند آنست كه نبوت من و پیامبران قبل از من را انكار كرده است، صاحب تفسیر برهان گوید ابوعبدالله محمد بن على بن السراج كه از مخالفین و عامه است. مرفوعا از عبدالله بن مسعود روایت نموده كه گفت: پیامبر بعد از نزول این آیه به من فرمود: اى ابن مسعود بدان هر كه نسبت به على علیه‌السلام ظلم و ستم روا بدارد مانند آنست كه نبوت من و پیامبران پیش از من را انكار كرده باشد.
  3. محمدباقر محقق،‌ نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص377.

منابع