جامعیت مقاله متوسط
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

صلح امام حسن علیه السلام: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ویرایش)
 
(۲ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
 
{{خوب}}
 
{{خوب}}
 
{{تقویم|روز= 25 ربیع الاول|سال= سال 41 هجری قمری}}  
 
{{تقویم|روز= 25 ربیع الاول|سال= سال 41 هجری قمری}}  
از مهم‌ترين حوادث زندگى مبارك [[امام حسن]] علیه السلام صلح او با [[معاويه]] است. که نفاق‌ ها و خيانت‌ هاى سپاه امام علیه السلام موجب آن شد. صلح امام حسن علیه السلام از مسائلی است که به کرات در منابع تاریخ تحلیلی اسلام مورد مداقه و تحلیل قرار گرفته است.
+
از مهم‌ترین حوادث زندگى مبارک [[امام حسن]] علیه السلام صلح او با [[معاویه]] است، که [[نفاق|نفاق‌]] ها و [[خیانت|خیانت‌]] هاى سپاه امام علیه السلام موجب آن شد. امام حسن‌ مجتبى علیه‌السلام براى از میان بردن تفرقه مسلمانان و نجات [[شیعه|شیعیان]] از شرارت‌هاى معاویه و عوامل مزدورش، این صلح را پذیرفت. صلح امام حسن علیه السلام از مسائلی است که به کرات در منابع تاریخ تحلیلی [[اسلام]] مورد مداقه و تحلیل قرار گرفته است.
  
 
==جریان صلح==
 
==جریان صلح==
  
پس از شهادت [[امام علی]] علیه السلام، [[امام حسن]] مجتبی علیه السلام تلاش نمودند تا کاری که پدر خویش در واپسین روزهای حیاتش در تدارک انجام آن بود یعنی سرکوب معاویه بن ابی سفیان را به انجام برسانند لذا در ميان مردم اعلان بسيج عمومى نمودند و رزمندگان [[كوفه]] و ساير شهرها را براى دفع تهاجم دشمن فراخواندند. هنگامى كه دو سپاه در برابر يكديگر قرار گرفتند و درگيرى‌ هاى پراكنده‌ اى ميان آنان به وقوع پيوست، برخى از سران سپاه امام حسن‌ مجتبى علیه‌السلام از جمله "عبيدالله بن عباس" كه فرماندهى كل را بر عهده داشت به سپاه [[معاويه]] پيوست و از اين راه توان روحى و فيزيكى سپاه امام حسن علیه‌السلام را كاهش دادند.  
+
پس از شهادت [[امام علی]] علیه السلام، [[امام حسن]] مجتبی علیه السلام تلاش نمودند تا کاری که پدر خویش در واپسین روزهای حیاتش در تدارک انجام آن بود یعنی سرکوب [[معاویه|معاویه بن ابی سفیان]] را به انجام برسانند، لذا در میان مردم اعلان بسیج عمومى نمودند و رزمندگان [[کوفه]] و سایر شهرها را براى دفع تهاجم دشمن فراخواندند. هنگامى که دو سپاه در برابر یکدیگر قرار گرفتند و درگیرى‌ هاى پراکنده‌ اى میان آنان به وقوع پیوست، برخى از سران سپاه امام حسن‌ مجتبى علیه‌السلام از جمله "[[عبیدالله بن عباس|عبیدالله بن عباس]]" که فرماندهى کل را بر عهده داشت به سپاه معاویه پیوست و از این راه توان روحى و فیزیکى سپاه امام حسن علیه‌السلام را کاهش دادند.  
  
نفوذى‌ هاى معاويه در ميان سپاهيان امام حسن علیه‌السلام و در ميان عامه مردم شهرها، اقدام به شايعه پراكنى و گمانه‌زنى ‌هاى خلاف واقع كردند و به تدريج جامعه اسلامى و رزمندگان را از داخل، دچار ترديد و تزلزل نمودند. به طورى كه برخى از سپاهيان، شبانه از اردوگاه ‌ها و پادگان‌ ها گريخته و صحنه نبرد را ترك مى‌ كردند و برخى از فريب‌خوردگان "[[خوارج]]" در شهرهاى پشت جبهه اقدام به آشوب مى‌ كردند و حتى در "ساباط مداين"، به خيمه‌گاه امام حسن علیه‌السلام هجوم آورده و اقدام به غارت و بى‌ نظمى نمودند و در يك رويدادى، امام حسن مجتبى علیه‌السلام را ترور كرده و وى را به شدت زخمى نمودند.
+
نفوذى‌ هاى معاویه در میان سپاهیان امام حسن علیه‌السلام و در میان عامه مردم شهرها، اقدام به [[شایعه|شایعه]] پراکنى و گمانه‌زنى ‌هاى خلاف واقع کردند و به تدریج جامعه اسلامى و رزمندگان را از داخل، دچار تردید و تزلزل نمودند. به طورى که برخى از سپاهیان، شبانه از اردوگاه ‌ها و پادگان‌ ها گریخته و صحنه نبرد را ترک مى‌ کردند و برخى از فریب‌خوردگان "[[خوارج]]" در شهرهاى پشت جبهه اقدام به آشوب مى‌ کردند و حتى در "ساباط" [[مداین|مداین]]، به خیمه‌گاه امام حسن علیه‌السلام هجوم آورده و اقدام به غارت و بى‌ نظمى نمودند و در یک رویدادى، امام حسن مجتبى علیه‌السلام را ترور کرده و وى را به شدت زخمى نمودند.
  
ريش‌سفيدان و صاحب‌نفوذان [[عراق]] و [[حجاز]] و برخى از فرماندهان سپاه [[امام حسن]] علیه‌السلام مخفيانه نامه‌هايى به معاويه داده و اظهار اطاعت و پيروى مى‌ نمودند و حتى نوشتند كه حاضرند امام حسن علیه‌السلام را تسليم وى كرده و يا او را به قتل رسانند. امام حسن‌ مجتبى علیه‌السلام كه از تمامى نفاق‌ ها و خيانت‌ هاى سپاه خويش خبردار بود، با گردآورى آنان و ايراد خطبه و روشن نمودن اذهان آنان از دسيسه ‌هاى دشمن، تلاش وافر نمود كه روحيه مردانگى و رزم‌آورى را در آنان، بار ديگر زنده كرده و توطئه‌ هاى دشمن را نقش بر آب كند.
+
ریش‌سفیدان و صاحب‌نفوذان [[عراق]] و [[حجاز]] و برخى از فرماندهان سپاه [[امام حسن]] علیه‌السلام مخفیانه نامه‌هایى به معاویه داده و اظهار اطاعت و پیروى مى‌ نمودند و حتى نوشتند که حاضرند امام حسن علیه‌السلام را تسلیم وى کرده و یا او را به قتل رسانند. امام حسن‌ مجتبى علیه‌السلام که از تمامى [[نفاق|نفاق‌]] ها و خیانت‌ هاى سپاه خویش خبردار بود، با گردآورى آنان و ایراد [[خطبه]] و روشن نمودن اذهان آنان از دسیسه ‌هاى دشمن، تلاش وافر نمود که روحیه مردانگى و رزم‌آورى را در آنان، بار دیگر زنده کرده و توطئه‌ هاى دشمن را نقش بر آب کند.
  
ولى رسوخ شرم‌آور نفاق و خيانت، سپاه آن حضرت را از كارايى لازم انداخته و توازن نظامى را به كلى دگرگون كرده بود و سرانجام، امام حسن علیه‌السلام را وادار به پذيرش صلح ناخواسته كرد و آن حضرت به ناچار در 25 [[ربيع الاول]] و به قولى در نيمه [[جمادى الاول]] سال 41 قمرى بر اساس شرايطى، خلافت را به معاوية بن ابى‌سفيان واگذاشت و خود از آن كناره گرفت.<ref>اسدالغابه، ج2، ص14؛ تاريخ الطبرى، ج5، ص324؛ العقد الفريد، ج4، ص361؛ الثقات، ج2، ص305؛ المصنف (للصنعانى) ج5، ص461؛ شرح الأخبار فى فضايل الائمة الاطهار، ج2، ص122.</ref>
+
ولى رسوخ شرم‌آور نفاق و خیانت، سپاه آن حضرت را از کارایى لازم انداخته و توازن نظامى را به کلى دگرگون کرده بود و سرانجام، امام حسن علیه‌السلام را وادار به پذیرش صلح ناخواسته کرد و آن حضرت به ناچار در ۲۵ [[ربیع الاول]] و به قولى در نیمه [[جمادى الاول]] سال ۴۱ قمرى بر اساس شرایطى، خلافت را به معاویة بن ابى‌سفیان واگذاشت و خود از آن کناره گرفت.<ref>اسدالغابه، ج۲، ص۱۴؛ تاریخ الطبرى، ج۵، ص۳۲۴؛ العقد الفرید، ج۴، ص۳۶۱؛ الثقات، ج۲، ص۳۰۵؛ المصنف (للصنعانى) ج۵، ص۴۶۱؛ شرح الأخبار فى فضایل الائمة الاطهار، ج۲، ص۱۲۲.</ref>
  
بدين سان، درگيرى و جنگ ميان سپاهيان شام و سپاهيان [[عراق]] پايان يافت و آن سال را "عام الجماعة" ناميدند. متن صلح‌نامه اى كه به امضاى طرفين و گواهان از دو سپاه رسيد، از اين قرار است: «بسم الله الرحمن الرحيم. هذا ما صالح عليه الحسن بن على بن أبى‌طالب، معاوية بن أبى‌سفيان، صالحه على أن يسلم اليه ولاية المسلمين، على أن يعمل فيهم بكتاب الله و سنة رسول الله و سيرة الخلفاءِ الراشدين المهتدين و ليس لمعاوية بن أبى‌سفيان ان يعهد الى أحد من بعده عهداً، بل يكون الأمر من بعده شورى بين المسلمين، على أن الناس آمنون حيث كانوا من أرض اللّه تعالى فى شامهم و يمنهم و عراقهم و حجازهم و على أن اصحاب على و شيعته آمنون على أنفسهم و أموالهم و نسائهم و اولادهم حيث كانوا، و على معاوية بن ابى‌سفيان بذلك عهدالله و ميثاقه، و على أن لايبغى للحسن بن على و لأخيه الحسين غائلة و لا لأحد من اهل بيت رسول الله صلى الله عليه و آله غائلة سوء سراً أو جهراً و لايخيف احداً منهم فى افق من الآفاق».<ref>فصول المهة، ص 163.</ref>
+
بدین سان، درگیرى و جنگ میان سپاهیان [[شام]] و سپاهیان [[عراق]] پایان یافت و آن سال را "عام الجماعة" نامیدند. متن صلح‌نامه اى که به امضاى طرفین و گواهان از دو سپاه رسید، از این قرار است: «بسم الله الرحمن الرحیم. هذا ما صالح علیه الحسن بن على بن أبى‌طالب، معاویة بن أبى‌سفیان، صالحه على أن یسلّم الیه ولایة المسلمین، على أن یعمل فیهم بکتاب الله و سنة رسول الله و سیرة الخلفاءِ الراشدین المهتدین و لیس لمعاویة بن أبى‌سفیان ان یعهد الى أحد من بعده عهداً، بل یکون الأمر من بعده شورى بین المسلمین، على أن الناس آمنون حیث کانوا من أرض اللّه تعالى فى شامهم و یمنهم و عراقهم و حجازهم و على أن اصحاب على و شیعته آمنون على أنفسهم و أموالهم و نسائهم و اولادهم حیث کانوا، و على معاویة بن ابى‌سفیان بذلک عهدالله و میثاقه، و على أن لایبغى للحسن بن على و لأخیه الحسین غائلة و لا لأحد من اهل بیت رسول الله صلى الله علیه و آله غائلة سوء سراً أو جهراً و لایخیف احداً منهم فى افق من الآفاق».<ref>فصول المهة، ص ۱۶۳.</ref>
  
گفتنى است كه درباره بندهاى صلح‌نامه، اتفاق چندانى ميان مورخان و سيره‌نويسان نيست و برخى از آنان، موارد ذيل را نيز اضافه نمودند:
+
گفتنى است که درباره بندهاى صلح‌نامه، اتفاق چندانى میان مورخان و سیره‌نویسان نیست و برخى از آنان، موارد ذیل را نیز اضافه نمودند:
  
# حسن بن علي علیه‌السلام و برادرش حسين علیه‌السلام، هيچگاه [[معاويه]] را اميرمؤمنان خطاب نكنند؛<ref>[[بحارالانوار]]، ج 44، ص 8 و 13.</ref> اين شرط به وضوح بيان مى‌ كند كه صلح امام حسن علیه‌السلام نوعى سكوت در حال ناچارى و كناره‌ گيرى مصلحت‌ آميز از حكومت بود، نه اين كه معاوية بن ابى‌سفيان سزاوار خلافت و حكومت بوده است.
+
#[[امام حسن علیه السلام|حسن بن علی]] علیه‌السلام و برادرش [[امام حسین علیه السلام|حسین]] علیه‌السلام، هیچگاه [[معاویه]] را امیرمؤمنان خطاب نکنند؛<ref>بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۸ و ۱۳.</ref> این شرط به وضوح بیان مى‌ کند که صلح امام حسن علیه‌السلام نوعى سکوت در حال ناچارى و کناره‌ گیرى مصلحت‌ آمیز از حکومت بود، نه این که معاویة بن ابى‌سفیان سزاوار [[خلافت]] و حکومت بوده است.
# معاويه و اصحابش، هيچگاه علي علیه‌السلام را در [[نماز]] و غير نماز، سب و لعن نكرده و از او جز به نيكى ياد نكنند.
+
#معاویه و اصحابش، هیچگاه [[امام علی علیه السلام|علی]] علیه‌السلام را در [[نماز]] و غیر نماز، [[سب و فحش دادن|سب]] و [[لعن]] نکرده و از او جز به نیکى یاد نکنند.
# پس از معاويه، ولايت مسلمانان با حسن بن علي علیه‌السلام باشد و اگر او زنده نباشد با برادرش حسين بن علي علیه‌السلام خواهد بود.<ref>[[تاريخ الاسلام]]، ج4، ص5؛ تاريخ الخلفاء، ص191.</ref>
+
#پس از معاویه، ولایت مسلمانان با حسن بن علی علیه‌السلام باشد و اگر او زنده نباشد با برادرش حسین بن علی علیه‌السلام خواهد بود.<ref>تاریخ الاسلام، ج۴، ص۵؛ تاریخ الخلفاء، ص۱۹۱.</ref>
# [[بيت المال]] [[كوفه]] در اختيار امام حسن علیه‌السلام باشد.
+
#[[بیت المال]] [[کوفه]] در اختیار امام حسن علیه‌السلام باشد.
# خراج دو منطقه فارس، يعنى بسا (فسا) و دارابجرد در اختيار امام حسن علیه‌السلام باشد.
+
#[[خراج]] دو منطقه فارس، یعنى بسا (فسا) و دارابجرد در اختیار امام حسن علیه‌السلام باشد.
# معاويه در هر سال مبلغ يك ميليون يا صد هزار) درهم به صورت مقررى در اختيار امام حسن علیه‌السلام قرار دهد.
+
#معاویه در هر سال مبلغ یک میلیون یا صد هزار) درهم به صورت مقررى در اختیار امام حسن علیه‌السلام قرار دهد.
  
يادآورى اين نكته ضرورى است كه مسائل مادى‌ اى كه از سوى امام حسن علیه‌السلام در صلح‌نامه مطرح شده است، به منظور تأمين معاش خانواده‌ هاى بى‌ سرپرستى بود كه در جنگ‌ هاى جمل، صفين و نهروان كسان خود را از دست داده بودند. امام حسن‌ مجتبى علیه‌السلام انسانى كامل و پيشوايى مهربان و عدالت‌گستر بود كه براى از ميان بردن اختلاف و تفرقه مسلمانان و جلوگيرى از خونريزى آنان و نجات شيعيان و ياران پدرش اميرمؤمنان علیه‌السلام از شرارت‌ ها و كينه‌توزى ‌هاى معاويه و عوامل مزدور وى، صلح با معاويه را پذيرفت و آن را با شرايطى سنگين بر معاويه تحكيم نمود.
+
یادآورى این نکته ضرورى است که مسائل مادى‌ اى که از سوى امام حسن علیه‌السلام در صلح‌نامه مطرح شده است، به منظور تأمین معاش خانواده‌ هاى بى‌ سرپرستى بود که در جنگ‌ هاى [[جنگ جمل|جمل]]، [[جنگ صفین|صفین]] و [[جنگ نهروان|نهروان]] کسان خود را از دست داده بودند.  
  
==دلایل صلح امام حسن علیه السلام==
+
امام حسن‌ مجتبى علیه‌السلام انسانى کامل و پیشوایى مهربان و عدالت‌گستر بود که براى از میان بردن اختلاف و تفرقه مسلمانان و جلوگیرى از خونریزى آنان و نجات [[شیعه|شیعیان]] و یاران پدرش [[امیرالمومنین|امیرمؤمنان]] علیه‌السلام از شرارت‌ ها و کینه‌توزى ‌هاى معاویه و عوامل مزدور وى، صلح با معاویه را پذیرفت و آن را با شرایطى سنگین بر معاویه تحکیم نمود.
  
براى راه يافتن به دلايل صلح امام حسن علیه السلام، بررسى دو موضوع ضرورى مى‌نمايد: نخست شرايط نابسامان اجتماعى آن روزگار كه امام علیه السلام را به صلح واداشت (پيشوايان ما، 117-105) و ديگر، مقام والاى امامت و اين كه شخص امام با دانش آسمانى خويش همواره بهترين راه را برمى‌گزيند و از اين رو، اطاعت از او بى‌چون و چرا واجب است:
+
==علل صلح امام حسن علیه‌السلام==
  
1. جامعه روزگار امام حسن علیه السلام به دليل جنگ‌هاى فراوان و كشمكش‌هاى سياسى بسيار در كمند اضطراب‌ها و نابسامانى‌ها گرفتار آمده بود و اين امر، خلافت امام حسن علیه السلام را با وضعيتى پيچيده و دشوار روبرو ساخته بود. از مشكلات بزرگ، وجود دسته‌ها و احزاب پرشمار در [[كوفه]] بود؛ همانند امويان، خوارج، مذبذبين فرصت‌طلب و سربازان نافرمان. دسيسه‌هاى معاويه - كه از هيچ گونه قانون اخلاقى و انسانى پيروى نمى‌كرد - مشكلى ديگر بود. (مصنّفات شيخ مفيد، 11/ 2/ 19-16) مشكل سوم، كمى ياران امام و همراه نبودن مردم و خيانت و دنياپرستى برخى سران لشكر بود. از اين رو، امام براى حفظ اسلام چاره‌اى جز صلح نديد. رهاورد صلح امام حسن علیه السلام عبارت بودند از:
+
براى راه یافتن به دلایل صلح [[امام حسن علیه السلام|امام حسن]] علیه السلام، بررسى دو موضوع ضرورى مى‌نماید: نخست شرایط نابسامان اجتماعى آن روزگار که امام علیه السلام را به صلح واداشت؛<ref>پیشوایان ما، ۱۱۷-۱۰۵.</ref> و دیگر، مقام والاى [[امامت]] و این که شخص [[امام]] با دانش آسمانى خویش همواره بهترین راه را برمى‌گزیند و از این رو، اطاعت از او بى‌چون و چرا [[واجب]] است:
  
* الف. حفظ جان و مال و آبروى شيعيان
+
الف. جامعه روزگار امام حسن علیه السلام به دلیل جنگ‌هاى فراوان و کشمکش‌هاى سیاسى بسیار در کمند اضطراب‌ها و نابسامانى‌ها گرفتار آمده بود و این امر، [[خلافت]] امام حسن علیه السلام را با وضعیتى پیچیده و دشوار روبرو ساخته بود. از مشکلات بزرگ، وجود دسته‌ها و احزاب پرشمار در [[کوفه]] بود؛ همانند [[بنی امیه|امویان]]، [[خوارج]]، مذبذبین فرصت‌طلب و سربازان نافرمان. دسیسه‌هاى [[معاویه|معاویه]] - که از هیچ گونه قانون اخلاقى و انسانى پیروى نمى‌کرد - مشکلى دیگر بود.<ref>مصنّفات شیخ مفید، ۱۱/ ۲/ ۱۹-۱۶.</ref> مشکل سوم، کمى یاران امام و همراه نبودن مردم و [[خیانت|خیانت]] و [[دنیاطلبی|دنیاپرستى]] برخى سران لشکر بود. از این رو، امام براى حفظ [[اسلام]] چاره‌اى جز صلح ندید. از جمله رهاوردهای صلح امام حسن علیه السلام عبارت بودند از:
* ب. آشكار ساختن چهره پليد معاويه و حفظ خلافت از لغزيدن به نظام موروثى
 
* ج. در امان داشتن كشور اسلامى از طمع و تعرض دشمنان خارجى.
 
  
2. امام معصوم علیه السلام از دانش الهى بهره‌مند است و آنچه مى‌كند، به فرمان خداوند است و از اين رو، سرپيچى از فرمان او روا نيست و مؤمنين مى‌بايد بى‌چون و چرا از امام معصوم علیه السلام پيروى كنند. شيعيان با چنين ايمانى به امام معصوم علیه السلام برآن‌اند كه صلح امام حسن علیه السلام را مصلحت و منفعت‌هايى بسيار مهم بوده است و راه نيافتن خِرَد ما به اين مصلحت و منفعت‌ها به معناى ناصواب بودن تدبير امام علیه السلام نيست.  
+
#حفظ جان و مال و آبروى [[شیعه|شیعیان]]
 +
#آشکار ساختن چهره پلید معاویه و حفظ خلافت از لغزیدن به نظام موروثى
 +
#در امان داشتن کشور اسلامى از طمع و تعرض دشمنان خارجى.
  
[[پيامبر اسلام]] صلی الله علیه و آله مى‌فرمايد: «حسن و حسين امام‌اند چه بنشينند و چه قيام كنند». (تفسير نورالثّقلين، 6/58) شيعيان با الهام از چنين رواياتى، مطيع بى‌چون و چراى امام معصوم‌اند چه همانند حضرت حسن بن على علیه السلام راه صلح را مصلحت زمان خويش بداند و چه همانند حضرت حسين بن على علیه السلام برخيزد و راهى ديگر را مصلحت بشمارد.
+
ب. امام [[معصوم]] علیه السلام از دانش الهى بهره‌مند است و آنچه مى‌کند، به فرمان [[الله|خداوند]] است و از این رو، سرپیچى از فرمان او روا نیست و مؤمنین مى‌باید بى‌چون و چرا از امام معصوم علیه السلام پیروى کنند. شیعیان با چنین ایمانى به امام معصوم علیه السلام برآن‌اند که صلح امام حسن علیه السلام را مصلحت و منفعت‌هایى بسیار مهم بوده است و راه نیافتن خِرَد ما به این مصلحت و منفعت‌ها به معناى ناصواب بودن تدبیر امام علیه السلام نیست.  
  
وانگهى از روايات برمى‌آيد كه تنها راه درست در روزگار امام حسن علیه السلام صلح بوده است؛ از آن جمله است روايتى از همان امام كه مى‌فرمايد: «به خدا سوگند اگر من با معاويه مى‌جنگيدم، مردم مرا تسليم او مى‌كردند... به خدا سوگند، آنچه من كردم براى شيعيان بهتر است از هر آنچه خورشيد بر آن مى‌تابد و غروب مى‌كند. آيا نمى‌دانيد كه من امام شمايم و فرمانبردارى‌ام بر شما فريضه است؟ آيا نشنيده‌ايد كه پيامبر خدا مرا يكى از دو سالار جوانان بهشتى دانسته است؟ پس شك مكنيد كه من براى مصلحت امّت و پاسداشت خون آنان به صلح تن دادم».<ref>بحارالانوار، 44/19، 21 و 56.</ref>
+
[[پیامبر اسلام]] صلی الله علیه و آله مى‌فرماید: «حسن و حسین امام‌اند چه بنشینند و چه قیام کنند».<ref>تفسیر نورالثّقلین، ۶/۵۸.</ref> شیعیان با الهام از چنین روایاتى، مطیع بى‌چون و چراى امام معصوم‌اند، چه همانند حضرت حسن بن على علیه السلام راه صلح را مصلحت زمان خویش بداند و چه همانند حضرت حسین بن على علیه السلام برخیزد و راهى دیگر را مصلحت بشمارد.
 +
 
 +
وانگهى از روایات برمى‌آید که تنها راه درست در روزگار امام حسن علیه السلام صلح بوده است؛ از آن جمله است روایتى از همان امام که مى‌فرماید: «به خدا سوگند اگر من با معاویه مى‌جنگیدم، مردم مرا تسلیم او مى‌کردند... به خدا سوگند، آنچه من کردم براى شیعیان بهتر است از هر آنچه خورشید بر آن مى‌تابد و غروب مى‌کند. آیا نمى‌دانید که من [[امام]] شمایم و فرمانبردارى‌ام بر شما فریضه است؟ آیا نشنیده‌اید که پیامبر خدا مرا یکى از دو سالار جوانان [[بهشت|بهشتى]] دانسته است؟ پس شک مکنید که من براى مصلحت [[امّت]] و پاسداشت خون آنان به صلح تن دادم».<ref>بحارالانوار، ۴۴/۱۹، ۲۱ و ۵۶.</ref>
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
{{پانویس}}
 
{{پانویس}}
 
 
==منابع==
 
==منابع==
* موسسه تبیان، نرم‌افزار دایرة‌المعارف چهارده معصوم علیهم‌السلام.
+
*موسسه تبیان، نرم‌افزار دایرة‌المعارف چهارده معصوم علیهم‌السلام.
* جمعی از نویسندگان، فرهنگ شیعه، ص 100 و 101.
+
*جمعی از نویسندگان، [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۱۰۰ و ۱۰۱.
  
{{ شناختنامه امام حسن (ع) }}
+
{{شناختنامه امام حسن (ع) }}
  
 
[[رده:وقایع دوران امامت امام حسن علیه السلام]]
 
[[رده:وقایع دوران امامت امام حسن علیه السلام]]
سطر ۵۵: سطر ۵۶:
 
[[رده:وقایع ماه ربیع الاول]]
 
[[رده:وقایع ماه ربیع الاول]]
 
[[رده:سال ۴۱ هجری قمری]]
 
[[رده:سال ۴۱ هجری قمری]]
 +
[[رده: مقاله های مهم]]
 +
{{سنجش کیفی
 +
|سنجش=شده
 +
|شناسه= خوب
 +
|عنوان بندی مناسب= خوب
 +
|کفایت منابع و پی نوشت ها= خوب
 +
|رعایت سطح مخاطب عام= خوب
 +
|رعایت ادبیات دانشنامه ای= خوب
 +
|جامعیت= متوسط
 +
|رعایت اختصار= خوب
 +
|سیر منطقی= خوب
 +
|کیفیت پژوهش= خوب
 +
|رده= دارد
 +
}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۰ ژوئن ۲۰۲۰، ساعت ۰۵:۰۱

تقویم هجری قمری

روز واقعه:25 ربیع الاول
سال 41 هجری قمری

از مهم‌ترین حوادث زندگى مبارک امام حسن علیه السلام صلح او با معاویه است، که نفاق‌ ها و خیانت‌ هاى سپاه امام علیه السلام موجب آن شد. امام حسن‌ مجتبى علیه‌السلام براى از میان بردن تفرقه مسلمانان و نجات شیعیان از شرارت‌هاى معاویه و عوامل مزدورش، این صلح را پذیرفت. صلح امام حسن علیه السلام از مسائلی است که به کرات در منابع تاریخ تحلیلی اسلام مورد مداقه و تحلیل قرار گرفته است.

جریان صلح

پس از شهادت امام علی علیه السلام، امام حسن مجتبی علیه السلام تلاش نمودند تا کاری که پدر خویش در واپسین روزهای حیاتش در تدارک انجام آن بود یعنی سرکوب معاویه بن ابی سفیان را به انجام برسانند، لذا در میان مردم اعلان بسیج عمومى نمودند و رزمندگان کوفه و سایر شهرها را براى دفع تهاجم دشمن فراخواندند. هنگامى که دو سپاه در برابر یکدیگر قرار گرفتند و درگیرى‌ هاى پراکنده‌ اى میان آنان به وقوع پیوست، برخى از سران سپاه امام حسن‌ مجتبى علیه‌السلام از جمله "عبیدالله بن عباس" که فرماندهى کل را بر عهده داشت به سپاه معاویه پیوست و از این راه توان روحى و فیزیکى سپاه امام حسن علیه‌السلام را کاهش دادند.

نفوذى‌ هاى معاویه در میان سپاهیان امام حسن علیه‌السلام و در میان عامه مردم شهرها، اقدام به شایعه پراکنى و گمانه‌زنى ‌هاى خلاف واقع کردند و به تدریج جامعه اسلامى و رزمندگان را از داخل، دچار تردید و تزلزل نمودند. به طورى که برخى از سپاهیان، شبانه از اردوگاه ‌ها و پادگان‌ ها گریخته و صحنه نبرد را ترک مى‌ کردند و برخى از فریب‌خوردگان "خوارج" در شهرهاى پشت جبهه اقدام به آشوب مى‌ کردند و حتى در "ساباط" مداین، به خیمه‌گاه امام حسن علیه‌السلام هجوم آورده و اقدام به غارت و بى‌ نظمى نمودند و در یک رویدادى، امام حسن مجتبى علیه‌السلام را ترور کرده و وى را به شدت زخمى نمودند.

ریش‌سفیدان و صاحب‌نفوذان عراق و حجاز و برخى از فرماندهان سپاه امام حسن علیه‌السلام مخفیانه نامه‌هایى به معاویه داده و اظهار اطاعت و پیروى مى‌ نمودند و حتى نوشتند که حاضرند امام حسن علیه‌السلام را تسلیم وى کرده و یا او را به قتل رسانند. امام حسن‌ مجتبى علیه‌السلام که از تمامى نفاق‌ ها و خیانت‌ هاى سپاه خویش خبردار بود، با گردآورى آنان و ایراد خطبه و روشن نمودن اذهان آنان از دسیسه ‌هاى دشمن، تلاش وافر نمود که روحیه مردانگى و رزم‌آورى را در آنان، بار دیگر زنده کرده و توطئه‌ هاى دشمن را نقش بر آب کند.

ولى رسوخ شرم‌آور نفاق و خیانت، سپاه آن حضرت را از کارایى لازم انداخته و توازن نظامى را به کلى دگرگون کرده بود و سرانجام، امام حسن علیه‌السلام را وادار به پذیرش صلح ناخواسته کرد و آن حضرت به ناچار در ۲۵ ربیع الاول و به قولى در نیمه جمادى الاول سال ۴۱ قمرى بر اساس شرایطى، خلافت را به معاویة بن ابى‌سفیان واگذاشت و خود از آن کناره گرفت.[۱]

بدین سان، درگیرى و جنگ میان سپاهیان شام و سپاهیان عراق پایان یافت و آن سال را "عام الجماعة" نامیدند. متن صلح‌نامه اى که به امضاى طرفین و گواهان از دو سپاه رسید، از این قرار است: «بسم الله الرحمن الرحیم. هذا ما صالح علیه الحسن بن على بن أبى‌طالب، معاویة بن أبى‌سفیان، صالحه على أن یسلّم الیه ولایة المسلمین، على أن یعمل فیهم بکتاب الله و سنة رسول الله و سیرة الخلفاءِ الراشدین المهتدین و لیس لمعاویة بن أبى‌سفیان ان یعهد الى أحد من بعده عهداً، بل یکون الأمر من بعده شورى بین المسلمین، على أن الناس آمنون حیث کانوا من أرض اللّه تعالى فى شامهم و یمنهم و عراقهم و حجازهم و على أن اصحاب على و شیعته آمنون على أنفسهم و أموالهم و نسائهم و اولادهم حیث کانوا، و على معاویة بن ابى‌سفیان بذلک عهدالله و میثاقه، و على أن لایبغى للحسن بن على و لأخیه الحسین غائلة و لا لأحد من اهل بیت رسول الله صلى الله علیه و آله غائلة سوء سراً أو جهراً و لایخیف احداً منهم فى افق من الآفاق».[۲]

گفتنى است که درباره بندهاى صلح‌نامه، اتفاق چندانى میان مورخان و سیره‌نویسان نیست و برخى از آنان، موارد ذیل را نیز اضافه نمودند:

  1. حسن بن علی علیه‌السلام و برادرش حسین علیه‌السلام، هیچگاه معاویه را امیرمؤمنان خطاب نکنند؛[۳] این شرط به وضوح بیان مى‌ کند که صلح امام حسن علیه‌السلام نوعى سکوت در حال ناچارى و کناره‌ گیرى مصلحت‌ آمیز از حکومت بود، نه این که معاویة بن ابى‌سفیان سزاوار خلافت و حکومت بوده است.
  2. معاویه و اصحابش، هیچگاه علی علیه‌السلام را در نماز و غیر نماز، سب و لعن نکرده و از او جز به نیکى یاد نکنند.
  3. پس از معاویه، ولایت مسلمانان با حسن بن علی علیه‌السلام باشد و اگر او زنده نباشد با برادرش حسین بن علی علیه‌السلام خواهد بود.[۴]
  4. بیت المال کوفه در اختیار امام حسن علیه‌السلام باشد.
  5. خراج دو منطقه فارس، یعنى بسا (فسا) و دارابجرد در اختیار امام حسن علیه‌السلام باشد.
  6. معاویه در هر سال مبلغ یک میلیون (و یا صد هزار) درهم به صورت مقررى در اختیار امام حسن علیه‌السلام قرار دهد.

یادآورى این نکته ضرورى است که مسائل مادى‌ اى که از سوى امام حسن علیه‌السلام در صلح‌نامه مطرح شده است، به منظور تأمین معاش خانواده‌ هاى بى‌ سرپرستى بود که در جنگ‌ هاى جمل، صفین و نهروان کسان خود را از دست داده بودند.

امام حسن‌ مجتبى علیه‌السلام انسانى کامل و پیشوایى مهربان و عدالت‌گستر بود که براى از میان بردن اختلاف و تفرقه مسلمانان و جلوگیرى از خونریزى آنان و نجات شیعیان و یاران پدرش امیرمؤمنان علیه‌السلام از شرارت‌ ها و کینه‌توزى ‌هاى معاویه و عوامل مزدور وى، صلح با معاویه را پذیرفت و آن را با شرایطى سنگین بر معاویه تحکیم نمود.

علل صلح امام حسن علیه‌السلام

براى راه یافتن به دلایل صلح امام حسن علیه السلام، بررسى دو موضوع ضرورى مى‌نماید: نخست شرایط نابسامان اجتماعى آن روزگار که امام علیه السلام را به صلح واداشت؛[۵] و دیگر، مقام والاى امامت و این که شخص امام با دانش آسمانى خویش همواره بهترین راه را برمى‌گزیند و از این رو، اطاعت از او بى‌چون و چرا واجب است:

الف. جامعه روزگار امام حسن علیه السلام به دلیل جنگ‌هاى فراوان و کشمکش‌هاى سیاسى بسیار در کمند اضطراب‌ها و نابسامانى‌ها گرفتار آمده بود و این امر، خلافت امام حسن علیه السلام را با وضعیتى پیچیده و دشوار روبرو ساخته بود. از مشکلات بزرگ، وجود دسته‌ها و احزاب پرشمار در کوفه بود؛ همانند امویان، خوارج، مذبذبین فرصت‌طلب و سربازان نافرمان. دسیسه‌هاى معاویه - که از هیچ گونه قانون اخلاقى و انسانى پیروى نمى‌کرد - مشکلى دیگر بود.[۶] مشکل سوم، کمى یاران امام و همراه نبودن مردم و خیانت و دنیاپرستى برخى سران لشکر بود. از این رو، امام براى حفظ اسلام چاره‌اى جز صلح ندید. از جمله رهاوردهای صلح امام حسن علیه السلام عبارت بودند از:

  1. حفظ جان و مال و آبروى شیعیان
  2. آشکار ساختن چهره پلید معاویه و حفظ خلافت از لغزیدن به نظام موروثى
  3. در امان داشتن کشور اسلامى از طمع و تعرض دشمنان خارجى.

ب. امام معصوم علیه السلام از دانش الهى بهره‌مند است و آنچه مى‌کند، به فرمان خداوند است و از این رو، سرپیچى از فرمان او روا نیست و مؤمنین مى‌باید بى‌چون و چرا از امام معصوم علیه السلام پیروى کنند. شیعیان با چنین ایمانى به امام معصوم علیه السلام برآن‌اند که صلح امام حسن علیه السلام را مصلحت و منفعت‌هایى بسیار مهم بوده است و راه نیافتن خِرَد ما به این مصلحت و منفعت‌ها به معناى ناصواب بودن تدبیر امام علیه السلام نیست.

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله مى‌فرماید: «حسن و حسین امام‌اند چه بنشینند و چه قیام کنند».[۷] شیعیان با الهام از چنین روایاتى، مطیع بى‌چون و چراى امام معصوم‌اند، چه همانند حضرت حسن بن على علیه السلام راه صلح را مصلحت زمان خویش بداند و چه همانند حضرت حسین بن على علیه السلام برخیزد و راهى دیگر را مصلحت بشمارد.

وانگهى از روایات برمى‌آید که تنها راه درست در روزگار امام حسن علیه السلام صلح بوده است؛ از آن جمله است روایتى از همان امام که مى‌فرماید: «به خدا سوگند اگر من با معاویه مى‌جنگیدم، مردم مرا تسلیم او مى‌کردند... به خدا سوگند، آنچه من کردم براى شیعیان بهتر است از هر آنچه خورشید بر آن مى‌تابد و غروب مى‌کند. آیا نمى‌دانید که من امام شمایم و فرمانبردارى‌ام بر شما فریضه است؟ آیا نشنیده‌اید که پیامبر خدا مرا یکى از دو سالار جوانان بهشتى دانسته است؟ پس شک مکنید که من براى مصلحت امّت و پاسداشت خون آنان به صلح تن دادم».[۸]

پانویس

  1. اسدالغابه، ج۲، ص۱۴؛ تاریخ الطبرى، ج۵، ص۳۲۴؛ العقد الفرید، ج۴، ص۳۶۱؛ الثقات، ج۲، ص۳۰۵؛ المصنف (للصنعانى) ج۵، ص۴۶۱؛ شرح الأخبار فى فضایل الائمة الاطهار، ج۲، ص۱۲۲.
  2. فصول المهة، ص ۱۶۳.
  3. بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۸ و ۱۳.
  4. تاریخ الاسلام، ج۴، ص۵؛ تاریخ الخلفاء، ص۱۹۱.
  5. پیشوایان ما، ۱۱۷-۱۰۵.
  6. مصنّفات شیخ مفید، ۱۱/ ۲/ ۱۹-۱۶.
  7. تفسیر نورالثّقلین، ۶/۵۸.
  8. بحارالانوار، ۴۴/۱۹، ۲۱ و ۵۶.

منابع

  • موسسه تبیان، نرم‌افزار دایرة‌المعارف چهارده معصوم علیهم‌السلام.
  • جمعی از نویسندگان، فرهنگ شیعه، ص ۱۰۰ و ۱۰۱.