سید جمال الدین گلپایگانی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (صفحه‌ای جدید حاوی ' {{بخشی از یک کتاب}} <keywords content='کلید واژه: انقلاب مشروطیت، جنگ جهانی اول، سید جمال...' ایجاد کرد)
 
(آرشیو عکس و تصویر)
 
(۱۵ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
 +
'''آیت الله العظمی سید جمال الدین موسوی گلپایگانی''' (۱۲۹۵ - ۱۳۷۷ ق)، عالم ربانی مجاهد [[شیعه]]، مرجع تقلید  و از شاگردان [[آخوند خراسانی]] و [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزای نائینی]] بود. ایشان علاوه بر تبحر در [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]]، از [[تهذیب نفس]] غافل نبود و در این وادی از عارفانی چون [[آخوند کاشانی|آخوند کاشی]] و [[سید احمد کربلایی|سید احمد کربلایی]] بهره برد و صاحب کرامات شد و خود شاگردانی چون [[سید محمدحسین حسینی طهرانی|علامه تهرانی]] را تربیت نمود.
 
{{بخشی از یک کتاب}}
 
{{بخشی از یک کتاب}}
  
 +
{{شناسنامه عالم
 +
||نام کامل = سید جمال‌الدین موسوی گلپایگانی
 +
||تصویر= [[پرونده:جمال گلپایگانی.jpg|230px]]
 +
||زادروز =  ۱۲۹۵ قمری
 +
|زادگاه = گلپایگان
 +
|وفات =  ۱۳۷۷ قمری
 +
|مدفن = [[نجف]]، [[وادی السلام]]
 +
|اساتید =  [[آخوند کاشانی|آخوند کاشی]]، [[سید احمد کربلایی|سید احمد کربلایی]]، [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزای نائینی]]، [[آخوند خراسانی]]، [[میرزا محمد تقی شیرازی]]،...
 +
|شاگردان = [[سید محمدحسین حسینی طهرانی|محمدحسین حسینی طهرانی]]، [[حسن صافی اصفهانی|شیخ حسن صافی اصفهانی]]، [[لطف الله صافی گلپایگانی]]، [[سید مرتضی حسینی فیروزآبادی]]،...
 +
|آثار = رساله لاضرر و لاضرار، کتاب صلوة،، یک دوره اصول فقه، جعل طرق، حاشیه بر [[مکاسب]]...
 +
}}
 +
==ولادت==
  
 +
سید جمال الدین موسوی گلپایگانی سال ۱۲۹۵ هـ.ق در سعیدآباد گلپایگان، در یک خانواده روحانی متولد شد. پدرش، آیت الله سید حسین گلپایگانی (متوفای ۱۳۰۴ هـ.ق) فرزند [[فقیه]] بزرگوار گلپایگان، سید محمدعلی گلپایگانی (متوفا: ۱۲۸۰ هـ.ق) است. سید جمال الدین دوران کودکی را در سعیدآباد سپری کرد. بیش از ۹ سال از عمرش نمی‌گذشت که پدر بزرگوارش دار فانی را وداع گفت. وی چند سالی در سعیدآباد به چوپانی مشغول بوده؛ ولی روح بلندی که از پدر خود به ارث برده بود، او را بر آن داشت تا به اجداد بزرگ خود اقتدا کند.
  
 +
==تحصیلات و استادان==
  
'''منبع:''' تلخيص از كتاب گلشن ابرار، جلد 3، صفحه 336
+
سید جمال الدین گلپایگانی در دوازده سالگی، نزد برادران بزرگوارش دروس حوزوی را آغاز کرد و مقداری از دروس مقدماتی را در وطن خود فراگرفت و برای ادامه تحصیل راهی گلپایگان شد. وی بیشتر علوم عربی، [[بلاغت]] و [[منطق]] را از علمای گلپایگان آموخت. می‌گویند: هر روز مسافت بین سعیدآباد و گلپایگان را برای آموختن علم پیاده می‌پیمود. او چند سالی را در گلپایگان به تحصیل اشتغال داشت.
  
'''نویسنده:''' عليمراد كياني
+
'''تحصیل در حوزه اصفهان:'''
  
==سید جمال‌الدین گلپایگانی==
+
سید جمال الدین در سال ۱۳۱۱ هـ.ق در حالی که ۱۶ سال بیشتر نداشت،‌ برای ادامه تحصیل عازم [[اصفهان]] گردید. او که عزم [[حوزه علمیه|حوزه علمیه]] اصفهان نمود، در مدرسه علمیه الماسیه ثبت نام نمود و در همان جا به کسب علم پرداخت. مدتی گذشت تا این که به مدرسه شیخ محمدعلی ثقة الاسلام منتقل گردید<ref> پیام حوزه، ش ۸، ص ۷۷.</ref> و سطوح عالی حوزوی را آغاز نمود و «[[قوانین الاصول (کتاب)|قوانین]]» را پیش مرحوم حاجی میرزا بدیع آموخت و سپس «[[فرائد الاصول (کتاب)|رسائل]]» و «[[مکاسب (کتاب)|مکاسب]]» را نزد بزرگانی همچون شیخ عبدالکریم گزی، سید محمد خاتون آبادی، شیخ محمدعلی ثقی الاسلام، شیخ محمدتقی مدرسی و آیت الله [[سید محمدباقر درچه ای|سید محمدباقر درچه‌ای]] فراگرفت.<ref> اعیان الشیعه، ج ۴، سید محسن امین، ص ۲۰۶.</ref> همچنین علم [[درایه]]، [[علم رجال|رجال]] و علوم دیگر را از علمای اصفهان آموخت.
  
'''ولادت'''
+
وی علم معقول و [[اخلاق]] را پیش بزرگانی همچون [[آخوند کاشانی|آخوند ملا محمد کاشی]] -که خود حکیم و عارفی بزرگ و از نوادر عصر خویش بود- و [[جهانگیر خان قشقایی|جهانگیرخان قشقایی]] که از بزرگترین حکیمان و فیلسوفان اسلامی بشمار می‌رفت، آموخت. او در دورانی که در اصفهان مشغول تحصیل بود، با آیت الله العظمی [[آیت الله بروجردی|سید حسین بروجردی]] هم درس و هم مباحثه بود.
  
در سال 1295 هـ.ق كودكی در سعید آباد گلپایگان، در یك خانواده روحانی متولد شد كه اسم او را «جمال الدین» گذاشتند. جمال الدین خواندن و نوشتن را در روستای خود فراگرفت و دروس حوزوی را در پیش برادران خود آموخت. سپس برای ادامه تحصیل عازم حوزه علمیه اصفهان شد. پدرش، آیت الله سید حسین گلپایگانی (متوفا: 1304 هـ.ق) فرزند فقیه بزرگوار گلپایگان، سید محمدعلی گلپایگانی (متوفا: 1280 هـ.ق) است.
+
'''هجرت به نجف اشرف:'''
  
'''تحصیلات'''
+
سید جمال الدین در [[جمادی الثانی]] ۱۳۱۹ هـ.ق آهنگ [[نجف]] اشرف کرد. وی در نخستین روزهای ورود به نجف، در درس [[آخوند خراسانی|آخوند ملا محمدکاظم خراسانی]] حاضر شد و خارج [[فقه]] و [[اصول فقه|اصول]] را در حوزه درس او فراگرفت. وی دو دوره خارج اصول را پیش آخوند خراسانی گذراند که یک دوره آن را تقریر نمود و هنگامی که دولت بعث [[عراق]] در اوایل انقلاب اسلامی، ایرانیان را از عراق بیرون کرد، آن نوشته‌ها مفقود گردید. ولی هم اکنون بعضی از تقریرات او در دست بستگان نزدیک وی موجود است. او علاوه بر شرکت در درس آخوند خراسانی، از درس [[آقا رضا همدانی|حاج آقا رضا همدانی]] و [[سید محمدکاظم طباطبائی یزدی|سید محمدکاظم یزدی]] نیز بهره جست.<ref> میرزا محمدتقی شیرازی، سروش استقلال، محمد اصغری نژاد، سازمان تبلیغات اسلامی، چ اول، ۱۳۷۳، ص ۴۳.</ref> مدتی هم در [[سامرا]]، در درس آیت الله [[میرزا محمد تقی شیرازی|محمدتقی شیرازی]] شرکت نمود و بخش زیادی از تقریرات او را به رشته تحریر درآورد و سپس به نجف بازگشت.
  
سید جمال الدین گلپایگانی دوران كودكی را در سعیدآباد سپری كرد. بیش از 9 سال از عمر پربركتش نمی‌گذشت كه پدر بزرگوارش دار فانی را وداع گفت. وی چند سالی در سعیدآباد به چوپانی مشغول بوده؛ ولی روح بلندی كه از پدر خود به ارث برده بود، او را بر آن داشت تا به اجداد بزرگ خود اقتدا كند.
+
در سال ۱۳۲۹ هـ.ق که [[آخوند خراسانی]] دار فانی را وداع گفت، سید جمال الدین متوجه آیت الله [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزا حسین غروی نائینی]] گردید. شرکت سید جمال الدین در درس آیت الله نائینی باعث تعجب خیلی از علمای نجف شد، چون او، خود یکی از استوانه‌های حوزه نجف بود، و این عامل بزرگی برای شرکت علما و فضلای [[حوزه علمیه|حوزه علمیه]] نجف در درس آیت الله نائینی  شد. در واقع، او به عنوان مشاور علمی نائینی بوده است، یعنی مرحوم نائینی از وجود ایشان استفاده می‌نمود؛ آن چه مؤید این مطلب است اجازه [[اجتهاد|اجتهادی]] است که مرحوم نائینی به ایشان داده و از ایشان به عنوان «حجت الاسلام» یاد کرده و این در حالی است که مرحوم نائینی چنین عنوانی را برای کمتر کسی بکار برده است. نائینی در پایان اجازه‌ای که به سید جمال الدین داده، از او استمداد می‌کند که برایش [[دعا]] کند.<ref> به نقل از یکی از بستگان سید جمال الدین که اسناد آن نزد وی موجود است.</ref> سید جمال الدین حدود ۳۰ سال در درس میرزای نائینی شرکت نمود و تقریرات زیادی از درس‌های او را به رشته تحریر درآورد. آقا جمال می‌فرمود: «من یک طاقچه تقریرات درس آقای نائینی را دارم».<ref> مجله حوزه، شماره ۳۰، ص ۴۲، سال ۱۳۶۷.</ref>
  
او در دوازده سالگی، در همان سامان نزد برادران بزرگوارش درس را آغاز كرد و مقداری از دروس مقدماتی را در وطن خود فراگرفت و برای ادامه تحصیل راهی گلپایگان شد. وی بیشتر علوم عربی، بلاغت و منطق را از علمای گلپایگان آموخت. می‌گویند: هر روز مسافت بین سعیدآباد و گلپایگان را برای آموختن علم پیاده می‌پیمود. او چند سالی را در گلپایگان به تحصیل اشتغال داشت. در سال 1311 هـ.ق در حالی كه 16 سال بیشتر نداشت،‌ برای ادامه تحصیل عازم اصفهان گردید.
+
وی هیچ گاه از [[تهذیب نفس]] غافل نبود و در این وادی از انفاس قدسیه آیت الله [[سید مرتضی کشمیری|سید مرتضی کشمیری]] و آیت الحق [[سید احمد کربلایی|سید احمد کربلایی]] بهره‌ها برد و از اشارت [[عارف]] کامل، حاج شیخ علی محمد نجف آبادی همواره بهره‌مند بود تا این که حائز رتبه‌ای از کرامات گردید.<ref> پیام حوزه، ش ۸، ص ۸۱.</ref> همچنین از انفاس ملکوتی آقای شیخ هادی طهرانی، آخوند ملا علی نهاوندی، [[شیخ محمد بهاری]] و [[سید ابوتراب خوانساری]] نیز استفاده کرد.
  
'''در حوزه علمیه اصفهان'''
+
==تدریس و شاگردان==
  
سید جمال الدین كه عزم اصفهان نمود، در مدرسه علمیه الماسیه ثبت نام نمود و در همان جا به كسب علم پرداخت. مدتی گذشت تا این كه به مدرسه شیخ محمدعلی ثقه الاسلام منتقل گردید<ref> پیام حوزه، ش 8، ص 77.</ref> و سطوح عالی حوزوی را آغاز نمود و «قوانین» را پیش مرحوم حاجی میرزا بدیع آموخت و سپس «رسائل» و «مكاسب» را نزد بزرگانی همچون شیخ عبدالكریم گزی، سید محمد خاتون آبادی، شیخ محمدعلی ثقه الاسلام، شیخ محمدتقی مدرسی و آیت الله سید محمدباقر دُرچه‌ای فراگرفت.<ref> اعیان الشیعه، ج 4، سید محسن امین، ص 206.</ref> همچنین علم درایه، رجال و علوم دیگر را از علمای اصفهان آموخت.
+
پس از رحلت آیت الله نائینی، آیت الله سید جمال الدین گلپایگانی در [[نجف]] به تدریس دروس خارج [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] پرداخت. تعداد زیادی از فضلای [[ایران|ایرانی]]، نجفی و [[لبنان|لبنانی]] در درس او شرکت می‌کردند که اکثر آن ها به درجه [[اجتهاد]] رسیدند. اینک به معرفی شماری از شاگردان او می‌پردازیم:
  
وی علم معقول و اخلاق را پیش بزرگانی همچون آخوند ملا محمد كاشی كه خود حكیم و عارفی بزرگ و از نوادر عصر خویش بود و جهانگیرخان قشقایی كه از بزرگترین حكیمان و فیلسوفان اسلامی بشمار می‌رفت، آموخت. او در دورانی كه در اصفهان مشغول تحصیل بود، با آیت الله العظمی حاج آقا حسین بروجردی هم درس و هم مباحثه بود. آیت الله بروجردی چه هنگامی كه در بروجرد بودند و چه اوقاتی كه به قم هجرت نمود، نامه‌هایی به ایشان می‌نوشتند و درباره بعضی از مسائل مشكل و حوادث كه واقع می‌شد، از او استمداد می‌نمود.<ref> زندگانی حكیم جهانگیرخان قشقایی، مهدی قرقانی، چ اول، 1371، گلهای اصفهان، ص 163ـ164.</ref>
+
*۱. آیت الله احمد فیاض: (متولد ۱۳۲۴) وی که از مدرسین پرصلابت و استوار [[حوزه علمیه]] اصفهان است و مدت‌ها از محضر حاج آقا جمال بهره‌ها برد، او درباره استادش چنین می‌فرماید: «ایشان درس خارج می‌گفت، اهل ریاضت نفس و اخلاق بوده لذا تأثیر نفسش فوق العاده بود و شاگردانش از ایشان بهره‌ها می‌بردند. وقتی می‌خواستم از نجف برگردم، فرمود: می‌روی، ولی پشیمان می‌شوی. گفتم: برمی‌گردم. فرمود:‌ معلوم نیست. اتفاقاً همین جوری شد و پشیمان شدم، زیرا فقه و اصول نجف قوی‌تر بود و به درس و بحث بهتر می‌رسیدیم...».<ref> مجله حوزه، شماره ۱۸، دی ۱۳۶۵، ص ۲۹.</ref>
  
'''در حوزه نجف و سامرا'''
+
*۲. آیت الله حاج شیخ حیدرعلی محقق (۱۳۲۶ـ۱۴۲۱ هـ.ق) که از بزرگان معاصر و از اساتید حوزه اصفهان بودند.
  
سید جمال الدین در [[جمادی الثانی]] 1319 هـ.ق آهنگ [[نجف]] اشرف كرد. وی زمانی كه در اصفهان بوده احتمالاً به درجه [[اجتهاد]] رسیده بود.<ref> به نقل یكی از بستگان وی.</ref> او هنگامی كه عازم نجف بوده در مسیر خود از گلپایگان گذشت و مورد استقبال علمای آن دیار قرار گرفت و در اوایل ماه مبارك [[رمضان]] سال 1319 هـ.ق وارد نجف اشرف گردید. وی در نخستین روزهای ورود به نجف، در درس آخوند ملا محمدكاظم خراسانی حاضر شد و خارج [[فقه]] و [[اصول]] را در حوزه درس او فراگرفت. وی دو دوره خارج اصول را پیش آخوند خراسانی گذراند كه یك دوره آن را تقریر نمود و هنگامی كه دولت بعث عراق در اوایل انقلاب اسلامی ایرانیان را از عراق بیرون كرد، آن نوشته‌ها مفقود گردید. ولی هم اكنون بعضی از تقریرات او در دست بستگان نزدیك وی موجود است. او علاوه بر شركت در درس آخوند خراسانی، از درس حاج آقا رضا همدانی و سید محمدكاظم یزدی نیز بهره جست.<ref> میرزا محمدتقی شیرازی، سروش استقلال، محمد اصغری نژاد، سازمان تبلیغات اسلامی، چ اول، 1373، ص 43.</ref>
+
. آیت الله سید محمدجمال هاشمی گلپایگانی.
  
همچنین از انفاس ملكوتی آقای شیخ هادی طهرانی، آخوند ملا علی نهاوندی، شیخ محمد بهاری و سید ابوتراب خوانساری نیز استفاده كرد. مدتی هم در [[سامرا]]، در درس آیت الله محمدتقی شیرازی شركت نمود و بخش زیادی از تقریرات او را به رشته تحریر درآورد و سپس به نجف بازگشت.
+
. آیت الله حاج سید احمد گلپایگانی (۱۳۳۴ـ۱۴۱۲ هـ.ق).
  
سرانجام در سال 1329 هـ.ق آخوند خراسانی دار فانی را وداع گفت و سید جمال الدین كه مدت 10 سال در درس او شركت كرده بود و در درس هیچ كس حاضر نشد تا آن هنگام كه متوجه آیت الله میرزا حسین غروی نائینی گردید. شركت سید جمال الدین در درس آیت الله نائینی، عامل بزرگی برای شركت علما و فضلای حوزه علمیه نجف در درس ایشان شد. شركت او در درس آیت الله نائینی باعث تعجب خیلی از علمای نجف شد، چون او، خود یكی از استوانه‌های حوزه نجف بود.  
+
. علامه [[سید محمدحسین حسینی طهرانی|محمدحسین حسینی طهرانی]] (۱۳۰۵ـ۱۳۷۴ هـ.ش).
  
در واقع، او به عنوان مشاور علمی نائینی بوده است یعنی مرحوم نائینی از وجود ایشان استفاده می‌نمود، آن چه مؤید این مطلب است اجازه اجتهادی است كه مرحوم نائینی به ایشان داده و از ایشان به عنوان حجت الاسلام یاد كرده و این در حالی است كه مرحوم نائینی چنین عنوانی را برای كمتر كسی بكار برده و شاید برای هیچ كدام از شاگردانش بكار نبرده است.
+
*۶. آیت الله [[حسن صافی اصفهانی|شیخ حسن صافی اصفهانی]] (۱۲۹۸ـ۱۳۷۴ هـ.ش).
  
چنانچه در اجازه‌ای كه به آیت الله سید ابوالقاسم خویی داده است و در ابتدای كتاب اجود التقریرات آمده و همچنین اجازه‌ای كه به شیخ محمدعلی كاظمی خراسانی داده است كه در ابتدای كتاب فوائد الاصول آمده، عنوان ثقه الاسلام را بكار برده است. نائینی در پایان اجازه‌ای كه به سید جمال الدین داده، از او استمداد می‌كند كه برایش [[دعا]] كند.<ref> به نقل از یكی از بستگان سید جمال الدین كه اسناد آن نزد وی موجود است.</ref>
+
*۷. آیت الله سید علی گلپایگانی.
  
سید جمال الدین حدود 30 سال در درس میرزای نائینی شركت نمود و تقریرات زیادی از درس‌های او را به رشته تحریر درآورد. آقا جمال می‌فرمود: «من یك طاقچه تقریرات درس آقای نائینی را دارم».<ref> مجله حوزه، شماره 30، ص 42، سال 1367.</ref>
+
. آیت الله العظمی [[لطف الله صافی گلپایگانی]].
  
وی هیچ گاه از تهذیب نفس غافل نبود و در این وادی از انفاس قدسیه آیت الله سید مرتضی كشمیری و آیت الحق سید احمد كربلایی بهره‌ها برد و از اشارت عارف كامل، حاج شیخ علی محمد نجف آبادی همواره بهره‌مند بود تا این كه حائز رتبه‌ای از كرامات گردید.<ref> پیام حوزه، ش 8، ص 81.</ref>
+
*۹. آیت الله ریحان الله نخعی.
  
'''شاگردان'''
+
*۱۰. شیخ محمدتقی بن شیخ صالح بن شیخ عبدالحسن بن الشیخ راضی.
  
پس از رحلت آیت الله نائینی، آیت الله سید جمال الدین گلپایگانی به تدریس دروس خارج [[فقه]] و [[اصول]] پرداخت. تعداد زیادی از فضلای ایرانی، نجفی و لبنانی در درس او شركت می‌كردند كه اكثر آن ها به درجه [[اجتهاد]] رسیدند. اینك به معرفی شماری از شاگردان او می‌پردازیم:
+
*۱۱. آیت الله [[سید مرتضی حسینی فیروزآبادی]]، که [[اخلاق]] و [[عرفان]] را نزد آیت الله گلپایگانی کسب کرد.
  
* 1. آیت الله احمد فیاض: (متولد 1324) وی كه از مدرسین پرصلابت و استوار [[حوزه علمیه]] اصفهان و از معدود باقی مانده‌های دوران شكوه اصفهان است و مدت‌ها از محضر حاج آقا جمال بهره‌ها برد، او درباره استادش چنین می‌فرماید: «ایشان (حاج آقا جمال) درس خارج می‌گفت، اهل ریاضت نفس و اخلاق بوده لذا تأثیر نفسش فوق العاده بود و شاگردانش از ایشان بهره‌ها می‌بردند. وقتی می‌خواستم از [[نجف]] برگردم، فرمود: می‌روی، ولی پشیمان می‌شوی. گفتم: برمی‌گردم. فرمود:‌ معلوم نیست. اتفاقاً همین جوری شد و پشیمان شدم، زیرا فقه و اصول نجف قوی‌تر بود و به درس و بحث بهتر می‌رسیدیم، اما چون مادرم با من بود، اصرار داشت كه آب و هوای نجف به من نمی‌سازد، لذا مجبور شدم كه برگردم».<ref> مجله حوزه، شماره 18، دی 1365، ص 29.</ref>
+
*۱۲. آیت الله شیخ محمدحسین کلباسی اصفهانی (۱۳۲۳ـ۱۴۱۸ هـ.ق).
  
* 2. آیت الله حاج شیخ حیدرعلی محقق (1326ـ1421 هـ.ق) كه از بزرگان معاصر و از اساتید حوزه اصفهان بودند.
+
*۱۳. آیت الله حاج شیخ محمدعلی احمدیان نجف آبادی (متوفا: ۱۴۱۷ هـ.ق).
  
* 3. آیت الله سید محمدجمال هاشمی گلپایگانی.
+
*۱۴. آیت الله شیخ عباس خالصی خراسانی (۱۲۸۹ـ۱۳۷۸ هـ.ش).
  
* 4. آیت الله حاج سید احمد گلپایگانی (1334ـ1412 هـ.ق).
+
*۱۵. آیت الله شیخ عبدالله مجد فقیهی بروجردی (۱۳۰۲ـ۱۳۷۹ هـ.ش).
  
* 5. علامه محمدحسین حسینی طهرانی (1305ـ1374 هـ.ش).
+
*۱۶. آیت الله شیخ مهدی حائری تهرانی (۱۳۰۴ـ۱۳۷۹ هـ.ش).<ref> استفاده از چندین شماره مجله آینه پژوهش.</ref>
  
* 6. آیت الله شیخ حسن صافی اصفهانی (1298ـ1374 هـ.ش).
+
==آثار و تألیفات==
  
* 7. آیت الله سید علی گلپایگانی.
+
*۱. کتاب اجتهاد و تقلید.
  
* 8. آیت الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی.
+
*۲. اجتماع امر و نهی.
  
* 9. آیت الله ریحان الله نخعی.
+
*۳. الغیبه و چند مسئله فقهی (سه کتاب مذکور، در یک مجلد تحت عنوان کتاب «رسائل» در سال ۱۳۷۰ هـ.ق توسط المطبعه الحیدریه، در [[نجف]] به چاپ رسیده است).
  
* 10. شیخ محمدتقی بن شیخ صالح بن شیخ عبدالحسن بن الشیخ راضی.
+
[[پرونده:Jamal.jpg|thumb|left|کتاب الصلاة - یکی از آثار  آیت الله العظمی سید جمال الدین گلپایگانی]]
  
* 11. آیت الله سید مرتضی حسینی فیروزآبادی كه اخلاق و عرفان را نزد آیت الله سید جمال گلپایگانی كسب كرد.
+
*۴. الترتب.
  
* 12. آیت الله شیخ محمدحسین كلباسی اصفهانی (1323ـ1418 هـ.ق).
+
*۵. جواز بقاء تقلید بر میت.
  
* 13. آیت الله حاج شیخ محمدعلی احمدیان نجف آبادی (متوفا: 1417 هـ.ق).
+
*۶. [[دیوان (شعر)|دیوان]] اشعار که حاوی اشعار فارسی و عربی است.
  
* 14. آیت الله شیخ عباس خالصی خراسانی (1289ـ1378 هـ.ش).
+
*۷. رساله عملیه.
  
* 15. آیت الله شیخ عبدالله مجد فقیهی بروجردی (1302ـ1379 هـ.ش).
+
*۸. رساله لاضرر و لاضرار.
  
* 16. آیت الله شیخ مهدی حائری تهرانی (1304ـ1379 هـ.ش).<ref> استفاده از چندین شماره مجله آینه پژوهش.</ref>
+
*۹. رساله منجزات المریض.
  
'''تألیفات'''
+
*۱۰. کتاب صلوة، که هم اکنون توسط مؤسسه آل البیت برای چاپ آماده می‌شود.
  
* 1. كتاب [[اجتهاد]] و [[تقلید]].
+
*۱۱. حاشیه بر [[مکاسب (کتاب)|مکاسب]] که توسط مؤسسه آل البیت برای چاپ آماده می‌شود.
  
* 2. اجتماع امر و نهی.
+
*۱۲. یک دوره [[اصول فقه]] که یک جلد آن که از اول اصول فقه تا واجب نفسی می‌باشد، چاپ شده است. و نسخه اصلی دوره ‌اصول حاج آقا جمال گم شده و نسخه دومی که توسط حاج آقا محمد جمال هاشمی، فرزند ایشان از آن نوشته شده است، موجود می‌باشد.
  
* 3. الغیبه و چند مسئله فقهی.  
+
*۱۳. قاعده فراغ والتجاوز.
  
این سه كتاب در یك مجلد، تحت عنوان كتاب رسائل در سال 1370 هـ.ق توسط المطبعه الحیدریه، در [[نجف]] به چاپ رسیده است.
+
*۱۴. حدیث رفع.
  
* 4. الترتب.
+
*۱۵. جعل طرق.
  
* 5. جواز بقاء تقلید بر میت.
+
حاج آقا جمال وصیت کرده که شش کتاب ذیل که از آثارش می‌باشد، حتماً به چاپ برسد:
  
* 6. دیوان اشعار كه حاوی اشعار فارسی و عربی است.
+
*۱. قاعده فراغ والتجاوز.
  
* 7. رساله عملیه.
+
*۲. حدیث رفع.
  
* 8. رساله لاضرر و لاضرار.
+
*۳. جعل طرق.
  
* 9. رساله منجزات المریض.
+
*۴. حدیث لاضرر و لاضرار.
  
* 10. كتاب صلوه كه هم اكنون توسط مؤسسه آل البیت برای چاپ آماده می‌شود.
+
*۵. المکاسب.
  
* 11. حاشیه بر مكاسب كه توسط مؤسسه آل البیت برای چاپ آماده می‌شود.
+
*۶. کتاب الصلاة.
  
* 12. یك دوره [[اصول فقه]] كه یك جلد آن كه از اول اصول فقه تا واجب نفسی می‌باشد، چاپ شده است. و نسخه اصلی دوره ‌اصول حاج آقا جمال گم شده و نسخه دومی كه توسط حاج آقا محمد جمال هاشمی، فرزند ایشان از آن نوشته شده است، موجود می‌باشد.
+
همچنین تقریرات درس خارج [[آخوند خراسانی]]، [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزای نائینی]] و [[میرزا محمد تقی شیرازی|محمدتقی شیرازی]] از دیگر آثار اوست.
  
* 13. قاعده فراغ والتجاوز.
+
==مواضع سیاسی==
  
* 14. حدیث رفع.
+
'''<I>الف) شرکت در جنگ جهانی اول:</I>'''
  
* 15. جعل طرق.
+
در سال ۱۹۱۴ م، آتش جنگ جهانی اول توسط کشورهای قدرتمند اروپایی برافروخته گردید که نتیجه این جنگ، تخریب و کشته شدن چندین میلیون انسان و متلاشی شدن دو امپراتور بزرگ آن زمان یعنی امپراطوری اطریش و امپراطوری عثمانی بود.<ref> تحولات روابط بین الملل از کنگره وین تا امروز، احمد نقیب زاده، ص ۱۳۳.</ref> در این جنگ وقتی کفار به سرزمین‌های اسلامی هجوم آوردند، علمای بزرگ [[شیعه]] در [[نجف]] و [[ایران]] علیه کفار به مبارزه برخاستند و خودشان هم در جلوی صفوف مسلمانان به جبهه‌های جنگ اعزام شدند. در [[عراق]]، وقتی که آیت الله [[میرزا محمد تقی شیرازی|میرزا محمدتقی شیرازی]]، [[فتوا]] به وجوب [[جهاد]] علیه کفار داد و همه اقشار مردم و علما را به مبارزه با دشمنان [[اسلام]] فرامی‌خواند، آیت الله سید جمال الدین گلپایگانی همگام با سایر علما از بلاد اسلامی دفاع می‌نماید.<ref> پیام حوزه، شماره ۸، ص ۸۱.</ref>
  
حاج آقا جمال وصیت كرده كه شش كتاب ذیل كه از آثارش می‌باشد، حتماً به چاپ برسد:
+
'''<I>ب) حضور در انقلاب مشروطه:</I>'''
  
* 1. قاعده فراغ والتجاوز.
+
در عصر قاجار، سلطه مطلقه شاهان قاجار و استبداد آن ها، سخت مردم را تحت فشار قرار داده بود؛ به طوری که کسی را توان مخالفت نبود. در دوران سلطنت ناصرالدین شاه، یک سری تحولات سیاسی ـ اجتماعی، از ناحیه شکست از روسیه، جنبش تنباکو و ضعف دولتمردان باعث شد تا اقتدار شاهانه سلاطین قاجار شکسته شود. پس از [[مرگ]] ناصرالدین شاه، مظفرالدین میرزا به سلطنت رسید. در این دوره، مردم خواهان آزادی و محدود شدن قدرت شاه به وسیله قانون بودند. سرانجام مبارزات مردم به رهبری علما باعث پیروزی انقلاب [[مشروطیت|مشروطه]] شد و در سال ۱۲۸۵ هـ.ش مظفرالدین شاه فرمان مشروطیت را صادر نمود و پس از چند روز از دنیا رفت و محمدعلی شاه حکومت را در دست گرفت که به مخالفت با مشروطه طلبان برخاست و مجلس را به توپ بست. اما قیام مردم، باعث شد تا محمدعلی شاه به سفارت روسیه پناهنده شود. سران مشروطه پس از فتح [[تهران]]، او را از سلطنت خلع و احمدشاه را به سلطنت منصوب کردند، اما انقلاب مشروطه پس از مدتی به انحراف کشیده شد<ref> اقتباس از تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج ۱، جلال الدین مدنی، ‌فصل هفتم، ص ۱۰۹ و مقاومت شکننده (تاریخ تحولات اجتماعی ایران...، جان فوران).</ref> و مرحوم [[آخوند خراسانی]] که در [[نجف]] بود، تصمیم گرفت به [[ایران]] عزیمت کند تا اقدامات لازم را برای جلوگیری از انحراف مشروطه انجام دهد. قرار شد حدود ۱۵ نفر از علمای [[نجف]]، آخوند را همراهی کنند که آیت الله سید جمال‌الدین گلپایگانی از جمله آن ها بود، اما شب قبل از حرکت علما از نجف، آخوند خراسانی به وسیله ایادی انگلیس مسموم شد و دار فانی را وداع گفت.<ref> مجله حوزه، شماره ۵۳، ص ۵۱.</ref>
  
* 2. حدیث رفع.
+
==ویژگی‌های اخلاقی==
  
* 3. جعل طرق.
+
چنانکه گفته شد، حاج آقا جمال گلپایگانی در دوران جوانی که در [[اصفهان]] مشغول تحصیل علوم دینی بود، از محضر [[جهانگیر خان قشقایی|جهانگیرخان قشقایی]] و [[آخوند کاشانی|آخوند کاشی]] درس [[سیر و سلوک|سیر و سلوک]] آموخت و از آن ها دستورهای اخلاقی و [[تهذیب نفس]] گرفت. همچنین در [[نجف]] به تحصیل دروس سیر و سلوک و [[اخلاق]] نزد اساتیدی همچون [[سید مرتضی کشمیری|سید مرتضی کشمیری]]، شیخ محمدعلی نجف آبادی و [[سید احمد کربلایی|سید احمد کربلایی]] پرداخت، تا این که از جهت عظمت و مقام و تهذیب نفس از افراد انگشت شمار معاصر به حساب آمد. از وی حالات عجیبی در [[وادی السلام]]، [[مسجد کوفه]] و [[مسجد سهله]] مشاهده شده است.
  
* 4. حدیث لاضرر و لاضرار.
+
آیت الله [[سید محمدحسین حسینی طهرانی]] درباره او چنین می‌گوید: «از صدای مناجات و گریه ایشان همسایگان حکایاتی دارند. دائماً [[صحیفه سجادیه]] در مقابل ایشان در اتاق خلوت بود و همین که از مطالعه فارغ می‌شد، به خواندن آن مشغول می‌گشت، آهش سوزان و اشکش روان و سخنش مؤثر و دلی سوخته داشت... هفته‌ای یکی دو بار به منزلشان می‌رفتم و یک ساعتی می‌نشستم، با آن که بسیار اهل تقیه و کتمان بود، ولی از حالات خود مطالبی برایم نقل می‌کرد. همین که متوجه می‌شد کسی وارد اتاق می‌شود ولو این که از اخص خواص او بود، جمله را قطع می‌کرد و به بحث علمی و فقهی مشغول می‌شد، تا شخص چنین پندارد که ما در این مدت مشغول مباحثه علمی بوده‌ایم».<ref> معادشناسی، سید محمدحسین حسینی طهرانی، ج ۱، ص ۱۳۸.</ref>
  
* 5. المكاسب.
+
ایشان اهل [[نماز شب]] و مناجات و راز و نیاز با پروردگار خویش بود. او در تهذیب به مرتبه‌ای رسیده بود که نقل شده وقتی از شهر اصفهان به نجف رهسپار شد، مردم را به صورت‌های [[چشم برزخی|برزخی]] آنان می‌دید و خودش فرموده است: مردم را به صورت وحوش و حیوانات آن قدر دیدم که ملول شدم. وقتی به حرم مطهر [[امام علی]] علیه السلام مشرف شدم، از حضرت خواستم که این حالت را از من بگیرد. حضرت هم آن حال را از من گرفت. از آن به بعد مردم را به صورت‌های عادی می‌دیدم».<ref> همان، ج ۱، ص ۱۴۲.</ref>
  
* 6. كتاب الصلاه.
+
سید جمال گلپایگانی خیلی به خواندن دعاها اهمیت می‌داد، به طوری که بیشتر اوقات به مطالعه صحیفه سجادیه، [[مناجات خمس عشر]] و به خواندن «[[مناجات المریدین|مناجات المریدین]]» می‌پرداخت.<ref> همان، ج ۹، ص ۱۰۴.</ref>
  
همچنین تقریرات درس خارج آخوند خراسانی، میرزای نائینی و محمدتقی شیرازی از دیگر آثار اوست.
+
==وفات==
  
'''در وادی سیر و سلوك'''
+
سرانجام آیت الله العظمی سید جمال‌الدین گلپایگانی، در عصر روز دوشنبه ۲۹ [[ماه محرم|محرم]] الحرام ۱۳۷۷ هـ.ق در ۸۲ سالگی چشم از جهان فانی فروبست و در قبرستان [[وادی السلام]] نجف اشرف به خاک سپرده شد.
 +
==منابع==
  
'''<I>مرحله خودسازی</I>'''
+
*تلخیص از شرح حال "سیدجمال الدین گلپایگانی" در کتاب [[گلشن ابرار (کتاب)|گلشن ابرار]]، علیمراد کیانی، جلد ۳، صفحه ۳۳۶.
  
حاج آقا جمال گلپایگانی در دوران جوانی كه در اصفهان مشغول تحصیل علوم دینی بود، از محضر جهانگیرخان و آخوند كاشی درس [[سیر و سلوك]] آموخت و از آن ها دستورهای اخلاقی و [[تهذیب نفس]] گرفت. وی پس از این كه به [[نجف]] عزیمت نمود، به تحصیل دروس سیر و سلوك و اخلاق نزد اساتیدی همچون سید مرتضی كشمیری، شیخ محمدعلی نجف آبادی و سید احمد كربلایی پرداخت، تا این كه از جهت عظمت و مقام و تهذیب نفس از افراد انگشت شمار معاصر به حساب آمد. از وی حالات عجیبی در وادی السلام و [[مسجد كوفه]] و [[مسجد سهله]] مشاهده شده است.
+
==پانویس==
 +
<references />
  
آیت الله سید محمدحسین حسینی طهرانی درباره او چنین می‌گوید: «از صدای مناجات و گریه ایشان همسایگان حكایاتی دارند. دائماً [[صحیفه سجادیه]] در مقابل ایشان در اتاق خلوت بود و همین كه از مطالعه فارغ می‌شد، به خواندن آن مشغول می‌گشت، آهش سوزان و اشكش روان و سخنش مؤثر و دلی سوخته داشت... هفته‌ای یكی ـ دو بار به منزلشان می‌رفتم و یك ساعتی می‌نشستم، با آن كه بسیار اهل [[تقیه]] و كتمان بود، ولی از حالات خود مطالبی برایم نقل می‌كرد. همین كه متوجه می‌شد كسی وارد اتاق می‌شود ولو این كه از اخص خواص او بود، جمله را قطع می‌كرد و به بحث علمی و فقهی مشغول می‌شد، تا شخص چنین پندارد كه ما در این مدت مشغول مباحثه علمی بوده‌ایم».<ref> معادشناسی، سید محمدحسین حسینی طهرانی، ج 1، ص 138.</ref>
+
==آرشیو عکس و تصویر==
  
ایشان اهل [[نماز شب]] و مناجات و راز و نیاز با پروردگار خویش بود. همسایگان وی از صدای گریه‌های نیمه شب و مناجات او حكایاتی دارند، او در تهذیب به مرتبه‌ای رسیده بود كه نقل شده وقتی از شهر اصفهان به نجف رهسپار شد، مردم را به صورت‌های برزخی آنان می‌دید و خودش فرموده است: مردم را به صورت وحوش و حیوانات آن قدر دیدم كه ملول شدم. وقتی به حرم مطهر [[امام علی]] علیه السلام مشرف شدم، از حضرت خواستم كه این حالت را از من بگیرد. حضرت هم آن حال را از من گرفت. از آن به بعد مردم را به صورت‌های عادی می‌دیدم».<ref> همان، ج 1، ص 142.</ref>
+
<gallery mode="packed" heights="170">
 +
پرونده:جمال (3).jpg|alt=آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی، آیت الله العظمی نایینی و آیت الله العظمی سید جمال الدین گلپایگانی|از راست: [[سید ابوالحسن اصفهانی|سید ابوالحسن موسوی مدیسه ای اصفهانی]]، [[میرزا محمدحسین نائینی|محمدحسین نایینی]] و [[سید جمال الدین گلپایگانی|سید جمال الدین موسوی گلپایگانی]]
 +
پرونده:جمال (1).jpg|سید جمال الدین موسوی گلپایگانی
 +
پرونده:جمال (4).jpg|سید جمال الدین موسوی گلپایگانی در منزل شخصی در [[نجف]]
 +
پرونده:جمال (5).jpg|دستخط و مهر سید جمال الدین موسوی گلپایگانی
 +
پرونده:جمال الدین.jpg|مدفن سید جمال الدین موسوی گلپایگانی در [[وادی السلام]]
 +
پرونده:جمال (2).jpg|قبر سید جمال الدین موسوی گلپایگانی
 +
پرونده:جمال (6).jpg|alt=جمال السالکین|کتابی درباره سید جمال الدین موسوی گلپایگانی
 +
</gallery>
  
حاج آقا جمال خیلی به خواندن دعاها اهمیت می‌داد، به طوری كه بیشتر اوقات به مطالعه صحیفه سجادیه، [[مناجات خمسه عشر]] و به خواندن «[[مناجات المريدين]]» می‌پرداخت.<ref> همان، ج 9، ص 104.</ref>
+
[[رده:علمای قرن چهاردهم|گلپایگانی،سید جمال الدین]]
 
+
[[رده:فقیهان]]
'''مواضع سیاسی'''
+
[[رده:مراجع تقلید]]
 
+
[[رده:عارفان]]
'''<I>الف) شركت در جنگ جهانی اول:</I>'''
+
[[رده:مدفونین در وادی السلام]]
 
 
در سال 1914 م، آتش جنگ جهانی اول توسط كشورهای قدرتمند اروپایی برافروخته گردید كه نتیجه این جنگ تخریب و كشته شدن چندین میلیون انسان و متلاشی شدن دو امپراتور بزرگ آن زمان یعنی امپراطوری اطریش و امپراطوری عثمانی بود.<ref> تحولات روابط بین الملل از كنگره وین تا امروز، احمد نقیب زاده، ص 133.</ref>
 
 
 
در این جنگ وقتی كفار به سرزمین‌های اسلامی هجوم آوردند، علمای بزرگ [[شیعه]] در [[نجف]] و ایران علیه كفار به مبارزه برخاستند و خودشان هم در جلوی صفوف مسلمانان به جبهه‌های جنگ اعزام شدند. در [[عراق]]، وقتی كه آیت الله میرزا محمدتقی شیرازی فتوا به وجوب جهاد علیه كفار داد و همه اقشار مردم و علما را به مبارزه با دشمنان اسلام فرامی‌خواند، آیت الله سید جمال الدین گلپایگانی همگام با سایر علما از بلاد اسلامی دفاع می‌نماید.<ref> پیام حوزه، شماره 8، ص 81.</ref>
 
 
 
'''<I>ب) انقلاب مشروطیت ایران:</I>'''
 
 
 
در عصر قاجار، سلطه مطلقه شاهان قاجار و استبداد آن ها سخت مردم را تحت فشار قرار داده بود؛ به طوری كه كسی را توان مخالفت نبود. در دوران سلطنت ناصرالدین شاه یك سری تحولات سیاسی ـ اجتماعی، از ناحیه شكست از روسیه، جنبش تنباكو و ضعف دولتمردان باعث شد تا اقتدار شاهانه سلاطین قاجار شكسته شود. پس از [[مرگ]] ناصرالدین شاه، مظفرالدین میرزا به سلطنت رسید.
 
 
 
در این دوره، مردم خواهان آزادی و محدود شدن قدرت شاه به وسیله قانون بودند. سرانجام مبارزات مردم به رهبری علما باعث پیروزی انقلاب مشروطه شد و در سال 1285 هـ.ش مظفرالدین شاه فرمان مشروطیت را صادر نمود و پس از چند روز از دنیا رفت و محمدعلی شاه حكومت را در دست گرفت كه به مخالفت با مشروطه طلبان برخاست و مجلس را به توپ بست.
 
 
 
اما قیام مردم، باعث شد تا محمدعلی شاه به سفارت روسیه پناهنده شود. سران مشروطه پس از فتح تهران، او را از سلطنت خلع و احمدشاه را به سلطنت منصوب كردند، اما انقلاب مشروطه پس از مدتی به انحراف كشیده شد<ref> اقتباس از تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج 1، جلال الدین مدنی، ‌فصل هفتم، ص 109 و مقاومت شكننده (تاریخ تحولات اجتماعی ایران...، جان فوران).</ref> و مرحوم آخوند خراسانی كه در [[نجف]] بود، تصمیم گرفت به ایران عزیمت كند تا اقدامات لازم را برای جلوگیری از انحراف مشروطه انجام دهد. قرار شد حدود 15 نفر از علمای نجف، آخوند را همراهی كنند كه آیت الله سید جمال‌الدین گلپایگانی از جمله آن ها بود، اما شب قبل از حركت علما از نجف، آخوند خراسانی به وسیله ایادی انگلیس مسموم شد و دار فانی را وداع گفت.<ref> مجله حوزه، شماره 53، ص 51.</ref>
 
 
 
'''<I>ج) مخالفت با ملك فیصل:</I>'''
 
 
 
پس از انقلاب 1920 م. عراق، دولت انگلیس تلاش فراوانی نمود تا ملك فیصل كه یك مهره وابسته به انگلیس بود، در [[عراق]] حكومت را به دست بگیرد. تا به وسیله او علاوه بر حفظ سلطه خود بر عراق، به ملك حسین شریف، حاكم حجاز فشار بیاورد تا او را وادار به همكاری با انگلیس نماید. قرار شد انتخابات در عراق برقرار گردد و نامزد آن ملك فیصل بود.
 
 
 
اعمال خشونت انگلیس ها در عراق به حمایت از ملك فیصل، باعث شد تا علمای بزرگ شیعه عراق، از جمله محمدمهدی خالصی، سید ابوالحسن اصفهانی، میرزا نائینی و سید حسن صدر فتوا به تحریم انتخابات در عراق را بدهند. ملك فیصل هم در قبال آن، دستور تبعید علمای ایران را صادر كرد.<ref> مسائل مرزی ایران و [[عراق]] و تأثیر آن در مناسبات دو كشور، دكتر آزر میدخت، مشایخ فریدون، ص 134.</ref>
 
 
 
'''وفات'''
 
 
 
سرانجام آیت الله العظمی حاج سید جمال‌الدین گلپایگانی در عصر روز دوشنبه 29 [[محرم]] الحرام 1377 هـ.ق در 82 سالگی چشم از جهان فانی فروبست.<ref> پیام حوزه، شماره 8، ص 81.</ref>
 
 
 
وی [[وصیت]] كرده بودند كه مرا در مقبره العلما دفن كنید. اگر نشد در وادی السلام. وقتی جنازه را به عللی نتوانستند در مقبره العلما دفن كنند، آن را به قبرستان وادی السلام آوردند، اما جای مناسبی پیدا نكردند كه او را دفن كنند، غیر از مكانی كه در زمان حیاتش همیشه می‌آمد و در آن جا می‌نشست و فاتحه و [[دعا]] می‌خواند. از این رو، ‌ایشان را همان جا دفن كردند.<ref> مجله حوزه، شماره 65، ص 44.</ref> «یادش گرامی و راهش پر رهرو باد».
 
 
 
==پانویس ==
 
<references />
 

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ ژانویهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۱۱:۱۶

آیت الله العظمی سید جمال الدین موسوی گلپایگانی (۱۲۹۵ - ۱۳۷۷ ق)، عالم ربانی مجاهد شیعه، مرجع تقلید و از شاگردان آخوند خراسانی و میرزای نائینی بود. ایشان علاوه بر تبحر در فقه و اصول، از تهذیب نفس غافل نبود و در این وادی از عارفانی چون آخوند کاشی و سید احمد کربلایی بهره برد و صاحب کرامات شد و خود شاگردانی چون علامه تهرانی را تربیت نمود.

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon book.jpg

محتوای فعلی بخشی از یک کتاب متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


جمال گلپایگانی.jpg
نام کامل سید جمال‌الدین موسوی گلپایگانی
زادروز ۱۲۹۵ قمری
زادگاه گلپایگان
وفات ۱۳۷۷ قمری
مدفن نجف، وادی السلام

Line.png

اساتید

آخوند کاشی، سید احمد کربلایی، میرزای نائینی، آخوند خراسانی، میرزا محمد تقی شیرازی،...

شاگردان

محمدحسین حسینی طهرانی، شیخ حسن صافی اصفهانی، لطف الله صافی گلپایگانی، سید مرتضی حسینی فیروزآبادی،...

آثار

رساله لاضرر و لاضرار، کتاب صلوة،، یک دوره اصول فقه، جعل طرق، حاشیه بر مکاسب...

ولادت

سید جمال الدین موسوی گلپایگانی سال ۱۲۹۵ هـ.ق در سعیدآباد گلپایگان، در یک خانواده روحانی متولد شد. پدرش، آیت الله سید حسین گلپایگانی (متوفای ۱۳۰۴ هـ.ق) فرزند فقیه بزرگوار گلپایگان، سید محمدعلی گلپایگانی (متوفا: ۱۲۸۰ هـ.ق) است. سید جمال الدین دوران کودکی را در سعیدآباد سپری کرد. بیش از ۹ سال از عمرش نمی‌گذشت که پدر بزرگوارش دار فانی را وداع گفت. وی چند سالی در سعیدآباد به چوپانی مشغول بوده؛ ولی روح بلندی که از پدر خود به ارث برده بود، او را بر آن داشت تا به اجداد بزرگ خود اقتدا کند.

تحصیلات و استادان

سید جمال الدین گلپایگانی در دوازده سالگی، نزد برادران بزرگوارش دروس حوزوی را آغاز کرد و مقداری از دروس مقدماتی را در وطن خود فراگرفت و برای ادامه تحصیل راهی گلپایگان شد. وی بیشتر علوم عربی، بلاغت و منطق را از علمای گلپایگان آموخت. می‌گویند: هر روز مسافت بین سعیدآباد و گلپایگان را برای آموختن علم پیاده می‌پیمود. او چند سالی را در گلپایگان به تحصیل اشتغال داشت.

تحصیل در حوزه اصفهان:

سید جمال الدین در سال ۱۳۱۱ هـ.ق در حالی که ۱۶ سال بیشتر نداشت،‌ برای ادامه تحصیل عازم اصفهان گردید. او که عزم حوزه علمیه اصفهان نمود، در مدرسه علمیه الماسیه ثبت نام نمود و در همان جا به کسب علم پرداخت. مدتی گذشت تا این که به مدرسه شیخ محمدعلی ثقة الاسلام منتقل گردید[۱] و سطوح عالی حوزوی را آغاز نمود و «قوانین» را پیش مرحوم حاجی میرزا بدیع آموخت و سپس «رسائل» و «مکاسب» را نزد بزرگانی همچون شیخ عبدالکریم گزی، سید محمد خاتون آبادی، شیخ محمدعلی ثقی الاسلام، شیخ محمدتقی مدرسی و آیت الله سید محمدباقر درچه‌ای فراگرفت.[۲] همچنین علم درایه، رجال و علوم دیگر را از علمای اصفهان آموخت.

وی علم معقول و اخلاق را پیش بزرگانی همچون آخوند ملا محمد کاشی -که خود حکیم و عارفی بزرگ و از نوادر عصر خویش بود- و جهانگیرخان قشقایی که از بزرگترین حکیمان و فیلسوفان اسلامی بشمار می‌رفت، آموخت. او در دورانی که در اصفهان مشغول تحصیل بود، با آیت الله العظمی سید حسین بروجردی هم درس و هم مباحثه بود.

هجرت به نجف اشرف:

سید جمال الدین در جمادی الثانی ۱۳۱۹ هـ.ق آهنگ نجف اشرف کرد. وی در نخستین روزهای ورود به نجف، در درس آخوند ملا محمدکاظم خراسانی حاضر شد و خارج فقه و اصول را در حوزه درس او فراگرفت. وی دو دوره خارج اصول را پیش آخوند خراسانی گذراند که یک دوره آن را تقریر نمود و هنگامی که دولت بعث عراق در اوایل انقلاب اسلامی، ایرانیان را از عراق بیرون کرد، آن نوشته‌ها مفقود گردید. ولی هم اکنون بعضی از تقریرات او در دست بستگان نزدیک وی موجود است. او علاوه بر شرکت در درس آخوند خراسانی، از درس حاج آقا رضا همدانی و سید محمدکاظم یزدی نیز بهره جست.[۳] مدتی هم در سامرا، در درس آیت الله محمدتقی شیرازی شرکت نمود و بخش زیادی از تقریرات او را به رشته تحریر درآورد و سپس به نجف بازگشت.

در سال ۱۳۲۹ هـ.ق که آخوند خراسانی دار فانی را وداع گفت، سید جمال الدین متوجه آیت الله میرزا حسین غروی نائینی گردید. شرکت سید جمال الدین در درس آیت الله نائینی باعث تعجب خیلی از علمای نجف شد، چون او، خود یکی از استوانه‌های حوزه نجف بود، و این عامل بزرگی برای شرکت علما و فضلای حوزه علمیه نجف در درس آیت الله نائینی شد. در واقع، او به عنوان مشاور علمی نائینی بوده است، یعنی مرحوم نائینی از وجود ایشان استفاده می‌نمود؛ آن چه مؤید این مطلب است اجازه اجتهادی است که مرحوم نائینی به ایشان داده و از ایشان به عنوان «حجت الاسلام» یاد کرده و این در حالی است که مرحوم نائینی چنین عنوانی را برای کمتر کسی بکار برده است. نائینی در پایان اجازه‌ای که به سید جمال الدین داده، از او استمداد می‌کند که برایش دعا کند.[۴] سید جمال الدین حدود ۳۰ سال در درس میرزای نائینی شرکت نمود و تقریرات زیادی از درس‌های او را به رشته تحریر درآورد. آقا جمال می‌فرمود: «من یک طاقچه تقریرات درس آقای نائینی را دارم».[۵]

وی هیچ گاه از تهذیب نفس غافل نبود و در این وادی از انفاس قدسیه آیت الله سید مرتضی کشمیری و آیت الحق سید احمد کربلایی بهره‌ها برد و از اشارت عارف کامل، حاج شیخ علی محمد نجف آبادی همواره بهره‌مند بود تا این که حائز رتبه‌ای از کرامات گردید.[۶] همچنین از انفاس ملکوتی آقای شیخ هادی طهرانی، آخوند ملا علی نهاوندی، شیخ محمد بهاری و سید ابوتراب خوانساری نیز استفاده کرد.

تدریس و شاگردان

پس از رحلت آیت الله نائینی، آیت الله سید جمال الدین گلپایگانی در نجف به تدریس دروس خارج فقه و اصول پرداخت. تعداد زیادی از فضلای ایرانی، نجفی و لبنانی در درس او شرکت می‌کردند که اکثر آن ها به درجه اجتهاد رسیدند. اینک به معرفی شماری از شاگردان او می‌پردازیم:

  • ۱. آیت الله احمد فیاض: (متولد ۱۳۲۴) وی که از مدرسین پرصلابت و استوار حوزه علمیه اصفهان است و مدت‌ها از محضر حاج آقا جمال بهره‌ها برد، او درباره استادش چنین می‌فرماید: «ایشان درس خارج می‌گفت، اهل ریاضت نفس و اخلاق بوده لذا تأثیر نفسش فوق العاده بود و شاگردانش از ایشان بهره‌ها می‌بردند. وقتی می‌خواستم از نجف برگردم، فرمود: می‌روی، ولی پشیمان می‌شوی. گفتم: برمی‌گردم. فرمود:‌ معلوم نیست. اتفاقاً همین جوری شد و پشیمان شدم، زیرا فقه و اصول نجف قوی‌تر بود و به درس و بحث بهتر می‌رسیدیم...».[۷]
  • ۲. آیت الله حاج شیخ حیدرعلی محقق (۱۳۲۶ـ۱۴۲۱ هـ.ق) که از بزرگان معاصر و از اساتید حوزه اصفهان بودند.
  • ۳. آیت الله سید محمدجمال هاشمی گلپایگانی.
  • ۴. آیت الله حاج سید احمد گلپایگانی (۱۳۳۴ـ۱۴۱۲ هـ.ق).
  • ۷. آیت الله سید علی گلپایگانی.
  • ۹. آیت الله ریحان الله نخعی.
  • ۱۰. شیخ محمدتقی بن شیخ صالح بن شیخ عبدالحسن بن الشیخ راضی.
  • ۱۲. آیت الله شیخ محمدحسین کلباسی اصفهانی (۱۳۲۳ـ۱۴۱۸ هـ.ق).
  • ۱۳. آیت الله حاج شیخ محمدعلی احمدیان نجف آبادی (متوفا: ۱۴۱۷ هـ.ق).
  • ۱۴. آیت الله شیخ عباس خالصی خراسانی (۱۲۸۹ـ۱۳۷۸ هـ.ش).
  • ۱۵. آیت الله شیخ عبدالله مجد فقیهی بروجردی (۱۳۰۲ـ۱۳۷۹ هـ.ش).
  • ۱۶. آیت الله شیخ مهدی حائری تهرانی (۱۳۰۴ـ۱۳۷۹ هـ.ش).[۸]

آثار و تألیفات

  • ۱. کتاب اجتهاد و تقلید.
  • ۲. اجتماع امر و نهی.
  • ۳. الغیبه و چند مسئله فقهی (سه کتاب مذکور، در یک مجلد تحت عنوان کتاب «رسائل» در سال ۱۳۷۰ هـ.ق توسط المطبعه الحیدریه، در نجف به چاپ رسیده است).
کتاب الصلاة - یکی از آثار آیت الله العظمی سید جمال الدین گلپایگانی
  • ۴. الترتب.
  • ۵. جواز بقاء تقلید بر میت.
  • ۶. دیوان اشعار که حاوی اشعار فارسی و عربی است.
  • ۷. رساله عملیه.
  • ۸. رساله لاضرر و لاضرار.
  • ۹. رساله منجزات المریض.
  • ۱۰. کتاب صلوة، که هم اکنون توسط مؤسسه آل البیت برای چاپ آماده می‌شود.
  • ۱۱. حاشیه بر مکاسب که توسط مؤسسه آل البیت برای چاپ آماده می‌شود.
  • ۱۲. یک دوره اصول فقه که یک جلد آن که از اول اصول فقه تا واجب نفسی می‌باشد، چاپ شده است. و نسخه اصلی دوره ‌اصول حاج آقا جمال گم شده و نسخه دومی که توسط حاج آقا محمد جمال هاشمی، فرزند ایشان از آن نوشته شده است، موجود می‌باشد.
  • ۱۳. قاعده فراغ والتجاوز.
  • ۱۴. حدیث رفع.
  • ۱۵. جعل طرق.

حاج آقا جمال وصیت کرده که شش کتاب ذیل که از آثارش می‌باشد، حتماً به چاپ برسد:

  • ۱. قاعده فراغ والتجاوز.
  • ۲. حدیث رفع.
  • ۳. جعل طرق.
  • ۴. حدیث لاضرر و لاضرار.
  • ۵. المکاسب.
  • ۶. کتاب الصلاة.

همچنین تقریرات درس خارج آخوند خراسانی، میرزای نائینی و محمدتقی شیرازی از دیگر آثار اوست.

مواضع سیاسی

الف) شرکت در جنگ جهانی اول:

در سال ۱۹۱۴ م، آتش جنگ جهانی اول توسط کشورهای قدرتمند اروپایی برافروخته گردید که نتیجه این جنگ، تخریب و کشته شدن چندین میلیون انسان و متلاشی شدن دو امپراتور بزرگ آن زمان یعنی امپراطوری اطریش و امپراطوری عثمانی بود.[۹] در این جنگ وقتی کفار به سرزمین‌های اسلامی هجوم آوردند، علمای بزرگ شیعه در نجف و ایران علیه کفار به مبارزه برخاستند و خودشان هم در جلوی صفوف مسلمانان به جبهه‌های جنگ اعزام شدند. در عراق، وقتی که آیت الله میرزا محمدتقی شیرازی، فتوا به وجوب جهاد علیه کفار داد و همه اقشار مردم و علما را به مبارزه با دشمنان اسلام فرامی‌خواند، آیت الله سید جمال الدین گلپایگانی همگام با سایر علما از بلاد اسلامی دفاع می‌نماید.[۱۰]

ب) حضور در انقلاب مشروطه:

در عصر قاجار، سلطه مطلقه شاهان قاجار و استبداد آن ها، سخت مردم را تحت فشار قرار داده بود؛ به طوری که کسی را توان مخالفت نبود. در دوران سلطنت ناصرالدین شاه، یک سری تحولات سیاسی ـ اجتماعی، از ناحیه شکست از روسیه، جنبش تنباکو و ضعف دولتمردان باعث شد تا اقتدار شاهانه سلاطین قاجار شکسته شود. پس از مرگ ناصرالدین شاه، مظفرالدین میرزا به سلطنت رسید. در این دوره، مردم خواهان آزادی و محدود شدن قدرت شاه به وسیله قانون بودند. سرانجام مبارزات مردم به رهبری علما باعث پیروزی انقلاب مشروطه شد و در سال ۱۲۸۵ هـ.ش مظفرالدین شاه فرمان مشروطیت را صادر نمود و پس از چند روز از دنیا رفت و محمدعلی شاه حکومت را در دست گرفت که به مخالفت با مشروطه طلبان برخاست و مجلس را به توپ بست. اما قیام مردم، باعث شد تا محمدعلی شاه به سفارت روسیه پناهنده شود. سران مشروطه پس از فتح تهران، او را از سلطنت خلع و احمدشاه را به سلطنت منصوب کردند، اما انقلاب مشروطه پس از مدتی به انحراف کشیده شد[۱۱] و مرحوم آخوند خراسانی که در نجف بود، تصمیم گرفت به ایران عزیمت کند تا اقدامات لازم را برای جلوگیری از انحراف مشروطه انجام دهد. قرار شد حدود ۱۵ نفر از علمای نجف، آخوند را همراهی کنند که آیت الله سید جمال‌الدین گلپایگانی از جمله آن ها بود، اما شب قبل از حرکت علما از نجف، آخوند خراسانی به وسیله ایادی انگلیس مسموم شد و دار فانی را وداع گفت.[۱۲]

ویژگی‌های اخلاقی

چنانکه گفته شد، حاج آقا جمال گلپایگانی در دوران جوانی که در اصفهان مشغول تحصیل علوم دینی بود، از محضر جهانگیرخان قشقایی و آخوند کاشی درس سیر و سلوک آموخت و از آن ها دستورهای اخلاقی و تهذیب نفس گرفت. همچنین در نجف به تحصیل دروس سیر و سلوک و اخلاق نزد اساتیدی همچون سید مرتضی کشمیری، شیخ محمدعلی نجف آبادی و سید احمد کربلایی پرداخت، تا این که از جهت عظمت و مقام و تهذیب نفس از افراد انگشت شمار معاصر به حساب آمد. از وی حالات عجیبی در وادی السلام، مسجد کوفه و مسجد سهله مشاهده شده است.

آیت الله سید محمدحسین حسینی طهرانی درباره او چنین می‌گوید: «از صدای مناجات و گریه ایشان همسایگان حکایاتی دارند. دائماً صحیفه سجادیه در مقابل ایشان در اتاق خلوت بود و همین که از مطالعه فارغ می‌شد، به خواندن آن مشغول می‌گشت، آهش سوزان و اشکش روان و سخنش مؤثر و دلی سوخته داشت... هفته‌ای یکی دو بار به منزلشان می‌رفتم و یک ساعتی می‌نشستم، با آن که بسیار اهل تقیه و کتمان بود، ولی از حالات خود مطالبی برایم نقل می‌کرد. همین که متوجه می‌شد کسی وارد اتاق می‌شود ولو این که از اخص خواص او بود، جمله را قطع می‌کرد و به بحث علمی و فقهی مشغول می‌شد، تا شخص چنین پندارد که ما در این مدت مشغول مباحثه علمی بوده‌ایم».[۱۳]

ایشان اهل نماز شب و مناجات و راز و نیاز با پروردگار خویش بود. او در تهذیب به مرتبه‌ای رسیده بود که نقل شده وقتی از شهر اصفهان به نجف رهسپار شد، مردم را به صورت‌های برزخی آنان می‌دید و خودش فرموده است: مردم را به صورت وحوش و حیوانات آن قدر دیدم که ملول شدم. وقتی به حرم مطهر امام علی علیه السلام مشرف شدم، از حضرت خواستم که این حالت را از من بگیرد. حضرت هم آن حال را از من گرفت. از آن به بعد مردم را به صورت‌های عادی می‌دیدم».[۱۴]

سید جمال گلپایگانی خیلی به خواندن دعاها اهمیت می‌داد، به طوری که بیشتر اوقات به مطالعه صحیفه سجادیه، مناجات خمس عشر و به خواندن «مناجات المریدین» می‌پرداخت.[۱۵]

وفات

سرانجام آیت الله العظمی سید جمال‌الدین گلپایگانی، در عصر روز دوشنبه ۲۹ محرم الحرام ۱۳۷۷ هـ.ق در ۸۲ سالگی چشم از جهان فانی فروبست و در قبرستان وادی السلام نجف اشرف به خاک سپرده شد.

منابع

  • تلخیص از شرح حال "سیدجمال الدین گلپایگانی" در کتاب گلشن ابرار، علیمراد کیانی، جلد ۳، صفحه ۳۳۶.

پانویس

  1. پیام حوزه، ش ۸، ص ۷۷.
  2. اعیان الشیعه، ج ۴، سید محسن امین، ص ۲۰۶.
  3. میرزا محمدتقی شیرازی، سروش استقلال، محمد اصغری نژاد، سازمان تبلیغات اسلامی، چ اول، ۱۳۷۳، ص ۴۳.
  4. به نقل از یکی از بستگان سید جمال الدین که اسناد آن نزد وی موجود است.
  5. مجله حوزه، شماره ۳۰، ص ۴۲، سال ۱۳۶۷.
  6. پیام حوزه، ش ۸، ص ۸۱.
  7. مجله حوزه، شماره ۱۸، دی ۱۳۶۵، ص ۲۹.
  8. استفاده از چندین شماره مجله آینه پژوهش.
  9. تحولات روابط بین الملل از کنگره وین تا امروز، احمد نقیب زاده، ص ۱۳۳.
  10. پیام حوزه، شماره ۸، ص ۸۱.
  11. اقتباس از تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج ۱، جلال الدین مدنی، ‌فصل هفتم، ص ۱۰۹ و مقاومت شکننده (تاریخ تحولات اجتماعی ایران...، جان فوران).
  12. مجله حوزه، شماره ۵۳، ص ۵۱.
  13. معادشناسی، سید محمدحسین حسینی طهرانی، ج ۱، ص ۱۳۸.
  14. همان، ج ۱، ص ۱۴۲.
  15. همان، ج ۹، ص ۱۰۴.

آرشیو عکس و تصویر