تحمل حدیث: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۵ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
'''''شنیدن و فراگرفتن [[حدیث]] از راه‌هاى معین.'''''
+
{{عالی}}
 +
«تحمل حدیث» اصطلاحی در [[علوم حدیث]]، به معنای فراگرفتن و شنیدن [[حدیث]] از راههای معیّن از جمله «[[سماع (علم الحدیث)|سماع]]» و «[[قرائت (علم الحدیث)|قرائت]]» است.  
  
عنوان یاد شده از اصطلاحات علم درایه و عبارت است از این كه راوى، حدیث را از استاد خود - كه در اصطلاح به او «[[شیخ (علم الحدیث)|شیخ]]» مى‌گویند - به یكى از راه‌هاى معتبر در تحمل حدیث، فراگیرد.
+
==اصطلاح تحمل حدیث==
  
براى تحمّل حدیث طرقى ذكر شده است. بیشتر عالمان حدیث، هشت طریق و برخى، هفت طریق ذكر كرده و طریق «وصیت» را در ذیل طریق «اعلام» آورده‌اند.<ref> تلخیص مقباس الهدایة/169. </ref> این طرق عبارتند از:
+
«تحمّل حدیث» عبارت است از این که راوى، [[حدیث]] را از استاد خود - که در اصطلاح به او «[[شیخ (علم الحدیث)|شیخ]]» مى‌گویند - به یکى از راه‌هاى معتبر در تحمل حدیث، فراگیرد.  
  
# [[سماع (علم الحدیث)|سماع]]؛ شنیدن حدیث از استاد.
+
تحمل حدیث به معنای حمل آن نیز هست؛ اما علمای حدیث به این جهت اصطلاح تحمل را بر حمل ترجیح داده اند که تحمل به معنای «حمل با مشقت» است و از آنجا که حمل حدیث مستلزم وجوب احتیاط در عدم تداخل حدیث با سخنان دیگر است، خالی از مشقت نیست.<ref> عبدالهادی فضلی، اصول الحدیث، ص۲۲۳. </ref>
# [[قرائت (علم الحدیث)|قرائت]] (عرض)؛ خواندن حدیث نزد شیخ؛ چه خود آن را بخواند یا دیگرى بخواند و او بشنود.
 
# [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]]؛ بدین صورت كه استاد اجازه نقل از كتاب یا نقل روایت را براى شاگرد صادر كند.
 
# [[مناوله]]؛ یعنى دادن كتاب به شاگرد، همراه اجازه یا بدون آن كه نوع اول «عرض المناوله» گفته مى‌شود.
 
# [[کتابت (علم الحدیث)|کتابت]]؛ شیخ یا فردى دیگر به امر او [[حدیث]] را براى درخواست كننده بنویسد و ارسال كند.
 
# [[اعلام (علم الحدیث)|اعلام]]؛ بدین معنا كه استاد به شاگردش اعلام كند كه فلان كتاب از او است یا فلان حدیث، سماع او از استاد خویش است.
 
# [[وصیت (علم الحدیث)|وصیت]]؛ بدین صورت كه با وصیت شیخ كتاب یا روایات او در اختیار كسى قرار گیرد و او در نقل آن‌ها مجاز باشد.
 
# [[وجاده]]؛ یعنى راوى نوشته‌اى به خط یكى از مشایخ بیابد و پس از اطمینان از انتساب آن به صاحبش، آن را نقل كند.<ref> نهایة الدرایة/ 445-472؛ معالم المدرستین ج3، ص 243-245. </ref>  
 
  
راه‌هاى یاد شده از نظر میزان اعتبار با یكدیگر تفاوت دارند؛ از این‌رو، براى هر طریقى عبارتى منظور شده كه نوع تحمل راوى از [[حدیث]] را مشخص مى‌كند؛ تعبیرهایى همچون «سمعت» یا «حدثنى»؛ «قرأت على فلان» یا «قرى‌ء على فلان و انا اسمع»؛ «اخبرنى فلان إجازة»؛ «أخبرنى فلان مناولة»؛ «أخبرنى فلان مكاتبة»؛ «أخبرنى فلان إعلاما» و «أخبرنى فلان وصیّة» كه به ترتیب بیانگر و مشخص‌كننده‌ طریق سماع، قرائت، اجازه، مناوله، كتابت، اعلام و وصیت است. طریق تحمل حدیث از نوع وجاده از عباراتى همچون «وجدت» یا «قرأت بخطّ فلان» استفاده مى‌شود.
+
==طرق تحمل حدیث==
  
معتبرترین طریق - از نظر عموم محدثان - طریق سماع و ضعیف‌ترین آن، طریق وجاده است و از آنجا كه ذكر طریق تحمل موجب طولانى شدن سند حدیث مى‌شده محدثانى چون ثقة الاسلام كلینى، سند را به صورت «[[حدیث معنعن|معنعن]]» تلخیص كرده‌اند.<ref> نهایة الدرایة/ 445-472؛ معالم المدرستین ج3، ص 243-245؛ تلخیص مقباس الهدایة/ 169-181. </ref>  
+
براى تحمّل [[حدیث]] راه‌ها و طُرقى ذکر شده است. بیشتر عالمان حدیث، هشت طریق و برخى، هفت طریق ذکر کرده و طریق «[[وصیت (علم الحدیث)|وصیت]]» را در ذیل طریق «[[اعلام (علم الحدیث)|اعلام]]» آورده‌اند.<ref> تلخیص مقباس الهدایة، ص۱۶۹. </ref> این طرق عبارتند از:
  
==پانویس ==
+
#[[سماع (علم الحدیث)|سماع]]؛ شنیدن حدیث از استاد.
 +
#[[قرائت (علم الحدیث)|قرائت]] (عرض)؛ خواندن حدیث نزد [[شیخ (علم الحدیث)|شیخ]]؛ چه خود آن را بخواند یا دیگرى بخواند و او بشنود.
 +
#[[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]]؛ بدین صورت که استاد اجازه نقل از کتاب یا نقل روایت را براى شاگرد صادر کند.
 +
#[[مناوله]]؛ یعنى دادن کتاب به شاگرد، همراه اجازه یا بدون آن، که نوع اول «عرض المناوله» گفته مى‌شود.
 +
#[[کتابت (علم الحدیث)|کتابت]]؛ شیخ یا فردى دیگر به امر او حدیث را براى درخواست کننده بنویسد و ارسال کند.
 +
#[[اعلام (علم الحدیث)|اعلام]]؛ بدین معنا که استاد به شاگردش اعلام کند که فلان کتاب از او است یا فلان حدیث، سماع او از استاد خویش است.
 +
#[[وصیت (علم الحدیث)|وصیت]]؛ بدین صورت که با وصیت شیخ، کتاب یا روایات او در اختیار کسى قرار گیرد و او در نقل آن‌ها مجاز باشد.
 +
#[[وجاده]]؛ یعنى راوى نوشته‌اى به خط یکى از [[مشایخ]] بیابد و پس از اطمینان از انتساب آن به صاحبش، آن را نقل کند.<ref> نهایة الدرایة، ص۴۴۵-۴۷۲؛ معالم المدرستین، ج۳، ص۲۴۳-۲۴۵. </ref>
 +
 
 +
==اعتبار طرق تحمل حدیث==
 +
راه‌هاى یاد شده برای تحمل حدیث، از نظر میزان اعتبار با یکدیگر تفاوت دارند؛ از این‌رو، براى هر طریقى عبارتى منظور شده که نوع تحمل راوى از [[حدیث]] را مشخص مى‌کند؛ تعبیرهایى همچون «سمعتُ» یا «حدّثنى»؛ «قرأتُ على فلان» یا «قُرى‌ء على فلان و أنا أسمع»؛ «أخبرنى فلان إجازة»؛ «أخبرنى فلان مناولة»؛ «أخبرنى فلان مکاتبة»؛ «أخبرنى فلان إعلاما» و «أخبرنى فلان وصیّة»، که به ترتیب، بیانگر و مشخص‌کننده‌ طریق سماع، قرائت، اجازه، مناوله، کتابت، اعلام و وصیت است. طریق تحمل حدیث از نوع وجاده از عباراتى همچون «وجدتُ» یا «قرأت بخطّ فلان» استفاده مى‌شود.
 +
 
 +
معتبرترین طریق از نظر عموم [[محدثان]]، طریق [[سماع (علم الحدیث)|سماع]] و ضعیف‌ترین آن، طریق [[وجاده]] است.
 +
 
 +
از آنجا که ذکر طریق تحمل موجب طولانى شدن [[سند حدیث]] مى‌شده، محدثانى چون [[شیخ کلینی|ثقة الاسلام کلینى]]، سند را به صورت «[[حدیث معنعن|معنعن]]» تلخیص کرده‌اند.<ref> نهایة الدرایة، ص۴۴۵-۴۷۲؛ معالم المدرستین، ج۳، ص۲۴۳-۲۴۵؛ تلخیص مقباس الهدایة، ص۱۶۹-۱۸۱. </ref>
 +
 
 +
==پانویس==
 
<references />
 
<references />
 +
 
==منابع==
 
==منابع==
  
جمعى از پژوهشگران زیر نظر سید محمود هاشمى شاهرودى، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم‌السلام، جلد ‌2، ص 380
+
*[[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم‌السلام (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم‌السلام]]، جمعى از پژوهشگران زیر نظر سید محمود هاشمى، ج۲، ص۳۸۰.
{{الگو:اصطلاحات الحدیث}}
+
 
 +
*[[دانشنامه جهان اسلام]]، مدخل "تحمل حدیث" از مجید معارف.
 +
 
 +
{{الگو:اصطلاحات حدیثی}}
 
[[رده:اصطلاحات حدیثی]]
 
[[رده:اصطلاحات حدیثی]]
 +
[[رده:تحمل حدیث]]
 +
[[رده:علوم حدیث]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۴ ژوئیهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۰۵:۵۶

«تحمل حدیث» اصطلاحی در علوم حدیث، به معنای فراگرفتن و شنیدن حدیث از راههای معیّن از جمله «سماع» و «قرائت» است.

اصطلاح تحمل حدیث

«تحمّل حدیث» عبارت است از این که راوى، حدیث را از استاد خود - که در اصطلاح به او «شیخ» مى‌گویند - به یکى از راه‌هاى معتبر در تحمل حدیث، فراگیرد.

تحمل حدیث به معنای حمل آن نیز هست؛ اما علمای حدیث به این جهت اصطلاح تحمل را بر حمل ترجیح داده اند که تحمل به معنای «حمل با مشقت» است و از آنجا که حمل حدیث مستلزم وجوب احتیاط در عدم تداخل حدیث با سخنان دیگر است، خالی از مشقت نیست.[۱]

طرق تحمل حدیث

براى تحمّل حدیث راه‌ها و طُرقى ذکر شده است. بیشتر عالمان حدیث، هشت طریق و برخى، هفت طریق ذکر کرده و طریق «وصیت» را در ذیل طریق «اعلام» آورده‌اند.[۲] این طرق عبارتند از:

  1. سماع؛ شنیدن حدیث از استاد.
  2. قرائت (عرض)؛ خواندن حدیث نزد شیخ؛ چه خود آن را بخواند یا دیگرى بخواند و او بشنود.
  3. اجازه؛ بدین صورت که استاد اجازه نقل از کتاب یا نقل روایت را براى شاگرد صادر کند.
  4. مناوله؛ یعنى دادن کتاب به شاگرد، همراه اجازه یا بدون آن، که نوع اول «عرض المناوله» گفته مى‌شود.
  5. کتابت؛ شیخ یا فردى دیگر به امر او حدیث را براى درخواست کننده بنویسد و ارسال کند.
  6. اعلام؛ بدین معنا که استاد به شاگردش اعلام کند که فلان کتاب از او است یا فلان حدیث، سماع او از استاد خویش است.
  7. وصیت؛ بدین صورت که با وصیت شیخ، کتاب یا روایات او در اختیار کسى قرار گیرد و او در نقل آن‌ها مجاز باشد.
  8. وجاده؛ یعنى راوى نوشته‌اى به خط یکى از مشایخ بیابد و پس از اطمینان از انتساب آن به صاحبش، آن را نقل کند.[۳]

اعتبار طرق تحمل حدیث

راه‌هاى یاد شده برای تحمل حدیث، از نظر میزان اعتبار با یکدیگر تفاوت دارند؛ از این‌رو، براى هر طریقى عبارتى منظور شده که نوع تحمل راوى از حدیث را مشخص مى‌کند؛ تعبیرهایى همچون «سمعتُ» یا «حدّثنى»؛ «قرأتُ على فلان» یا «قُرى‌ء على فلان و أنا أسمع»؛ «أخبرنى فلان إجازة»؛ «أخبرنى فلان مناولة»؛ «أخبرنى فلان مکاتبة»؛ «أخبرنى فلان إعلاما» و «أخبرنى فلان وصیّة»، که به ترتیب، بیانگر و مشخص‌کننده‌ طریق سماع، قرائت، اجازه، مناوله، کتابت، اعلام و وصیت است. طریق تحمل حدیث از نوع وجاده از عباراتى همچون «وجدتُ» یا «قرأت بخطّ فلان» استفاده مى‌شود.

معتبرترین طریق از نظر عموم محدثان، طریق سماع و ضعیف‌ترین آن، طریق وجاده است.

از آنجا که ذکر طریق تحمل موجب طولانى شدن سند حدیث مى‌شده، محدثانى چون ثقة الاسلام کلینى، سند را به صورت «معنعن» تلخیص کرده‌اند.[۴]

پانویس

  1. عبدالهادی فضلی، اصول الحدیث، ص۲۲۳.
  2. تلخیص مقباس الهدایة، ص۱۶۹.
  3. نهایة الدرایة، ص۴۴۵-۴۷۲؛ معالم المدرستین، ج۳، ص۲۴۳-۲۴۵.
  4. نهایة الدرایة، ص۴۴۵-۴۷۲؛ معالم المدرستین، ج۳، ص۲۴۳-۲۴۵؛ تلخیص مقباس الهدایة، ص۱۶۹-۱۸۱.

منابع