تأسیس الشیعه لعلوم الاسلام (کتاب): تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی « بندانگشتی|‏تأسيس الشيعة لعلوم الاسلام == معرفى اجمالى == '''...» ایجاد کرد)
 
 
(۳ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
[[پرونده:Ketab174.jpg|بندانگشتی|‏تأسيس الشيعة لعلوم الاسلام]]
+
[[پرونده:Ketab174.jpg|240px|بندانگشتی|‏تأسیس الشیعة لعلوم الاسلام]]
  
 +
کتاب '''«تأسیس الشیعة لعلوم الإسلام»''' نوشته علامه [[سید حسن صدر|سید حسن صدر]] (م، ۱۳۵۴ ق) است که نقش [[شیعه|شیعیان]] را در تولید و نشر [[علوم اسلامى]] به روشنى آشکار ساخته و پیشگامى آنان در بنیانگذارى برخی از این علوم گوناگون را بیان کرده است.
  
== معرفى اجمالى ==
+
==انگیزه نگارش ==
'''تأسيس الشيعة لعلوم الإسلام''' نوشته مرجع بزرگ دينى علامه [[صدر، حسن |سيد حسن صدر]](كاظمين 1272ق1234/ش - 1354ق1314/ش كاظمين) است. اين اثر يكى از مهمترين منابع پژوهشى است كه نقش شيعيان را در توليد و نشر علوم اسلامى به روشنى آشكار مى‌سازد. در اين اثر مستند بيان شده است كه شيعه در بنيان‌گذارى علوم متعدد اسلامى مانند علم‌الحديث، فقه، اصول فقه، علوم قرآن، كلام و اخلاق نقش اساسى داشته و در اين موضوع نسبت به ساير فرقه‌هاى اسلامى پيشتاز بوده است. نويسنده كتابش را در تاريخ يكشنبه 18 جمادى الثانى سال 1328 برابر با ششم تير 1289 در كاظمين به پايان رسانده است.
+
برخى از نویسندگان معاصر در مورد انگیزه نگارش کتاب حاضر چنین آورده‌اند که جرجى زیدان (م، ۱۹۱۴م) در کتاب مشهور خود «تاریخ آداب اللغة العربیة» در مورد شیعه سخنى بدین مضمون گفت که: «شیعه طایفه‌اى بود کوچک و آثار قابل اعتنایى نداشت و اکنون شیعه‌اى در دنیا وجود ندارد». این شد که [[آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن|شیخ آقا بزرگ تهرانی]] (م، ۱۳۸۹ق) و دو همردیف و دوست علمی اش، [[سید حسن صدر|سید حسن صدر]] (م، ۱۳۵۴ق) و [[محمد حسین کاشف الغطاء|محمدحسین کاشف الغطاء]] (م، ۱۳۷۳ق) هم‌پیمان شدند تا هر یک در باب معرفى شیعه کارى را بر عهده گیرند و به این صورت پاسخ سخن جرجى زیدان را بدهند. بر پایه این پیمان قرار شد علامه سید حسن صدر با نگارش کتابى، سهم شیعه در تأسیس و تکمیل علوم اسلامى را نشان دهد که با نگارش کتاب «'''تأسیس الشیعة لعلوم الإسلام'''» این کار را انجام داد.... علامه کاشف الغطاء نیز متعهد شد کتاب «تاریخ آداب اللغة» جرجى زیدان را نقد کند که این کار را کرد و در جزء دوم کتاب «النقود و الردود» چهار جلد کتاب جرجى زیدان را نقد علمى نمود... از این بین شیخ آقا بزرگ مأمور شد فهرستى براى تألیفات شیعه بنویسد که حاصل آن کتاب «[[الذریعه الی تصانیف الشیعه|الذریعة إلی تصانیف الشیعة]]» شد.
  
== ساختار ==
+
علامه سید حسن صدر کتابش را در تاریخ ۱۸ [[جمادى الثانى]] سال ۱۳۲۸ (ششم تیر ۱۲۸۹) در [[کاظمین]] به پایان رسانده است.
  
 +
==ساختار کتاب==
  
اين كتاب از يك مقدمه و چهارده فصل تشكيل شده است كه هر كدام بيانگر پيشگامى شيعه در بنيانگذارى يكى از علوم گوناگون اسلامى است. عناوين فصول كتاب به ترتيب عبارتند از: 1- نحو، 2- صرف، 3- لغت، 4- معانى و بيان و بديع، 5- عَروض، 6- فنون و روش‌هاى شعر، 7- تاريخ و سيره، 8- علم حديث، 9- تأسيس علم حديث و رشد آن، 10- علم فقه، 11- علم اصول فقه، 12- علوم قرآن، 13- علم كلام، 14- علم اخلاق.
+
در آغاز کتاب شرح حال تحقیقى و تفصیلى نویسنده به نقل از کتاب «بغیة الراغبین فی أحوال آل شرف‌الدین» نوشته علامه [[سید عبدالحسین شرف الدین عاملی|سید عبدالحسین شرف‌الدین]] ذکر شده است. در این زندگینامه، نام و نسب و مشخصات خانوادگى سید حسن صدر، چگونگى رشد و تعلیم و تربیت، استادان و تألیفات و نیز خصوصیات و ویژگى‌هاى اخلاقى وى توضیح داده شده است.
  
== گزارش محتوا ==
+
این کتاب از یک مقدمه و چهارده فصل تشکیل شده است که هر کدام بیانگر پیشگامى [[شیعه|شیعه]] در بنیانگذارى یکى از علوم گوناگون اسلامى است.
  
 +
عناوین کتاب به ترتیب عبارتند از: ۱- نحو، ۲- صرف، ۳- لغت، ۴- معانى و بیان و بدیع، ۵- عَروض، ۶- فنون و روش‌هاى شعر، ۷- تاریخ و سیره، ۸- علم حدیث، ۹- تأسیس علم حدیث و رشد آن، ۱۰- علم فقه، ۱۱- علم اصول فقه، ۱۲- علوم قرآن، ۱۳- علم کلام، ۱۴- علم اخلاق.
  
كتاب حاضر از نظر شناسايى تاريخ پيدايش علوم اسلامى، اثرى ممتاز و ابتكارى به‌شمار مى‌رود زيرا با يك نوآورى جالب و مفيد يكى از شبهات مطرح درباره شيعه را پاسخ داده و اثبات كرده است كه شيعيان، علوم گوناگون اسلامى را تأسيس كرده‌اند و نقش آنان در آفرينش اين علوم به هيچ وجه قابل انكار نيست. به اين ترتيب نقش سرنوشت‌ساز شيعيان در پيدايش و استمرار فرهنگ و تمدن اسلامى و گسترش مرزهاى دانش بشرى روشن‌تر مى‌شود. در مورد روش و محتواى اثر حاضر چند نكته گفتنى است:
+
== محتوای کتاب ==
 +
در این اثر مستند بیان شده است که [[شیعه]] در بنیان‌گذارى علوم متعدد اسلامى مانند [[علوم حدیث|علم‌الحدیث]]، [[فقه]]، [[اصول فقه]]، [[علوم قرآن]]، [[کلام]] و [[اخلاق]] نقش اساسى داشته و در این موضوع نسبت به سایر فرقه‌هاى اسلامى پیشتاز بوده است.کتاب حاضر از نظر شناسایى تاریخ پیدایش [[علوم اسلامى]]، اثرى ممتاز و ابتکارى به‌شمار مى‌رود زیرا با یک نوآورى جالب و مفید یکى از شبهات مطرح درباره شیعه را پاسخ داده و اثبات کرده است که شیعیان، علوم گوناگون اسلامى را تأسیس کرده‌اند و نقش آنان در آفرینش این علوم به هیچ وجه قابل انکار نیست. به این ترتیب نقش سرنوشت‌ساز شیعیان در پیدایش و استمرار فرهنگ و تمدن اسلامى و گسترش مرزهاى دانش بشرى روشن‌تر مى‌شود.  
  
#برخى از نويسندگان معاصر در مورد انگيزه نگارش كتاب حاضر چنين آورده‌اند كه [[زیدان، جرجی|جرجى زيدان]] (درگذشته 1914م) در كتاب مشهور خود «تاريخ آداب اللغة العربية» در مورد شيعه سخنى بدين مضمون گفت كه: «شيعه طايفه‌اى بود كوچك و آثار قابل اعتنايى نداشت و اكنون شيعه‌اى در دنيا وجود ندارد».، اين شد كه [[آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن|شيخ آقا بزرگ]] و دو همرديف و دوست علميش، [[صدر، حسن |سيد حسن صدر]](درگذشته 1354ق) و [[آل کاشف‌الغطاء، محمدحسین|شيخ محمدحسین كاشف الغطا]] ء (درگذشته 1373ق) هم‌پيمان شدند تا هر يك در باب معرفى شيعه كارى را بر عهده گيرند و به اين صورت پاسخ سخن [[زیدان، جرجی|جرجى زيدان]] را بدهند. بر پايه اين پيمان قرار شد علامه [[صدر، حسن |سيد حسن صدر]] با نگارش كتابى سهم شيعه در تأسيس و تكميل علوم اسلامى را نشان دهد كه با نگارش كتاب «تأسيس الشيعة لعلوم الإسلام» اين كار را انجام داد.... علامه [[آل کاشف‌الغطاء، محمدحسین|شيخ محمدحسین كاشف الغطا]] ء نيز متعهد شد كتاب «تاريخ آداب اللغة» [[زیدان، جرجی|جرجى زيدان]] را نقد كند كه اين كار را كرد و در جزء دوم كتاب «النقود و الردود» چهار جلد كتاب [[زیدان، جرجی|جرجى زيدان]] را نقد علمى نمود.... از اين بين [[آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن|شيخ آقا بزرگ]] مأمور شد فهرستى براى تأليفات شيعه بنويسد كه حاصل آن كتاب [[الذريعة إلی تصانيف الشيعة|الذريعه]] شد.<ref>حكيمى، محمد رضا، ص24-22</ref>
+
در مورد روش و محتواى اثر حاضر چند نکته گفتنى است:
#نويسنده كتابش را پس از نام خدا چنين آغاز كرده است: «سپاس خدايى را سزاست كه شيعيان بزرگوار را كليدهاى علوم اسلامى قرار داد»؛ نويسنده محترم با اين براعت استهلال، تمامى هدف و مقصودش را در اين كتاب به خوبى رسانده است.<ref>متن كتاب، ص 37</ref>همچنين نويسنده افزوده است كه در كتاب حاضر سخن از شخصيت‌هاى شيعه به ميان مى‌آيد و شيعه، كلمه مبارك و با كرامتى است كه در قرآن كريم آمده: ''' و إن من شيعته لإبراهيم '''.<ref>صافات/ 83</ref>و در زمان پيامبر(ص) اين اسم آشكار شد و به چهار نفر شيعه مى‌گفتند: ابوذر غفارى، سلمان فارسى، مقداد بن اسود كندى و عمار بن ياسر. چنين بود تا زمان جنگ صفين كه نام شيعه در بين مواليان [[امام على(ع)|اميرالمؤمنين(ع)]] گسترش يافت. و نام اهل سنت و جماعت كه بعد از صلح امام حسن مجتبى(ع) با معاويه پيدا شد و براى غير شيعه به كار مى‌رود، متأخّر و جديد است و بعد از پيدايش عنوان شيعه مطرح شده است.<ref>همان، ص 38</ref>
 
#از آنجا كه كتاب «تأسيس الشيعة لعلوم الإسلام» مفصل بوده خود نويسنده اقدام به تلخيص آن كرده و خلاصه كتاب مذكور را به صورت كتاب «الشيعة و فنون الإسلام» آماده ساخته و به دست انتشار سپرده است.<ref>صدر، سيد حسن، ص 6</ref>البته نويسنده ترتيب تاريخى موجود در كتاب مفصلش را بر هم زده و در كتاب مختصرش، علوم را بر اساس شرافت آن طبقه‌بندى كرده و بنابراين از علوم قرآن آغاز كرده و با علوم حديث، فقه، كلام، اصول فقه و فرق ادامه داده و سرانجام با عَروض، شعر، صرف و علم نحو به پايان رسانده است.
 
#با توجه به مطالبى كه نويسنده در مورد درج نكردن نام [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابن سينا]] در اين اثر مطرح كرده به نظر مى‌رسد كه مقصود مؤلف از شيعه در اين كتاب، تشيع زيدى و يا اسماعيلى نيست بلكه فقط شيعه دوازده امامى است و [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابن سينا]] به نظر مؤلف شيعه زيدى است.<ref>متن كتاب، ص 383، پاورقى، ص 386</ref>
 
#در آغاز كتاب شرح حال تحقيقى و تفصيلى نويسنده به نقل از كتاب «بغية الراغبين في أحوال آل شرف‌الدين» نوشته علامه مجاهد [[شرف‌الدین، عبدالحسین|سيد عبدالحسين شرف‌الدين]] ذكر شده است. در اين زندگينامه، نام و نسب و مشخصات خانوادگى سيد حسن صدر، چگونگى رشد و تعليم و تربيت، استادان و تأليفات و نيز خصوصيات و ويژگى‌هاى اخلاقى وى توضيح داده شده است.<ref>مقدمه محقق، ص 1- 35</ref>
 
#درباره استنادات و ارجاعات نويسنده محترم شايسته است توجه شود كه اين ارجاعات به صورت ارجاع درون متنى است ولى نه درون متنى امروزى بلكه به سبك قديم نوشته شده است يعنى چندان منظم و هماهنگ نيست: گاه در متن، شماره صفحه مورد نظر را آورده.<ref>متن، ص 40- 41</ref>و گاه به ذكر نام كتاب بسنده كرده و از بيان شماره صفحه مورد نظر غفلت ورزيده است؛ همچنين گاه چاپ مورد نظر مشخص شده و گاه مبهم مانده است.<ref>همان، ص 46- 47</ref>
 
#نويسنده درباره علم نحو نوشته است كه اولين كسى كه علم نحو را تأسيس كرد ابوالاسود دوئلى بود كه به دستور و راهنمايى [[امام على(ع)|اميرالمؤمنين على(ع)]] اين كار را انجام داد. او از شيعيان [[امام على(ع)|اميرالمؤمنين(ع)]] و از كامل‌ترين و عاقل‌ترين مردمان و شاعرى سريع الجواب بود.<ref>همان، ص 40- 41</ref>
 
#نويسنده محترم نوشته است كه يكى از تابعين به نام سعيد بن جبير اولين كسى بود كه در علم تفسير قرآن كتابى نوشت. كشى در رجالش از [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]] روايت كرده كه ايشان فرمود سعيد بن جبير به [[امام سجاد(ع)|امام على بن الحسين(ع)]] اقتدا مى كرد و [[امام سجاد(ع)]] نيز وى را مى‌ستود و سبب اينكه حجاج او را به شهادت رساند چيزى نبود جز تشيع وى. چون قبل از سعيد بن جبير كسى را نيافتيم كه تصنيفى درباره تفسير قرآن نوشته باشد، نام او را به عنوان اولين نويسنده تفسير آورديم.<ref>همان، ص 322</ref>
 
#نويسنده تأكيد كرده است كه ابوعبدالله محمد بن عبدالله [[حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله|حاكم نيشابورى]] (درگذشته 405ق) اولين كسى بود كه علم دراية الحديث را تدوين كرد. كتاب او مشتمل بر پنج جزء و پنجاه نوع است. [[سمعانی، عبدالکریم بن محمد |سمعانى]] و [[ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم|ابن تيميه]] و حافظ [[ذهبى]] تصريح كرده‌اند كه [[حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله|حاكم نيشابورى]] شيعه است.<ref>همان، ص 294</ref>
 
#همچنين مؤلف نوشته است كه [[امام على(ع)|اميرالمؤمنين على(ع)]] اولين كسى بود كه نوشته‌اى درباره اخلاق نوشت و در زمانى كه از جنگ صفين برمى‌گشت نامه‌اى به فرزندش نگاشت و امام اهل سنت ابواحمد حسن بن عبدالله بن سعيد عسكرى در كتابش الزواجر و المواعظ همين نامه را به صورت كامل آورده و نوشته است كه اگر لازم باشد كه حكمتى با آب طلا نوشته شود به يقين همين نامه است.<ref>همان، ص 404</ref>
 
  
== وضعيت كتاب ==
+
*نویسنده کتابش را پس از نام خدا چنین آغاز کرده است: «سپاس خدایى را سزاست که شیعیان بزرگوار را کلیدهاى علوم اسلامى قرار داد»؛ نویسنده محترم با این براعت استهلال، تمامى هدف و مقصودش را در این کتاب به خوبى رسانده است. همچنین نویسنده افزوده است که در کتاب حاضر سخن از شخصیت‌هاى شیعه به میان مى‌آید و شیعه، کلمه مبارک و با کرامتى است که در [[قرآن|قرآن کریم]] آمده: '''«'''و إنّ من شیعته لإبراهیم».([[سوره صافات]]/۸۳) و در زمان پیامبر(ص) این اسم آشکار شد و به چهار نفر شیعه مى‌گفتند: [[ابوذر]]، [[سلمان]]، [[مقداد]] و [[عمار یاسر|عمار]]. چنین بود تا زمان [[جنگ صفین]] که نام شیعه در بین موالیان [[امام على(ع)|امیرالمؤمنین(ع)]] گسترش یافت. و نام [[اهل سنت|اهل سنت و جماعت]] که بعد از صلح [[امام حسن]] (ع) با [[معاویه]] پیدا شد و براى غیر شیعه به کار مى‌رود، متأخّر و جدید است و بعد از پیدایش عنوان شیعه مطرح شده است.
 +
*از آنجا که کتاب «تأسیس الشیعة لعلوم الإسلام» مفصل بوده، خود نویسنده اقدام به تلخیص آن کرده و خلاصه کتاب مذکور را به صورت کتاب «[[الشیعه و فنون الاسلام (کتاب)|الشیعة و فنون الإسلام]]» آماده ساخته و به دست انتشار سپرده است.
 +
*با توجه به مطالبى که نویسنده در مورد درج نکردن نام [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابن سینا]] در این اثر مطرح کرده به نظر مى‌رسد که مقصود مؤلف از شیعه در این کتاب، تشیع [[زیدیه|زیدى]] و یا [[اسماعیلیه|اسماعیلى]] نیست بلکه فقط شیعه [[امامیه|دوازده امامى]] است و [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابن سینا]] به نظر مؤلف شیعه زیدى است.
 +
*درباره استنادات و ارجاعات نویسنده محترم شایسته است توجه شود که این ارجاعات به صورت ارجاع درون متنى است ولى نه درون متنى امروزى بلکه به سبک قدیم نوشته شده است یعنى چندان منظم و هماهنگ نیست؛ گاه در متن، شماره صفحه مورد نظر را آورده. و گاه به ذکر نام کتاب بسنده کرده و از بیان شماره صفحه مورد نظر غفلت ورزیده است؛ همچنین گاه چاپ مورد نظر مشخص شده و گاه مبهم مانده است.
 +
*نویسنده درباره [[علم نحو]] نوشته است که اولین کسى که علم نحو را تأسیس کرد [[ابوالاسود دئلى|ابوالاسود دوئلى]] بود که به دستور و راهنمایى [[امام على(ع)|امیرالمؤمنین على(ع)]] این کار را انجام داد. او از شیعیان امیرالمؤمنین(ع) و از کامل‌ترین و عاقل‌ترین مردمان و شاعرى سریع الجواب بود.
 +
*نویسنده محترم نوشته است که یکى از [[تابعین|تابعین]] به نام [[سعید بن جبیر|سعید بن جبیر]] اولین کسى بود که در [[تفسیر قرآن|تفسیر]] قرآن کتابى نوشت. [[ابوعمرو کشی|کشى]] در رجالش از [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]] روایت کرده که ایشان فرمود سعید بن جبیر به [[امام سجاد(ع)|امام سجاد(ع)]] اقتدا مى کرد و امام سجاد(ع) نیز وى را مى‌ستود و سبب اینکه حجاج او را به شهادت رساند چیزى نبود جز تشیع وى. چون قبل از سعید بن جبیر کسى را نیافتیم که تصنیفى درباره تفسیر قرآن نوشته باشد، نام او را به عنوان اولین نویسنده تفسیر آوردیم.
 +
*نویسنده تأکید کرده است که [[حاکم نیشابوری|حاکم نیشابورى]] (م، ۴۰۵ق) اولین کسى بود که علم [[درایة الحدیث|درایة الحدیث]] را تدوین کرد. کتاب او مشتمل بر پنج جزء و پنجاه نوع است. سمعانى و [[ابن تیمیه|ابن تیمیه]] و حافظ ذهبى تصریح کرده‌اند که حاکم نیشابورى شیعه است.
 +
*همچنین مؤلف نوشته است که [[امام على(ع)|امیرالمؤمنین على(ع)]] اولین کسى بود که نوشته‌اى درباره [[اخلاق]] نوشت و در زمانى که از [[جنگ صفین|جنگ صفین]] برمى‌گشت نامه‌اى به فرزندش نگاشت و امام [[اهل سنت]] حسن بن عبدالله عسکرى در کتابش «الزواجر و المواعظ» همین نامه را به صورت کامل آورده و نوشته است که اگر لازم باشد که حکمتى با آب طلا نوشته شود به یقین همین نامه است.
  
 +
==منابع ==
 +
* ویکی نور
  
فهرست مطالب، اعلام، القاب و كنيه‌ها در انتهاى كتاب آمده است.
+
[[رده:منابع تاریخ تشیع]]
 
+
[[رده:منابع تاریخ علوم]]
==پانويس ==
 
<references />
 
== منابع مقاله ==
 
 
 
1- مقدمه و متن كتاب.
 
 
 
2- حكيمى، محمد رضا، «شيخ [[آقا بزرگ تهرانى]]»، قم، انتشارات دليل ما، چاپ هشتم، 1385ش.
 
 
 
3-صدر، سيد حسن، الشيعة و فنون الإسلام، تحقيق السيد مرتضى الميرسجادي، قم، مؤسسة السبطين(ع) العالمية، الطبعة الأولى، 1427ق1385/ش.
 
 
 
 
 
== منبع ==
 
ویکی نور
 

نسخهٔ کنونی تا ‏۷ ژوئن ۲۰۲۲، ساعت ۰۷:۲۷

‏تأسیس الشیعة لعلوم الاسلام

کتاب «تأسیس الشیعة لعلوم الإسلام» نوشته علامه سید حسن صدر (م، ۱۳۵۴ ق) است که نقش شیعیان را در تولید و نشر علوم اسلامى به روشنى آشکار ساخته و پیشگامى آنان در بنیانگذارى برخی از این علوم گوناگون را بیان کرده است.

انگیزه نگارش

برخى از نویسندگان معاصر در مورد انگیزه نگارش کتاب حاضر چنین آورده‌اند که جرجى زیدان (م، ۱۹۱۴م) در کتاب مشهور خود «تاریخ آداب اللغة العربیة» در مورد شیعه سخنى بدین مضمون گفت که: «شیعه طایفه‌اى بود کوچک و آثار قابل اعتنایى نداشت و اکنون شیعه‌اى در دنیا وجود ندارد». این شد که شیخ آقا بزرگ تهرانی (م، ۱۳۸۹ق) و دو همردیف و دوست علمی اش، سید حسن صدر (م، ۱۳۵۴ق) و محمدحسین کاشف الغطاء (م، ۱۳۷۳ق) هم‌پیمان شدند تا هر یک در باب معرفى شیعه کارى را بر عهده گیرند و به این صورت پاسخ سخن جرجى زیدان را بدهند. بر پایه این پیمان قرار شد علامه سید حسن صدر با نگارش کتابى، سهم شیعه در تأسیس و تکمیل علوم اسلامى را نشان دهد که با نگارش کتاب «تأسیس الشیعة لعلوم الإسلام» این کار را انجام داد.... علامه کاشف الغطاء نیز متعهد شد کتاب «تاریخ آداب اللغة» جرجى زیدان را نقد کند که این کار را کرد و در جزء دوم کتاب «النقود و الردود» چهار جلد کتاب جرجى زیدان را نقد علمى نمود... از این بین شیخ آقا بزرگ مأمور شد فهرستى براى تألیفات شیعه بنویسد که حاصل آن کتاب «الذریعة إلی تصانیف الشیعة» شد.

علامه سید حسن صدر کتابش را در تاریخ ۱۸ جمادى الثانى سال ۱۳۲۸ (ششم تیر ۱۲۸۹) در کاظمین به پایان رسانده است.

ساختار کتاب

در آغاز کتاب شرح حال تحقیقى و تفصیلى نویسنده به نقل از کتاب «بغیة الراغبین فی أحوال آل شرف‌الدین» نوشته علامه سید عبدالحسین شرف‌الدین ذکر شده است. در این زندگینامه، نام و نسب و مشخصات خانوادگى سید حسن صدر، چگونگى رشد و تعلیم و تربیت، استادان و تألیفات و نیز خصوصیات و ویژگى‌هاى اخلاقى وى توضیح داده شده است.

این کتاب از یک مقدمه و چهارده فصل تشکیل شده است که هر کدام بیانگر پیشگامى شیعه در بنیانگذارى یکى از علوم گوناگون اسلامى است.

عناوین کتاب به ترتیب عبارتند از: ۱- نحو، ۲- صرف، ۳- لغت، ۴- معانى و بیان و بدیع، ۵- عَروض، ۶- فنون و روش‌هاى شعر، ۷- تاریخ و سیره، ۸- علم حدیث، ۹- تأسیس علم حدیث و رشد آن، ۱۰- علم فقه، ۱۱- علم اصول فقه، ۱۲- علوم قرآن، ۱۳- علم کلام، ۱۴- علم اخلاق.

محتوای کتاب

در این اثر مستند بیان شده است که شیعه در بنیان‌گذارى علوم متعدد اسلامى مانند علم‌الحدیث، فقه، اصول فقه، علوم قرآن، کلام و اخلاق نقش اساسى داشته و در این موضوع نسبت به سایر فرقه‌هاى اسلامى پیشتاز بوده است.کتاب حاضر از نظر شناسایى تاریخ پیدایش علوم اسلامى، اثرى ممتاز و ابتکارى به‌شمار مى‌رود زیرا با یک نوآورى جالب و مفید یکى از شبهات مطرح درباره شیعه را پاسخ داده و اثبات کرده است که شیعیان، علوم گوناگون اسلامى را تأسیس کرده‌اند و نقش آنان در آفرینش این علوم به هیچ وجه قابل انکار نیست. به این ترتیب نقش سرنوشت‌ساز شیعیان در پیدایش و استمرار فرهنگ و تمدن اسلامى و گسترش مرزهاى دانش بشرى روشن‌تر مى‌شود.

در مورد روش و محتواى اثر حاضر چند نکته گفتنى است:

  • نویسنده کتابش را پس از نام خدا چنین آغاز کرده است: «سپاس خدایى را سزاست که شیعیان بزرگوار را کلیدهاى علوم اسلامى قرار داد»؛ نویسنده محترم با این براعت استهلال، تمامى هدف و مقصودش را در این کتاب به خوبى رسانده است. همچنین نویسنده افزوده است که در کتاب حاضر سخن از شخصیت‌هاى شیعه به میان مى‌آید و شیعه، کلمه مبارک و با کرامتى است که در قرآن کریم آمده: «و إنّ من شیعته لإبراهیم».(سوره صافات/۸۳) و در زمان پیامبر(ص) این اسم آشکار شد و به چهار نفر شیعه مى‌گفتند: ابوذر، سلمان، مقداد و عمار. چنین بود تا زمان جنگ صفین که نام شیعه در بین موالیان امیرالمؤمنین(ع) گسترش یافت. و نام اهل سنت و جماعت که بعد از صلح امام حسن (ع) با معاویه پیدا شد و براى غیر شیعه به کار مى‌رود، متأخّر و جدید است و بعد از پیدایش عنوان شیعه مطرح شده است.
  • از آنجا که کتاب «تأسیس الشیعة لعلوم الإسلام» مفصل بوده، خود نویسنده اقدام به تلخیص آن کرده و خلاصه کتاب مذکور را به صورت کتاب «الشیعة و فنون الإسلام» آماده ساخته و به دست انتشار سپرده است.
  • با توجه به مطالبى که نویسنده در مورد درج نکردن نام ابن سینا در این اثر مطرح کرده به نظر مى‌رسد که مقصود مؤلف از شیعه در این کتاب، تشیع زیدى و یا اسماعیلى نیست بلکه فقط شیعه دوازده امامى است و ابن سینا به نظر مؤلف شیعه زیدى است.
  • درباره استنادات و ارجاعات نویسنده محترم شایسته است توجه شود که این ارجاعات به صورت ارجاع درون متنى است ولى نه درون متنى امروزى بلکه به سبک قدیم نوشته شده است یعنى چندان منظم و هماهنگ نیست؛ گاه در متن، شماره صفحه مورد نظر را آورده. و گاه به ذکر نام کتاب بسنده کرده و از بیان شماره صفحه مورد نظر غفلت ورزیده است؛ همچنین گاه چاپ مورد نظر مشخص شده و گاه مبهم مانده است.
  • نویسنده درباره علم نحو نوشته است که اولین کسى که علم نحو را تأسیس کرد ابوالاسود دوئلى بود که به دستور و راهنمایى امیرالمؤمنین على(ع) این کار را انجام داد. او از شیعیان امیرالمؤمنین(ع) و از کامل‌ترین و عاقل‌ترین مردمان و شاعرى سریع الجواب بود.
  • نویسنده محترم نوشته است که یکى از تابعین به نام سعید بن جبیر اولین کسى بود که در تفسیر قرآن کتابى نوشت. کشى در رجالش از امام صادق(ع) روایت کرده که ایشان فرمود سعید بن جبیر به امام سجاد(ع) اقتدا مى کرد و امام سجاد(ع) نیز وى را مى‌ستود و سبب اینکه حجاج او را به شهادت رساند چیزى نبود جز تشیع وى. چون قبل از سعید بن جبیر کسى را نیافتیم که تصنیفى درباره تفسیر قرآن نوشته باشد، نام او را به عنوان اولین نویسنده تفسیر آوردیم.
  • نویسنده تأکید کرده است که حاکم نیشابورى (م، ۴۰۵ق) اولین کسى بود که علم درایة الحدیث را تدوین کرد. کتاب او مشتمل بر پنج جزء و پنجاه نوع است. سمعانى و ابن تیمیه و حافظ ذهبى تصریح کرده‌اند که حاکم نیشابورى شیعه است.
  • همچنین مؤلف نوشته است که امیرالمؤمنین على(ع) اولین کسى بود که نوشته‌اى درباره اخلاق نوشت و در زمانى که از جنگ صفین برمى‌گشت نامه‌اى به فرزندش نگاشت و امام اهل سنت حسن بن عبدالله عسکرى در کتابش «الزواجر و المواعظ» همین نامه را به صورت کامل آورده و نوشته است که اگر لازم باشد که حکمتى با آب طلا نوشته شود به یقین همین نامه است.

منابع

  • ویکی نور