اشک در عزای امام حسین علیه السلام: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ایجاد)
 
 
(۵ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
 
{{مدخل دائره المعارف| کتاب [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]}}
 
{{مدخل دائره المعارف| کتاب [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]}}
«چشم گريان،چشمه فيض خداست‌».گريستن بر ابا عبد الله الحسين‌«ع‌»ثواب بسياردارد. (3) فرشتگان،پيامبران،زمين و آسمان،حيوانات صحرا و دريا هم بر عزاى حسين‌«ع‌» گريسته‌اند. (4)
+
گریستن بر [[امام حسین علیه السلام|ابا عبدالله الحسین‌]] علیه السلام [[ثواب]] بسیار دارد.<ref>احادیث ثواب و آثار گریه بر امام حسین‌ علیه السلام را از جمله در بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۷۹ تا ۲۹۶ مطالعه کنید.</ref> [[فرشتگان]]، [[پیامبران]]، زمین و آسمان، حیوانات صحرا و دریا هم بر عزاى حسین‌ علیه السلام گریسته‌اند.<ref>سفینة البحار، ج ۱، ص ۹۷، بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۲۰ به بعد.</ref> اشک ریختن، نشانه پیوند قلبى با [[اهل البیت|اهل بیت]] و [[سیدالشهدا]] علیه السلام است.  
  
اشگ ريختن،نشانه پيوند قلبى با اهل بيت و سيد الشهدا است.اشك،دل راسيراب مى‌كند، عطش روح را بر طرف مى‌سازد و حاصل محبتى است كه نسبت به‌اهل بيت‌حاصل مى‌شود. همدلى و هماهنگى روحى با ائمه،ايجاب مى‌كند كه در شادى‌آنان شاد و در غمشان محزون باشيم.اين نشان شيعه است كه‌«يفرحون بفرحنا و يحزنون‌لحزننا...» (5) قلبى كه مهر حسين‌«ع‌»را داشته باشد،بى شك به ياد مظلوميت و شهادت اومى‌گريد.اشك،زبان دل و شاهد عشق است.
+
اشک، عطش [[روح]] را برطرف مى‌سازد و حاصل محبتى است که نسبت به‌ اهل بیت ‌حاصل مى‌شود. همدلى و هماهنگى روحى با [[ائمه]]، ایجاب مى‌کند که در شادى ‌آنان شاد و در غمشان محزون باشیم. این نشان [[شیعه]] است که‌ «یفرحون بفرحنا و یحزنون‌ لحُزننا...»<ref>میزان الحکمه، ج ۵، ص ۲۳۳.</ref> قلبى که مهر حسین‌ علیه السلام را داشته باشد، بى شک به یاد مظلومیت و [[شهادت در راه خدا|شهادت]] او مى‌گرید. اشک، زبان دل و شاهد عشق است.
 +
{{بیت|آنچنان کز برگ گل، عطر و گلاب آید برون|تا که نامت مى‌برم از دیده آب آید برون}}
 +
{{بیت|رشته الفت بود در بین ما، کز قعر چاه| کى بدون رشته،آب بى‌حساب آید برون؟}}
 +
{{بیت|تا نسوزد دل، نریزد اشگ و خون از دیده‌ها| آتشى باید که خوناب کباب آید برون}}
 +
{{بیت|مهر تو شیرازه‌ «ام الکتاب‌» خلقت است|مشکل این شیرازه از قلب کتاب آید برون}}
 +
{{بیت|گر نباشد مهر تو دل را نباشد ارزشى|برگ بى‌حاصل شود گل، چون گلاب آید برون}}<ref>اى اشک ها بریزید، حسان، ص ۱۳۱.</ref>
  
آنچنان كز برگ گل،عطر و گلاب آيد برون تا كه نامت مى‌برم از ديده آب آيد برون رشته الفت بود در بين ما،كز قعر چاه كى بدون رشته،آب بى‌حساب آيد برون؟ تا نسوزد دل،نريزد اشگ و خون از ديده‌ها آتشى بايد كه خوناب كباب آيد برون مهر تو شيرازه‌«ام الكتاب‌»خلقت است مشكل اين شيرازه از قلب كتاب آيد برون گر نباشد مهر تو دل را نباشد ارزشى برگ بى‌حاصل شود گل،چون گلاب آيد برون (6)
+
گریستن در سوگ [[شهدای کربلا|شهداى کربلا]]، تجدید بیعت با [[عاشورا]] و فرهنگ شهادت و تغذیه‌ فکرى و روحى با این مکتب است و اشک ریختن، نوعى امضا کردن پیمان و قرارداد مودت با [[سیدالشهدا]] است.
  
گريستن در سوگ شهداى كربلا،تجديد بيعت با عاشورا و فرهنگ شهادت و تغذيه‌فكرى و روحى با اين مكتب است و اشك ريختن،نوعى امضا كردن پيمان و قراردادمودت با سيد الشهدا است.ائمه شيعه،گريستن بر مظلوميت اهل بيت و عزاى حسينى راتاكيد كرده و شهادت اشك را بر صداقت عشق،پذيرفته‌اند.امام صادق‌«ع‌»فرموده است:
+
ائمه شیعه، گریستن بر مظلومیت اهل بیت و عزاى حسینى را تاکید کرده و شهادت اشک را بر صداقت عشق، پذیرفته‌اند. [[امام صادق‌]] علیه السلام فرموده است: «نزد هر کس که ما یاد شویم و چشمانش اشک‌آلود شود، حتى اگر به اندازه بال مگسى‌ باشد خداوند گناهانش را مى‌بخشاید، هر چند چون کف دریا فراوان باشد».<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۹۱.</ref>
  
«نزد هر كس كه ما ياد شويم و چشمانش اشگ‌آلود شود،حتى اگر به اندازه بال مگسى‌باشد، خداوند گناهانش را مى‌بخشايد،هر چند چون كف دريا فراوان باشد.» (7) به گفته صائب:
+
دستور امامان به گریستن بر [[امام حسين‌]] علیه السلام بسیار اکید است. [[امام رضا]] علیه السلام به ریان بن‌ شبیب در [[حدیث]] مفصلى فرمود: «یابن شبیب! ان کنت باکیا لشى‌ء فابک للحسین بن على بن ‌ابى طالب فانه ذبح کما یذبح الکبش...».<ref>بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۶.</ref> اگر بر چیزى گریه مى‌کنى، بر حسین بن على گریه‌ کن که او را همچون گوسفند، سر بریدند.
  
در سلسله اشگ بود گوهر مقصود گر هست ز يوسف خبر،اين قافله دارد
+
در حدیث دیگرى فرموده است: «[[ماه محرم|محرم]]، ماهى‌ است که مردم دوره [[جاهلیت]] جنگ در آن را ناروا مى‌دانستند، ولى در این ماه دشمنان، خون ما را بناحق ریختند و هتک حرمت ما نمودند و فرزندان و بانوان ما را به اسارت ‌گرفتند و به خیمه‌هاى ما آتش زدند و غارت کردند و در کار ما، براى رسول خدا هیچ‌ حرمتى را رعایت نکردند. روز حسین ([[عاشورا]]) پلک هاى ما را مجروح و اشکهایمان را جارى کرد و ما از سرزمین [[کربلا]]، گرفتارى و رنج به میراث بردیم. پس باید بر کسى‌ همچون حسین، گریه‌کنندگان بگریند که گریه بر او گناهان بزرگ را هم فرو مى‌ریزد».<ref>همان، ص ۲۸۳.</ref>
  
دستور امامان به گريستن بر امام حسين‌«ع‌»بسيار اكيد است.امام رضا«ع‌»به ريان بن‌شبيب در حديث مفصلى فرمود:«يابن شبيب!ان كنت باكيا لشى‌ء فابك للحسين بن على بن‌ابى طالب فانه ذبح كما يذبح الكبش...». (8) اگر بر چيزى گريه مى‌كنى،بر حسين بن على گريه‌كن، كه او را همچون گوسفند،سر بريدند.در حديث ديگرى فرموده است:«محرم،ماهى‌است كه مردم دوره جاهليت جنگ در آن را ناروا مى‌دانستند،ولى در اين ماه،دشمنان،خون ما را بناحق ريختند و هتك حرمت ما نمودند و فرزندان و بانوان ما را به اسارت‌گرفتند و به خيمه‌هاى ما آتش زدند و غارت كردند و در كار ما،براى رسول خدا هيچ‌حرمتى را رعايت نكردند.روز حسين( عاشورا)پلكهاى ما را مجروح و اشگهايمان راجارى كرد و ما از سرزمين كربلا،گرفتارى و رنج به ميراث برديم.پس بايد بر كسى‌همچون حسين،گريه‌كنندگان بگريند، كه گريه بر او،گناهان بزرگ را هم فرو مى‌ريزد.» (9) خود امام حسين‌«ع‌»فرموده است:«انا قتيل العبرة،لا يذكرنى مؤمن الا بكى‌»، (11) من‌كشته اشكم،هيچ مؤمنى مرا ياد نمى‌كند مگر آنكه(بخاطر مصيبتهايم)مى‌گريد.امام‌سجاد«ع‌»بيست‌سال بر امام حسين عليه السلام گريست و هرگز طعامى پيش اونمى‌گذاشتند مگر آنكه گريه مى‌كرد. (12) به فرموده امام صادق‌«ع‌»:هر ناله و گريه‌اى ناپسند ومكروه است،مگر ناليدن و گريستن بر حسين عليه السلام:«كل الجزع و البكاء مكروه‌سوى الجزع و البكاء على الحسين‌». (13) هم گريستن،هم گرياندن،هم خود را شبيه گريه‌كنندگان در آوردن(تباكى)پسنديده‌است و اجر دارد.اين همه فضيلت كه براى گريه بر حسين‌«ع‌»بيان شده و اينكه اشك‌چشم،آتش دوزخ را فرو مى‌نشاند و غمگين شدن در سوگ شهيدان كربلا ايمنى از عذاب‌است،در صورتى است كه گناه و فسق و آلودگى انسان در حدى نباشد كه مانع رسيدن اين‌فيض الهى گردد.اشگى كه مبين پيوند عاطفى و رابطه مكتبى و اتصال روحى با راه و فكرو خط ائمه و سيد الشهداست،حتما زمينه‌ساز پرهيز از گناه مى‌گردد.به تعبير شهيدمطهرى:«گريه بر شهيد،شركت در حماسه او و هماهنگى با روح او و موافقت با نشاط اوو حركت اوست...امام حسين‌«ع‌»بواسطه شخصيت عاليقدرش،بواسطه شهادت‌قهرمانانه‌اش،مالك قلبها و احساسات صدها ميليون انسان است. اگر كسانى كه بر اين‌مخزن عظيم و گرانقدر احساسى و روحى گمارده شدند،يعنى سخنرانان مذهبى،بتوانند ازاين مخزن عظيم در جهت هم شكل كردن و همرنگ كردن و هم احساس كردن روحها باروح عظيم حسينى بهره‌بردارى صحيح كنند،جهانى اصلاح خواهد شد.» (14) پس مهم،شناخت فلسفه گريه در راستاى احياى عاشورا و زنده نگهداشتن مراسم حسينى وفرهنگ كربلاست،نه گناه كردن و آلودگى،به اميد پاك شدن با چند قطره اشك! معلوم‌نيست كه دل و جان آلوده،آن همسويى را با امام داشته باشد كه با ياد مصائبش گريه كند.
+
خود امام حسین‌ علیه السلام فرموده است: «انا قتیل العبرة، لایذکرنى مؤمن الا بکى‌»،<ref>همان، ص ۲۷۹.</ref> من ‌کشته اشکم، هیچ مؤمنى مرا یاد نمى‌کند مگر آن که (به خاطر مصیبت هایم) مى‌گرید.
  
گريه در فرهنگ عاشورا،سلاح هميشه برانى است كه فرياد اعتراض به ستمگران رادارد. «اشك‌»،زبان دل است و گريه،فرياد عصر مظلوميت.رسالت اشك نيز پاسدارى از«خون شهيد»است.امام خمينى‌«ره‌»فرمود:«هر مكتبى،تا پايش سينه‌زن نباشد،تا پايش‌گريه‌كن نباشد،تا پايش توى سر و سينه‌زن نباشد حفظ نمى‌شود...»، (15) «گريه كردن برشهيد، نگهداشتن،زنده نگهداشتن نهضت است‌»، (16) «گريه كردن بر عزاى امام حسين، زنده‌نگهداشتن نهضت و زنده نگهداشتن همين معنى است كه يك جمعيت كمى در مقابل يك‌امپراطور بزرگ ايستاد...،آنها از همين گريه‌ها مى‌ترسند،براى اينكه گريه‌اى است كه گريه‌بر مظلوم است،فرياد مقابل ظالم است.» (17)
+
[[امام سجاد علیه السلام|امام ‌سجاد]] علیه السلام بیست ‌سال بر [[امام حسین]] علیه السلام گریست و هرگز طعامى پیش او نمى‌گذاشتند مگر آن که گریه مى‌کرد.<ref>همان، ج ۴۶، ص ۱۰۸.</ref>
  
هر چند نيست درد دل ما نوشتنى از اشگ خود،دو سطر به ايما نوشته‌ايم (18)
+
به فرموده [[امام صادق‌]] علیه السلام: هر ناله و گریه‌اى ناپسند و [[مکروه]] است، مگر نالیدن و گریستن بر حسین علیه السلام: «کل الجزع والبکاء مکروه ‌سوى الجزع والبکاء على الحسین‌».<ref>بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۳۱۳.</ref> هم گریستن، هم گریاندن، هم خود را شبیه گریه‌کنندگان درآوردن ([[تباکی|تباکى]]) پسندیده‌ است و اجر دارد.
  
اشگ،سر فصل محبت و مودت است و برخاسته از عشقى است كه خداوند در دلهاقرار داده كه نسبت به حسين بن على‌«ع‌»مجذوب مى‌شود.به فرموده رسول خدا«ص‌»:
+
اما این همه فضیلت که براى گریه بر حسین‌ علیه السلام بیان شده و این که اشک ‌چشم، آتش [[دوزخ]] را فرو مى‌نشاند و غمگین شدن در سوگ شهیدان [[کربلا]] ایمنى از [[عذاب|عذاب‌]] است، در صورتى است که [[گناه]] و [[فسق]] و آلودگى انسان در حدى نباشد که مانع رسیدن این‌ فیض الهى گردد. اشکى که مبین پیوند عاطفى و رابطه مکتبى و اتصال روحى با راه و فکرو خط ائمه و سیدالشهداست، حتما زمینه‌ساز پرهیز از گناه مى‌گردد.
  
«ان لقتل الحسين حرارة فى قلوب المؤمنين لا تبرد ابدا». (19) براى شهادت حسين‌عليه السلام حرارت و گرمايى در دلهاى مؤمنان است كه هرگز سرد و خاموش نمى‌شود.
+
به تعبیر شهید [[مرتضی مطهری]]: «گریه بر شهید، شرکت در حماسه او و هماهنگى با روح او و موافقت با نشاط او و حرکت اوست... [[امام حسين‌ ]] علیه السلام به واسطه شخصیت عالیقدرش، به واسطه شهادت‌ قهرمانانه‌اش، مالک قلب ها و احساسات صدها میلیون انسان است. اگر کسانى که بر این ‌مخزن عظیم و گرانقدر احساسى و روحى گمارده شدند، یعنى سخنرانان مذهبى، بتوانند از این مخزن عظیم در جهت هم شکل کردن و همرنگ کردن و هم احساس کردن روح ها با روح عظیم حسینى بهره‌بردارى صحیح کنند، جهانى اصلاح خواهد شد».<ref>شهید (ضمیمه قیام و انقلاب مهدى)، ص ۱۲۴ و ۱۲۵.</ref>
  
كدام عاشق در اين ره در بلا نيست؟ كدامين دل شما را مبتلا نيست؟ اگر در سوگتان شد ديده نمناك اگر از عشقتان دل گشت غمناك گواه عشق ما اين ديده و دل رساند«اشگ‌»و«غم‌»ما را به منزل كنون ماييم و درد داغدارى كنون ماييم و اشگ و سوگوارى هنوز اشگ عزا پيوسته جارى است رواق چشممان آيينه‌كارى است غدير ما محرم دارد امروز محرم،بذر غم مى‌كارد امروز (20)
+
پس مهم، شناخت فلسفه گریه در راستاى احیاى عاشورا و زنده نگهداشتن مراسم حسینى و فرهنگ کربلاست، نه گناه کردن و آلودگى، به امید پاک شدن با چند قطره اشک! معلوم‌ نیست که دل و جان آلوده، آن همسویى را با امام داشته باشد که با یاد مصائبش گریه کند.
  
امروز هم،اشگ و گريه،رابط ما با حسين است و ما با شورى اشگهايمان،سر سفره‌محبت‌سيد الشهدا نشسته‌ايم و نمك پرورده ابا عبد الله هستيم،از اين رو،اين مهر با شيرمادر در جان ما وارد شده و با جان هم به در مى‌شود.
+
گریه در فرهنگ عاشورا، سلاح همیشه برانى است که فریاد اعتراض به ستمگران را دارد. «اشک‌»، زبان دل است و گریه، فریاد عصر مظلومیت. رسالت اشک نیز پاسدارى از «خون شهید» است.
  
==پانویس==
+
[[امام خمینی|امام خمینى‌]] فرمود: «هر مکتبى، تا پایش سینه‌زن نباشد، تا پایش‌ گریه‌کن نباشد، تا پایش توى سر و سینه‌زن نباشد حفظ نمى‌شود...»، <ref>صحیفه نور، ج ۸، ص ۷۰.</ref> «گریه کردن بر شهید، زنده نگهداشتن نهضت است‌»،<ref>همان، ج ۱۰، ص ۳۱.</ref> «گریه کردن بر عزاى امام حسین علیه السلام، زنده ‌نگهداشتن نهضت و زنده نگهداشتن همین معنى است که یک جمعیت کمى در مقابل یک‌ امپراطور بزرگ ایستاد...، آنها از همین گریه‌ها مى‌ترسند، براى این که گریه‌اى است که گریه‌ بر مظلوم است، فریاد مقابل ظالم است».<ref>همان، ج ۱۰، ص ۳۱.</ref>
  
 +
اشک، سر فصل محبت و [[مودت|مودّت]] است و برخاسته از عشقى است که خداوند در دلها قرار داده که نسبت به حسین بن على‌ علیه السلام مجذوب مى‌شود. امروز هم، اشک و گریه، رابط ما با امام حسین است.
  
3-احاديث ثواب و آثار گريه بر امام حسين‌«ع‌»را از جمله در بحار الانوار،ج 44،ص 279 تا 296 مطالعه كنيد.
+
به فرموده [[رسول خدا]] صلی الله علیه وآله: «ان لقتل الحسین حرارة فى قلوب المؤمنین لا تبرد ابدا».<ref>جامع احادیث الشیعه، ج ۱۲، ص ۵۵۶.</ref> براى شهادت امام حسین‌ علیه السلام حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمى‌شود.
 
+
{{بیت|کدام عاشق در این ره در بلا نیست؟|کدامین دل شما را مبتلا نیست؟}}
4-سفينة البحار،ج 1،ص 97،بحار الانوار،ج 45،ص 220 به بعد.
+
{{بیت|اگر در سوگتان شد دیده نمناک|اگر از عشقتان دل گشت غمناک}}
 
+
{{بیت|گواه عشق ما این دیده و دل|رساند «اشگ‌» و «غم‌» ما را به منزل}}
5-ميزان الحكمه،ج 5،ص 233.
+
{{بیت|کنون ماییم و درد داغدارى|کنون ماییم و اشگ و سوگوارى}}
 
+
{{بیت|هنوز اشگ عزا پیوسته جارى است|رواق چشممان آیینه‌کارى است}}
6-اى اشكها بريزيد،حسان،ص 131.
+
{{بیت|غدیر ما محرم دارد امروز|محرم، بذر غم مى‌کارد امروز}}<ref>از مثنوى‌ «اهل بیت آفتاب‌» از مؤلف.</ref>
 
+
==پانویس==
7-وسائل الشيعه،ج 10،ص 391.
+
<references />
 
 
8-بحار الانوار،ج 44،ص 286.
 
 
 
9-همان،ص 283.
 
 
 
10-همان،ص 279.
 
 
 
11-همان،ج 46،ص 108.
 
 
 
12-بحار الانوار،ج 45،ص 313.
 
 
 
13-شهيد(ضميمه قيام و انقلاب مهدى)،ص 124 و 125.
 
 
 
14-صحيفه نور،ج 8،ص 70.
 
 
 
15-همان،ج 10،ص 31.
 
 
 
16-همان-ج 10،ص 31.
 
 
 
17-صائب تبريزى.
 
 
 
18-جامع احاديث الشيعه،ج 12،ص 556.
 
 
 
19-از مثنوى‌«اهل بيت آفتاب‌»از مؤلف.
 
 
 
20-محتشم كاشانى.
 
 
 
 
==منابع==
 
==منابع==
جواد محدثی، فرهنگ عاشورا، نشر معروف
+
*[[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، جواد محدثی، نشر معروف.
 
 
 
[[رده:عزای ابا عبدالله علیه السلام]]
 
[[رده:عزای ابا عبدالله علیه السلام]]
 +
{{الگو:واقعه عاشورا}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۷ نوامبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۰:۳۷

Icon-encycolopedia.jpg

این صفحه مدخلی از کتاب فرهنگ عاشورا است

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)

گریستن بر ابا عبدالله الحسین‌ علیه السلام ثواب بسیار دارد.[۱] فرشتگان، پیامبران، زمین و آسمان، حیوانات صحرا و دریا هم بر عزاى حسین‌ علیه السلام گریسته‌اند.[۲] اشک ریختن، نشانه پیوند قلبى با اهل بیت و سیدالشهدا علیه السلام است.

اشک، عطش روح را برطرف مى‌سازد و حاصل محبتى است که نسبت به‌ اهل بیت ‌حاصل مى‌شود. همدلى و هماهنگى روحى با ائمه، ایجاب مى‌کند که در شادى ‌آنان شاد و در غمشان محزون باشیم. این نشان شیعه است که‌ «یفرحون بفرحنا و یحزنون‌ لحُزننا...»[۳] قلبى که مهر حسین‌ علیه السلام را داشته باشد، بى شک به یاد مظلومیت و شهادت او مى‌گرید. اشک، زبان دل و شاهد عشق است.

آنچنان کز برگ گل، عطر و گلاب آید برون تا که نامت مى‌برم از دیده آب آید برون

رشته الفت بود در بین ما، کز قعر چاه کى بدون رشته،آب بى‌حساب آید برون؟

تا نسوزد دل، نریزد اشگ و خون از دیده‌ها آتشى باید که خوناب کباب آید برون

مهر تو شیرازه‌ «ام الکتاب‌» خلقت است مشکل این شیرازه از قلب کتاب آید برون

گر نباشد مهر تو دل را نباشد ارزشى برگ بى‌حاصل شود گل، چون گلاب آید برون

[۴]

گریستن در سوگ شهداى کربلا، تجدید بیعت با عاشورا و فرهنگ شهادت و تغذیه‌ فکرى و روحى با این مکتب است و اشک ریختن، نوعى امضا کردن پیمان و قرارداد مودت با سیدالشهدا است.

ائمه شیعه، گریستن بر مظلومیت اهل بیت و عزاى حسینى را تاکید کرده و شهادت اشک را بر صداقت عشق، پذیرفته‌اند. امام صادق‌ علیه السلام فرموده است: «نزد هر کس که ما یاد شویم و چشمانش اشک‌آلود شود، حتى اگر به اندازه بال مگسى‌ باشد خداوند گناهانش را مى‌بخشاید، هر چند چون کف دریا فراوان باشد».[۵]

دستور امامان به گریستن بر امام حسين‌ علیه السلام بسیار اکید است. امام رضا علیه السلام به ریان بن‌ شبیب در حدیث مفصلى فرمود: «یابن شبیب! ان کنت باکیا لشى‌ء فابک للحسین بن على بن ‌ابى طالب فانه ذبح کما یذبح الکبش...».[۶] اگر بر چیزى گریه مى‌کنى، بر حسین بن على گریه‌ کن که او را همچون گوسفند، سر بریدند.

در حدیث دیگرى فرموده است: «محرم، ماهى‌ است که مردم دوره جاهلیت جنگ در آن را ناروا مى‌دانستند، ولى در این ماه دشمنان، خون ما را بناحق ریختند و هتک حرمت ما نمودند و فرزندان و بانوان ما را به اسارت ‌گرفتند و به خیمه‌هاى ما آتش زدند و غارت کردند و در کار ما، براى رسول خدا هیچ‌ حرمتى را رعایت نکردند. روز حسین (عاشورا) پلک هاى ما را مجروح و اشکهایمان را جارى کرد و ما از سرزمین کربلا، گرفتارى و رنج به میراث بردیم. پس باید بر کسى‌ همچون حسین، گریه‌کنندگان بگریند که گریه بر او گناهان بزرگ را هم فرو مى‌ریزد».[۷]

خود امام حسین‌ علیه السلام فرموده است: «انا قتیل العبرة، لایذکرنى مؤمن الا بکى‌»،[۸] من ‌کشته اشکم، هیچ مؤمنى مرا یاد نمى‌کند مگر آن که (به خاطر مصیبت هایم) مى‌گرید.

امام ‌سجاد علیه السلام بیست ‌سال بر امام حسین علیه السلام گریست و هرگز طعامى پیش او نمى‌گذاشتند مگر آن که گریه مى‌کرد.[۹]

به فرموده امام صادق‌ علیه السلام: هر ناله و گریه‌اى ناپسند و مکروه است، مگر نالیدن و گریستن بر حسین علیه السلام: «کل الجزع والبکاء مکروه ‌سوى الجزع والبکاء على الحسین‌».[۱۰] هم گریستن، هم گریاندن، هم خود را شبیه گریه‌کنندگان درآوردن (تباکى) پسندیده‌ است و اجر دارد.

اما این همه فضیلت که براى گریه بر حسین‌ علیه السلام بیان شده و این که اشک ‌چشم، آتش دوزخ را فرو مى‌نشاند و غمگین شدن در سوگ شهیدان کربلا ایمنى از عذاب‌ است، در صورتى است که گناه و فسق و آلودگى انسان در حدى نباشد که مانع رسیدن این‌ فیض الهى گردد. اشکى که مبین پیوند عاطفى و رابطه مکتبى و اتصال روحى با راه و فکرو خط ائمه و سیدالشهداست، حتما زمینه‌ساز پرهیز از گناه مى‌گردد.

به تعبیر شهید مرتضی مطهری: «گریه بر شهید، شرکت در حماسه او و هماهنگى با روح او و موافقت با نشاط او و حرکت اوست... امام حسين‌ علیه السلام به واسطه شخصیت عالیقدرش، به واسطه شهادت‌ قهرمانانه‌اش، مالک قلب ها و احساسات صدها میلیون انسان است. اگر کسانى که بر این ‌مخزن عظیم و گرانقدر احساسى و روحى گمارده شدند، یعنى سخنرانان مذهبى، بتوانند از این مخزن عظیم در جهت هم شکل کردن و همرنگ کردن و هم احساس کردن روح ها با روح عظیم حسینى بهره‌بردارى صحیح کنند، جهانى اصلاح خواهد شد».[۱۱]

پس مهم، شناخت فلسفه گریه در راستاى احیاى عاشورا و زنده نگهداشتن مراسم حسینى و فرهنگ کربلاست، نه گناه کردن و آلودگى، به امید پاک شدن با چند قطره اشک! معلوم‌ نیست که دل و جان آلوده، آن همسویى را با امام داشته باشد که با یاد مصائبش گریه کند.

گریه در فرهنگ عاشورا، سلاح همیشه برانى است که فریاد اعتراض به ستمگران را دارد. «اشک‌»، زبان دل است و گریه، فریاد عصر مظلومیت. رسالت اشک نیز پاسدارى از «خون شهید» است.

امام خمینى‌ فرمود: «هر مکتبى، تا پایش سینه‌زن نباشد، تا پایش‌ گریه‌کن نباشد، تا پایش توى سر و سینه‌زن نباشد حفظ نمى‌شود...»، [۱۲] «گریه کردن بر شهید، زنده نگهداشتن نهضت است‌»،[۱۳] «گریه کردن بر عزاى امام حسین علیه السلام، زنده ‌نگهداشتن نهضت و زنده نگهداشتن همین معنى است که یک جمعیت کمى در مقابل یک‌ امپراطور بزرگ ایستاد...، آنها از همین گریه‌ها مى‌ترسند، براى این که گریه‌اى است که گریه‌ بر مظلوم است، فریاد مقابل ظالم است».[۱۴]

اشک، سر فصل محبت و مودّت است و برخاسته از عشقى است که خداوند در دلها قرار داده که نسبت به حسین بن على‌ علیه السلام مجذوب مى‌شود. امروز هم، اشک و گریه، رابط ما با امام حسین است.

به فرموده رسول خدا صلی الله علیه وآله: «ان لقتل الحسین حرارة فى قلوب المؤمنین لا تبرد ابدا».[۱۵] براى شهادت امام حسین‌ علیه السلام حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمى‌شود.

کدام عاشق در این ره در بلا نیست؟ کدامین دل شما را مبتلا نیست؟

اگر در سوگتان شد دیده نمناک اگر از عشقتان دل گشت غمناک

گواه عشق ما این دیده و دل رساند «اشگ‌» و «غم‌» ما را به منزل

کنون ماییم و درد داغدارى کنون ماییم و اشگ و سوگوارى

هنوز اشگ عزا پیوسته جارى است رواق چشممان آیینه‌کارى است

غدیر ما محرم دارد امروز محرم، بذر غم مى‌کارد امروز

[۱۶]

پانویس

  1. احادیث ثواب و آثار گریه بر امام حسین‌ علیه السلام را از جمله در بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۷۹ تا ۲۹۶ مطالعه کنید.
  2. سفینة البحار، ج ۱، ص ۹۷، بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۲۰ به بعد.
  3. میزان الحکمه، ج ۵، ص ۲۳۳.
  4. اى اشک ها بریزید، حسان، ص ۱۳۱.
  5. وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۹۱.
  6. بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۶.
  7. همان، ص ۲۸۳.
  8. همان، ص ۲۷۹.
  9. همان، ج ۴۶، ص ۱۰۸.
  10. بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۳۱۳.
  11. شهید (ضمیمه قیام و انقلاب مهدى)، ص ۱۲۴ و ۱۲۵.
  12. صحیفه نور، ج ۸، ص ۷۰.
  13. همان، ج ۱۰، ص ۳۱.
  14. همان، ج ۱۰، ص ۳۱.
  15. جامع احادیث الشیعه، ج ۱۲، ص ۵۵۶.
  16. از مثنوى‌ «اهل بیت آفتاب‌» از مؤلف.

منابع

11.jpg
واقعه عاشورا
قبل از واقعه
شرح واقعه
پس از واقعه
بازتاب واقعه
وابسته ها