آیه 16 سوره واقعه

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۸ آوریل ۲۰۱۶، ساعت ۰۲:۰۳ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «{{قرآن در قاب|مُتَّكِئِينَ عَلَيْهَا مُتَقَابِلِينَ|سوره=56|آیه =16}} {{مشخصات آ...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

مُتَّكِئِينَ عَلَيْهَا مُتَقَابِلِينَ

مشاهده آیه در سوره


<<15 آیه 16 سوره واقعه 17>>
سوره : سوره واقعه (56)
جزء : 27
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

همه (شادان) با یاران و دوستان رو به روی یکدیگر بر آن سریرهای عزّت می‌نشینند.

در حالی که روبروی یکدیگر بر آنها تکیه دارند.

كه روبروى هم بر آنها تكيه داده‌اند.

روبروى هم بر آنها تكيه زده‌اند.

در حالی که بر آن تکیه زده و رو به روی یکدیگرند!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

reclining on them, face to face.

Reclining on them, facing one another.

Reclining therein face to face.

Reclining on them, facing each other.

معانی کلمات آیه

«مُتَّکِئِینَ ... مُتَقَابِلِینَ»: حال اول و دوم هستند برای ضمیر (عَلی سُرُرٍ). یعنی: إِسْتَقَرُّوا عَلی سُرُرٍ مُتَّکِئِینَ مُتَقَابِلِینَ.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


عَلى‌ سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ «15» مُتَّكِئِينَ عَلَيْها مُتَقابِلِينَ «16»

بر تخت‌هايى چيده شده و مرصّع، در حالى كه روبروى يكديگرند، تكيه داده‌اند.

نکته ها

«ميمنة» از «يمن» به معناى بركت و سعادت و «مشئمة» از «شؤم» به معناى شقاوت است، بعضى گفته‌اند: مراد از اين دو كلمه، سمت راست و چپ است. زيرا در قيامت، نامه خوبان به دست راست و نامه تبه‌كاران به دست چپشان داده مى‌شود. چنانكه دليل نام‌گذارى يَمَن و شام، آن است كه يمن، در سمت راست كعبه و شام، در سمت چپ كعبه واقع شده است.

«ثُلَّةٌ» به معناى گروه و جماعت است كه به قرينه آيه‌ «وَ قَلِيلٌ مِنَ الْآخِرِينَ» مراد از آن، جماعتى بزرگ است. «سُرُرٍ» جمع «سرير» به تختى كه سرورآور باشد گفته مى‌شود.

«مَوْضُونَةٍ» به معناى چيده شده و جواهرنشان است. امام باقر عليه السلام فرمود: تخت‌هاى بهشتيان، بافته‌هايى از درّ و ياقوت در ميان دارد. «1»

فرشتگان همه يك‌دست مؤمن و تسليم فرمانند، «يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ»* «2» جنّيان به دو دسته مؤمن و كافر تقسيم مى‌شوند، «وَ أَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَ مِنَّا الْقاسِطُونَ» «3» ولى انسان‌ها سرانجام به سه گروه تقسيم مى‌شوند. «كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً» چنانكه در سوره فاطر نيز مردم سه دسته تقسم شده‌اند. «فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ» «4» يك‌

«1». بحار، ج 8، ص 218.

«2». تحريم، 6.

«3». جن، 14.

«4». فاطر، 32.

جلد 9 - صفحه 420

گروه، افراد ظالم و گنهكار، يك گروه، افراد متوسط و ميانه، يك گروه، افراد عالى و ممتاز.

در قرآن كريم، براى سبقت و پيشى گرفتن از ديگران مصاديقى بيان شده است، از جمله:

سبقت در ايمان. «سَبَقُونا بِالْإِيمانِ» «1»

سبقت در انفاق و جهاد. «لا يَسْتَوِي مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قاتَلَ أُولئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذِينَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَ قاتَلُوا» «2»، «وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ» «3»

سبقت در كارهاى نيك. «فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ»* «4»

سبقت در نعمات موعود الهى در بهشت.

امام باقر عليه السلام، مصداق بارزِ «السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ» را، انبيا «5» و حضرت على عليه السلام، يكى از مصاديق آن را، سبقت گيرندگان به سوى نمازهاى پنج‌گانه دانسته‌اند. «6»

منظور از قرب در آيه‌ «أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ»، قرب منزلت است نه منزل و مكان.

قرب به خداوند با ادّعا حاصل نمى‌شود، راه و روش و دليل دارد، يهوديان مى‌گفتند: ما مقرّبان درگاه خدا هستيم. «نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ» «7» ولى قرآن مى‌فرمايد: مقرّبان كسانى هستند كه در كمالات پيشقدم باشند. «وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ»

در تقسيم بندى سه گروه، نام سابقون متأخّر آمده، شايد به دليل آن‌كه تعدادشان كمتر است، ولى در تجليل، ابتدا از آنان تجليل شده است، سپس از اصحاب يمين و ديگران، چون مقامشان والاتر از ديگران است.

پیام ها

«1». حشر، 10.

«2». حديد، 10.

«3». مطففين، 26.

«4». بقره، 148.

«5». بصائرالدرجات، ص 448؛ تفسير راهنما.

«6». تفسير نورالثقلين.

«7». مائده، 18.

جلد 9 - صفحه 421

1- حضور در قيامت و كيفيّت محشور شدن، به قدرى حتمى است كه گويا در گذشته محقق شده است. «كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً»

2- در شيوه تبليغ و آداب گفتگو، ابتدا بيانِ خلاصه‌ى مطلب و سپس تفصيل آن، مطلوب است. «كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً- فَأَصْحابُ‌- فَأَصْحابُ‌- وَ السَّابِقُونَ»

3- نيك‌بختى يا بدبختى، سعادت يا شقاوت، در قيامت دائمى است. فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ... وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ (كلمه «اصحاب» جمع «صاحب» به معناى مصاحب و ملازم و جدا نشدنى است)

4- سبقت در ايمان و عمل و خيرات ونيكى‌ها ارزش است. «وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ»

5- كسانى كه در دنيا به سوى خيرات سبقت مى‌گيرند، در آخرت براى دريافت پاداش مقدّم‌ترند. السَّابِقُونَ‌ ... أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ‌

6- پيشگامان در نيكى‌ها، بايد در جامعه مقرّب باشند. «أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ»

7- بهشت، محلّ كاميابى‌هاى مؤمن است. «جَنَّاتِ النَّعِيمِ»

8- مقام معنوى، بالاتر از كاميابى مادّى است. ابتدا فرمود: آنان مقرّب درگاه ما هستند، «أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ» سپس فرمود: در باغ‌هاى بهشتى قرار مى‌گيرند. «فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ»

9- پيش‌كسوتان و پيشينيانِ صالح فراموش نشوند. «ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ»

10- براى برانگيختن شوق و علاقه، بيان خصوصيات بهشت لازم است. (كيفيّت تخت‌ها «مَوْضُونَةٍ» چگونگى نشستن‌ «مُتَقابِلِينَ»)

11- شيوه نشستن بهشتيان، نشستنِ گرداگرد است تا افراد روبروى يكديگر قرار گيرند و چهره به چهره شوند. «مُتَقابِلِينَ»

12- از آداب پذيرايى، فراهم نمودن جايى است كه مهمان در آن احساس راحتى كند. عَلى‌ سُرُرٍ ... مُتَّكِئِينَ عَلَيْها

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



مُتَّكِئِينَ عَلَيْها مُتَقابِلِينَ «16»

مُتَّكِئِينَ عَلَيْها: در حالتى كه تكيه كنندگان باشند بر آن تختها، مُتَقابِلِينَ‌:

برابر يكديگر تا بديدار هم مستأنس و مسرور باشند. اين وصف اشعار است بر حسن معاشرت و تهذيب اخلاق و آداب ايشان.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ «1» لَيْسَ لِوَقْعَتِها كاذِبَةٌ «2» خافِضَةٌ رافِعَةٌ «3» إِذا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا «4»

وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا «5» فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا «6» وَ كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً «7» فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ «8» وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ «9»

وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ «10» أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ «11» فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ «12» ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ «13» وَ قَلِيلٌ مِنَ الْآخِرِينَ «14»

عَلى‌ سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ «15» مُتَّكِئِينَ عَلَيْها مُتَقابِلِينَ «16»

ترجمه‌

وقتى واقع شود واقعه قيامت‌

كه نيست در وقوعش هيچ دروغ و خلافى‌

آن پست گرداننده است و بلند گرداننده‌

وقتى كه حركت داده شود زمين حركت دادنى سخت‌

و خورد و نرم كرده شوند كوهها نرم شدنى‌

پس بگردند غبارى پراكنده‌

و باشيد شما دسته‌هاى سه‌گانه‌

پس ياران جانب راست چيست حال ياران جانب راست‌

و ياران جانب چپ چيست حال ياران جانب چپ‌

و پيشى گرفتگان بايمان كه پيشى‌گيرندگان ببهشتند

آن گروه مقرّبان درگاه خدا

در باغهاى پر نعمتند

گروهى از پيشينيان‌

و كمى از امّت آخر الزّمان‌

قرار دارند بر تختهائى زربفت مكلّل بجواهر

تكيه‌زنندگانند بر آنها روى بروى يكديگر.

تفسير

يكى از اسماء قيامت واقعه است و بآن ناميده شده براى تحقّق وقوع آن و شدّت اهوالش و آن صدق و حق و واقع است نيست راجع بوقوعش و براى آمدنش در خارج دروغ و خلاف واقعى چون هر كه از آن خبر داده پيغمبر يا امام يا يكى از نوّاب ايشان يا مردم عادى همه راست گفته‌اند و در صافى كاذبه را بنفس كاذبه تفسير فرموده و بعضى از مفسّرين هم گفته‌اند مراد آنستكه وقتى قيامت ظاهر شود ديگر كسى منكر آن نميشود و تكذيب نميكند اخبار از آنرا چنانچه فعلا بعضى ميكنند ولى ظاهرا كاذبه مانند عاقبة و عافية مصدر است و بمعناى مكذّب نيآمده مگر آنكه گفته شود آنروز ديگر دروغ گوئى نيست كه تكذيب كند قيامت را و

جلد 5 صفحه 126

اين خالى از تكلّف نيست و بهتر همانست كه قمّى ره نقل فرموده كه مراد آنست كه قيامت حق است يعنى دروغ نيست و در هر حال آنروز دشمنان خدا ذليل و بجهنم ميروند و دوستان خدا عزيز و ببهشت ميروند چنانچه قمّى ره نقل فرموده و در خصال از امام سجاد عليه السّلام بآن تصريح و تسجيل شده و حاصل كلام آنستكه وقتى قيامت برپا شود كه مسلّما خواهد شد بعضى از مقام خود تنزّل و بعضى ترقى مينمايند و آن وقتى است كه زمين حركت داده شود حركت شديدى و قمّى ره نقل فرموده كه كوفته شود بعضى از آن بر بعضى و ريز ريز و نرم شود كوهها مانند آرد نرم و نيز نقل فرموده كنده شود كوهها كنده شدنى پس غبارى شود پراكنده در آسمان و هباء ذراتى است كه ديده ميشود وقتى از روزنه داخل ميشود با شعاع آفتاب خلاصه آنكه در آن روز اوضاع زمين دگرگون و اجزاء آن متفرّق و نابود خواهد شد و مردم در محشر حاضر ميگردند و آنها منقسم بسه قسم ميشوند يكدسته اصحاب يمين خوانده شده و ظاهرا آنها مردم پاك طينتى هستند كه داراى عقائد حقّه و اعمال صالحه‌اند و خير آنها بر شرّشان غالب است و مشمول رحمت و مغفرت الهى ميگردند و نامه اعمالشان بدست راستشان داده ميشود و يكدسته اصحاب شمالند و آنها مردم بد فطرتى هستند كه شرشان بر خيرشان غالب است اعمّ از كافر و منافق و مجرم كه بايد بجهنّم بروند و نامه اعمالشان بدست چپشان داده ميشود و يكدسته كسانى هستند كه سبقت گرفتند از سايرين بعلم و عمل و بايد سبقت گيرند از غير خودشان ببهشت و اينها اگر چه در واقع جزء دسته اوّلند كه سعداء هستند ولى براى رفعت مقام علم و سبقت در عمل پيشرو قافله جنّتند و اينجا خداوند آنها را از عوام اهل ايمان و عمل صالح مجزّى فرموده و بعنوان مقرّبون معرّفى و معنون نموده است و غير سعدا اشقيا ميباشند و لذا در سوره هود مردم منقسم بدو قسم شده‌اند سعيد و شقى و ظاهرا ميمنه بمعناى يمن و سعادت و مشئمه بمعناى شومى و شقاوت است ولى چون عرب بدست راست فال نيك ميزند و بدست چپ فال بد ميمنه و مشئمه بمعناى دست راست و چپ استعمال شده و ميشود و اينجا محتمل است هر دو معنى مراد باشد و سؤال بكلمه ما براى اظهار تعجّب از خوبى و بدى حال آن دو دسته است و البته معلوم است‌

جلد 5 صفحه 127

كه در سابقين هم اسبق وجود دارد و لذا در روايات معتبره سابقون بانبيا و ائمه و امير المؤمنين و شيعيان او و اصحاب يمين باهل ايمان و از آنها بآنان كه گناهى دارند و در موقف حساب حاضر ميشوند باختلاف اخبار و آثار تفسير شده و در مجمع از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه سابقون چهار نفرند فرزند آدم عليه السّلام كه كشته شد و سابق امّت موسى عليه السّلام كه مؤمن آل فرعون است و سابق امّت عيسى كه حبيب نجّار است و سابق امّت محمّد صلى اللّه عليه و آله و سلّم كه على بن ابى طالب است و ظاهرا در اين روايات بيان افراد جليّه و خفيّه شده و مفسرين هم باختلاف در اين مقام اظهار نظر نموده‌اند و تحقيق همانست كه بيان شد و البتّه مقرّبان درگاه الهى در اعلى درجات بهشتهاى پرنعمت جاى دارند و چون قسمت مهمّ ايندسته را انبياء عظام و اوصياء كرام آنها تشكيل ميدهند خداوند فرموده گروهى از پيشينيان و كمى از امّت پيغمبر آخر- الزمان و ايشان بر تختهائى كه با طلا تافته و بافته و بجواهر ترصيع يافته قرار و آرام دارند چنانچه مفسرين فرموده‌اند و بنظر حقير محتمل است موضونه بمعناى مرتّبه باشد يعنى بنظم و ترتيب معيّنى چيده شده بر حسب مراتب و مقامات صاحبان آنها و مؤيّد اين معنى آنست كه فرموده تكيه‌زنندگانند بر آنها رو برويهم كه يكديگر را ببينند و از ملاقات و صحبت و انس با هم بهره‌مند گردند چون معلوم ميشود كه طورى چيده شده كه رو بروى هم باشند نه پشت بهم-

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


عَلي‌ سُرُرٍ مَوضُونَةٍ «15» مُتَّكِئِين‌َ عَلَيها مُتَقابِلِين‌َ «16» يَطُوف‌ُ عَلَيهِم‌ وِلدان‌ٌ مُخَلَّدُون‌َ «17» بِأَكواب‌ٍ وَ أَبارِيق‌َ وَ كَأس‌ٍ مِن‌ مَعِين‌ٍ «18» لا يُصَدَّعُون‌َ عَنها وَ لا يُنزِفُون‌َ «19»

‌بر‌ سريرهايي‌ منظم‌ و مرتب‌ تكيه‌ مي‌دهند چنانچه‌ سلاطين‌ ‌بر‌ تخت‌ سلطنت‌ تكيه‌ مي‌دهند چون‌ ‌اينکه‌ سابقين‌ ‌که‌ انبياء و اوصياء انبياء هستند سلاطين‌ اهل‌ بهشت‌ هستند زيرا اهل‌ بهشت‌ كساني‌ هستند ‌که‌ متابعت‌ اينها ‌را‌ كرده‌اند و ‌در‌ تحت‌ فرمان‌ ‌آنها‌ بودند.

جلد 16 - صفحه 396

مُتَقابِلِين‌َ ‌که‌ ‌با‌ ‌هم‌ محشور هستند و مقابل‌ يكديگر تكيه‌ داده‌اند ‌آنها‌ ‌هم‌ ‌به‌ درجات‌ مختلفه‌ چنانچه‌ مي‌فرمايد: تِلك‌َ الرُّسُل‌ُ فَضَّلنا بَعضَهُم‌ عَلي‌ بَعض‌ٍ بقره‌ آيه 254.

يَطُوف‌ُ عَلَيهِم‌ وِلدان‌ٌ مُخَلَّدُون‌َ غلمان‌هاي‌ بهشت‌ ‌در‌ حضور ‌آنها‌ خدمتگزار هستند و ‌در‌ تحت‌ اوامر و فرمانهاي‌ ‌آنها‌ رفت‌ و آمد دارند.

بِأَكواب‌ٍ وَ أَبارِيق‌َ وَ كَأس‌ٍ مِن‌ مَعِين‌ٍ اكواب‌ قدح‌هاي‌ سرباز اباريق‌ تنگ‌هاي‌ شربت‌ كأس‌ ليوان‌ معين‌ يكي‌ ‌از‌ اقسام‌ مشروبات‌ بهشت‌ لا يُصَدَّعُون‌َ عَنها شرابيست‌ هيچگونه‌ صداع‌ و كسالت‌ و مرض‌ و ضعفي‌ ندارد.

وَ لا يُنزِفُون‌َ مستي‌ و بي‌هوشي‌ و ذهاب‌ عقل‌ ندارد مثل‌ شراب‌ دنيا نيست‌ ‌که‌ ‌هم‌ توليد مرض‌ مي‌كند و ‌هم‌ عقل‌ ‌را‌ زايل‌ مي‌كند.

برگزیده تفسیر نمونه


(آیه 16)- «در حالی که بر آن تکیه زده و رو به روی یکدیگرند» و مجلسی پر از انس و سرور دارند (مُتَّکِئِینَ عَلَیْها مُتَقابِلِینَ).

در قرآن مجید کرارا از تختهای بهشتی و مجالس دسته جمعی بهشتیان توصیفهای جالبی شده که نشان می‌دهد یکی از مهمترین لذات آنها همین جلسات انس و انجمنهای دوستانه است، اما موضوع سخن آنها و نقل محفلشان چیست؟

کسی به درستی نمی‌داند.

سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:

تفسیر های فارسی

ترجمه تفسیر المیزان

تفسیر خسروی

تفسیر عاملی

تفسیر جامع

تفسیر های عربی

تفسیر المیزان

تفسیر مجمع البیان

تفسیر نور الثقلین

تفسیر الصافی

تفسیر الکاشف

پانویس

منابع