آیه 228 سوره بقره
<<227 | آیه 228 سوره بقره | 229>> | ||||||||||||||
|
محتویات
ترجمه های فارسی
و زنهایی که طلاق داده شدند از شوهر نمودن خودداری کنند تا سه پاکی بر آنان بگذرد و آنچه را (حیض یا حملی) که خدا در رحم آنها آفریده کتمان نکنند اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارند. و شوهران آنها در زمان عدّه سزاوارترند که آنها را به زنی خود رجوع دهند اگر نیّت سازش دارند، و زنان را بر شوهران حق مشروعی است چنانچه شوهران را بر زنان، لیکن مردان را بر زنان افزونی است، و خدا (بر هر چیز) توانا و داناست.
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
يتربصن: تربص: منتظر ماندن و انتظار كشيدن، اصل آن ربص به معنى انتظار است.
قروء: جمع قرء. اصل آن به معنى جمع كردن است. در اصطلاح بر طهر و حيض هر دو اطلاق مى شود: به قولى آن از اضداد است، مراد از آن در بيان اهل بيت عليهم السّلام طهر است (قاموس قرآن).
ارحام: جمع رحم، محل رشد جنين در شكم زن و غيره.
بعولتهن: بعل به معنى شوهر، جمع آن بعوله است.
امساك: مسك و امساك به معنى نگاه داشتن است.[۱]
نزول
محل نزول:
این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۲]
شأن نزول:
از مقاتل و كلبى روايت نمايند كه مردى به نام اسماعيل بن عبدالله الغفارى زنى داشت به نام فتيله و بعضى نام اين مرد را مالك بن الاشدق از اهل طائف گفته اند، اين مرد در حالتى كه نميدانست كه زن او آبستن است او را طلاق ميدهد و وقتى كه فهميد حامله است به او رجوع نموده و او را به خانه خويش مى آورد.
زن مزبور پس از زائيدن با فرزندش ميميرد و خداى تعالى اين آيه را مى فرستد[۳] و نيز از اسماء بنت يزيد بن السكن الانصاريّه روايت كنند كه گفت: در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله شوهرم مرا طلاق گفت، در صورتى كه براى زنان مطلقات (طلاق داده شده) در آن وقت عده اى وجود نداشت سپس اين آيه نازل گرديد[۴].[۵]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
«228» وَ الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ وَ لا يَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ يَكْتُمْنَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحامِهِنَّ إِنْ كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ بُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذلِكَ إِنْ أَرادُوا إِصْلاحاً وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لِلرِّجالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
زنان طلاق داده شده، خودشان را تا سه پاكى در انتظار قرار دهند. (يكى پاكى كه طلاق در آن واقع شده و دو پاكى كامل ديگر وهمين كه حيض سوم را ديد، عده او تمام مىشود.) و اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان دارند، براى آنها روا نيست كه
جلد 1 - صفحه 355
آنچه را خدا در رحم آنها آفريده است، كتمان كنند. و شوهرانشان اگر سر آشتى دارند، به بازآوردن آنها در اين مدّت، (از ديگران) سزاوارترند و همانند وظائفى كه زنان بر عهده دارند، به نفع آنان حقوقى شايسته است و مردان را بر زنان مرتبتى است. وخداوند توانا وحكيم است.
نکته ها
«قُرء» به معناى پاك شدن و به معناى عادت ماهيانه، هر دو آمده است، ولى اگر به صورت «قُروء» جمع بسته شود به معناى پاك شدن است و اگر به صورت «اقراء» جمع بسته شود به معناى عادت ماهانه است.
مهلتِ عدّه، ضامن حفظ حقوق خانواده است. زيرا در اين مدّت هم فرصتى براى فكر و بازگشتن به زندگى اوّليه پيدا مىشود و هيجانها فروكش مىكند، و هم مشخّص مىگردد كه زن باردار است يا نه، تا اگر تصميم بر ازدواج ديگرى دارد، نسل مرد بعدى با شوهر قبلى اشتباه نگردد.
امام صادق عليه السلام فرمود: در مسئله حيض، پاك شدن و باردارى، گواهى خود زن كافى است و شهادت و سوگند و يا دليل ديگرى لازم نيست. امّا بر زنان حرام است كه خلاف واقع بگويند. و بايد شرايط خود را بىپرده بگويند كه اگر كتمان كنند، به خدا و قيامت ايمان ندارند.
رجوع مرد به همسر در ايّام عدّه، تابع هيچگونه تشريفات خاصّى نيست، برخلاف طلاق كه شرايط و تشريفات زيادى را لازم دارد. البتّه اين مدّت، مخصوص گروهى از زنان است، ولى طلاقِ زنان باردار، يائسه يا زنانى كه آميزش جنسى با آنان صورت نگرفته، احكام خاصّى دارد كه خواهد آمد.
پیام ها
1- زن به محض طلاق، حقّ ازدواج با ديگرى را ندارد. «وَ الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ»
2- در طلاق، نبايد فرزندان از حقوق خود محروم شوند. «ما خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحامِهِنَّ»
3- بهترين ضامن اجراى قوانين، ايمان به خداوند است. «لا يَحِلُّ لَهُنَّ ... إِنْ كُنَّ يُؤْمِنَّ»
جلد 1 - صفحه 356
4- اولويّت در ادامه زندگى، با شوهر اوّل است. «بُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ»
5- حسن نيّت در رجوع، يك اصل است. مبادا شوهر فقط به خاطر مسائل جنسى رجوع كند و دوباره بىتفاوت گردد. «إِنْ أَرادُوا إِصْلاحاً»
6- مسئوليّت، حقّ آور است. هركسى وظيفهاى بردوش گرفت، حقّى نيز پيدا مىكند. مثلًا والدين در مورد فرزند وظيفهاى دارند و لذا حقّى هم بر فرزند دارند. «وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ»
7- در برخورد با زن، بايد عدالت مراعات شود. «وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ»
8- در جاهليّت بر ضرر زنان، قوانين قطعى بود كه اسلام آن ضررها را جبران كرد. «لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ» «عليهن» دلالت بر ضرر مىكند.
9- تبعيض، در شرائط يكسان ممنوع است، ولى تفاوت به جهت اختلاف در انجام تكاليف يا استعدادها يا نيازها مانعى ندارد. «وَ لِلرِّجالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ»
10- مردان حقّ ندارند از قدرت خود سوء استفاده كنند كه قدرت اصلى از آن خداوند است. «عَزِيزٌ حَكِيمٌ»
11- عدّه نگهداشتن، از برنامههاى حكيمانهى الهى است. «وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ»
پانویس
- پرش به بالا ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
- پرش به بالا ↑ طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 1، ص 111.
- پرش به بالا ↑ تفسير ثعلبى و هبةالله بن سلامه در كتاب ناسخ از عامه و صاحب روض الجنان از خاصه.
- پرش به بالا ↑ ابوداود و تفسير ابن ابىحاتم.
- پرش به بالا ↑ محمدباقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص 84.
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
- محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه.