محمد بن اسماعیل بخاری
| نام کامل | محمد بن اسماعیل بخاری |
| زادروز | شوال ۱۹۴ق |
| زادگاه | بخارا |
| وفات | شب عید فطر ۲۵۶ق |
| مدفن | خرتنک، نزدیک سمرقند |
| اساتید |
احمد بن حنبل، علی بن مدینی، اسحاق بن راهویه، ابوبکر بن ابیشیبه، یحیی بن یحیی تمیمی، عبدالله بن محمد مُسندی |
| شاگردان |
مسلم بن حجاج، محمد بن عیسی ترمذی، ابن خزیمه، ابوحاتم رازی، ابراهیم بن معقل نسفی |
| آثار |
الجامع الصحیح، التاریخ الکبیر، التاریخ الاوسط، التاریخ الصغیر، الادب المفرد، خلق افعال العباد، القراءة خلف الامام |
| شناختهشده برای |
از محدثان بزرگ اهل سنت و مؤلف صحیح بخاری، معتبرترین کتاب حدیثی نزد آنان |
«محمد بن اسماعیل بخاری» (۱۹۴–۲۵۶ ق)، محدث، مورخ، متکلم و فقیه نامدار اهل سنت در قرن سوم هجری و از شاگردان احمد بن حنبل است. او در بخارا زاده شد و برای فراگیری حدیث به خراسان، عراق، حجاز، شام و مصر سفر کرد.[۱] مهمترین کتاب بخاری، «الجامع المسند الصحیح»، معروف به «صحیح بخاری» است؛[۲] که نزد اهل سنت، پس از قرآن، معتبرترین کتاب حدیثی شمرده میشود.[۳]
محتویات
ولادت و نسب
«ابوعبدالله محمد بن اسماعیل بن ابراهیم بن مغیرة بن بردزبه بخاری» در شوال سال ۱۹۴ق. در بخارا زاده شد.[۴] نیای سوم بخاری، مغیرة بن بردزبه، در آغاز مجوسی بود و به دست یمان جعفی، والی بخارا، مسلمان شد. به همین سبب او را «جعفی» نیز میخوانند، زیرا نسبت ولای او به بنیجعفی میرسد.[۵] واژهٔ «بردزبه» در زبان بخاری به معنای کشاورز است.[۶]
پدرش اسماعیل بن ابراهیم از طالبان حدیث بود و از مالک بن انس روایت شنیده بود.[۷]
سفرهای علمی
بخاری خود گفته است که در دهسالگی، در مکتب، حفظ حدیث به او الهام شد. یک سال بعد، خطای یکی از استادانش را در خواندن سند حدیث تصحیح کرد و در شانزدهسالگی کتابهای ابن مبارک و وکیع را از حفظ داشت.[۸]
بخاری نخستین سفر علمی خود را با مادر و برادرش به مکه آغاز کرد. پس از انجام حج، برادرش بازگشت و بخاری در حجاز ماند.[۹] در پایان سال ۲۱۰ق. به عراق رفت.[۱۰] سفرهای او را به بلخ، مرو، نیشابور، ری، بغداد، بصره، کوفه، مکه، مدینه، مصر و شام گزارش کردهاند.[۱۱]
بخاری هشت بار به بغداد رفت و در هر سفر با احمد بن حنبل نشست.[۱۲] او خود گفته که از هزار و هشتاد تن حدیث نوشته است.[۱۳] به گزارش حاکم نیشابوری، او نخستین بار در ۲۰۹ق. به نیشابور رفت و در ۲۵۰ق. برای آخرین بار به آن شهر آمد و پنج سال در آنجا به تدریس حدیث پرداخت.[۱۴]
مشایخ و شاگردان
مشایخ بخاری را بر اساس شهرها برشمردهاند: در بخارا از عبدالله بن محمد مُسندی و محمد بن سلام بیکندی، در بلخ از مکّی بن ابراهیم، در مرو از عبدان بن عثمان، در نیشابور از یحیی بن یحیی و اسحاق بن راهویه، در ری از ابراهیم بن موسی، در بغداد از محمد بن عیسی بن طباع و سُریج بن نعمان، در بصره از ابوعاصم نبیل، در کوفه از عبیدالله بن موسی و ابونعیم، در مکه از حُمیدی و خلاّد بن یحیی، در مدینه از اسماعیل بن ابیاویس، در مصر از سعید بن ابیمریم و در شام از ابوالیمان و آدم بن ابیایاس حدیث شنید.[۱۵]
همچنین از شاگردان او میتوان به مسلم بن حجاج نیشابوری، محمد بن عیسی ترمذی، ابوحاتم رازی، ابن خزیمه، صالح بن محمد جزره، ابراهیم بن معقل نسفی و محمد بن یوسف فربری اشاره کرد.[۱۶] مسلم بن حجاج از بخاری حدیث شنید، اما در «صحیح» خود از او روایت نکرد.[۱۷] فربری، راوی اصلی «صحیح بخاری»، این کتاب را برای مردم نقل کرد.[۱۸]
آثار و تألیفات
منابع تراجم، آثار متعددی به بخاری نسبت دادهاند، از جمله:
- الجامع المسند الصحیح المختصر من امور رسول الله (ص) و سننه و ایامه؛ که مهمترین اثر بخاری و معروف به «صحیح بخاری» است.[۱۹] بخاری گفته که این کتاب را در شانزده سال گرد آورد و آن را حجت میان خود و خدا قرار داد.[۲۰] به گفتهٔ او، احادیث کتاب را از میان حدود ششصد هزار حدیث گزینش کرد.[۲۱] و تأکید کرده که جز حدیث صحیح در آن نیاورده است.[۲۲] صحیح بخاری ۹۷ کتاب و ۳۴۵۰ باب دارد و بر اساس ابواب فقهی تنظیم شده است.[۲۳] دربارهٔ شمار احادیث آن اختلاف است: بر پایهٔ گزارشی، با احتساب احادیث تکراری ۷۲۷۵ حدیث و بدون تکرار ۲۷۶۱ حدیث دارد.[۲۴] اهل سنت این کتاب را پس از قرآن، صحیحترین کتاب میدانند.[۲۵] شرحهای بسیاری بر آن نوشته شده است؛ از مشهورترین آنها «فتح الباری» ابن حجر عسقلانی است.[۲۶]
- التاریخ الکبیر، که به گفتهٔ حازمی نزدیک به چهل هزار ترجمه دارد،
- التاریخ الاوسط،
- التاریخ الصغیر،
- الضعفاء، با کمتر از هفتصد تن،
- الادب المفرد،
- خلق افعال العباد، این کتاب را در دفاع از دیدگاه خود در مسئلهٔ لفظ قرآن نوشت.[۲۷]
- القراءة خلف الامام،
- برّ الوالدین.[۲۸]
جایگاه حدیثی
مجمد بخاری نزد محدثان و علمای اهل سنت جایگاهی بلند دارد. ذهبی او را «ثقه، مأمون و مورد احتجاج در سراسر جهان اسلام» خوانده است.[۲۹] به گفتهٔ خود بخاری، او صد هزار حدیث صحیح و دویست هزار حدیث غیرصحیح را در حافظه داشت.[۳۰] مسلم بن حجاج گفته است با ورود بخاری به نیشابور، مردم چنان از او استقبال کردند که برای هیچ والی و عالمی چنین نکرده بودند.[۳۱]
گزارشهای منابع از حافظهٔ او بسیار است. البته برخی پژوهشگران، شماری از این گزارشها را اغراقآمیز و ساختگی دانستهاند.[۳۲]
عالمان شیعه بخاری را محدثی بزرگ و پرکار از مدرسهٔ حدیثی اهل سنت میشناسند و کتاب او -«صحیح بخاری»- را در پژوهشهای تطبیقی حدیث به کار میبرند.[۳۳]
فتنهٔ خلق قرآن و اختلاف با ذهلی
در سدهٔ سوم هجری، بحث دربارهٔ «خلق قرآن» و «لفظ قرآن» میان محدثان و متکلمان اهل سنت بالا گرفت.[۳۴] بخاری معتقد بود قرآن کلام غیرمخلوق خدا است و اعمال بندگان مخلوق است. او در پاسخ به پرسش دربارهٔ لفظ گفت: «افعالُنا مخلوقة و الفاظُنا من افعالنا»؛ کردار ما آفریده است و الفاظ ما از کردار ما است.[۳۵]
محمد بن یحیی ذهلی، از بزرگان محدثان نیشابور، از این پاسخ خشنود نشد. او پیش از برگزاری مجلس بخاری، به مردم گفت از او دربارهٔ مسائل کلامی نپرسند.[۳۶] سپس به خالد بن احمد، امیر بخارا، نوشت که بخاری «خلاف سنت» را آشکار کرده است.[۳۷] به گزارش عبدالرحمن بن ابیحاتم، ابوحاتم و ابوزرعه نیز در پی این ماجرا از نقل حدیث بخاری دست کشیدند.[۳۸]
ذهبی این داوری را نپذیرفته و بخاری را در این ماجرا مُحق دانسته است. به نظر او، حق در مسئلهٔ لفظ قرآن با بخاری بود و کنار گذاشتن حدیث او از سوی برخی معاصران، ریشه در تعصب و رقابت داشت.[۳۹]
وفات
بخاری در بازگشت به بخارا با استقبال مردم روبهرو شد.[۴۰] خالد بن احمد، امیر بخارا، از او خواست کتابهای «الجامع» و «التاریخ» را به خانهٔ او ببرد تا از او بشنود. بخاری نپذیرفت و گفت: «أنا لا اذلّ العلم و لا احمله الی ابواب الناس»؛ من دانش را خوار نمیکنم و آن را به خانههای مردم نمیبرم. او افزود اگر امیر به دانش نیاز دارد، در مسجد یا خانهٔ او حاضر شود.[۴۱] این ماجرا به تیرگی رابطه با امیر انجامید و بخاری از بخارا بیرون رفت. او در این روز گفت: «لا ابالی اذا سلم دینی»؛ اگر دینم سالم بماند، باکی ندارم.[۴۲]
بخاری به روستای خرتنک، در دو فرسخی سمرقند، رفت و در آنجا بیمار شد.[۴۳] او در شب عید فطر سال ۲۵۶ق، در ۶۲ سالگی، درگذشت و روز عید پس از نماز ظهر در خرتنک به خاک سپرده شد.[۴۴] به گزارش منابع، مردم سمرقند در سالی که خشکسالی بود، برای طلب باران بر سر قبر او رفتند.[۴۵]
پانویس
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۳۹۴-۳۹۵.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۳۹۱؛ ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۹، ص۴۷.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۴۷۰ (پانویس)؛ طباطبایی، آشنایی با تاریخ و منابع حدیث، ج۱، ص۷۶.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۳۹۲؛ ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۹، ص۴۷؛ الهامی و هاشمی، «بخاری، ابوعبدالله محمد بن اسماعیل»، دانشنامه جهان اسلام، ج۲، ص۳۸۰.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۳۹۱-۳۹۲؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۲، ص۴.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۳۹۱ (پانویس).
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۳۹۲.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۳۹۳.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۳۹۳.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۳۹۴؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۲، ص۷.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۳۹۴-۳۹۵.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۴۰۳.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۳۹۵.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۴۰۴ (به نقل از: حاکم نیشابوری).
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۳۹۴-۳۹۵.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۳۹۷.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۳۹۷.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۳۹۷ و ۴۶۹.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۴۷۰ (پانویس، به نقل از: نووی).
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۴۰۵.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۴۰۲؛ معارف، تاریخ عمومی حدیث، ص۱۳۷-۱۳۸.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۴۰۲.
- ↑ طباطبایی، آشنایی با تاریخ و منابع حدیث، ج۱، ص۷۶.
- ↑ محمدی ریشهری، شناختنامه حدیث، ج۳، ص۱۸۶.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۴۷۰ (پانویس)؛ طباطبایی، آشنایی با تاریخ و منابع حدیث، ج۱، ص۷۶.
- ↑ الهامی و هاشمی، «بخاری، ابوعبدالله محمد بن اسماعیل»، دانشنامه جهان اسلام، ج۲، ص۳۸۰؛ طباطبایی، آشنایی با تاریخ و منابع حدیث، ج۱، ص۷۶.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۴۵۸-۴۶۳.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۴۷۰؛ الهامی و هاشمی، «بخاری، ابوعبدالله محمد بن اسماعیل»، دانشنامه جهان اسلام، ج۲، ص۳۸۰.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۴۶۳.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۴۱۵.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۴۵۸.
- ↑ طباطبایی، آشنایی با تاریخ و منابع حدیث، ج۱، ص۷۶.
- ↑ نجمی، سیری در صحیحین، ص۵۵؛ طباطبایی، آشنایی با تاریخ و منابع حدیث، ج۱، ص۷۶.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۴۵۷-۴۵۸.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۴۵۸.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۴۵۸.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۴۶۳.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۴۶۳ (پانویس، به نقل از: ابن ابیحاتم، الجرح و التعدیل، ج۷، ص۱۹۱).
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۴۶۳ و پانویس.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۴۶۳.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۴۶۴؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۲، ص۳۳.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۴۶۳.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۴۶۸-۴۶۹.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۴۶۸؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۲، ص۳۴.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۴۶۹.
منابع
- ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی؛ تهذیب التهذیب، بیروت: دار الفکر، چاپ اول، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م؛ ج۹.
- اصفهانی، شیخ الشریعة؛ القول الصراح فی البخاری و صحیحه الجامع، تحقیق حسین الهرساوی؛ ج۱.
- بخاری، محمد بن اسماعیل؛ الجامع الصحیح، تحقیق محمد زهیر بن ناصر، بیروت: دار طوق النجاة، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.
- خطیب بغدادی، احمد بن علی؛ تاریخ بغداد، بیروت: دار الکتب العلمیة، بیتا؛ ج۲.
- ذهبی، محمد بن احمد؛ سیر أعلام النبلاء، تحقیق شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت: مؤسسة الرسالة، چاپ دهم، ۱۴۱۴ق؛ ج۱۲.
- الهامی، داود؛ هاشمی، رضا؛ "بخاری، ابوعبدالله محمد بن اسماعیل"، دانشنامه جهان اسلام، تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۵ش؛ ج۲.
- طباطبایی، محمدکاظم؛ آشنایی با تاریخ و منابع حدیث؛ ج۱.
- معارف، مجید؛ تاریخ عمومی حدیث، تهران: کویر، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.
- محمدی ریشهری، محمد؛ شناختنامه حدیث، قم: دار الحدیث، چاپ اول، ۱۳۹۷ش؛ ج۳.
- نجمی، محمدصادق؛ سیری در صحیحین، تهران: دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۵۹ش.




