مصعب بن عمیر

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۳ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۵۷ توسط مهدی موسوی (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مصعب بن عمیر
نام کامل مصعب بن عمیر بن هاشم بن عبد مناف بن قصیّ
زادروز حدود ۳۷ سال پیش از هجرت (بر پایهٔ سنّ او در هنگام شهادت)
زادگاه مکه
وفات ۳ق، غزوه احد
مدفن دامنهٔ کوه احد، مدینه
آثار
شناخته‌شده برای

نخستین سفیر پیامبر (ص) در مدینه؛ پرچم‌دار مسلمانان در بدر و احد

مُصعَب بن عُمَیر (شهادت ۳ق)، از صحابه بزرگوار پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) بود، که با دعوت آن حضرت در خانهٔ ارقم مسلمان شد. پیامبر (ص) او را پس از بیعت عقبۀ نخست به مدینه فرستاد تا قرآن بیاموزد و مردم را به دین اسلام بخواند و نماز جمعه را با مسلمانان اقامه کند؛ از این رو مصعب، نخستین سفیر اسلام در آن شهر شمرده می‌شود. کوشش او سبب شد گروه‌های بزرگی از اوس و خزرج مسلمان شوند. مصعب در دو جنگ بدر و احد پرچم‌دار مسلمانان بود و سرانجام در جنگ احد به شهادت رسید.

اسلام آوردن مصعب

مُصعب بن عُمیر بن هاشم بن عبدمناف، در مکه آوازهٔ دعوت پیامبر اسلام (ص) را شنید و در خانهٔ ارقم مسلمان شد. او ایمان خود را از ترس مادر و قومش مخفی می‌کرد و پنهانی به دیدار پیامبر (ص) می‌رفت. عثمان بن طلحه مصعب را در حال نماز دید و مسلمانی او را به قوم و مادرش خبر داد. آنان او را گرفتند و زندانی کردند و او تا زمان هجرت به حبشه در حبس ماند.[۱]

مصعب در هجرت مسلمانان به حبشه شرکت کرد و بر پایهٔ گزارش‌ها، پس از بازگشت از حبشه در مکه ماند، تا آنکه پیامبر (ص) او را با گروهی از تازه‌مسلمانان مدینه به آن شهر فرستاد.[۲]

هجرت و سفارت در مدینه

پس از بیعت عقبه نخست، پیامبر (ص) مصعب بن عمیر را همراه دوازده نقیب از مسلمانان مدینه به آن شهر فرستاد. او نخستین کسی از مسلمانان بود که به عنوان نمایندهٔ پیامبر (ص) در مدینه اقامت گزید و از این رو او را نخستین سفیر اسلام خوانده‌اند.[۳]

مصعب در خانهٔ اسعد بن زراره فرود آمد و در باغی از باغ‌های بنی ظفر، کنار چاه مَرَق، با مردم سخن می‌گفت و قرآن می‌خواند. نخست اُسید بن حضیر و سپس سعد بن معاذ، از رؤسای قبیله اوس، با شنیدن آیات قرآن مسلمان شدند. با اسلام سعد، همهٔ افراد تیرهٔ بنی عبدالأشهل مسلمان شدند و بت‌های آن تیره شکسته شد.[۴]

کوشش مصعب چنان اثرگذار بود که در فاصله‌ای کوتاه، در بیشتر خانه‌های مدینه مسلمانی پیدا شد و زمینه برای هجرت پیامبر (ص) فراهم گردید. پیامبر (ص) در نامه‌ای به او دستور داد نماز جمعه را با مسلمانان اقامه کند؛ بر پایهٔ برخی گزارش‌ها او نخستین کسی است که در مدینه نماز جمعه خوانده است.[۵]

حضور در غزوات

مصعب بن عمیر در سال دوم هجری، در غزوه بدر حاضر بود و پرچم مسلمانان در دست او بود. از خاندان بنی عبدالدار تنها او و سُویبِط بن حَرمَله در جنگ بدر شرکت داشتند.[۶]

در بدر برادرش ابوعزیز بن عمیر در شمار اسیران مشرکان بود. مصعب از کنار او گذشت و به مرد انصاری که او را اسیر کرده بود گفت: «دست او را محکم ببند، زیرا مادرش توانگر است، شاید او را آزاد کند.» ابوعزیز گفت: «این سفارش تو به من است؟» مصعب گفت: «او [مرد انصاری] برادر من است، نه تو.» مقصود او این بود که پیوند ایمانی بر پیوند خویشاوندی مقدم است.[۷]

شهادت در احد:

در غزوه احد نیز پرچم مسلمانان در دست مصعب بود؛ پرچم او را «عقاب» می‌گفتند. هنگامی که سپاه اسلام دچار پراکندگی شد و سربازان از گرد پیامبر (ص) پراکنده شدند، او پرچم را رها نکرد و با مهاجمان درافتاد تا از پیامبر (ص) دفاع کند. عبدالله بن قمیئة بر او حمله برد و او را کشت و گمان کرد پیامبر (ص) را کشته است. از این رو شایعهٔ کشته شدن پیامبر (ص) در میان مسلمانان پیچید.[۸] قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ»؛ و محمد جز فرستاده‌ای نیست که پیش از او هم فرستادگانی بوده‌اند؛ آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، شما به گذشتهٔ خود بازمی‌گردید؟ و هر کس به گذشتهٔ خود بازگردد، هیچ زیانی به خدا نمی‌رساند و خداوند سپاسگزاران را پاداش می‌دهد. (آل‌عمران: ۱۴۴)

پس از شهادت مصعب، علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) پرچم را از دست او گرفت. هنگام شهادت مصعب، از او جامه‌ای بیش نمانده بود؛ چون سرش را با آن می‌پوشاندند، پاهایش پیدا می‌شد و چون پاهایش را می‌پوشاندند سرش آشکار می‌گشت. پیامبر (ص) فرمود: «سرش را با آن بپوشانید و بر پاهایش اِذخِر بگذارید.»

سنّ مصعب بن عمیر را هنگام شهادت، چهل سال یا کمی بیشتر نوشته‌اند. او را در دامنهٔ کوه احد به خاک سپردند.[۹]

جایگاه و ویژگی‌های مصعب

زندگی مصعب بن عمیر در منابع سیره، نمونهٔ دگرگونی جوانی نازپرورده به سربازی فداکار شمرده شده است. او خوش‌بوترین جوان مکه شمرده می‌شد و کفش‌های حضرمی می‌پوشید. پیامبر (ص) از او چنین یاد کرده است: «ما رأیتُ بمکةَ أحسنَ لِمَّةً و لا أرقَّ حُلَّةً و لا أنعمَ نعمةً من مصعب بن عمیر»؛ در مکه هیچ‌کس را به زیبایی موی و نرمی جامه و فراوانی نعمت، همانند مصعب بن عمیر ندیدم.[۱۰]

مصعب پس از اسلام، از ثروت و زیبایی و آسایش خود دست کشید و زندگی ساده و زاهدانه‌ای برگزید. بر پایهٔ روایتی که ابن عبدالبر آن را با سند ضعیف از ترمذی نقل کرده، علی (علیه‌السلام) گفت: پیامبر (ص) مصعب را دید و برای نعمتی که از او گذشته بود و برای آنچه بر او رسیده بود، گریست.[۱۱]

آیه زیر را برخی مفسران در شأن گروهی از شهیدان و از جمله مصعب بن عمیر دانسته‌اند:[۱۲]

«مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلاً»؛ از میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند صادقانه ایستادند؛ برخی پیمان خود را به پایان رساندند و برخی چشم به راه‌اند و هیچ‌گونه تغییر در عهد خود نداده‌اند. (احزاب: ۲۳)

در فهرست‌های صحابه و کتاب‌های تراجم از مصعب به عنوان یکی از سابقان در اسلام و از بزرگان مهاجران یاد شده است. منابع کهن او را نخستین سفیر اسلام،[۱۳] از نخستین مهاجران به مدینه و از نخستین اقامه‌کنندگان نماز جمعه در آن شهر دانسته‌اند؛ هرچند در جزئیات این گزارش‌ها اختلاف هست و دربارهٔ اینکه آیا نخستین نماز جمعه را او یا اسعد بن زراره خوانده، دیدگاه‌ها یکسان نیست. با این حال در منابع سیره، نقش او در آماده‌سازی مدینه برای هجرت پیامبر (ص) و نیز در گسترش اسلام در آن شهر، بی‌بدیل شمرده شده است.[۱۴]

پانویس

  1. ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۴۷۵.
  2. ↑ ابن حجر، الإصابة، ج۶، ترجمة مصعب بن عمیر؛ ابن اثیر، اسد الغابة، ج۴.
  3. ↑ ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، باب بیعة العقبة الأولی؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ترجمة مصعب بن عمیر.
  4. ↑ ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، باب بدء إسلام الأنصار؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳.
  5. ↑ بیهقی، معرفة السنن و الآثار، کتاب الجمعة؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳.
  6. ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۴۷۴؛ ابن اثیر، اسد الغابة، ج۴.
  7. ↑ ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، باب غزوة بدر؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴.
  8. ↑ ابن هشام، السیرة النبویة، ج۳، باب غزوة أحد؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج۲۰، ص۲۶؛ مفید، الإرشاد، ج۱، باب غزوة أحد.
  9. ↑ بخاری، صحیح، کتاب الجنائز، باب إذا لم یوجد إلا ثوب واحد؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۴۷۴.
  10. ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۴۷۴-۱۴۷۵ (به نقل از واقدی).
  11. ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۴۷۵ (به نقل از ترمذی).
  12. ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۴۷۴.
  13. ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۴۷۴؛ ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، باب بیعة العقبة الثانیة.
  14. ↑ ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۴۷۴-۱۴۷۵.


منابع

  • ابن عبدالبر، یوسف؛ الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق علی محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۵م؛ ج۴.
  • ابن هشام، عبدالملک؛ السیرة النبویة، تحقیق مصطفی السقا و ابراهیم الأبیاری و عبدالحفیظ الشلبی، بیروت: دار المعرفة، بی‌تا؛ ج۲ و ۳.
  • ابن سعد، محمد؛ الطبقات الکبری، بیروت: دار الفکر، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م؛ ج۳.
  • ابن اثیر، علی؛ اسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت: دار المعرفة، ۱۴۲۲ق/۲۰۰۱م؛ ج۴.
  • ابن حجر، احمد؛ الإصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق؛ ج۶.
  • بیهقی، احمد؛ معرفة السنن و الآثار، تحقیق عبدالمعطی امین قلعجی، بیروت: دار الکتب العلمیة؛ کتاب الجمعة.
  • بخاری، محمد؛ صحیح البخاری، کتاب الجنائز.
  • مفید، محمد بن محمد؛ الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم: مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ۱۴۱۳ق؛ ج۱.
  • مجلسی، محمدباقر؛ بحار الأنوار، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق؛ ج۲۰، ص۲۶.
مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه