رعایت ادبیات دانشنامه ای متوسط
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

سید رضی

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۲ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۰۹ توسط مهدی موسوی (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

«محمد بن الحسین بن موسی» مشهور به «سید رضی» (۴۰۶-۳۵۹ ق)، فقیه، مفسر، متکلم، محدث، شاعر و ادیب بزرگ شیعه در قرن چهارم هجری و از شاگردان شیخ مفید بود. سید رضى علاوه بر داشتن مقام نقابت و تبحر در علوم مختلف دینى، استاد مسلم عصر خود در ادبیات عرب بود و در نظم و نثر، نظیری نداشت. کتاب شریف «نهج البلاغه» توسط او گردآوری شده است.

Sayyid-Razi1.jpg
نام کامل محمد بن حسین بن موسی
زادروز ۳۵۹ قمری
زادگاه بغداد
وفات ۴۰۶ قمری
مدفن کربلا

Line.png

اساتید

شیخ مفید، حسن بن عبدالله سيرافى، ابوعلى فارسى، ابوعبدالله مرزبانى،...

شاگردان

شیخ جعفر بن محمد دوریستى، شیخ محمد بن على حلوانى، احمد بن علی بن قدامه،...

آثار

نهج البلاغة، حقائق التاویل فی متشابه التنزیل، مَجازات الآثار النبویة، تلخیص البیان عن مَجازات القرآن، خصائص الأئمه، دیوان شعر،...

زندگی‌نامه

ولادت و خاندان:

ابوالحسن محمد بن الحسین بن موسی در سال ۳۵۹ ق. در محله شیعه نشین کرخ بغداد دیده به جهان گشود. وی ملقب به «شریف رضى» و «ذوالحسبین» و... بوده و ما در زبان فارسى او را به نام «سید رضى» مى شناسیم.

پدرش «حسین بن احمد» معروف به طاهر ذوالمناقب شخصیتى بزرگ و بلند آوازه بود. او بارها به منصب «نقابت» یعنى سرپرستى علویان و سادات دودمان ابوطالب و امارت حاج یعنى رسیدگى به امور زائران خانه خدا که مناصبى بزرگ بود رسید. همچنین خلفاى عباسى و سلاطین آل بویه و ... از وجود او که داراى عقل و تدبیرى قابل تحسین و نفوذ کلام بود، براى میانجى گرى استفاده کرده و پیوسته براى تامین این منظور از جانب آن ها به سفارت مى رفت.

مادر سید رضى «فاطمه» دختر بافضیلت حسین بن احمد علوى و نوه حسن بن على معروف به «ناصر کبیر» بوده است. گفته شده، شیخ مفید، کتاب «احکام النساء» را به خاطر آن بانوى دانشمند بافضیلت نوشته و در آغاز آن اشاره به شخصیت ممتاز وى نموده است.

سید رضى از جانب پدر با چهار واسطه به امام کاظم علیه السلام، و از طرف مادر نیز با شش واسطه به امام زین العابدین علیه السلام نسبت مى رساند. نیاکان پدرى و مادرى او همگى از اعلام دین و علماى مذهب و شخصیت هاى سرشناس شیعه و مردان دلیر و نامور و خدمتگذاران اسلام بوده اند.

برادر بزرگتر سید رضى نیز سید مرتضى است. او پس از استادش شیخ مفید، اعلم علماى شیعه در نیمه اول قرن پنجم هجرى بود.

مقام نقابت:

سید رضى، در سال ۳۸۰ ق، در حدود بیست سالگى با حکم بهاءالدوله بویهى منصب مهم نقابت را عهده‌دار شد. در سال ۴۰۳ ق، به سرپرستى و نقابت علویان تمام قلمرو اسلامى، منصوب شد و لقب «نقیب النقبایى» بر وى اطلاق گردید. وى همچنین نمایندگى علویان حرمین شریفین را نیز به عهده گرفت. بعد از سید رضى، کسى به این سمت مهم، دست نیافت و نقابت شهرها از هم تفکیک شد.

وفات:

مرحوم سید رضى در سال ۴۰۳ هجری،[۱] و یا ششم محرم و یا صفر[۲] سال ۴۰۶ هجری در حالی که کمتر از پنجاه سال داشت، در شهر بغداد از دنیا رفت.[۳] در مورد محل دفن پیکر مطهر او اختلاف وجود دارد. طبق نقلی، ابتدا در منزلش در بغداد دفن گردید و سپس توسط برادرش سید مرتضی به کاظمین منتقل شد. طبق نقل دیگر، او در منزل خودش در بغداد مدفون گشت و بعدها، به مدفن خانوادگى ایشان در کربلا و در کنار پدر و برادرش در نزدیکى قبر سید ابراهیم مجاب در رواق غربى حرم امام حسین علیه السلام به خاک سپرده شده است.[۴]

تحصیلات و استادان

سید رضى از همان زمانی که تازه به محضر استاد راه یافت موجب اعجاب استاد و شاگردان او قرار گرفت. داستان پاسخى که او در سن نه سالگى به پرسش استادش «حسن بن عبدالله سيرافى» نحوى معروف داد و حاضران مجلس را از تیزهوشى خود به شگفت آورد مشهور است.

سید رضى نزد دانشمندان مشهور عصر که در بغداد مى زیستند در علوم مختلف و متداول مانند صرف، نحو، لغت، بلاغت، تفسیر، حدیث، فقه، اصول، کلام، قرائت قرآن مجید (که در آن زمان داراى اهمیت بسیار بود) به تحصیل پرداخت، و از هر کدام بهره ى لازم را گرفت و بدین گونه معلومات خویش را در علوم و فنون معمول عصر تکمیل نمود.

وى در خردسالى همراه برادرش سید مرتضى به استفاده فقه و دیگر علوم دین از محضر شیخ مفید پرداخت، و شرح اصول خمسه و کتاب «العمده» را نزد قاضى عبدالجبار معتزلى که از متکلمین و اصولیان اهل سنت بود آموخت. همچنین علم حدیث را از محمد بن عمران مرزبانى و ابوموسى تلعکبرى و ابوابى از فقه را از محمد بن خوارزمى و علم قرائت را با همه روایات آن از ابوحفض عمر بن ابراهیم کنانى فراگرفت و هم مختصر طحاوى را نزد خوارزمى خواند. و نیز مختصر ابوالحسن کرخى را نزد ابومحمد اسد اکفانى و نحو علوم عربیت را از على بن عیسى رمانى فراگرفت و علم عروض را از ابواسحاق زجاج که از مبتکرین نحو بود، و قوافى را نزد اخفش که او نیز در علم نحو از دانشمندان صاحب راى است خواند و هم پاره اى از علوم عربیت را نزد ابن جنى موصلی نحوى معروف و قسمتى از فنون بلاغت و ادبیات را از ابن نباته خطیب، آموخت.

سید رضى علوم یاد شده را پیش از بلوغ نزد نامبردگان -که همه از اساتید مسلم فن و مبتکرین علوم عربیت بودند- تحصیل نمود.

او در هفده سالگى اقدام به تدریس و تألیف و تصنیف نمود و بالاخره در بیست سالگى از تمام علوم متداول آن عصر فراغت حاصل کرد. سید رضى در فراگرفتن علوم بسیار حریص بود، از هر کسى که مى توانست بهره مند گردد خوددارى نمى کرد و در این خصوص میان شیعه و سنى و مسلمان و کافر فرق نمى گذاشت.[۵]

تدریس و شاگردان

سيد رضى شخصيتى انديشمند و داراى قدرت هوش و دركى بالا بود و در همان سنین جوانى به تدریس و تألیف و تصنیف همت گماشت. او مدرسه‌اى در شهر بغداد تأسيس كرد و به تربيت شاگردانى در علوم اسلامى پرداخت. كتابخانه بزرگى نيز براى استفاده شاگردان خود در آن مدرسه برپا نمود.[۶] از تعداد کامل شاگردان سید رضى اطلاعى نداریم. او به واسطه مناصبى که داشت کمتر در عمر کوتاه خود فرصت یافته است به پرورش شاگردان و تدریس علومى که اندوخته بود همت گمارد.

با این وصف علامه امینى به پیروى از محدث نورى در خاتمه کتاب «مستدرک الوسائل» این عده را نام مى برد که شاگرد سید رضى بوده اند یا از وى روایت کرده اند:

آثار و تألیفات

سید رضی همچون برادرش دارای نبوغ خارق العاده ای بود و با این که از سن کودکی (۱۰ سالگی) شعر می سروده و بعضی از ادباء بزرگ او را از قریش هم شاعرتر می دانند، و با این که بیش از ۴۷ سال عمر نکرده و پس از ۱۷ سالگی در امور سیاسی و اجتماعی و قافله داری و ریاست، وقت زیادی را گذرانده، علیرغم تمام این امور، او را به حق می توان یکی از علماء برجسته زمان خود دانست. و گرچه از نظر علمی در درجه ای پائین تر از سید مرتضی بود، ولی نبوغ و هوش سرشار، توانست از او استادی بزرگ و معلمی شایان تقدیر بسازد.

ولی این تنها خدمت او نیست، بلکه او دارای آثار و کتاب هائی ارزنده و مفید است، که هر چند بسیاری از آن ها از بین رفته و بدست ما نرسیده، اما همین مقدار که الآن در دسترس است، دلیلی بر گستردگی افق علمی سید رضی رحمة الله علیه می باشد. برخی از آثار او عبارتند از:

  • نهج البلاغه: سید رضی با گردآوری سخنان و خطبه ها و نامه ها و کلمات قصار امیرالمؤمنین علیه السلام خدمتی بزرگ به عالم انسانیت نموده و با گردآورى این کتاب شریف، نام خود را به طفیل نام جد و مولایش، امیرالمؤمنین(ع) جاودان ساخت. او بر اساس ذوق ادبی خود، گفتارها و نوشته های بی نهایت بلیغ و فصیح امام علی علیه السلام را که سرشار از لطائف ادبی و الفاظ زیبا و محسنات لفظی است، جمع آوری کرده و بعضی از واژه های دشوار را شرح و تفسیر نموده که شاید جز او کمتر کسی می توانست آن ها را بفهمد. تاکنون شرح های بسیاری بر نهج البلاغه نوشته شده است.
  • حقائق التاویل فی متشابه التنزیل: این کتاب دلیلی زنده و گویا بر توانائی علمی و گستردگی سطح معلومات او می باشد. این اثر علمی همچنان که از نامش پیدا است، تفسیر متشابهات قرآن است. متأسفانه به جز جلد پنجم این کتاب، از جلدهای دیگرش اثری نیست.
  • تعلیق خلاف الفقهاء.
  • اخبار قضاة بغداد.
  • دیوان شعر.

مقام سیدرضى در شعر و ادب

سید رضى گذشته از مقام فقاهت و تبحرى که در تفسیر قرآن و سایر علوم دینى داشته، پیش از آن که بیستمین بهار عمر را پشت سر بگذارد، استاد مسلم عصر در ادبیات عرب بود و در نظم و نثر، نظیر و مانند نداشت.

وی در ده سالگى شروع به گفتن شعر کرد، قصائدى که در آن سن سروده هم اکنون در دیوانش موجود و به تنهائى نماینده فکر مواج و قریحه سیال و ذوق خداداد اوست. او و برادرش سید مرتضی هر دو از ذوق شعرى سرشارى برخوردار بودند. دیوان هر کدام چندین جلد است، و شعر هر دو نیز در ردیف بهترین اشعار نغز عربى است، با این فرق که شعر سید رضى را از سید مرتضى لطیف تر و جالب تر دانسته اند.

ثعالبى و خطیب بغدادى که از دانشمندان معاصر او مى باشند، او را سرآمد شعراى دودمان ابوطالب دانسته اند، با این که در میان آن ها ادباى نامى و شعراى سخن سنج و نکته پرداز بسیار بوده اند. با این که بر اثر تشویق پادشاهان آل بویه ادباء، شعراء، دانشمندان بسیارى در آن عصر مى زیستند، معهذا هیچ کس را تواناى برابرى، با نظم و نثر سید رضى نبود!

صاحب بن عباد وزیر دانشمند و سخن گستر آل بویه که بارها بر اشعار متنبّى شاعر زبردست عرب خورده مى گرفت، چنان شیفته اشعار سید رضى و مقام بلند ادبى او بود، که شخصى را به بغداد فرستاد تا اشعار او را استنساخ نموده براى او ببرد؛ در آن موقع سید رضى فقط بیست و شش سال داشت!

در بیست و نه سالگى قصیده اى در مرثیه ابوطاهر ناصرالدوله ساخت که از بس داراى الفاظ زیبا و معانى بلند بود، استادش ابن جنى کتاب نفیسى در شرح ابیات آن نوشت و بدین گونه نبوغ و استعداد شاگرد نابغه اش را مورد ستایش قرار داد! نظیر این اقدام را از کمتر استادى نسبت به شاگردش می توان دید.

زکى مبارک، نویسنده مشهور مصرى، معتقد است که تشیع سید رضى، باعث شده به شخصیت ادبى وى آن‌چنان‌که باید، پرداخته نشود. وى مى‌گوید: «او برجسته‌ترین شاعرى است که لغت عرب مى‌شناسد و بزرگ‌ترین شاعرى است که هواى عراق را استشمام کرده؛ با این وصف، نقد ادبى او در جایى ذکر نشده و کتابى در این باره تألیف نشده است. اگر دیوان سید رضى به زبان فرانسه یا انگلیسى یا آلمانى بود، در باره اشعارش صدها کتاب تألیف مى‌شد و ده‌ها مجسمه از وى در سراسر جهان برپا مى‌ساختند... من متعجبم چگونه شیعه از رسائل و نامه‌هاى ادبى آن نویسنده بلیغ، غافل مانده است!».[۹]

ویژگی‌های اخلاقی

فضایل و سجایاى علمى و اخلاقى سید رضى، مورد اتفاق همگان بود و این عالم کم‌نظیر، حتى در بین مخالفین مذهبى از مقام والایی برخوردار بود.

سید رضى در عزت نفس، وفادارى، سخاوت، و سایر ملکات فاضله در عصر خود، مانند نداشت. او نسبت به امور دینى و رعایت جهات شرعى سخت پابند بود و از تملق و چاپلوسى بى نهایت احتراز مى جست.

در قصائدى که در مدح خلفاى عباسى و سلاطین آل بویه و وزراى آنها و سایر دانشمندان مى سرود، برخلاف عادت شعراء هیچ گاه از مرز حقیقت تجاوز نمى کرد، صله و جوائز و بخشش را از هیچ کس نمى پذیرفت. چند بار بخشش بهاءالدوله دیلمى را رد کرد، حتى وقتى که پدرش به پاس قصیده نغزى که سروده بود، صله اى به وى داد، گفت چون به عنوان صله‌ى شعر و بخشش است نمى پذیرم! ولى در عوض، خود بسیار نظر بلند و دست و دل باز بود.

سید رضی با همه گرفتارى که داشت، مدرسه اى تاسیس کرد و به تعلیم و تربیت اهل فضل همت گماشت و تمام هزینه مدرسه و دانشوریان آن را از کیسه فتوت خود مى پرداخت.

در نظر عالمان

  • ثعالبى در مورد سید رضی می گوید: «نجیب‌ترین سروران عراق و داراى شرافت نسب و افتخار حسب و ادبى ظاهر و فضلى باهر و جامع خوبى‌ها».
  • ابن جوزى درباره او می گوید: «در اندک مدتى، قرآن مجید را از حفظ کرد و از علم فقه و فرائض دینى، بهره‌اى کافى داشت. او دانشمندى فاضل و شاعرى نویسنده و مردى نیک‌نفس و داراى همت عالى و سخت دین‌دار بود».
  • ابن ابی الحدید معتزلى می گوید: «دانشمندى ادیب و شاعرى سخن‌سنج، داراى شعرى شیوا و الفاظ متناسب و محکم بود ... از هیچ‌کس صله و جایزه قبول نکرد، حتى جایزه پدرش را نپذیرفت. همین معنى براى پى بردن به شرافت نفس او کافى است. سلاطین آل بویه، سعى بلیغ نمودند تا عطاهاى آنها را بپذیرد، ولى سید رضى نپذیرفت».
  • علامه حلی، سید رضى را شاعرى مبرّز، فاضل، عالم، پارساى عظیم‌الشأن و بلندجایگاه، معرفى مى‌کند.
  • قاضی نورالله شوشتری با عباراتى بلیغ، شریف رضی را این‌چنین معرفى مى‌نماید: «در عصمت و طهارت، برگزیده خداست. نقیب علویه و اشراف بغداد، بلکه قطب فلک ارشاد و مرکز دایره رشاد بود. صَیت بزرگى و جلالت او را گوش فلک شنیده و آوازه فضل و بلاغت او به ایوان فلک رسیده. اشعار دل‌پذیرش، دست تصرف از دامن فصاحت‌آرایى در شاخ بلند سحرآزمایى زده و پاى ترقى در حضیض بلاغت‌گسترى بر دوره شاهق معجزه‌پرورى نهاده. پایه فضل و کمال و معالى و افضال او، از آن گذشته که زبان ثنا و بیان مدحت، از کنه رفعت آن، عبارت تواند کرد».

پانویس

  1. حر عاملی، محمد بن حسن‏، أمل الآمل فی علماء جبل عامل‏، محقق، حسینی اشکوری، احمد، ج ۲، ص ۲۶۵.
  2. الوافی بالوفیات، ج ‏۲، ص ۳۷۸.
  3. رجال النجاشی، ص ۳۹۸.
  4. قزوینی، المزار، ۱۴۲۶ق، ص۲۵۴.
  5. جمع آوری نهج البلاغه خدمتی بزرگ به عالم تشیع، دوانی، علی؛ گلستان قرآن، آذر ۱۳۸۰، ش۹۲، ص۴۰
  6. یادنامه کنگره هزاره نهج البلاغه، گزوهی از نویسندگان، بنیاد نهج البلاغه، تهران، ۱۳۶۰ش، ص۲۲۳
  7. نگاهی کوتاه به زندگانی پرافتخار سید رضی، علی دوانی، ص ۵.
  8. پاسدار اسلام، شماره: ۶، خرداد ۱۳۶۱، سال اول.
  9. عبقریة الشریف الرضى، ج ۱، ص ۱۵.

منابع

  • نرم‌افزار مجموعه آثار سید رضی، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.


مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه