آیه 3 سوره منافقون
| <<2 | آیه 3 سوره منافقون | 4>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
این (نفاق و بدکاریشان) برای آن است که آنها (به زبان) ایمان آوردند و سپس (به دل) کافر شدند، پس مُهر (قهر و ظلمت) بر دلهاشان نهاده شد تا هیچ (از حقایق ایمان) درک نکنند.
این [صفت زشت نفاق و بدی اعمال] به سبب آن است که آنان [نخست] ایمان آوردند، سپس کافر شدند در نتیجه بر دل هایشان مهر [تیره بختی] زده شد، به این علّت [حقایق را] نمی فهمند.
اين بدان سبب است كه آنان ايمان آورده، سپس به انكار پرداختهاند و در نتيجه بر دلهايشان مُهر زده شده و [ديگر] نمىفهمند.
اين بدان سبب است كه ايمان آوردند، سپس كافر شدند. خدا نيز بر دلهاشان مُهر نهاد و آنان درنمىيابند.
این بخاطر آن است که نخست ایمان آوردند سپس کافر شدند؛ از این رو بر دلهای آنان مهر نهاده شده، و حقیقت را درک نمیکنند!
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
«ذلِکَ»: این نفاق و دروغ و جلوگیری از دین اسلام که بدان عادت گرفتهاند.
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
«3 - 2»
سوگندهاى خود را سپر ساخته و (مردم را) از راه خدا باز داشتند، به راستى آنچه انجام مىدهند ناپسند است. آن (نفاق) براى آن است كه آنان ايمان آورده سپس كفر ورزيدند، پس بر دلهايشان مهر (شقاوت) زده شد و از اين رو نمىفهمند. نكتهها:
«جُنَّةً» به معناى سپر است كه بدن را از تير دشمن مىپوشاند؛ «مجنون» به كسى گويند كه عقلش پوشيده شده باشد؛ «جن» به موجود پوشيده از چشم مردم و «جنين» به بچه پوشيده در رحم مادر گويند و «جُنَّةً» باغى كه سايه و شاخه درختانش، زمين آن را پوشانده باشد.
تفسير نور، ج10، ص: 53
قرآن، بارها از سوگندهاى دروغ منافقان سخن به ميان آورده است: آنان سوگند ياد مىكنند تا شما را راضى كنند. «يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ» «1»؛ سوگند ياد مىكنند كه ما جز خيرخواهى هدفى ديگر براى ساختن مسجد ضرار نداشتيم. «لَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنا إِلَّا الْحُسْنى» «2»؛ آنان براى شما سوگند مىخورند كه ما توان شركت در جنگ (تبوك) را نداشتيم وگرنه شركت مىكرديم. «وَ سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَوِ اسْتَطَعْنا لَخَرَجْنا مَعَكُمْ» «3» در سراسر قرآن، هر كجا نام منافقان مطرح شده، تعابير تندى وارد شده است از جمله:
«طَبَعَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ»* خداوند بر دلهاى آنان مهر زده است؛ «4» «لا يَفْقَهُونَ» آنان شناخت ندارند: «5» «لا يَعْلَمُونَ» آنان نمىدانند؛ «6» «لَكاذِبُونَ» آنان دروغ مىگويند؛ «7» «ما يَشْعُرُونَ» آنان درك ندارند؛ «8» «الْمُفْسِدُونَ» فسادگرند؛ «9» «فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ» «10» در سركشى خود سر درگمند؛ «ما كانُوا مُهْتَدِينَ» «11» آنان هدايت يافته نيستند؛ «لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ» «12» خداوند هرگز آنان را نمىبخشد.
بستن راه خدا گاهى به دست منافقان است كه از طريق سوگند انجام مىگيرد. أَيْمانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا ... و گاهى به دست كفار است كه از طريق بودجهها انجام مىشود. «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ» «13» همانا كسانىكه كفر ورزيدند اموال خود را براى باز داشتن مردم از راه خدا هزينه مىكنند. منافقان، از هر طريقى كه بتوانند راه خدا را مىبندند، نظير: شكستن وحدت مسلمانان با ساختن مسجد ضرار، ضربه نظامى به بهانه هواى گرم، ضربه اقتصادى با نهى از كمك به اطرافيان پيامبر، ضربه جانى با توطئه شهادت امام حسن و امام جواد عليهما السلام از طريق همسر. رهبر جامعه اسلامى، بيش از همه بايد مراقب توطئههاى منافقان باشد. در اين سوره __________________________________________________
(1). توبه، 62.
(2). توبه، 107.
(3). توبه، 42.
(4). محمد، 16.
(5). منافقون، 3.
(6). توبه، 93.
(7). منافقون، 1.
(8). بقره، 9.
(9). بقره، 12.
(10). بقره، 15.
(11). بقره، 16.
(12). منافقون، 6.
(13). انفال، 36.
تفسير نور، ج10، ص: 54
شخص پيامبر مخاطب قرار گرفته است، گرچه همه مسلمانان مسئولند: «إِذا جاءَكَ، نَشْهَدُ إِنَّكَ، رَأَيْتَهُمْ، تُعْجِبُكَ أَجْسامُهُمْ، تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ، فَاحْذَرْهُمْ، أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ» پيامها: 1- سوء استفاده از مقدّسات و استفاده ابزارى از ارزشها، شيوه منافقان است.
«اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً»
2- كار فرهنگىِ منافقان، استفاده از دين عليه دين است. اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً ... فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ 3- منافقان در تلاشند تا ديگران را از هدايت الهى محروم سازند. «فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ» (هدف منافقان، بستن راه خداست، امّا اينكه مردم به چه راه ديگرى بروند، مهم نيست.) 4- عملكرد منافقان، سراسر زشت و ناپسند است. «ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ» 5- سرانجام نفاق، كفر است. «ذلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا»
6- انسان با نفاق، بر قلب خود مهر مىزند و آن را از درك حقايق محروم مىسازد. «فَطُبِعَ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ»
پانویس
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




