آیه 3 سوره منافقون

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۱۰ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۴۵ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<2 آیه 3 سوره منافقون 4>>
سوره : سوره منافقون (63)
جزء : 28
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

این (نفاق و بدکاریشان) برای آن است که آنها (به زبان) ایمان آوردند و سپس (به دل) کافر شدند، پس مُهر (قهر و ظلمت) بر دلهاشان نهاده شد تا هیچ (از حقایق ایمان) درک نکنند.

این [صفت زشت نفاق و بدی اعمال] به سبب آن است که آنان [نخست] ایمان آوردند، سپس کافر شدند در نتیجه بر دل هایشان مهر [تیره بختی] زده شد، به این علّت [حقایق را] نمی فهمند.

اين بدان سبب است كه آنان ايمان آورده، سپس به انكار پرداخته‌اند و در نتيجه بر دلهايشان مُهر زده شده و [ديگر] نمى‌فهمند.

اين بدان سبب است كه ايمان آوردند، سپس كافر شدند. خدا نيز بر دلهاشان مُهر نهاد و آنان درنمى‌يابند.

این بخاطر آن است که نخست ایمان آوردند سپس کافر شدند؛ از این رو بر دلهای آنان مهر نهاده شده، و حقیقت را درک نمی‌کنند!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

That is because they believed and then disbelieved, so their hearts were sealed. Hence, they do not understand.

That is because they believe, then disbelieve, so a seal is set upon their hearts so that they do not understand.

That is because they believed, then disbelieved, therefore their hearts are sealed so that they understand not.

That is because they believed, then they rejected Faith: So a seal was set on their hearts: therefore they understand not.

معانی کلمات آیه

«ذلِکَ»: این نفاق و دروغ و جلوگیری از دین اسلام که بدان عادت گرفته‌اند.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

«3 - 2»

سوگندهاى خود را سپر ساخته و (مردم را) از راه خدا باز داشتند، به راستى آنچه انجام مى‏دهند ناپسند است. آن (نفاق) براى آن است كه آنان ايمان آورده سپس كفر ورزيدند، پس بر دل‏هايشان مهر (شقاوت) زده شد و از اين رو نمى‏فهمند. نكته‏ها:

«جُنَّةً» به معناى سپر است كه بدن را از تير دشمن مى‏پوشاند؛ «مجنون» به كسى گويند كه عقلش پوشيده شده باشد؛ «جن» به موجود پوشيده از چشم مردم و «جنين» به بچه پوشيده در رحم مادر گويند و «جُنَّةً» باغى كه سايه و شاخه درختانش، زمين آن را پوشانده باشد.
                       تفسير نور، ج‏10، ص: 53

قرآن، بارها از سوگندهاى دروغ منافقان سخن به ميان آورده است: آنان سوگند ياد مى‏كنند تا شما را راضى كنند. «يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ» «1»؛ سوگند ياد مى‏كنند كه ما جز خيرخواهى هدفى ديگر براى ساختن مسجد ضرار نداشتيم. «لَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنا إِلَّا الْحُسْنى‏» «2»؛ آنان براى شما سوگند مى‏خورند كه ما توان شركت در جنگ (تبوك) را نداشتيم وگرنه شركت مى‏كرديم. «وَ سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَوِ اسْتَطَعْنا لَخَرَجْنا مَعَكُمْ» «3» در سراسر قرآن، هر كجا نام منافقان مطرح شده، تعابير تندى وارد شده است از جمله:

«طَبَعَ اللَّهُ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ»* خداوند بر دل‏هاى آنان مهر زده است؛ «4» «لا يَفْقَهُونَ» آنان شناخت ندارند: «5» «لا يَعْلَمُونَ» آنان نمى‏دانند؛ «6» «لَكاذِبُونَ» آنان دروغ مى‏گويند؛ «7» «ما يَشْعُرُونَ» آنان درك ندارند؛ «8» «الْمُفْسِدُونَ» فسادگرند؛ «9» «فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ» «10» در سركشى خود سر درگمند؛ «ما كانُوا مُهْتَدِينَ» «11» آنان هدايت يافته نيستند؛ «لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ» «12» خداوند هرگز آنان را نمى‏بخشد.

بستن راه خدا گاهى به دست منافقان است كه از طريق سوگند انجام مى‏گيرد. أَيْمانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا ... و گاهى به دست كفار است كه از طريق بودجه‏ها انجام مى‏شود. «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ» «13» همانا كسانى‏كه كفر ورزيدند اموال خود را براى باز داشتن مردم از راه خدا هزينه مى‏كنند. منافقان، از هر طريقى كه بتوانند راه خدا را مى‏بندند، نظير: شكستن وحدت مسلمانان با ساختن مسجد ضرار، ضربه نظامى به بهانه هواى گرم، ضربه اقتصادى با نهى از كمك به اطرافيان پيامبر، ضربه جانى با توطئه شهادت امام حسن و امام جواد عليهما السلام از طريق همسر. رهبر جامعه اسلامى، بيش از همه بايد مراقب توطئه‏هاى منافقان باشد. در اين سوره‏ __________________________________________________

(1). توبه، 62.
(2). توبه، 107.
(3). توبه، 42.
(4). محمد، 16.
(5). منافقون، 3.
(6). توبه، 93.
(7). منافقون، 1.
(8). بقره، 9.
(9). بقره، 12.
(10). بقره، 15.
(11). بقره، 16.
(12). منافقون، 6.
(13). انفال، 36.
                       تفسير نور، ج‏10، ص: 54

شخص پيامبر مخاطب قرار گرفته است، گرچه همه مسلمانان مسئولند: «إِذا جاءَكَ، نَشْهَدُ إِنَّكَ، رَأَيْتَهُمْ، تُعْجِبُكَ أَجْسامُهُمْ، تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ، فَاحْذَرْهُمْ، أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ» پيام‏ها: 1- سوء استفاده از مقدّسات و استفاده ابزارى از ارزش‏ها، شيوه منافقان است.

«اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً»

2- كار فرهنگىِ منافقان، استفاده از دين عليه دين است. اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً ... فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ‏ 3- منافقان در تلاشند تا ديگران را از هدايت الهى محروم سازند. «فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ» (هدف منافقان، بستن راه خداست، امّا اينكه مردم به چه راه ديگرى بروند، مهم نيست.) 4- عملكرد منافقان، سراسر زشت و ناپسند است. «ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ» 5- سرانجام نفاق، كفر است. «ذلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا»

6- انسان با نفاق، بر قلب خود مهر مى‏زند و آن را از درك حقايق محروم مى‏سازد. «فَطُبِعَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ»



پانویس

منابع

مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه