آیه 6 سوره حشر
| <<5 | آیه 6 سوره حشر | 7>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
و آنچه را که خدا از (مال) آنها به رسم غنیمت به رسول خود باز داد (متعلق به رسول است، زیرا) شما سپاهیان اسلام بر آن هیچ اسب و شتری نتاختید و لیکن خدا رسولانش را بر هر که خواهد مسلّط میگرداند و خدا بر هر چیز تواناست.
اموال و زمین هایی را که خدا به عنوان غنیمت به پیامبرش بازگرداند، شما برای به دست آوردنش اسب و شتری نتازاندید [و در نتیجه به زحمت نیفتادید]، ولی خدا پیامبرانش را بر هر که بخواهد مسلط و چیره می کند، و خدا بر هر کاری تواناست.
و آنچه را خدا از آنان به رسم غنيمت عايد پيامبر خود گردانيد، [شما براى تصاحب آن] اسب يا شترى بر آن نتاختيد، ولى خدا فرستادگانش را بر هر كه بخواهد چيره مىگرداند، و خدا بر هر كارى تواناست.
و آنچه خدا از داراييشان به پيامبر خود غنيمت داد، آن نبود كه شما با اسب يا شترى بر آن تاخته بوديد؛ بلكه خدا پيامبرانش را بر هر كه بخواهد مسلط مىسازد، و خدا بر هر چيزى قادر است.
و آنچه را خدا از آنان [= یهود] به رسولش بازگردانده (و بخشیده) چیزی است که شما برای به دست آوردن آن (زحمتی نکشیدید،) نه اسبی تاختید و نه شتری؛ ولی خداوند رسولان خود را بر هر کس بخواهد مسلّط میسازد؛ و خدا بر هر چیز توانا است!
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
- افاء: فىء (به فتح قاف): رجوع. «فاء فيئا: رجع» افاءة» رجوع و ارجاع، «فىء» اموالى است كه از كفّار به رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و ولى امر بر مىگردد، آن، مصدر به معنى مفعول مىباشد.
- اوجفتم: وجف و و جوف: اضطراب. «وجف الشيء: اضطرب» ايجاف: تاختن شتر و اسب: «او جفت البعير: اسرعته» منظور از آن در آيه رفتن به جايى با شتر يا اسب است.
- خيل: اسبان. اسم جمع است، از لفظ خود مفرد ندارد به نظر طبرسى علّت اين تسميه آنست كه اسب در راه رفتن متكبّر است، خيلاء به معنى تكبر مىباشد.
- ركاب: شتران. در اقرب الموارد گويد: مفرد آن راحله است.[۱]
نزول
ابن عباس گوید: آیه 7 درباره اموال اهل القرى که عبارت از بنوالنضیر و بنوقریظه است، نازل گردیده و آن دو طایفه در مدینه و فدک که سه میلى مدینه است. اقامت داشته اند و نیز عبارت از اهل خیبر و قراء عرینه و ینبع بوده که این قراء را خداوند به رسول خویش واگذاشته بود که هر قسم اراده کند، انجام دهد.
در اینجا گروهى از مسلمین گفته بودند چرا رسول خدا صلی الله علیه و آله اموال این قراء را تقسیم نکرده است سپس این آیة نازل گردید و نیز گویند: آیه 6 درباره اموال بنوالنضیر نازل شده و آیه 7 راجع به اموالى است که بدون جنگ نصیب آنان گردیده بود و همچنین گویند: نتیجه و منظور هر دو آیه یکى است و آیه 7 مبین آیه 6 مى باشد.[۲]
محمد بن العباس بعد از سه واسطه از عمرو بن ابىالمقدام و او از پدرش روایت کند و گوید: از امام باقر علیهالسلام درباره آیه 7 سؤال کردم. فرمود: این آیه درباره ما بخصوص نازل گردیده زیرا آنچه مربوط به خدا و رسول اوست، اختصاص به ما دارد زیرا ما اولوالقربى مى باشیم.[۳]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَما أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَ لا رِكابٍ وَ لكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلى مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ «6»
و آنچه را خداوند از (اموال) آنان به رسولش باز گرداند (شما براى آن زحمتى نكشيده)، نه اسبى بر آن تاختيد و نه شترى رانديد، بلكه خداوند، پيامبران را بر هر كه بخواهد، مسلط مىسازد و خداوند بر هر چيزى قادر است.
نکته ها
«أَفاءَ» از «فيئ» به معناى بازگشت است و مقصود، اموال و غنايمى است كه بدون جنگ و خونريزى، در اختيار رهبر مسلمانان قرار مىگيرد. شايد دليل آنكه به آن «فيئ» گويند، اين باشد كه اموال به صاحب اصلى خود كه اولياى الهى هستند برمىگردد، زيرا خداوند تمام مواهب جهان را براى مؤمنان و پيش از آنان، براى پيامبران آفريده است و ديگران گرچه به صورت شرعى يا عرفى مالكند، ولى مالك اصلى، آن بزرگواران هستند.
«أَوْجَفْتُمْ» به معناى تاختن با اسب و شتر است. «خَيْلٍ» يعنى اسب و «رِكابٍ» يعنى شتر.
اموالى كه در اختيار مسلمانان قرار مىگيرد، چند نوع است:
الف) اموالى كه در جبهه از طريق جنگ به دست مىآيد كه غنيمت نام دارد و مجاهدان مالك آن مىشوند ولى بايد خمس آن را بدهند.
ب) اموالى كه بدون درگيرى و حمله بدست مىآيد كه نام آن «فيئ» است و در اين آيه حكم آن بيان شده است.
ج) اموالى مثل زمينهاى موات، كوهها، رودخانهها و نيزارها كه نامش انفال است و در اول سوره انفال حكم آن آمده است.
بر اساس اين آيه، اموالى كه بدون تاخت و تاز نصيب مسلمانان مىشود، در اختيار پيامبر است، نه مجاهدان و پيامبر طبق صلاحديد خود كه در آيه بعد مىگويد، ميان گروههايى تقسيم مىفرمايد.
جلد 9 - صفحه 542
دستورات اسلام حكيمانه است، در آنجا كه با شركت در جبهه چيزى به دست آيد، مالك مىشوند ولى در مواردى كه زحمتنكشيده مالى حاصل شود، مربوط به رهبر آسمانى است.
پیام ها
1- در مسائل مالى، حتى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بدون اذن خدا دست به تصرف نمىزند.
«ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ»
2- تمام پيروزىها، از راه جنگ و جهاد نيست. «فَما أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَ لا رِكابٍ»
3- سلطه اولياى خدا، چون به اراده و فرمان اوست، ارزشمند است. «يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلى مَنْ يَشاءُ»
4- آنجا كه اراده الهى باشد، دژها و حصارها اثرى ندارند. مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ ... وَ لكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلى مَنْ يَشاءُ
پانویس
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
- محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه.




