آیه 25 سوره فتح

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۰۱ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

هُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَالْهَدْيَ مَعْكُوفًا أَنْ يَبْلُغَ مَحِلَّهُ ۚ وَلَوْلَا رِجَالٌ مُؤْمِنُونَ وَنِسَاءٌ مُؤْمِنَاتٌ لَمْ تَعْلَمُوهُمْ أَنْ تَطَئُوهُمْ فَتُصِيبَكُمْ مِنْهُمْ مَعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ ۖ لِيُدْخِلَ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ مَنْ يَشَاءُ ۚ لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا

مشاهده آیه در سوره


<<24 آیه 25 سوره فتح 26>>
سوره : سوره فتح (48)
جزء : 26
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

هم آنان بودند که کافر شدند و راه مسجد الحرام را بر شما بستند و قربانی شما را از رسیدن به محل خود (مکّه) منع کردند. و اگر مردان مؤمن و زنان مؤمنه‌ای که شما اکنون نمی‌شناسید (در مکه) وجود نداشتند که اگر حمله کنید آنها را ندانسته پامال هلاک می‌سازید پس دیه و غرامت خون آن مؤمنان به گردن شما می‌ماند (اگر این قضیّه نبود به شما اجازه حمله به مکه داده می‌شد و لیکن این اجازه به تأخیر افتاد) تا خدا هر که را بخواهد در رحمت خود داخل گرداند (و به نور اسلام هدایت کند). اگر (عناصر کفر و ایمان) از یکدیگر جدا بودند همانا کسانی از آنان را که کافرند به عذابی دردناک معذّب می‌ساختیم.

آنان کسانی هستند که کفر ورزیدند و شما را از [ورود به] مسجدالحرام باز داشتند و نیز نگذاشتند قربانی هایی که با خود آورده بودید به محل قربانی اش برسد، و اگر مردان و زنان مؤمن ناشناسی در میان مکه نبودند، تا جنگ شما سبب کشته شدن آن بی گناهان شود و در نتیجه امر ناملایم و مکروهی [چون دیه] گریبان شما را بگیرد [شما را از جنگ باز نمی داشتیم، ولی بازداشتیم] تا خدا هرکه را [مانند مردان و زنان مومنی که برای شما ناشناخته بودند] بخواهد در رحمتش درآورد. [و] اگر مؤمنان از کافران جدا بودند یقیناً کافران [از اهل مکه] را به عذابی دردناک عذاب می کردیم

آنها بودند كه كفر ورزيدند و شما را از مسجد الحرام بازداشتند و نگذاشتند قربانى [شما] كه بازداشته شده بود به محلش برسد، و اگر [در مكه‌] مردان و زنان با ايمانى نبودند كه [ممكن بود] بى‌آنكه آنان را بشناسيد، ندانسته پايمالشان كنيد و تاوانشان بر شما بماند [فرمان حمله به مكه مى‌داديم‌] تا خدا هر كه را بخواهد در جوار رحمت خويش درآورد. اگر [كافر و مؤمن‌] از هم متمايز مى‌شدند، قطعاً كافران را به عذاب دردناكى معذب مى‌داشتيم.

ايشان همانهايند كه كفر ورزيدند و شما را از مسجد الحرام بازداشتند و نگذاشتند كه قربانى به قربانگاهش برسد. اگر مردان مسلمان و زنان مسلمانى كه آنها را نمى‌شناسيد در ميان آنها نبودند و بيم آن نبود كه آنها را زير پاى درنورديد و نادانسته مرتكب گناه شويد، خدا دست شما را از آنها بازنمى‌داشت. و خدا هر كه را بخواهد مشمول رحمت خود گرداند. اگر از يكديگر جدا مى‌بودند، كافرانشان را به عذابى دردآور عذاب مى‌كرديم.

آنها کسانی هستند که کافر شدند و شما را از (زیارت) مسجد الحرام و رسیدن قربانیهایتان به محل قربانگاه بازداشتند؛ و هرگاه مردان و زنان با ایمانی در این میان بدون آگاهی شما، زیر دست و پا، از بین نمی‌رفتند که از این راه عیب و عاری ناآگاهانه به شما می‌رسید، (خداوند هرگز مانع این جنگ نمی‌شد)! هدف این بود که خدا هر کس را می‌خواهد در رحمت خود وارد کند؛ و اگر مؤمنان و کفّار (در مکه) از هم جدا می‌شدند، کافران را عذاب دردناکی می‌کردیم!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

They are the ones who disbelieved and barred you from the Sacred Mosque, and kept the offering from reaching its destination. And were it not for [certain] faithful men and faithful women, whom you did not know—lest you should trample them, and thus the blame for [killing] them should fall on you unawares; [He held you back] so that Allah may admit into His mercy whomever He wishes. Had they been separate, We would have surely punished the faithless among them with a painful punishment.

It is they who disbelieved and turned you away from the Sacred Mosque and (turned off) the offering withheld from arriving at its destined place; and were it not for the believing men and the believing women, whom, not having known, you might have trodden down, and thus something hateful might have afflicted you on their account without knowledge-- so that Allah may cause to enter into His mercy whomsoever He pleases; had they been widely separated one from another, We would surely have punished those who disbelieved from among them with a painful punishment.

These it was who disbelieved and debarred you from the Inviolable Place of Worship, and debarred the offering from reaching its goal. And if it had not been for believing men and believing women, whom ye know not - lest ye should tread them under foot and thus incur guilt for them unknowingly; that Allah might bring into His mercy whom He will - If (the believers and the disbelievers) had been clearly separated We verily had punished those of them who disbelieved with painful punishment.

They are the ones who denied Revelation and hindered you from the Sacred Mosque and the sacrificial animals, detained from reaching their place of sacrifice. Had there not been believing men and believing women whom ye did not know that ye were trampling down and on whose account a crime would have accrued to you without (your) knowledge, (Allah would have allowed you to force your way, but He held back your hands) that He may admit to His Mercy whom He will. If they had been apart, We should certainly have punished the Unbelievers among them with a grievous Punishment.

معانی کلمات آیه

  • معكوفا: عكوف و عكف: ملازمت توأم با تعظيم معكوف به معنى ممنوع است يعنى: منع شده و نگاه داشته شده از رفتن، آن با معنى اصلى كه ملازمت و اقامه است سازگار مى‌‏باشد.
  • محل: (بفتح اول و كسر دوم) موضع.
  • معرة: ضرر، كار ناپسند عر (بفتح و ضم اول) مرضى است جلدى كه سوزش دارد، به عربى جرب گويند آن غير از آبله است، اصل آن به معنى عروض است، به ضرر معرة گويند كه مثل جرب به شخص عارض مى‏‌شود.
  • تزيلوا: زيل: كنار شدن، فرقش با «زال» ناقصه آنست كه: اين يائى (ذيل) و آن واوى است تزيل نيز به معنى كنار شدن است.[۱]

نزول

ابوجمعة جنبذ بن سبع گوید: با رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در اول روز، جنگ و مقاتله نمودم. در حالتى که کافر بودم و در آخر روز با او روبرو بودم در حالتى که مسلمان شده بودم و ما سه مرد و هفت زن بودیم و این آیه درباره ما نازل گردیده است.[۲]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

هُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ الْهَدْيَ مَعْكُوفاً أَنْ يَبْلُغَ مَحِلَّهُ وَ لَوْ لا رِجالٌ مُؤْمِنُونَ وَ نِساءٌ مُؤْمِناتٌ لَمْ تَعْلَمُوهُمْ أَنْ تَطَؤُهُمْ فَتُصِيبَكُمْ مِنْهُمْ مَعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ لِيُدْخِلَ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذاباً أَلِيماً «25»

آنان كسانى هستند كه كفر ورزيدند و شما را از مسجد الحرام و قربانى‌هاى نگاه داشته شده را از رسيدن به محل قربانگاه باز داشتند و اگر مردان و زنان با ايمانى (در مكّه) نبودند كه (به خاطر فرمان حمله) آنان را نشناخته پايمال كنيد و ناآگاهانه از سوى مسلمانان، كشته شده و به شما ضرر برسد (ما فرمان جنگ و حمله به مكّه و مبارزه با اين كفّار را صادر مى‌كرديم، ولى اين فرمان را نداديم) تا خداوند هر كس را بخواهد، در رحمت خود داخل كند. اگر (مؤمنان و مشركان) از هم جدا بودند، قطعاً كسانى از اهل مكّه را كه كفر ورزيدند، به عذابى دردناك عذاب مى‌كرديم.

نکته ها

«معكوف»، به معناى ممنوع و محبوس است، «الْهَدْيَ مَعْكُوفاً» يعنى حيوانى كه براى قربانى مشخص شده را محبوس مى‌كنند تا به قربانگاه برسد. معتكف نيز به كسى گفته مى‌شود كه براى هدف مقدّسى، خود را به نوعى محبوس و پايبند مكان يا چيزى مى‌كند.

«مَعَرَّةٌ» به معناى ضرر و زيان است و «تَزَيَّلُوا» به معناى تفكيك و جداسازى است.

دليل پذيرش صلح حديبيّه اين بود كه اگر خداوند براى نابود كردن كفّارى كه مانع شما و رسيدن قربانى شما به قربانگاه شدند، فرمان حمله مى‌داد، شما به مكّه هجوم برده و مسلمانان بى دفاعى كه در آن جا مقيم بودند و شما آنان را نمى‌شناختيد، در زير هجوم و حمله شما، خونشان به ناحق ريخته مى‌شد و در اين صورت شما گرفتار خونبها مى‌شديد، پس يكى از دلايل صلح حديبيّه، حفظ خون مسلمانان مقيم در مكّه بود.

امام حسن عليه السلام در مورد دليل پذيرش صلح با معاويه اين چنين فرمود: «فانّى تركتُه لصلاح‌

جلد 9 - صفحه 140

الامّة و حقن دمائها» «1» من جنگ را رها كردم به خاطر مصلحت امّت و حفظ خون آنان.

حساب مسلمانان مستضعف كه شما ناشناخته آنان را بكشيد، از حساب مسلمانانى كه آگاهانه خود را در جبهه‌ى كفر و سپر كفّار قرار داده‌اند جداست، در بخش اول آيه مى‌فرمايد:

نبايد حمله كرد، امّا در بخش دوم، كشتن مسلمانانى كه خود را سپر كفر قرار داده‌اند، جايز دانسته است.

پیام ها

1- مشركان مكّه با آن همه كفر و عناد، به صلح با مسلمانان تن دادند. كَفَّ أَيْدِيَهُمْ‌ ...

هُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا

2- قربانى در مناسك حج، جايگاه ويژه‌اى دارد. (يكى از جرم‌هاى كفّار، جلوگيرى از رسيدن قربانى به قربانگاه ذكر شده است.) «وَ الْهَدْيَ مَعْكُوفاً أَنْ يَبْلُغَ مَحِلَّهُ»

3- فلسفه جنگ يا صلحِ خود را براى پيروان بيان كنيد. «لَوْ لا رِجالٌ مُؤْمِنُونَ» (فرمان‌هاى الهى داراى دليل و فلسفه است و دليل صلح حديبيّه اين بود كه مسلمانان ناشناخته كشته نشوند.)

4- رعايت مسئله اهم ومهم، يك قانون عقلى، شرعى وعرفى است. لَوْ لا رِجالٌ‌ ...

(آرى، در شرايطى حفظ خون مسلمانان، مهم‌تر از حمله به كفّار است.)

5- خون مسلمان محترم است و مرد و زن ندارد. «رِجالٌ مُؤْمِنُونَ وَ نِساءٌ مُؤْمِناتٌ»

6- آسيب رساندن به مسلمانان حتّى از روى ناآگاهى، مسئوليّت و بازخواست دارد. لَوْ لا رِجالٌ‌ ... لَمْ تَعْلَمُوهُمْ‌

7- خداوند، خواهان دور ماندن ساحت مؤمنان از هر لكّه ننگ و بدنامى است.

«فَتُصِيبَكُمْ مِنْهُمْ مَعَرَّةٌ»

8- رهبرى جامعه اسلامى بايد همه جوانب و آثار و عوارض فرمان خود را

«1». كامل ابن اثير، ج 3، ص 205، بحار، ج 44، ص 30.

جلد 9 - صفحه 141

محاسبه كند. «لَمْ تَعْلَمُوهُمْ أَنْ تَطَؤُهُمْ فَتُصِيبَكُمْ مِنْهُمْ مَعَرَّةٌ» تا ناخواسته به بى‌گناهى آسيبى نرسد.

9- بهانه به دست دشمن ندهيد. «فَتُصِيبَكُمْ مِنْهُمْ مَعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ» اگر فرمان حمله به مكّه صادر مى‌شد و مسلمانان ناشناخته كشته مى‌شدند، دشمنان اين حركت را وسيله تبليغات خود قرار مى‌دادند و مى‌گفتند مسلمانان به خودشان نيز رحم نمى‌كنند.

10- گاهى صلح، زمينه‌ساز گسترش اسلام مى‌شود. وَ لَوْ لا رِجالٌ‌ ... لِيُدْخِلَ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ

11- كفّار، مستحق عذاب حتمى الهى هستند. «لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ»



پانویس

  1. تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج10، ص244
  2. تفسیر طبرانى و مسند ابویعلى.

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه