آیه 15 سوره احقاف

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۵۸ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا ۖ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا ۖ وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا ۚ حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَىٰ وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي ۖ إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ

مشاهده آیه در سوره


<<14 آیه 15 سوره احقاف 16>>
سوره : سوره احقاف (46)
جزء : 26
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و ما انسان را به احسان در حق پدر و مادر خود سفارش کردیم، که مادر با رنج و زحمت بار حمل او کشید و باز با درد و مشقّت وضع حمل نمود و سی ماه تمام مدت حمل و شیرخواری او بود تا وقتی که طفل به حد رشد رسید و آدمی چهل ساله گشت (و عقل و کمال یافت آن گاه سزد که) عرض کند: بار خدایا، مرا بر نعمتی که به من و پدر و مادر من عطا فرمودی شکر بیاموز و به کار شایسته‌ای که رضا و خشنودی تو در آن است موفق دار و فرزندان مرا صالح گردان، من به درگاه تو باز آمدم و از تسلیمان فرمان تو شدم.

و انسان را درباره پدر و مادرش به نیکی سفارش کردیم. مادرش او را با تحمل رنج و زحمت باردار شد و با رنج و زحمت او را زایید. و دوران بارداری و باز گرفتنش از شیر سی ماه است، تا زمانی که به رشد و نیرومندی خود و به چهل سالگی برسد، گوید: پروردگارا! به من الهام کن تا نعمتت را که بر من و پدر و مادرم عطا کرده ای سپاس گزارم، و کار شایسته ای که آن را می پسندی انجام دهم و ذریه و نسل مرا برای من صالح و شایسته گردان که من به سوی تو بازگشتم و به یقین از تسلیم شدگان [به فرمان ها و احکام] توام.

و انسان را [نسبت‌] به پدر و مادرش به احسان سفارش كرديم. مادرش با تحمّل رنج به او باردار شد و با تحمّل رنج او را به دنيا آورد. و باربرداشتن و از شيرگرفتن او سى ماه است، تا آنگاه كه به رشد كامل خود برسد و به چهل سال برسد، مى‌گويد: «پروردگارا، بر دلم بيفكن تا نعمتى را كه به من و به پدر و مادرم ارزانى داشته‌اى سپاس گويم و كار شايسته‌اى انجام دهم كه آن را خوش دارى، و فرزندانم را برايم شايسته گردان؛ در حقيقت، من به درگاه تو توبه آوردم و من از فرمان‌پذيرانم.»

آدمى را به نيكى كردن با پدر و مادر خود سفارش كرديم. مادرش بار او را به دشوارى برداشت و به دشوارى بر زمين نهاد. و مدت حمل تا از شير بازگرفتنش سى ماه است تا چون به سن جوانى رسد و به چهل سالگى درآيد، گويد: اى پروردگار من، به من بياموز تا شكر نعمتى كه بر من و بر پدر و مادرم ارزانى داشته‌اى به جاى آرم. كارى شايسته بكنم كه تو از آن خشنود شوى و فرزندان مرا به صلاح آور. من به تو بازگشتم و از تسليم‌شدگانم.

ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، مادرش او را با ناراحتی حمل می‌کند و با ناراحتی بر زمین می‌گذارد؛ و دوران حمل و از شیر بازگرفتنش سی ماه است؛ تا زمانی که به کمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگی بالغ گردد می‌گوید: «پروردگارا! مرا توفیق ده تا شکر نعمتی را که به من و پدر و مادرم دادی بجا آورم و کار شایسته‌ای انجام دهم که از آن خشنود باشی، و فرزندان مرا صالح گردان؛ من به سوی تو بازمی‌گردم و توبه می‌کنم، و من از مسلمانانم!»

ترجمه های انگلیسی(English translations)

We have enjoined man to be kind to his parents. His mother has carried him in travail, and bore him in travail, and his gestation and weaning take thirty months. When he comes of age and reaches forty years, he says, ‘My Lord! Inspire me to give thanks for Your blessing with which You have blessed me and my parents, and that I may do righteous deeds which please You, and invest my descendants with righteousness. Indeed I have turned to you in penitence, and I am one of the Muslims.’

And We have enjoined on man doing of good to his parents; with trouble did his mother bear him and with trouble did she bring him forth; and the bearing of him and the weaning of him was thirty months; until when he attains his maturity and reaches forty years, he says: My Lord! grant me that I may give thanks for Thy favor which Thou hast bestowed on me and on my parents, and that I may do good which pleases Thee and do good to me in respect of my offspring; surely I turn to Thee, and surely I am of those who submit.

And We have commended unto man kindness toward parents. His mother beareth him with reluctance, and bringeth him forth with reluctance, and the bearing of him and the weaning of him is thirty months, till, when he attaineth full strength and reacheth forty years, he saith: My Lord! Arouse me that I may give thanks for the favour wherewith Thou hast favoured me and my parents, and that I may do right acceptable unto Thee. And be gracious unto me in the matter of my seed. Lo! I have turned unto Thee repentant, and lo! I am of those who surrender (unto Thee).

We have enjoined on man kindness to his parents: In pain did his mother bear him, and in pain did she give him birth. The carrying of the (child) to his weaning is (a period of) thirty months. At length, when he reaches the age of full strength and attains forty years, he says, "O my Lord! Grant me that I may be grateful for Thy favour which Thou has bestowed upon me, and upon both my parents, and that I may work righteousness such as Thou mayest approve; and be gracious to me in my issue. Truly have I turned to Thee and truly do I bow (to Thee) in Islam."

معانی کلمات آیه

  • كرها: كره: مشقت و زحمت. در مصباح و قاموس و مفردات گويد: كره (بفتح اول) ناپسندى و مشقتى است كه از خارج بر شخصى تحميل شود و به ضم اول مشقتى كه از درون و نفس انسان باشد.
  • فصال: باز كردن از شير. فصل در اصل به معنى جدا كردن و بريدن است.
  • اشد: نيرومندى در جوامع الجامع فرموده: آن حالت اجتماع عقل و كمال خلق و نيرو و تميز است.
  • اوزعنى: وزع: منع و حبس. «وزعه عن الامر: منعه و حبسه» ايزاع را الهام معنى كرده‌‏اند، منظور از آن حريص كردن و موفق كردن است.[۱]

نزول

محمد بن يعقوب كلينى بعد از هفت واسطه از ابوخديجه و او از امام صادق عليه‌السلام نقل نمايد كه فرمود: وقتى كه فاطمه عليهاالسلام به حسين حامله گرديد. جبرئيل نزد رسول خدا‌ صلی الله علیه و آله آمد و گفت: يا رسول الله فاطمه صاحب پسرى خواهد گرديد كه بعدها بدست امت تو كشته خواهد شد و به همين منظور فاطمه در حين آبستن بودن و نيز هنگام زائيدن با يك ناراحتى روحى توام بوده است سپس امام صادق عليه‌السلام افزود، در دنيا مادرى يافت نشده است كه هنگام زائيدن فرزند خود نگران باشد ولى فاطمه در حين زائيدن حسين يك چنين حالتي داشته است زيرا متوجه گرديده بود كه فرزند دلبند وي بدست اين امت كشته خواهد شد و براى همين منظور اين آيه نازل گرديد.[۲]

چنان كه بعد از پنج واسطه از ابوسلمة سالم بن مكرم و او از امام صادق عليه‌السلام اين روايت نقل گرديده است.[۳]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ إِحْساناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ كُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلى والِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَ إِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ «15»

و ما انسان را سفارش كرديم كه به والدين خود نيكى كند، مادرش او را با سختى حمل كرد و با سختى به دنيا آورد و دوران حمل تا از شير گرفتنش سى ماه (به طول كشد)، تا آنگاه كه به رشد كامل رسد و چهل ساله شود، گويد: پروردگارا! مرا توفيق ده تا نعمتى را كه بر من و بر پدر و مادر من لطف كردى، شكرگزارى كنم و عمل شايسته اى انجام دهم كه تو آن را بپسندى و فرزندانم را براى من صالح و شايسته گردان، همانا من به سوى تو بازگشته و از تسليم شدگانم.

نكته ها

«كره» به معناى سختى درونى و «كره»، سختى از بيرون است. «1» «أَوْزِعْنِي» به معناى ايجاد علاقه و عشق براى انجام كارى است كه به آن توفيق الهى گويند.

احسان به والدين، از جايگاه ويژه اى نزد خداوند برخوردار است. در قرآن، پنج بار كلمه «وَصَّيْنَا» بكار رفته كه سه بار آن مربوط به والدين است. «2»

در اين آيه به دوران جنينى و نوزادى انسان تا سن چهل سالگى اشاره شده و اين سنّ، اوج كمال جسمى انسان شمرده شده است. «بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً»

از اين آيه معلوم مى شود كه كوتاه ترين مدّت حاملگى، شش ماه است، چون دو سال شيردهى، اگر از سى ماه كه در آيه آمده است كم شود، حداقل مدت حمل شش ماه مى شود. «وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً»

(1). مفردات راغب.

(2). عنكبوت، آيه 8، لقمان، آيه 14 و همين آيه.

تفسير نور، ج 9، ص: 33

مادر به دليل دشوارى دوران باردارى و زايمان و شيردهى، حق ويژه اى بر فرزند داشته و بايد نسبت به او بيشتر احسان كرد، چنانچه در روايات تأكيد بيشترى در مورد احسان به مادر شده است و پيامبر اكرم در روايتى سه بار سفارش به نيكى به مادر كرد و آنگاه سفارش به نيكى به پدر. «1»

پيام ها

1- سفارش احسان به والدين، در طول تاريخ و تمام اديان بوده است. ( «وَصَّيْنَا» در قالب ماضى آمده است)

2- احسان به والدين، از حقوق انسانى است كه هر پدر و مادرى بر گردن فرزندشان دارند. «وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ» (نفرمود: «وصينا الذين آمنوا»)

3- در احسان به والدين، مسلمان بودن آنان شرط نيست. «وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ»

4- استحكام بنياد خانواده و حفظ جايگاه والدين، مورد توجّه خاص خداوند است. «وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ إِحْساناً»

5- نه تنها انفاق و امداد و احترام، بلكه هر نوع نيكى نسبت به والدين لازم است. ( «إِحْساناً» به صورت نكره آمده كه شامل هر نوع احسانى شود.)

6- احسان به والدين بايد پيوسته و برجسته باشد، نه به مقدار ضرورت و مقطعى. (تنوين در «إِحْساناً» نشانه ى عظمت و برجستگى است.)

7- توجّه به سفارش اكيد خداوند به زحمات گذشته والدين، احسان و خدمت كردن به آنان را عاشقانه و جدى تر مى كند. وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ ... حَمَلَتْهُ أُمُّهُ

8- كمال احسان به والدين، در آن است كه بى واسطه انجام گيرد. «بِوالِدَيْهِ إِحْساناً» (حرف «ب» در «بِوالِدَيْهِ» نشانه آن است كه احسان به والدين با دست خود باشد.)

9- ياد رنج و زحمت هاى مادران، در برانگيختن عاطفه فرزندان مؤثّر است. حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً ... كُرْهاً ...

(1). تفسير نمونه و كافى، ج 2، ص 159.

تفسير نور، ج 9، ص: 34

10- حق مادر بيش از پدر است. پس از كلمه «والدين»، سخن از رنجهاى مادر است. حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً ...

11- تمام دستورات و اوامر و نواهى دينى، دليل و فلسفه دارند. (گرچه دليل بعضى از آنها مانند احسان به والدين، بيان شده است). وَصَّيْنَا ... حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً ...

12- چهل سالگى قلّه توانمندى و رشد انسان است. «بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً»

13- شكر الهى، به استمداد و توفيق خداوند نياز دارد. «أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ»

14- بخشى از نعمت هاى انسان، به واسطه والدين و نياكان است. «أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلى والِدَيَّ»

15- بلوغ جسمى و كمال عقلى، بستر بلوغ معنوى است. بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قالَ رَبِ ...

16- تشكّر فرزند از نعمت هايى كه خداوند به والدين او داده، وظيفه و نوعى احسان به والدين است. أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ ... عَلى والِدَيَ

17- بهترين راه تشكر از نعمت هاى خداوند، انجام كار نيك است. أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ ... أَعْمَلَ صالِحاً

18- ارزش عمل صالح به آن است كه پيوسته و دائمى باشد. «أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً» (فعل مضارع «اعمل»، نشانه دوام و استمرار است)

19- عمل صالحى ارزشمند است كه خالصانه بوده و مورد قبول و رضاى خدا قرار گيرد. «أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ»

20- فرزند و نسل صالح، افتخارى براى والدين است. «أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي»

21- بهترين دعا آن است كه انسان، هم به والدين و هم به فرزندان توجّه داشته باشد. عَلى والِدَيَ ... أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي

22- در برابر ناسپاسى هايى كه نسبت به خدا و والدين داشته ايم، توبه و جبران كنيم. وَ عَلى والِدَيَ ... إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ

تفسير نور، ج 9، ص: 35

23- تسليم فرمان خدا زيستن و مسلمان مردن، دعاى پاكان و صالحان است. «إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَ إِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ»



پانویس

  1. تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج10، ص142-143
  2. البرهان في تفسير القرآن.
  3. كتاب كامل الزيارات از جعفر بن محمد بن قولويه.

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه