آیه 45 سوره فاطر

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۳۷ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَىٰ ظَهْرِهَا مِنْ دَابَّةٍ وَلَٰكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلَىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى ۖ فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِعِبَادِهِ بَصِيرًا

مشاهده آیه در سوره


<<44 آیه 45 سوره فاطر 45>>
سوره : سوره فاطر (35)
جزء : 22
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و اگر خدا از کردار زشت خلق مؤاخذه کند در پشت زمین هیچ جنبنده‌ای باقی نگذارد و لیکن (کیفر) خلق را به تأخیر می‌افکند تا به وقت معیّن (که حکمتش اقتضا کند) و چون هنگام اجل آنان فرا رسد خدا به احوال بندگانش کاملا بیناست (و مقدار مجازات و عفو هر کسی را می‌داند).

اگر خدا مردم را به کیفر گناهانشان مجازات می کرد، هیچ جنبنده ای را بر پشت زمین وا نمی گذاشت؛ ولی آنان را تا سرآمدی معین مهلت می دهد، پس هنگامی که اجلشان فرا رسد [آنان را در قیامت مجازات خواهد کرد]؛ بی تردید خدا [به احوال] بندگانش بیناست.

و اگر خدا مردم را به [سزاى‌] آنچه انجام داده‌اند مؤاخذه مى‌كرد، هيچ جنبنده‌اى را بر پشت زمين باقى نمى‌گذاشت؛ ولى تا مدتى معين مهلتشان مى‌دهد، و چون اجلشان فرا رسد خدا به [كار] بندگانش بيناست.

و اگر خدا بخواهد مردم را به سبب كارهايى كه كرده‌اند بازخواست كند، بر روى زمين هيچ جنبنده‌اى باقى نگذارد. ولى آنها را تا زمانى معين مهلت مى‌دهد و چون مدتشان به سر آمد، به اعمال بندگان خويش آگاه است.

اگر خداوند مردم را به سبب کارهایی که انجام داده‌اند مجازات کند، جنبنده‌ای را بر پشت زمین باقی نخواهد گذاشت! ولی (به لطفش) آنها را تا سرآمد معیّنی تأخیر می‌اندازد (و مهلت اصلاح می‌دهد) امّا هنگامی که اجل آنان فرا رسد، (خداوند هر کس را به مقتضای عملش جزا می‌دهد) او نسبت به بندگانش بیناست (و از اعمال و نیّات همه آگاه است)!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

Were Allah to take humans to task because of what they have earned, He would not leave any living being on its back. But He respites them until a specified time, and when their time comes, [He retributes them in accordance with their works], for Allah has been watching His servants.

And were Allah to punish men for what they earn, He would not leave on the back of it any creature, but He respites them till an appointed term; so when their doom shall come, then surely Allah is Seeing with respect to His servants.

If Allah took mankind to task by that which they deserve, He would not leave a living creature on the surface of the earth; but He reprieveth them unto an appointed term, and when their term cometh - then verily (they will know that) Allah is ever Seer of His slaves.

If Allah were to punish men according to what they deserve. He would not leave on the back of the (earth) a single living creature: but He gives them respite for a stated Term: when their Term expires, verily Allah has in His sight all His Servants.

معانی کلمات آیه

«دَآبَّةٍ»: جنبنده. مراد انسان است. «أَجَلٍ مُّسَمّیً»: مدّت معیّن. مراد روز قیامت است. «فَإِذَا جَآءَ أَجَلُهُمْ»: وقتی که قیامت ایشان فرا رسید. برخی گفته‌اند: مراد از (أَجَلٍ مُّسَمّیً) و (أَجَلُهُمْ) زمان محدود عمر و سررسید معلوم مدّت زندگانی هر کسی است که با مرگ او فرا می‌رسد.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ لَوْ يُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِما كَسَبُوا ما تَرَكَ عَلى‌ ظَهْرِها مِنْ دَابَّةٍ وَ لكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلى‌ أَجَلٍ مُسَمًّى فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِعِبادِهِ بَصِيراً «45»

و اگر خداوند مردم را به سزاى آن چه انجام داده‌اند مؤاخذه نمايد، هيچ جنبنده‌اى روى زمين باقى نمى‌ماند، ولى (سنّت خداوند بر آن است كه) مردم را تا مدّتى معين مهلت دهد (تا خود را اصلاح نمايند)، پس همين كه مدّتشان به سر آمد (آنان را مؤاخذه مى‌كند.) و همانا خداوند به (احوال) بندگان خود بيناست (و هر كس را به مقتضاى كردارش جزا مى‌دهد).

نکته ها

امام سجّاد عليه السلام در مناجات خود مى‌گويد: «كان جزائى فى اول ما عصيتك النار» «1» خداوندا جزاى من در اولين گناهى كه كردم آتش بود و هر چه زنده مانده‌ام لطف و مهلت تو نسبت به من است كه شايد من توبه كنم.

پیام ها

1- گر حكم شود كه مست گيرند در شهر هر آن كه هست گيرند. وَ لَوْ يُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ‌ ... ما تَرَكَ‌ ... مِنْ دَابَّةٍ

«1». صحيفه سجاديه، دعاى 16.

جلد 7 - صفحه 514

2- گناهى كيفر دارد كه با علم و عمد انجام گيرد. يُؤاخِذُ ... بِما كَسَبُوا

3- فلسفه تأخير كيفر مردم از دنيا به قيامت، بقاى نسل بشر و تداوم حيات در كره زمين است. مردم اگر با گناه هلاك شوند بشرى باقى نخواهد ماند و نسل منقرض خواهد شد «ما تَرَكَ عَلى‌ ظَهْرِها مِنْ دَابَّةٍ»

4- خداوند، صبور و اهل عفو و مغفرت و مهلت دادن است و مردم را فورى در دنيا به جرم عملكرد بد آنان مجازات نمى‌كند. «يُؤَخِّرُهُمْ إِلى‌ أَجَلٍ مُسَمًّى»

5- مرگ و ميرها و فرصت‌ها و مهلت‌ها، با اراده‌ى الهى و داراى نظم و حساب و كتاب است. «يُؤَخِّرُهُمْ إِلى‌ أَجَلٍ مُسَمًّى»

6- مدّت عمر انسان، از پيش تعيين شده است. «أَجَلٍ مُسَمًّى»

7- مهلت خداوند به بندگان گنه‌كار و تأخير مجازات آنان تا قيامت از سنّت‌ها و برنامه‌هاى الهى است. «يُؤَخِّرُهُمْ إِلى‌ أَجَلٍ مُسَمًّى»

8- مهلت دادن خداوند به گنه‌كاران كارى عالمانه است. «بِعِبادِهِ بَصِيراً»

(ده‌ها ميليون نفر سال‌ها بعد از گناه توفيق توبه پيدا كرده‌اند و خلافكارى خود را اصلاح نموده‌اند كه اگر خداوند كيفر آنان را فورى مى‌داد همه دوزخى مى‌شدند.)

«و الحمد للّه ربّ العالمين»



پانویس

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه