آیه 44 سوره نمل

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۲۳ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ ۖ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَكَشَفَتْ عَنْ سَاقَيْهَا ۚ قَالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُمَرَّدٌ مِنْ قَوَارِيرَ ۗ قَالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمَانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ

مشاهده آیه در سوره


<<43 آیه 44 سوره نمل 45>>
سوره : سوره نمل (27)
جزء : 19
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

آن‌گاه او را گفتند که در ساحت این قصر داخل شو، وی چون کوشک را مشاهده کرد (از فرط صفا و تلألؤ) پنداشت که لجّه آبی است و جامه از ساقهای پا برگرفت، سلیمان گفت: این قصری است از آبگینه صاف، بلقیس گفت: بار الها، من سخت بر نفس خویش ستم کردم و اینک با (رسول تو) سلیمان تسلیم فرمان یکتا پروردگار عالمیان گردیدم.

به او گفتند: به حیاط قصر درآی. هنگامی که آن را دید، پنداشت آبی فراوان [چون دریاچه] است، پس دامن جامه از دو ساق پایش بالا زد [که به خیال خود وارد آب شود]، سلیمان گفت: این محوطه ای است صاف و هموار از شیشه [نه از آب]. [ملکه سبا] گفت: پروردگارا! قطعاً من به خود ستم کردم، اینک همراه سلیمان، تسلیم [فرمان ها و احکام] خدا، پروردگار جهانیان شدم.

به او گفته شد: «وارد ساحت كاخ [پادشاهى‌] شو.» و چون آن را ديد، بركه‌اى پنداشت و ساقهايش را نمايان كرد. [سليمان‌] گفت: «اين كاخى مفروش از آبگينه است.» [ملكه‌] گفت: «پروردگارا، من به خود ستم كردم و [اينك‌] با سليمان در برابر خدا، پروردگار جهانيان، تسليم شدم.»

گفتندش: به صحن قصر درآى. چون بديدش پنداشت كه آبگيرى ژرف است. دامن از ساقهايش برگرفت. سليمان گفت: اين صحنى است صاف از آبگينه. گفت: اى پروردگار من، من بر خويشتن ستم كرده‌ام و اينك با سليمان در برابر پروردگار جهانيان تسليم شدم.

به او گفته شد: «داخل حیاط (قصر) شو!» هنگامی که نظر به آن افکند، پنداشت نهر آبی است و ساق پاهای خود را برهنه کرد (تا از آب بگذرد؛ امّا سلیمان) گفت: «(این آب نیست،) بلکه قصری است از بلور صاف!» (ملکه سبا) گفت: «پروردگارا! من به خود ستم کردم؛ و (اینک) با سلیمان برای خداوندی که پروردگار عالمیان است اسلام آوردم!»

ترجمه های انگلیسی(English translations)

It was said to her, ‘Enter the palace.’ So when she saw it, she supposed it to be a pool of water, and she bared her shanks. He said, ‘It is a palace paved with crystal.’ She said, ‘My Lord! Indeed I have wronged myself, and I submit with Solomon to Allah, the Lord of all the worlds.’

It was said to her: Enter the palace; but when she saw it she deemed it to be a great expanse of water, and bared her legs. He said: Surely it is a palace made smooth with glass. She said: My Lord! surely I have been unjust to myself, and I submit with Sulaiman to Allah, the Lord of the worlds.

It was said unto her: Enter the hall. And when she saw it she deemed it a pool and bared her legs. (Solomon) said: Lo! it is a hall, made smooth, of glass. She said: My Lord! Lo! I have wronged myself, and I surrender with Solomon unto Allah, the Lord of the Worlds.

She was asked to enter the lofty Palace: but when she saw it, she thought it was a lake of water, and she (tucked up her skirts), uncovering her legs. He said: "This is but a palace paved smooth with slabs of glass." She said: "O my Lord! I have indeed wronged my soul: I do (now) submit (in Islam), with Solomon, to the Lord of the Worlds."

معانی کلمات آیه

  • الصرح: كاخ و هر بناء عالى. اصل صرح به معنى آشكار شدن است گويى. كاخ را به علت آشكار بودن صرح گفته‏‌اند.
  • لجة: آب بزرگ. «بحر لجى»: درياى بزرگ متلاطم.
  • ممرد: (به صيغه مفعول) صاف شده. معناى اولى آن عارى شدن و مستمر بودن است.
  • قوارير: شيشه‏‌ها. مفرد آن قاروره است.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَ كَشَفَتْ عَنْ ساقَيْها قالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُمَرَّدٌ مِنْ قَوارِيرَ قالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَ أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ «44»

به او (بلقيس) گفته شد: وارد قصر شو! پس چون آن را ديد، پنداشت بِركه آبى است، (براى عبور) جامه از ساق پايش برگرفت، (تا تر نشود. سليمان به او) گفت: (اين جا آبى نيست،) بلكه قصرى از شيشه و بلور صيقلى است. (ملكه‌ى سبا) گفت: پروردگارا! من به خودم ظلم كردم و (اكنون) همراه سليمان، در برابر پروردگار جهانيان سر تسليم فرود آورده‌ام.

نکته ها

كلمه‌ى‌ «صَرْحٌ»، به معناى فضا يا قصر بزرگ است. «لُجَّةً» يعنى متلاطم و متراكم، و «مُمَرَّدٌ» به معناى صاف است.

جلد 6 - صفحه 428

پیام ها

1- مقام رسالت، با جلال و شكوه و حكومت منافاتى ندارد. «قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ»

2- در ارشاد وتبليغ، هر كس را بايد به شيوه‌اى هدايت كرد. «قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ» با مرفّهان، جورى برخورد نكنيم كه خيال كنند ايمان به معناى فقر است.

3- امكانات مادّى بايد در خدمت تبليغ دين قرار گيرد. «قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ»

با اهداف سليمان‌گونه مى‌توان از صنعت و امكانات مادّى، براى ارشاد و هدايت ديگران كمك گرفت.

4- از مهمانان كافر با حُسن‌خلق پذيرايى كنيد. «قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ»

5- شأن افراد را در پذيرايى‌ها حفظ كنيد. «قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ»

6- گاهى انسان مى‌بيند، امّا اشتباه تشخيص مى‌دهد. (خطاى چشم) «حَسِبَتْهُ لُجَّةً»

7- كاخ نشينان كافر را در برابر صنعت و ابتكار و هنر و زيبايى‌هاى نظام خود، به كرنش واداريد. «صَرْحٌ مُمَرَّدٌ مِنْ قَوارِيرَ»

8- سابقه‌ى آينه‌كارى و استفاده از شيشه در معمارى، به زمان حضرت سليمان بر مى‌گردد. «صَرْحٌ مُمَرَّدٌ مِنْ قَوارِيرَ»

9- پذيرفتن حقّ، نشانه‌ى حريّت است نه ضعف. «رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي»

10- وابستگى و دلبستگى به غير خدا و پرستش غير او- هر كس و هر چه باشد- ظلم است. «ظَلَمْتُ نَفْسِي»

11- توبه‌ى واقعى آن است كه گذشته‌ها را با اقرار جبران كنيم و راه آينده را با چراغ هدايت الهى طى كنيم. «ظَلَمْتُ نَفْسِي وَ أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ»

12- داشتن نام و نان و عنوان و اطرافيان، شمارا در اقرار به حقّ و تغيير عقيده اسير نكند. «ظَلَمْتُ نَفْسِي وَ أَسْلَمْتُ» 13- تكامل، مراحلى دارد:

مرحله‌ى نخست: خروج از ظلمت،

و مرحله‌ى بعد: ورود در نور است. «ظَلَمْتُ نَفْسِي وَ أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ»

جلد 6 - صفحه 429

14- روح ايمان، همان تسليم است. هم سليمان در دعوتنامه‌ى خود به آن اشاره دارد: «وَ أْتُونِي مُسْلِمِينَ» و هم ملكه‌ى سبا در پايان كار مى‌گويد: «أسلمت»

15- ايمان، تسليم شدن در برابر خالق هستى است، نه در برابر خلق، گرچه سليمان باشد. «أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ لِلَّهِ»

16- زن در انتخاب عقيده و اظهار آن مستقل است. «أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ لِلَّهِ»

17- ايمان به تنهايى كافى نيست، با اوليا و انبيا همراه بودن انسان را بيمه مى‌كند.

«أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ لِلَّهِ»

18- در برابر پيوندهاى سياسى، اقتصادى، نظامى و خانوادگى، پيوندهاى الهى و مقدّس نيز يافت مى‌شود. «مَعَ سُلَيْمانَ»

19- زر و زيور افراد وارسته را سيراب نمى‌كند، گمشده‌ى آنان دستيابى به سرچشمه‌ى هستى است. أَسْلَمْتُ‌ ... لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‌

20- هدف حكومت انبيا، دعوت به سوى خداوند است، نه كشورگشايى. ملكه‌ى سبا نيز اين حقيقت را فهميد، لذا در پايان سخنش گفت: «أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ»



پانویس

  1. تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج‏7، ص456

منابع

آرشیو عکس و تصویر

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه