آیه 50 سوره طه
| <<49 | آیه 50 سوره طه | 51>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
موسی پاسخ داد که خدای ما آن کسی است که همه موجودات عالم را نعمت وجود خاص خودش بخشیده و سپس (به راه کمالش) هدایت کرده است.
گفت: پروردگار ما کسی است که به هر موجودی، آفرینش [ویژه] او را [آن گونه که سزاوارش بود] به وی عطا کرده، سپس هدایت نمود.
گفت: «پروردگار ما كسى است كه هر چيزى را خلقتى كه درخور اوست داده، سپس آن را هدايت فرموده است.»
گفت: پروردگار ما همان كسى است كه آفرينش هر چيزى را به او ارزانى داشته، سپس هدايتش كرده است.
گفت: «پروردگار ما همان کسی است که به هر موجودی، آنچه را لازمه آفرینش او بوده داده؛ سپس هدایت کرده است!»
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
«خَلْقَهُ»: آفرینش آن. وجود آن. «هَدَی»: رهنمودش کرده است. بدو مسیر داده است. برای انجام وظیفه خاصّ خود، راهنمائی کرده است.
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
قالَ فَمَنْ رَبُّكُما يا مُوسى «49»
(فرعون) گفت: اى موسى! پس پروردگار شما دو نفر كيست؟!
قالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى «50»
(موسى) گفت: پروردگار ما كسى است كه به هر چيزى آفرينش خاص آن را عطا كرده وآنگاه (آن را به راه كمال) هدايت فرمود.
قالَ فَما بالُ الْقُرُونِ الْأُولى «51»
(فرعون) گفت: پس حال نسلهاى پيشين چگونه است؟!
نکته ها
«بالُ» به معناى فكر است، ولى به معناى حال نيز بكار مىرود.
آنچه در نزد فرعون مطرح بود، ربوبيّت است، نه الوهيت و خالقيت، زيرا او ادعاى خالقيت نمىكرد و خود نيز الهه داشت؛ «وَ يَذَرَكَ وَ آلِهَتَكَ» «1» و ساير كفّار نيز «اللَّهُ» را بعنوان خالق قبول داشتند، وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ* ... لَيَقُولُنَّ اللَّهُ «2»*، بلكه ادعاى فرعون، رهبرى و حاكميّت مطلقه خودش بود، از اين روى موسى عليه السلام در جواب فرمود: خالق، مدبّر و حاكم هستى يكى است.
همهى انبيا مردم را دعوت به توحيد كرده و تنها راه كمال و هدايت را از جانب خدا دانستهاند: حضرت ابراهيم عليه السلام فرمود: «الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ» «3»، خدايى كه مرا آفريد پس او مرا هدايت كرد. موسى عليه السلام فرمود: «أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى» «4» او به هر چيز آفرينش داده و هدايت كرد و حضرت محمّد صلى الله عليه و آله فرمود: «الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى، وَ الَّذِي قَدَّرَ
«1». اعراف، 127.
«2». عنكبوت، 61.
«3». طه، 50.
«4». شعراء، 78.
جلد 5 - صفحه 351
فَهَدى» «1» خدايى كه آفريد سپس تعديل كرد وكسى كه اندازه گرفت وهدايت كرد.
رهبرى حركت وقيام با موسى عليه السلام بود. «يا مُوسى» اگر چه موسى و هارون به سوى فرعون رفتند و او ابتدا گفت: «فَمَنْ رَبُّكُما»، ولى رهبر موسى بود، لذا فرعون بلافاصله اضافه كرد: «يا مُوسى».
پیام ها
1- آنچه مورد ادّعا و نزاع است، ربوبيّت خداوند است، نه خالقيّت. «فَمَنْ رَبُّكُما»
2- روحيّهى استكبار و غرور طاغوتى حتّى در گفتار و شيوهى سؤال نيز مشهود است. به جاى اينكه بپرسد «مَن ربّى»، گفت: «فَمَنْ رَبُّكُما»
3- ما از خداوند طلبى نداريم، هر چه هست عطاى اوست. «أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ»
4- خداوند يكتا، هم مىآفريند و هم با هدايت تكوينى اداره مىكند. «أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى» (آرى او پس از آفرينش، راه ادامهى زندگى و كمال را نيز در آنان قرار داده است. «ثُمَّ هَدى»)
5- خداوند به هر موجودى، آفرينش كامل و ويژگىهايى متناسب با او عطا كرده است. «خَلْقَهُ»
6- لازمهى ربوبيت الهى، هدايت اوست. رَبُّنَا ... ثُمَّ هَدى
7- ربوبيّت، حقِ كسى است كه آفريدگار است. «رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ»
8- همهى موجودات، مشمول هدايت الهى هستند. تمام قوانين حاكم بر هستى و غرايز موجود در انسانها و حيوانات، از هدايت الهى است. «خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى»
9- در برابر منطق نبايد به راه نياكان تكيه كرد. «فَما بالُ الْقُرُونِ الْأُولى»
موسى عليه السلام با منطق سخن مىگويد ولى فرعون، مسير بحث را به تاريخ مىكشاند، تا عواطف مردم را تحريك كند. «فَما بالُ الْقُرُونِ الْأُولى»
«1». اعلى، 2- 3.
تفسير نور(10جلدى)، ج5، ص: 352
پانویس
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




