آیه 112 سوره نحل

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۲۷ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<111 آیه 112 سوره نحل 113>>
سوره : سوره نحل (16)
جزء : 14
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و خدا بر شما حکایت کرد و مثل آورد مثل شهری را که در آن امنیت کامل حکمفرما بود و اهلش در آسایش و اطمینان زندگی می‌کردند و از هر جانب روزی فراوان به آنها می‌رسید تا آنکه اهل آن شهر نعمتهای خدا را کفران کردند، خدا هم به موجب آن کفران و معصیت طعم گرسنگی و بیمناکی را به آنها چشانید و چون لباس، سراپای وجودشان را پوشاند.

و خدا [برای پندآموزی به ناسپاسان] مَثَلی زده است: شهری را که امنیت و آسایش داشت و رزق و روزیِ [مردمش] به فراوانی از همه جا برایش می آمد، پس نعمت خدا را ناسپاسی کردند، در نتیجه خدا به کیفر اعمالی که همواره مرتکب می شدند، بلای گرسنگی و ترس فراگیر را به آنان چشانید.

و خدا شهرى را مَثَل زده است كه امن و امان بود [و] روزيش از هر سو فراوان مى‌رسيد، پس [ساكنانش‌] نعمتهاى خدا را ناسپاسى كردند، و خدا هم به سزاى آنچه انجام مى‌دادند، طعم گرسنگى و هراس را به [مردم‌] آن چشانيد.

خدا قريه‌اى را مثَل مى‌زند كه امن و آرام بود، روزى مردمش به فراوانى از هر جاى مى‌رسيد، اما كفران نعمت خدا كردند و خدا به كيفر اعمالشان به گرسنگى و وحشت مبتلايشان ساخت.

خداوند (برای آنان که کفران نعمت می‌کنند،) مثلی زده است: منطقه آبادی که امن و آرام و مطمئن بود؛ و همواره روزیش از هر جا می‌رسید؛ امّا به نعمتهای خدا ناسپاسی کردند؛ و خداوند به خاطر اعمالی که انجام می‌دادند، لباس گرسنگی و ترس را بر اندامشان پوشانید!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

Allah draws a parable: There was a town secure and peaceful, its provision coming abundantly from every place. But it was ungrateful toward Allah’s blessings. So Allah made it taste hunger and fear because of what they used to do.

And Allah sets forth a parable: (Consider) a town safe and secure to which its means of subsistence come in abundance from every quarter; but it became ungrateful to Allah's favors, therefore Allah made it to taste the utmost degree of hunger and fear because of what they wrought.

Allah coineth a similitude: a township that dwelt secure and well content, its provision coming to it in abundance from every side, but it disbelieved in Allah's favours, so Allah made it experience the garb of dearth and fear because of what they used to do.

Allah sets forth a Parable: a city enjoying security and quiet, abundantly supplied with sustenance from every place: Yet was it ungrateful for the favours of Allah: so Allah made it taste of hunger and terror (in extremes) (closing in on it) like a garment (from every side), because of the (evil) which (its people) wrought.

معانی کلمات آیه

قرية: قرى: جمع كردن. شهر را از آن قريه گويند ، كه مردم در آن جمع شده ‏اند . اكثر استعمال در شهر است، گاهى به معناى روستا نيز آيد.

رغد: (بر وزن شرف) ، وسعت عيش. منظور از آن ، فراوانى است.

آمنة: امن: ايمنى و آرامش. آمنة: ذات امن و صاحب ايمنى.

مطمئنة: اطمينان: سكون و آرامش خاطر. به نظر راغب، آن آرامش بعد از پريشانى است. قريه مطمئنة آنست كه آرام باشد، اهلش در ضيق و ناآرامى نباشد كه احتياج به كوچ باشد. مطمئن از حوادث‏ طبيعى.[۱]

نزول

محمد بن یعقوب کلینى از على بن ابراهیم و او بعد از سه واسطه از امام صادق علیه‌السلام نقل نماید که این آیه درباره قومى نازل شده که در کنار نهرى به نام ثرثار زندگانى می‌کردند و یا این که در شهرى به نام ثرثار زندگى می‌نمودند و در کمال نعمت و خوشگذرانى و فراخى بودند تا جائى که از اثر کفران نعمت با نانى که از گندم درست می‌کردند، استنجا نموده و خود را با آن تمیز می‌نمودند و از نان‌هائى که استنجا می‌کردند تپه اى عظیم ایجاد شده بود تا این که مردى صالح و نیکوکار بر آن‌ها گذشت و دید زنى مشغول استنجاء بچه خود با نان گندم بوده است.

این مرد گفت: چه شده است شما را؟ چرا از خداوند نمى ترسید و به این کیفیت کفران نعمت خداوند را می‌نمائید. آن زن گفت: چگونه ما را از گرسنگى می‌ترسانى در حالتى که نهر ثرثار همیشه در جریان است و ما از آن بهره برمى گیریم. چیزى نگذشت که آب آن نهر خشکیده شد و باران قطع گردید و نباتات زمین سوخت و وضع اهالى به بدبختى و گرسنگى و بیچارگى کشانیده شد و این آیه نازل گردید[۲].[۳]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ «112»

و خداوند (براى شما) قريه‌اى را مثال مى‌زند كه امن و آرام بود، روزيش از هر سو فراوان مى‌رسيد، امّا (مردم آن قريه) نعمت‌هاى خدا را ناسپاسى كردند، پس خداوند به (سزاى) آنچه انجام مى‌دادند، پوشش فراگير گرسنگى و ترس را بر آنان چشانيد.

نکته ها

تعبير «لِباسَ» در مورد گرسنگى و ترس، شايد بخاطر آن باشد كه اين دو همچون لباس، همه‌ى وجود و زندگى آنها را فراگرفته بود، چنانكه تعبير «چشاندن» كنايه از نفوذِ آثار گرسنگى و ترس، در عمق وجود آنان است.

پیام ها

1- تاريخ بشر، داراى ضابطه، قانون و برپايه سنّت‌هاى الهى است. «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا»

2- از بيان مثال‌هاى قرآنى در مورد تاريخ واقوام گذشته، عبرت بگيريم. «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا»

3- امنيّت و آرامش در رأس نعمت‌ها و زمينه‌ى توسعه در رزق و اقتصاد جامعه مى‌باشد. «آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيها رِزْقُها»

4- لازم نيست يك منطقه همه نيازش را خودش تأمين كند، بلكه مى‌تواند واردات داشته باشد. «يأتيها رزقها رغدا من كل مكان»

5- عذاب‌هاى دنيوى نسبت به عذاب‌هاى اخروى، نوعى چشيدن است نه نوشيدن. «فَأَذاقَهَا اللَّهُ»

6- كفران نعمت در همين دنيا، عقاب دارد. فَكَفَرَتْ‌ ... فَأَذاقَهَا اللَّهُ‌

جلد 4 - صفحه 591

7- كفران نعمت باعث زوال آن است. «فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ»

8- فقر اقتصادى و ناامنى اجتماعى، از نشانه‌هاى بى‌اعتنايى جامعه به اصول دينى است. فَكَفَرَتْ‌ ... فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ‌

9- كفران نعمت هم عذاب جسمى دارد. (فقر و گرسنگى)، هم عذاب روحى و روانى (ترس و نا امنى) فَكَفَرَتْ‌ ... فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ‌



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
  2. البرهان فی تفسیر القرآن.
  3. محمدباقر محقق،‌ نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص491.

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه