آیه 49 سوره توبه
| <<48 | آیه 49 سوره توبه | 50>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
و برخی از آن مردم منافق با تو گویند که به ما در جهاد اجازه معافی ده و ما را در آتش فتنه (و گناه نافرمانی) میفکن، آگاه باش که آنها خود به فتنه و امتحان در افتادند و همانا دوزخ به آن کافران احاطه دارد.
و از منافقان کسانی هستند که می گویند: ما را اجازه ترک نبرد ده و به فتنه و گناه دچار مکن. آگاه باش که [آنان با این درخواست ناهنجارشان] به فتنه و گناه افتاده اند؛ و یقیناً دوزخ بر کافران احاطه دارد.
و از آنان كسى است كه مىگويد: «مرا [در ماندن] اجازه ده و به فتنهام مينداز.» هشدار، كه آنان خود به فتنه افتادهاند، و بىترديد جهنم بر كافران احاطه دارد.
بعضى از آنان مىگويند: مرا رخصت ده و به گناه مينداز. آگاه باش كه اينان خود در گناه افتادهاند و جهنم بر كافران احاطه دارد.
بعضی از آنها میگویند: «به ما اجازه ده (تا در جهاد شرکت نکنیم)، و ما را به گناه نیفکن»! آگاه باشید آنها (هم اکنون) در گناه سقوط کردهاند؛ و جهنم، کافران را احاطه کرده است!
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
تفتنى: فتنة. امتحان، وسيله امتحان، شدت عذاب، شرك. فتن در اصل گذاشتن طلا در آتش است براى امتحان. «لا تفتنى»: به فتنه نيانداز مرا.[۱]
نزول
«شیخ طوسی» گوید: ابن عباس و مجاهد و ابن زید گویند: این آیه درباره جد بن قیس نازل گردید، بدین شرح وقتى که رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم به مردم فرمان خروج به سوى غزوه تبوک براى جنگ با رومیان را صادر فرمود، جد بن قیس گفت: یا رسول الله مردى هستم که مفتون و دلباخته زنان رومى مى شوم مرا به فتنه زنان زرد فام[۲] رومى میفکن[۳].[۴]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَ لا تَفْتِنِّي أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ «49»
و برخى از آنان (بهانهجويانِ ترسو) مىگويند: به من اجازه بده (به جبهه نيايم) و مرا (به گناه و) فتنه مينداز. آگاه باشيد كه اينان در فتنه (و گناه) سقوط كردهاند و همانا جهنّم بر كافران احاطه دارد.
نکته ها
يكى از بزرگان قبيلهى بنىسلمه كه از منافقان بود، از رسول خدا اجازه خواست تا به جنگ تبوك نرود و بهانهاش اين بود كه اگر چشمم به زنان رومى بيفتد، فريفته شده، به گناه مىافتم. حضرت اجازه داد. اين آيه نازل شد و او را به خاطر عدم شركت در جبهه، گناهكار و در فتنه افتاده دانست. پيامبر صلى الله عليه و آله او را از رياست قبيله بركنار و بُشربنبراء را كه سخاوتمند و خوش اخلاق بود، به جاى او نصب كرد. «1»
پیام ها
1- فرماندهى كل قوا، از مسئوليّتهاى پيامبر و رهبر در جامعهى اسلامى است. «مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي»
2- منافقان بىادب، رسول خدا را عامل فتنه مىپنداشتند. «ائْذَنْ لِي وَ لا تَفْتِنِّي»
3- در بينش منافقان، جهاد در راه خدا، بلا و گرفتارى است. «وَ لا تَفْتِنِّي»
4- جنگ، بوتهى فتنه و آزمايش است. «وَ لا تَفْتِنِّي»
«1». تفسير نمونه.
جلد 3 - صفحه 434
5- بعضى منافقان براى فريب متديّنين، از عنوانها و مسائل مذهبى استفاده مىكنند. «وَ لا تَفْتِنِّي» (به اسم نگاه نكردن به دخترانِ رومى، فرمان خدا و رسول را زير پا مىگذارند!)
6- آنان كه از فتنهى جنگ نگران و گريزانند، در فتنهى بالاترى خواهند افتاد. «أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا»
7- فرار از آزمايش الهى، امكان ندارد. «1» با آنكه گفتند: «لا تَفْتِنِّي» امّا به فتنه گرفتار شدند. «فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا»
8- بهانهگيرى منافقانه براى فرار از جهاد، مايهى كفر است. ائْذَنْ لِي ... كافرين
9- احاطهى جهنّم بر كافران، به خاطر احاطهى گناه بر وجود آنان است. «2» «محيطة»
«1». «احَسِبَ الناس ان يُتركوا ان يقولوا آمنّا وهم لايُفتنون». عنكبوت، 2.
«2». در جاى ديگر مىخوانيم: «مَن كَسب سيّئةً واحاطتبه خطيئتُه فاولئك اصحاب النّار» بقره، 81.
پانویس
- ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
- ↑ فراء گوید: رومیان از آن جهت زردرنگ بودند که وقتى که حبشیان سیاهرنگ بر روم غلبه کردند با دختران سفیدرنگ رومى درآمیختند و آمیختن سیاه حبشى با سفید رومى زرد فامى را در رومیان ایجاد نمود.
- ↑ ابن مردویه در تفسیر خود و نیز طبرانى و ابونعیم از ابن عباس و همچنین ابن ابىحاتم و ابن مردویه در تفاسیر خود از جابر بن عبدالله این روایت را نیز نقل نموده اند و نیز طبرانى از ابن عباس چنین افزوده که پیامبر فرمود: جنگ کنید و دختران زردفام رومى را به غنیمت برگیرید. عده اى از منافقین گفتند: محمد میخواهد مردم را به وسیله زنان رومى بیازماید.
- ↑ محمدباقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص414.
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
- محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه.




