آیه 33 سوره انعام

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۲۸ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ ۖ فَإِنَّهُمْ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَٰكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<32 آیه 33 سوره انعام 34>>
سوره : سوره انعام (6)
جزء : 7
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

ما به تحقیق می‌دانیم که کافران در تکذیب تو سخنانی می‌گویند که تو را افسرده و غمگین می‌سازد. (دل شاد دار) که آن ستمکاران نه تو را تکذیب می‌کنند بلکه آیات خدا را انکار می‌کنند.

آنچه را کافران و مشرکان [بر ضد قرآن و تو] می گویند می دانیم که تو را غمگین می کند. پس آنان تو را تکذیب نمی کنند، بلکه ستمکاران آیات خدا را تکذیب می نمایند.

به يقين، مى‌دانيم كه آنچه مى‌گويند تو را سخت غمگين مى‌كند. در واقع آنان تو را تكذيب نمى‌كنند، ولى ستمكاران آيات خدا را انكار مى‌كنند.

مى‌دانيم كه سخنشان تو را اندوهگين مى‌سازد، ولى اينان تنها تو را تكذيب نمى‌كنند؛ بلكه اين ستمكاران سخن خدا را انكار مى‌كنند.

ما می‌دانیم که گفتار آنها، تو را غمگین می‌کند؛ ولی (غم مخور! و بدان که) آنها تو را تکذیب نمی‌کنند؛ بلکه ظالمان، آیات خدا را انکار می‌نمایند.

ترجمه های انگلیسی(English translations)

We certainly know that what they say grieves you. Yet it is not you that they deny, but it is Allah’s signs that the wrongdoers impugn.

We know indeed that what they say certainly grieves you, but surely they do not call you a liar; but the unjust deny the communications of Allah.

We know well how their talk grieveth thee, though in truth they deny not thee (Muhammad) but evil-doers flout the revelations of Allah.

We know indeed the grief which their words do cause thee: It is not thee they reject: it is the signs of Allah, which the wicked contemn.

معانی کلمات آیه

يجحدون: جحد: انكار شىء با علم به حق بودن آن. «يجحدون» دانسته  انكار مى كنند.[۱]

نزول

شأن نزول:

حفص بن غياث البخترى از امام صادق عليه السّلام روايت كند كه امام به وى فرمود اى حفص، بر تو باد كه در جميع امور صابر و شكيبا باشى زيرا خداوند كه محمّد صلى اللّه عليه و آله را مبعوث فرمود وى را بصبر و رفق و مدارا امر نمود و در اين باره براى او آيه اى نازل كرد آنجا كه فرمايد (وَ اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلًا)[۲]، و نيز طىّ آيه ديگرى فرمود (وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ)[۳]. رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم بر تمام صدمات و لطماتى كه باو وارد كرده بودند صبر نمود و همه اذيّت و آزارهائى كه از طرف كفّار بر او ميشد تحمّل كرد تا جائى كه تاب تحمّل براى وى نمانده بود سپس آيه (وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِما يَقُولُونَ)[۴] نازل گرديد، در عين حال كفّار بر شدّت آزار خويش افزودند و پيامبر از اين حيث زياد غمگين و دلتنگ شد سپس اين آيه براى او نازل گرديد و رسول خدا صلى اللّه عليه و آله باز بر خويش لازم ديد كه شكيبائى ورزد و تحمل شدائد را بنمايد و در عين حال بياد خدا باشد تا جائى كه فرمود بار خدايا من از اينهمه آزارها و اذيّتها كه در باره خودم و اهل و خويشاوندانم از ناحيه كفّار وارد مى آيد صبر مى كنم ولى درباره تكذيب آنها نتوانم صبر كرد سپس خداوند آيه (وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ ما مَسَّنا مِنْ لُغُوبٍ)[۵] را نازل فرمود. از آن ببعد پيامبر در جميع حالات صبر و تحمّل را پيشه خود قرار داد و خداوند او را بوجود ائمّه و پيشوايان از عترت او و نيز صفت صبر و شكيبائى آنان را در شدائد و مصائب و سختى ها طىّ آيه (وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ)[۶] بشارت داد.

سپس امام فرمود اى حفص صبر و شكيبائى در ايمان بمنزله سر در مقابل بدن است.[۷]  

سدّى گويد در روز جنگ بدر اخنس بن شريق با ابوجهل در خلوت گفت اى ابو الحكم بمن بگوى كه آيا اين محمّد راست مى گويد يا نه؟ ابو جهل در جواب گفت اگر بتو راست بگويم بايد سوگند ياد كنم كه محمّد راستگوى است ولى چون طائفه بنو قصّى لواى سقايت و حجابت و نبوّت را دارا شدند و از براى قريش چيزى نگذاشتند اگر در چنين موقعيّتى او را تصديق بنمائيم ناچار خواهيم شد از او پيروى كنيم در صورتى كه ما هرگز تابع و پيرو بنو عبد مناف نخواهيم شد. سپس اين آية نازل گرديد.

مقاتل گويد درباره حارث بن عامر بن نوفل بن عبد مناف بن قصى آمده كه آشكارا رسول خدا را تكذيب مينمود و او را شاعر و ساحر و مجنون ميخواند ولى وقتى كه در خلوت اسم پيامبر را مى شنيد وى را تصديق ميكرد و مى گفت من او را راستگوى ميدانم و نيز به پيامبر كه ميرسيد مى گفت ما ميدانيم آنچه كه مى گوئى راست است ولى ما افرادى زبون و ضعيف مى باشيم كه اگر با اين كيفيّت از تو متابعت نمائيم عرب ما را خوار خواهند داشت و ما طاقت اين خوارى را نداريم[۸].[۹]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ وَ لكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ «33»

البتّه ما مى‌دانيم كه آنچه مى‌گويند، تو را اندوهناك مى‌كند، (ولى غم مخور و بدان كه) آنان (در واقع) تو را تكذيب نمى‌كنند، بلكه (اين) ستمگران آيات خدا را انكار مى‌كنند.

جلد 2 - صفحه 443

نکته ها

در شأن نزول آيه آمده است كه: دشمنان پيامبر صلى الله عليه و آله آن حضرت را امين و صادق مى‌دانستند، ولى مى‌گفتند: اگر او را تصديق كنيم، قبيله و موقعيّت ما تحقير مى‌شود. گاهى هم مى‌گفتند: او صادق است؛ ولى خيال مى‌كند به او وحى شده، از اين روى، اين گونه آيات الهى را تكذيب مى‌كردند.

امام صادق عليه السلام درباره‌ى‌ «لا يُكَذِّبُونَكَ» فرمود: «يعنى آنان نمى‌توانند گفتار و مدّعاى تو را ابطال كنند». «1»

پیام ها

1- رهبر نبايد از تكذيب مخالفان محزون شود. به همين دليل، خداوند پيامبرش را دلدارى مى‌دهد و حمايت مى‌كند. «قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ»

2- خداوند به حالات درونى انسان آگاه است. «قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ»

3- تكذيب پيامبر، تكذيب خداست، همان‌گونه كه بيعت با پيامبر، بيعت با خداوند است. «لا يُكَذِّبُونَكَ وَ لكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ»

4- با توجّه به مشكلات و تكذيب و جسارت‌هاى بزرگتر به ديگران، مشكل خود را آسان بدانيم. لا يُكَذِّبُونَكَ‌ ... بِآياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ‌

5- مخالفان رسول خدا، با مكتب طرفند، نه با شخص. لا يُكَذِّبُونَكَ‌ ... بِآياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ‌

6- تكذيب آيات الهى، هم ظلم به خود است، هم ظلم به رسول اللّه، هم ظلم به مكتب و هم ظلم به نسل‌هاى بعد. «وَ لكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ»


«1». تفسير عيّاشى.

تفسير نور(10جلدى)، ج‌2، ص: 444



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
  2. آيه 10 سوره مزمّل (ترجمه) بر آنچه (ياوه هائى) كه (كفّار) مى گويند شكيبا باش و بطرزى نيكو از آنها دورى كن.
  3. آيه 34 سوره فصّلت، (ترجمه) نيكى و بدى (در جهان) برابر نيست (اى پيامبر تو و امّت تو) هميشه بدى را به بهترين عمل نيك پاداش بده تا آن كسى را كه دشمن مى پندارى با تو دوست گردد.
  4. آيه 97 سوره حجر، (ترجمه) ما ميدانيم كه از آنچه كه مردم در طعن و تكذيب تو مى گويند دلتنگ مى شوى.
  5. آيه 39 سوره ق (ترجمه) ما آسمانها و زمين و آنچه ميان آنهاست در شش روز آفريديم و هيچگونه رنج و سختى بما نرسيد.
  6. آيه 24 سوره الم سجدة، (ترجمه) و از ميان آنان پيشوايان و امامانى قرار داديم كه مردم را بامر ما راهنمائى نمايند براى اينكه در راه حقّ صبر كردند و در آيات ما مقام يقين را يافتند.
  7. تفاسير على بن ابراهيم و برهان.
  8. تفسير كشف الاسرار.
  9. محمد باقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات، ص: 329

منابع

مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه