آیه 18 سوره آل عمران
| <<17 | آیه 18 سوره آل عمران | 19>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
خدا به یکتایی خود گواهی دهد که جز ذات اقدس او که نگهبان عدل و درستی است خدایی نیست، و فرشتگان و دانشمندان نیز به یکتایی او گواهی دهند؛ نیست خدایی جز او که (بر همه چیز) توانا و داناست.
خدا در حالی که برپا دارنده عدل است [با منطق وحی، با نظام مُتقن آفرینش و با زبان همه موجودات] گواهی می دهد که هیچ معبودی جز او نیست؛ و فرشتگان و صاحبان دانش نیز گواهی می دهند که هیچ معبودی جز او نیست؛ معبودی که توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
خدا كه همواره به عدل، قيام دارد، گواهى مىدهد كه جز او هيچ معبودى نيست؛ و فرشتگانِ [او] و دانشوران [نيز گواهى مىدهند كه:] جز او، كه توانا و حكيم است، هيچ معبودى نيست.
اللّه حكم كرد -و فرشتگان و دانشمندان نيز- كه هيچ خدايى بر پاى دارنده عدل جز او نيست. خدايى جز او نيست كه پيروزمند و حكيم است.
خداوند، (با ایجادِ نظامِ واحدِ جهانِ هستی،) گواهی میدهد که معبودی جز او نیست؛ و فرشتگان و صاحبان دانش، (هر کدام به گونهای بر این مطلب،) گواهی میدهند؛ در حالی که (خداوند در تمام عالم) قیام به عدالت دارد؛ معبودی جز او نیست، که هم توانا و هم حکیم است.
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
قسط: عدالت. فاعل آن مقسط است، ولى بفتح قاف بمعنى ظلم و فاعل آن قاسط آيد.[۱]
نزول
محل نزول:
اين آيه در همچون ديگر آيات سوره آل عمران در مدينه بر پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله نازل گرديده است. [۲]
شأن نزول:
از كلبى نقل نمايند كه دو نفر از احبار به شام آمدند و به مسجد رفته و رسول خدا صلى الله عليه و آله را ملاقات نمودند و وى را به همان صفتى يافتند كه در انجيل خوانده بودند و دانستند كه اين پيامبر همان پيامبر آخرالزمان است، لذا به رسول خدا گفتند: آيا تو محمدى؟ پيامبر فرمود: بلى، سپس گفتند: آيا تو احمدى؟ فرمود: آرى، سپس گفتند: تو را از شهادتى مى پرسيم اگر به ما جواب دادى به تو ایمان خواهيم آورد. فرمود: بپرسيد. گفتند: به ما خبر بده از بزرگترين شهادتى كه در كتاب خدا است. سپس جبرئيل فرود آمد و اين آيه را كه دال بر شهادت ذات خداوند به يكتائى است نازل نمود[۳].[۴]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
«18» شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
خدايى كه همواره به عدل و قسط قيام دارد، گواهى داده كه معبودى جز او نيست و فرشتگان و صاحبان دانش (نيز به يگانگى او گواهى دادهاند) جز او كه مقتدر حكيم است، معبودى نيست.
نکته ها
خداوند با ايجاد نظام واحد در هستى، بر يگانگى ذات خود گواهى مىدهد، يعنى هماهنگى و نظم موجود در آفرينش، همه گواه بر حاكميّت قدرتى يگانه بر هستى است، چنانكه در دعاى صباح مىخوانيم: «يا من دل على ذاته بذاته»
آفتاب آمد دليل آفتاب
گر دليلت بايد از وى رُخ متاب
امام باقر عليه السلام فرمودند: «مراد از «أُولُوا الْعِلْمِ» در آيه، انبيا واوصيا هستند». «1»
هر كجا تعدّد هست، محدوديّت نيز هست. خانهى بىحدّ نمىتواند بيش از يكى باشد. اگر گفتيم: فلان چراغ، نور بىنهايت دارد، جايى براى چراغ دوم باقى نمىماند. خدا بىنهايت است، زيرا اگر نهايت داشته باشد به نيستى برمىخورد و هيچ بىنهايتى قابل تعدّد نيست، لذا خداوند قابل تعدّد نيست واو يكتاست.
پیام ها
1- شهادت عملى از بهترين نوع شهادت است. هماهنگى در ميان آفريدهها، بهترين نمونهى گواهى بر يكتايى خداست. «شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ»
2- راه ايمان به خدا، علم است وعلم واقعى، انسان را با سرچشمه هستى آشنا مىكند. «وَ أُولُوا الْعِلْمِ»
3- دانشمندان، در كنار فرشتگان قرار مىگيرند. «وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ»
«1». تفسير نورالثقلين.
جلد 1 - صفحه 484
4- عدل الهى، در كنار توحيد مطرح است. بر خلاف ديگر قدرتمندان كه هر كجا احساس يكتايى و نداشتن رقيب و شريك كنند، زور مىگويند، او يكتايى است كه به پا دارندهى عدل است. «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ ... قائِماً بِالْقِسْطِ»
پانویس
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
- محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه.




