آیه 177 سوره بقره

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۱۵ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۱۴ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

۞ لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَٰكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَىٰ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا ۖ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ ۗ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<176 آیه 177 سوره بقره 178>>
سوره : سوره بقره (2)
جزء : 2
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

نیکوکاری آن نیست که روی به جانب مشرق یا مغرب کنید (چه این چیز بی‌اثری است) لیکن نیکوکاری آن است که کسی به خدای عالم و روز قیامت و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیغمبران ایمان آرد و دارایی خود را در راه دوستی خدا به خویشان و یتیمان و فقیران و در راه ماندگان و گدایان بدهد و در آزاد کردن بندگان صرف کند، و نماز به پا دارد و زکات مال (به مستحق) بدهد، و نیز نیکوکار آنانند که با هر که عهد بسته‌اند به موقع خود وفا کنند و در حال تنگدستی و سختی و هنگام کارزار صبور و شکیبا باشند. (کسانی که بدین اوصاف آراسته‌اند) آنها به حقیقت راستگویان و آنها به حقیقت پرهیزکارانند.

نیکی این نیست که روی خود را به سوی مشرق و مغرب کنید، بلکه نیکی [واقعی و کامل، که شایسته است در همه امور شما ملاک و میزان قرار گیرد، منش و رفتار و حرکات] کسانی است که به خدا و روز قیامت و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیامبران ایمان آورده اند، و مال و ثروتشان را با آنکه دوست دارند به خویشان و یتیمان و درماندگان و در راه ماندگان و سائلان و [در راه آزادی] بردگان می دهند، و نماز را [با همه شرایطش] برپای می دارند، و زکات می پردازند، و چون پیمان بندند وفاداران به پیمان خویشند، و در تنگدستی و تهیدستی و رنج و بیماری و هنگام جنگ شکیبایند؛ اینانند که [در دین داری و پیروی از حق] راست گفتند، و اینانند که پرهیزکارند.

نيكوكارى آن نيست كه روى خود را به سوى مشرق و [يا] مغرب بگردانيد، بلكه نيكى آن است كه كسى به خدا و روز بازپسين و فرشتگان و كتاب [آسمانى‌] و پيامبران ايمان آورد، و مال [خود] را با وجود دوست داشتنش، به خويشاوندان و يتيمان و بينوايان و در راه‌ماندگان و گدايان و در [راه آزاد كردن‌] بندگان بدهد، و نماز را برپاى دارد، و زكات را بدهد، و آنان كه چون عهد بندند، به عهد خود وفادارانند؛ و در سختى و زيان، و به هنگام جنگ شكيبايانند؛ آنانند كسانى كه راست گفته‌اند، و آنان همان پرهيزگارانند.

نيكى آن نيست كه روى خود به جانب مشرق و مغرب كنيد، بلكه نيكوكار كسى است كه به خدا و روز بازپسين و فرشتگان و كتاب خدا و پيامبران ايمان آورد. و مال خود را، با آنكه دوستش دارد، به خويشاوندان و يتيمان و درماندگان و مسافران و گدايان و دربندماندگان ببخشد. و نماز بگزارد و زكات بدهد. و نيز كسانى هستند كه چون عهدى مى‌بندند بدان وفا مى‌كنند. و آنان كه در بينوايى و بيمارى و به هنگام جنگ صبر مى‌كنند، اينان راستگويان و پرهيزگارانند.

نیکی، (تنها) این نیست که (به هنگام نماز،) رویِ خود را به سوی مشرق و (یا) مغرب کنید؛ (و تمام گفتگوی شما، در باره قبله و تغییر آن باشد؛ و همه وقت خود را مصروف آن سازید؛) بلکه نیکی (و نیکوکار) کسی است که به خدا، و روز رستاخیز، و فرشتگان، و کتاب (آسمانی)، و پیامبران، ایمان آورده؛ و مال (خود) را، با همه علاقه‌ای که به آن دارد، به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق می‌کند؛ نماز را برپا می‌دارد و زکات را می‌پردازد؛ و (همچنین) کسانی که به عهد خود -به هنگامی که عهد بستند-وفا می‌کنند؛ و در برابر محرومیتها و بیماریها و در میدان جنگ، استقامت به خرج می‌دهند؛ اینها کسانی هستند که راست می‌گویند؛ و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است؛) و اینها هستند پرهیزکاران!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

Piety is not to turn your faces to the east or the west; rather, piety is [personified by] those who have faith in Allah and the Last Day, the angels, the Book, and the prophets, and who give their wealth, for the love of Him, to relatives, orphans, the needy, the traveller and the beggar, and for [the freeing of] the slaves, and maintain the prayer and give the zakat, and those who fulfill their covenants, when they pledge themselves, and those who are patient in stress and distress, and in the heat of battle. They are the ones who are true [to their covenant], and it is they who are the Godwary.

It is not righteousness that you turn your faces towards the East and the West, but righteousness is this that one should believe in Allah and the last day and the angels and the Book and the prophets, and give away wealth out of love for Him to the near of kin and the orphans and the needy and the wayfarer and the beggars and for (the emancipation of) the captives, and keep up prayer and pay the poor-rate; and the performers of their promise when they make a promise, and the patient in distress and affliction and in time of conflicts-- these are they who are true (to themselves) and these are they who guard (against evil).

It is not righteousness that ye turn your faces to the East and the West; but righteous is he who believeth in Allah and the Last Day and the angels and the Scripture and the prophets; and giveth wealth, for love of Him, to kinsfolk and to orphans and the needy and the wayfarer and to those who ask, and to set slaves free; and observeth proper worship and payeth the poor-due. And those who keep their treaty when they make one, and the patient in tribulation and adversity and time of stress. Such are they who are sincere. Such are the Allah-fearing.

It is not righteousness that ye turn your faces Towards east or West; but it is righteousness- to believe in Allah and the Last Day, and the Angels, and the Book, and the Messengers; to spend of your substance, out of love for Him, for your kin, for orphans, for the needy, for the wayfarer, for those who ask, and for the ransom of slaves; to be steadfast in prayer, and practice regular charity; to fulfil the contracts which ye have made; and to be firm and patient, in pain (or suffering) and adversity, and throughout all periods of panic. Such are the people of truth, the Allah-fearing.

معانی کلمات آیه

بر: (بكسر باء) نيكى و خوبى، به فتح اول به معنى نيكوكار و نيز به معنى خشكى مقابل دريا است (قاموس قرآن).

ملائكة: فرشتگان. مفرد آن ملك، به عقيده اكثر علماء آن از ماده «الوك» به معنى رسالت است.

قربى: قربى و قرابت به معنى خويشاوندى و نزديكى نسبى است. بقره/ 83.

ابن السبيل: پسر راه، يعنى درمانده دور از وطن.

الرقاب: جمع رقبه، آن در اصل به معنى گردن است، استعمال آن در بنده و انسان از باب ذكر جزء و اراده كل است.

بأساء: بأس بؤس بأساء هر سه به معنى سختى و ناپسند است، بأساء را سختى شديد نيز گفته اند. به معنى عذاب، خوف و جنگ نيز آيند كه همه مصداق سختى مى باشند.

ضراء: ضرر شديد. بأساء و ضراء اگر يك جا ذكر شوند مراد از اولى سختيهاى خارج از وجود است مثل ضرر مالى و از دومى گرفتارى وجود مثل بيمارى. اين هر دو كلمه اسم مؤنث و مفرد هستند. (قاموس قرآن).[۱]

نزول

محل نزول:

این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۲]

شأن نزول:

«شیخ طوسی» گوید: هنگامى كه قبله به طرف خانه كعبه قرار گرفت. همه متوجه منسوخ شدن قبله پيشين گرديدند، مخصوصاً يهود و نصارى زياد اين موضوع را بر زبان مي‌راندند خداوند اين آيه را فرستاد كه نپندارند برّ و نيكوكارى فقط مخصوص به نماز خواندن رو به قبله است بلكه طاعات ديگرى نيز هست كه برّ و نكوكارى محسوب مي‌شود.

چنان كه ابن عباس و مجاهد گويند، قتاده و ربيع و جبائى گويند: نكوكارى آن نيست كه نصارى از براى نماز خود متوجه مشرق شوند و يهود متوجه مغرب گردند بلكه برّ چيزهاى ديگرى هم هست كه در آيه مذكور گرديده است [۳][۴][۵][۶].[۷]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

«177» لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِيِّينَ وَ آتَى الْمالَ عَلى‌ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى‌ وَ الْيَتامى‌ وَ الْمَساكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ وَ السَّائِلِينَ وَ فِي الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حِينَ الْبَأْسِ أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ‌

نيكى (تنها) اين نيست كه (به هنگام نماز) روى خود را به سوى مشرق يا مغرب بگردانيد، بلكه نيكوكار كسى است كه به خدا و روز قيامت و فرشتگان و كتاب آسمانى و پيامبران ايمان آورده و مال (خود) را با علاقه‌اى كه به آن دارد به خويشاوندان و يتيمان و بيچارگان و در راه‌ماندگان و سائلان و در (راه آزادى) بردگان بدهد، و نماز را برپاى دارد و زكات را بپردازد، و آنان كه چون پيمان بندند، به عهد خود وفا كنند و آنان كه در (برابر) سختى‌ها، محروميّت‌ها، بيمارى‌ها و در ميدان جنگ، استقامت به خرج مى‌دهند، اينها كسانى هستند كه راست گفتند (و گفتار و رفتار و اعتقادشان هماهنگ است) و اينان همان پرهيزكارانند.

نکته ها

كلمه «برّ» به معناى نيكى است، ولى به هركس كه خيلى نيكوكار باشد، مى‌گويند او «برّ» است. يعنى وجودش يكپارچه نيكى است.

«بأساء» از «بؤس» به معناى فقر و سختى است كه از خارج به انسان تحميل مى‌شود.

«ضرّاء»، درد وبيمارى است كه از درون به انسان فشار مى‌آورد. و «حِينَ الْبَأْسِ‌» زمان جنگ و جهاد است.

بعد از ماجراى تغيير قبله كه در آيه‌ى 144 خوانديم، سخنِ روز، پيرامون قبله و تغيير آن‌

جلد 1 - صفحه 269

بود كه اين آيه مى‌فرمايد: چرا به جاى محتواى دين كه ايمان به خدا و قيامت وانجام كارهاى نيك است، به سراغ بحث‌هاى جدلى رفته‌ايد.

اين آيه جامع‌ترين آيه قرآن است. زيرا اصول مهم اعتقادى، عملى و اخلاقى در آن مطرح گرديده است.

در تفسير الميزان از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده است كه فرمودند: هر كس به اين آيه عمل كند، ايمانش كامل است.

اين آيه پانزده صفت نيك را در سه بخشِ ايمان، عمل و اخلاق بيان نموده است. در بخش ايمان، به مسئله ايمان به خدا، فرشتگان، انبيا، قيامت و كتب آسمانى اشاره شده و در بخش عمل، به مسائل عبادى مانند نماز و اقتصادى مانند زكات و اجتماعى مانند آزاد نمودن بردگان و نظامى مانند صبر در جبهه و جنگ، و روحى وروانى مثل صبر در برابر مشكلات، اشاره گرديده است. و در بخش اخلاقى به وفاى به عهد و دل كندن از مادّيات و ترحّم به فقرا اشاره شده است.

ايمان به خدا، سبب خضوع انسان در برابر حقّ و عدم تسليم در برابر طاغوت‌هاست. ايمان به قيامت، موجب وسعت ديد و بلندى همّت مى‌گردد. ايمان به وجود ملائكه، نشانه‌ى ايمان به تشكيلات ماوراى طبيعت است. ايمان به انبيا، ايمان به وحى و جريان هدايت در طول تاريخ است و دليل بر اينكه انسان در اين جهان رها و بى‌برنامه نبوده است.

انفاق، بيانگر روح تعاون و نوع دوستى، و نماز، پيوند مستقيم با خدا، و زكات برنامه‌ريزى و اقدام براى حل مشكل محرومان، و وفاى به عهد، موجب تحكيم ارتباطات، و صبر، عامل آبديده شدن انسان‌هاست. «1»

جمله‌ «آتَى الْمالَ عَلى‌ حُبِّهِ» را سه نوع معنا نموده‌اند:

الف: پرداخت مال به ديگران با وجود علاقه‌اى كه به آن هست.

ب: پرداخت مال بر اساس حبّ خداوند.

ج: پرداخت مال بر اساس علاقه‌اى كه به فقير است.

«1». تفسير مراغى، ذيل آيه.

جلد 1 - صفحه 270

صبر، مادر همه كمالات است وقرآن راه رسيدن به بهشت را صبر مى‌داند؛ «أُوْلئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِما صَبَرُوا» «1» به آنان جايگاه بلند داده مى‌شود، به پاس بردبارى كه كردند.

چنانكه فرشتگان به بهشتيان مى‌گويند: «سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ» «2» درود بر شما كه پايدارى كرديد.

همچنين درباره رهبران الهى مى‌فرمايد: «جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا» «3» آنان را بخاطر صبرشان، پيشوايانى قرار داديم كه به امر ما هدايت مى‌نمودند.

مشابه اين آيه، در روايات نيز براى معرفى معارف دينى چنين آمده است:

  • «ليس العاقل من يعرف الخير من الشرّ و لكن العاقل من يعرف خير الشّرين» «4» عاقل آن نيست كه خير را از شرّ بشناسد، عاقل آن است كه ميان دو شرّ، خيرش را برگزيند.
  • «ليس العلم بكثرة التعلّم انّما هو نور يقذفه اللّه فى قلب من يريد» «5» دانش، به آموختن بسيار حاصل نمى‌شود. دانش واقعى، نورى الهى است كه به دلها مى‌تابد.
  • «ليس البرّ فى حُسن الزّى و لكن فى السكينة و الوقار» «6» بزرگى، در ظاهرِ آراسته نيست، بلكه در آرامش و وقار است.
  • «ليس السخى ... الذى ينفق ماله فى غير حقّه و لكنه الّذى يؤدّى الى اللّه ما فرض عليه» «7» سخاوتمند كسى نيست كه در هرجا و لو بى‌جا انفاق كند، بلكه كسى است كه در هرجا خشنودى خداست، انفاق كند.
  • «ليس العبادة كثرة الصيام و الصلاة و انّما العبادة كثرة التفكّر فى امر اللّه» «8» عبادت به نماز و روزه بسيار نيست، به تفكّر درباره خدا و آثار اوست.
  • «اشدّ من يَتم اليتيم يتيمٌ انقطع عن امامه» «9» آنكه از سرپرستى پيشواى حقّ محروم گشته، يتيم‌تر از كسى است كه پدر و مادرش را از دست داده است.

براى رسيدن به كمالِ تقوا، انفاقِ واجب و غير واجب، هر دو لازم است.

«1». فرقان، 75.

«2». رعد، 24.

«3». سجده، 24.

«4». بحار، ج 78، ص 6.

«5». بحار، ج 1، ص 225.

«6». بحار، ج 1، ص 106.

«7». بحار، ج 71، ص 352.

«8». بحار، ج 71، ص 325.

«9». بحار، ج 108، ص 171.

جلد 1 - صفحه 271

بعضى از مردم به مستمندان كمك مى‌كنند، ولى حقوق واجب خود را نمى‌پردازند و برخى ديگر به پرداخت خمس و زكات اكتفا مى‌كنند و نسبت به فقرا و محرومان در بخشش‌هاى مستحبّى بى‌تفاوت مى‌شوند. اين آيه، مؤمن واقعى را كسى مى‌داند كه هم حقوق واجب را بپردازد و هم انفاق مستحبّ را انجام دهد.

به همين دليل در روايات مى‌خوانيم: در اموال ثروتمندان، غير از زكات نيز حقّى براى محرومان است. «1» و كسى كه سير بخوابد در حالى كه همسايه او گرسنه باشد، ايمان كامل به خدا و قيامت ندارد. «2»

پیام ها

1- به جاى محتواى دين، به سراغ ظاهر نرويم و از اهداف اصلى باز نمانيم. «لَيْسَ الْبِرَّ ... وَ لكِنَّ الْبِرَّ»

2- يكى از وظايف انبيا وكتب آسمانى، تغيير فرهنگ مردم است. «لَيْسَ الْبِرَّ ... وَ لكِنَّ الْبِرَّ»

3- ايمان، مقدّم بر عمل است. «مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ ... آتَى الْمالَ»

4- ايمان به خدا و روز قيامت همراه با ايمان به همه‌ى انبيا و ملائكه لازم است.

«آمَنَ بِاللَّهِ ... وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِيِّينَ»

5- ارتباط با خدا در كنار ارتباط با مردم و تعاون اجتماعى در حوادث و گرفتارى‌ها مطرح است. «آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ... وَ آتَى الْمالَ عَلى‌ حُبِّهِ»

6- تمام كارهاى نيك، درسايه ايمان به خدا شكل مى‌گيرد. «آمَنَ بِاللَّهِ ... آتَى الْمالَ»

7- هدف اسلام از انفاق، تنها سير كردن گرسنگان نيست، بلكه دل كندن صاحب مال از مال نيز هست. «عَلى‌ حُبِّهِ»

8- نيكوكاران، مال و دارايى خود را با رغبت و علاقه در راه خدا انفاق مى‌كنند.

«آتَى الْمالَ عَلى‌ حُبِّهِ»

«1». تفسير قرطبى.

«2». كافى، ج 2، ص 665.

جلد 1 - صفحه 272

9- در انفاق، بستگان نيازمند بر ساير گروه‌هاى مستمند، اولويّت دارند. «ذَوِي الْقُرْبى‌ وَ الْيَتامى‌ ...»

10- سائل را ردّ نكنيد، گرچه فقير، مسكين، در راه مانده و فاميل نباشد. كلمه‌ى «السائلين» به صورت مستقل مطرح شده است. «وَ الْمَساكِينَ وَ ... السَّائِلِينَ»

11- ايمان ونماز و زكات، بدون شركت در جهاد كامل نمى‌شود. «وَ حِينَ الْبَأْسِ ... أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا»

12- مدّعيان ايمان بسيارند، ولى مؤمنان واقعى كه به تمام محتواى دين عمل كنند، گروهى اندك هستند. «أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا»

13- نشانه‌ى صداقت، عمل به وظايف دينى وتعهّدات اجتماعى است. «أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا»

14- متّقى كسى است كه عملش، عقايدش را تأييد كند. «آتَى الْمالَ ... أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ»



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
  2. طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‌1، ص 111.
  3. صاحب مجمع البيان گويد: اين موضوع از ابوالقاسم بلخى نيز نقل شده ولى قتاده گويد كه درباره يهوديان نازل شده است.
  4. صاحب كشف الاسرار از ابن عباس و مجاهد و ضحاك و عطا و سفيان نقل كند كه اين آيه درباره مؤمنين صدر اسلام پيش از هجرت و قبل از واجب شدن فرائض نازل گرديد كه معتقد شده بودند كه هر كس كلمه توحيد بگويد و به هر سو نماز بخواند به بهشت خواهد رفت.
  5. در تفسير جامع البيان و تفسير ابن المنذر از قتادة و در تفسير ابن ابى حاتم از ابوالعاليه روايت گرديده كه شخصى نزد پيامبر آمد و از برّ سؤال كرد سپس اين آيه نازل گرديد.
  6. در تفسير عبدالرزاق نيز اين شأن و نزول از قتادة نقل گرديده است.
  7. محمدباقر محقق،‌ نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص 52.

منابع

مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه