أنساب الأشراف (کتاب)
کتاب «جُمَل مِن أنساب الأشراف» معروف به «أنساب الأشراف»، تأليف احمد بن یحیی بلاذری (متوفای ۲۷۹ ق)، از مهمترین و قدیمترین آثار در وقایع تاريخ سده اول اسلام و انساب عرب -در ۱۳ جلد- است. بسیاری از اخبار منقول در این کتاب -مانند واقعه غدير خم و رواياتی در فضائل امام علی علیهالسلام-، مورد توجه علمای بزرگ شیعه بوده است.
| نویسنده | احمد بن یحیی بلاذری |
| موضوع | تاريخ اسلام و انساب |
| زبان | عربی |
| تعداد جلد | ۱۳ |
|
| |
مؤلف
احمد بن یحیی بلاذری (م، ۲۷۹ ق)، مورخ، جغرافیدان، نسبشناس، ادیب، شاعر و مترجم نامدار مسلمان در قرن سوم قمری است. بلاذری را از ندیمان و جلیسان متوکل عباسی (حک ۲۳۲-۲۴۷ق) شمردهاند.
نگاهی به فهرست شیوخ بلاذری نشان از تلاش گستردۀ او برای گردآوری مواد و روایتهای تاریخی دارد. وی یکی از نخستین کسانی است که آثار محدثان و اخباریان کهن را از اجزاء مختلف در آثار بزرگ و گستردۀ خویش گرد آورد. بلاذری به تاریخ نگاری و ثبت و ضبط اخبار عرب آن هم بر مبنای انساب، اهتمام داشت.
بسیاری از اخبار منقول در آثار بلاذری، مورد توجه علمای بزرگ شیعه بوده است. دو کتاب «أنساب الأشراف» و «فتوح البُلدان» از تألیفات معروف اوست.
معرفی کتاب
کتاب «أنساب الأشراف» كه مىتوان آن را بزرگترين اثر تاريخى برجاىمانده از سده ۳ قمری دانست، بهرغم نامش، تنها نسبنامه نيست، بلكه موضوع نسبشناسى در برابر اطلاعات گرانبهاى تاريخى و جنبه تاريخنگارى آن، حجم اندكى را شامل مىشود. در واقع، این اثر، یک دوره تاريخ سده اول هجرى بر مبناى انساب عرب است و مىتوان گفت كه چنين شيوهاى در تاريخنگارى مسلمانان در سده ۳ ق، بهگونهاى كه بلاذرى در این اثر در پيش گرفته، تكرار نشده است.
نام این کتاب، بهگونههاى مختلفى در مآخذ آمده است و شايد مهمترين دليل آن، تلفيق میان اخبار و انساب در این اثر بزرگ باشد. نویسندگان متأخرتر، کتاب بلاذرى را تنها یک اثر مبتنى بر نسبنگارى صرف نمىدانستند و سردرگمى پارهاى مؤلفان در ذكر نام کتاب بلاذرى، نشانى از این موضوع است. مسعودی از کتاب او با عنوان «تاريخ» ياد كرده است و ذهبى ضمن شرح حال بلاذرى، او را صاحب «التاريخ الكبير» خوانده است. در نسخهاى كه اينك از «الفهرست» ابن نديم در دست است، از این اثر، با عنوان «الاخبار و الانساب» نام برده شده؛ درحالىكه یاقوت حموی كه گویا نسخه ديگرى از «الفهرست» در دست داشته، به نقل از آن، کتاب بلاذرى را «جُمل نسب الاشراف» خوانده است.
كاتب كاملترين نسخهاى كه اكنون از «انساب الاشراف» در دست داريم، در پایان کتابت، آن را «جُمل انساب الاشراف و اخبارهم» خوانده است. برخى عناوین بهكاررفته در سدههاى بعدى، اساساً تداعىگر عنوان کتابى تاريخى، ولو آمیخته به انساب نيستند، مانند «مفاهيم الاشراف» يا «کتاب المعالم». پارهاى از این اختلافات، ناشى از اختلاف در نسخههاى این اثر در ادوار گذشته است؛ مثلاً اطلاعات حاجی خلیفه كه در دو جاى فهرست خود، از این کتاب نام برده، به دو گونه متفاوت است: یک جا، از آن با نام «الاستقصاء في الانساب و الاخبار» نام مىبرد و در جاى ديگرى، با عنوان «انساب الاشراف». شايد او دو نسخه را با همین دو عنوان ديده بوده است.
بههرحال، قرائنى نشان مىدهد كه احتمالاً مؤلف، عنوان «انساب الاشراف» را ترجيح مىداده است؛ مثلاً ابن ابار كه مىگوید این اثر بلاذرى را به خط خود او در دست داشته، تنها با عنوان «انساب الاشراف» از آن ياد كرده است. عنوان «اشراف» -با آنكه در قرون پس از بلاذرى، لفظ «شريف» بر منسوبان به اهل بيت (ع) يا اعضاى قبيله قريش اطلاق مىشد- در این کتاب، ناظر به گروه خاصى از اعراب نيست، بلكه به گفته محققان، اشراف در اينجا بهطور مطلق بزرگان عرب و احتمالاً شامل كسانى است كه از نژاد خالص عرب بودهاند.
با آنكه برخى مؤلفان كهن، در آثار رجالى و تاریخی به «انساب الاشراف» استناد كرده و از ستايش بلاذرى باز نايستادهاند و به قول سید مرتضى، وى مورد اعتماد اهل سنت بوده، بااينهمه، پنهان نمىتوان كرد كه «انساب الاشراف» با همه بزرگى و شهرت، در مقايسه با اثر ديگر وى، «فتوح البلدان» -كه به قول مسعودی در تاريخ فتوحات، از آن بهتر سراغ نداريم- رواج گستردهاى نداشته است.
محتوای کتاب
کتاب «انساب الاشراف»، با مقدمه محقق -سهيل زكار- در اشاره به نكاتى پيرامون اثر آغاز شده و مطالب، در سيزده جلد، تنظيم شده است.
کتاب حاضر، بدان گونه كه اينك در دست داريم، بدون مقدمهاى از نویسنده، چنين آغاز مىشود: «قال احمد بن يحيى بن جابر: اَخبرنى جماعة من اهل العلم بالكتب قالوا...». مؤلف پس از بيان نسب حضرت نوح و فرزندان او، بلافاصله به ذكر انساب عرب پرداخته و از آنجا كه نسب پيامبر اسلام(ص) از عدنان آغاز مىشود، یکیک نياكان آن حضرت را نام برده و همراه آن، به اختصار از ديگر فرزندان عدنان سخن رانده است. بدين گونه، پس از ذكر انساب و اخبار مربوط به اجداد حضرت رسول(ص)، به سيره آن حضرت پرداخته و در پایان همین فصل، بخشى را نيز به «سقيفه» اختصاص داده است، سپس دوباره از نياى پيامبر(ص)، عبدالمطلب، ياد مىكند و فرزندان او را یکیک نام مىبرد و اخبار هریک را مىآورد.
اخبار مربوط به دوره خلافت حضرت على(ع)، پس از سيره نبوى، از بزرگترين بخشهاى «انساب الاشراف» است. پس از ذكر انساب و اخبار بنى هاشم بن عبدمناف، به اخبار و انساب بنى عبدشمس بن عبدمناف مىپردازد و بدين گونه، نسب قريش پایان مىپذيرد.
در ذكر فرزندان الياس بن مُضَر، به روش پيشين خود، به يادكردِ اخبار و انساب ادامه مىدهد تا به نسب قبيله ثقیف و اخبار و انساب برخى رجال این قبيله مىرسد و از جمله، فصل بزرگى را به حجاج بن یوسف اختصاص مىدهد، اما کتاب در همین جا ظاهراً به سبب وفات مؤلف، پایان مىپذيرد و حتى انساب قبايل قيسى نيز كامل ياد نشده است.
از حيث تسلسل تاريخى، ذكر خليفه مهدى عباسی (حک ۱۵۸-۱۶۹ق)، با ذكر عنوان خاصى برای او، واپسين مرحله کتاب است؛ گو اينكه این بخش، اكنون در میانه کتاب واقع شده است. البته ذكرى از چند خلیفه پس از او، مانند هارون الرشيد، مأمون و معتصم بهطور بسيار مختصر در لابهلاى اخبار هست.
جالب توجه است كه هرچه مطالب کتاب «انساب الاشراف» به عصر مؤلف - كه به دربار عباسيان آمدوشد داشته - نزدیک تر مىشود، اخبار، كوتاهتر و به جزئيات نه چندان مهم، بسنده مىشود. همچنين، گرچه بلاذرى کتاب خود را به انساب و اخبار عرب شمالى (عدنانى) اختصاص داده، اما در طى اخبار، گاه بهمناسبت، از غير عربها نيز بهتفصيل ياد كرده و حتى عنوانى بديشان اختصاص داده است، مانند ابومسلم خراسانى، ابن مقفع و سندباد.
به نظر مىرسد كه بلاذرى، پس از جمعآورى مواد گوناگون، در سالهاى پایانى عمر خود، به نگارش «انساب الاشراف» بهصورتى كه اينك در دست داريم، پرداخته است. ناتمام ماندن کتاب نيز این حدس را تأييد مىكند و بههرحال، يقيناً نگارش قسمت اعظم آن، پس از آثار ديگرش صورت گرفته است، زيرا وى در چند جاى «انساب الاشراف» صريحاً از کتاب ديگر خود در باب «بُلدان» ياد مىكند كه شايد مقصود «فتوح البلدان» موجود باشد.
برای جستوجوى روايات و حوادث تاريخى در این کتاب، اطلاع اجمالى از انساب افراد حاضر در آن واقعه، ضرورى به نظر مىرسد؛ زيرا کتاب بهطور كلى بر اساس انساب، فصلبندى شده، اما در طى کتاب، با توجه به اشخاص مهم يا وقايع بااهمیت، سرفصلهاى ديگرى نيز به چشم مىخورد؛ مثلاً در بخش سيره نبوى، عناوین «قصة المعراج» يا «حديث الافک» را مىتوان ذكر كرد.
یکى از بخشهاى بسيار مهم کتاب، اخبار مربوط به خوارج است. نویسنده معمولاً در احوال و انساب خلفا، از خوارج معاصر آنان و فعاليتهایشان ياد مىكند. پارهاى از این اخبار، در هيچ مأخذ ديگرى بدين تفصيل نيامده است و بعضى از مورخان بعدى نيز بدون ذكر مأخذ از این بخشها، برداشت و گاه رونویس كردهاند.
نقل اشعار متناسب با وقايع تاريخى، سنتى رايج در تاريخنگارى مسلمانان بوده است. نویسنده نيز به پيروى از آن -و شايد بدين سبب كه خود شاعر نيز بوده- اهتمام ویژهاى به جمع اشعار مناسب با وقايع تاريخى از شعرا و بزرگان عهد داشته است؛ چندانكه كمتر واقعهاى در کتاب هست كه نویسنده، پارهاى از اشعار مشهور را در آن باب ذكر نكرده باشد.
این کتاب بسيار بيش از آثار مشابه، مانند «تاريخ طبرى»، شامل نزاعها و جنگهاى گسترده داخلى صدر اسلام است و اصحاب حديث، روايت این گونه اخبار را چندان خوش نمىداشتهاند؛ بهویژه كه «انساب الاشراف» با توجه به قدمت آن، حاوى برخى اخبار خاص تاريخى موردِ نظر شيعه، مانند هجوم به خانه حضرت زهرا(س) در جريان بیعت ستاندن برای ابوبكر يا واقعه غدير خم و روايات بسيار در فضائل امیرالمؤمنين على(ع)، يا ذكر مفصل مطاعن عثمان است، كه در بحثهاى كلامى بعد، مورد استناد عالمانى چون سید مرتضى از شيعه قرار گرفته است. بلاذری در این کتاب، آیاتی مانند آیه تطهیر و روایات متعددی مانند حدیث ولایت، عقد اخوت، حدیث منزلت و احادیث بسیار دیگر را در فضیلت امام علی(علیه السلام) نقل کرده، و امام علی(ع) را اولین مؤمن به رسول خدا(صلی الله علیه وآله) معرفی میکند. وی در این کتاب به شرح زندگی امام حسین(علیه السلام) و وقایع کربلا نیز پرداخت؛ لذا این کتاب یکی از مهمترین منابع تاریخی در زمینهی وقایع عاشورا به شمار میآید.
منابع کتاب
یکى از مهمترين امتيازات کتاب «انساب الاشراف»، منابع آن است. نویسنده در بعضى از فصلبندىهاى کتاب، ظاهراً تحت تأثير تک نگارىهاى اوايل تاريخنگارى مسلمانان بوده است، مانند «خبر الجمل» يا «امر الخريت بن راشد السامى فی خلافة على(ع)» يا «خبر مصعب بن زبير بن العوام و مقتله» كه چنين عنوانهایى را در آثار طبقه اخباریان و تاريخنگاران پيش از بلاذرى، بهویژه ابومخنف، بهصورت تک نگارى مىيابيم.
گفتنى است كه به واسطه این کتاب، مىتوان به پارههایى از آثار اخباریان و طبقه نخست از تاريخنگاران مسلمان دست يافت. نویسنده گاه با الفاظ خاص محدثان، همچون «حدّثنى» و «اخبرنى» و گاه با اشاره صريح به منبع، مانند «قال المدائنى» يا «قال الواقدى»، به نقل خبر مىپردازد. به نظر مىرسد كه او در این گونه موارد، به مآخذ كتبى دسترسى داشته است، زيرا گاه صراحتاً از منابع مكتوب خود نام مىبرد، مانند «طبقات ابن سعد» يا کتابى از عبدالله بن صالح عِجلى.
با توجه به این اشارهها، مىتوان موضوع کتابت اخبار تاريخى را - كه میان پژوهشگران مايه بحثهاى بسيار است - در نخستين ادوار تاريخنگارى مسلمانان پى گرفت. از طبقه اخباریان، بزرگترين مأخذ مورد اشاره نویسنده، ابومخنف است. مأخذ ديگرى كه در نقل آثار ابومخنف با بلاذرى قابل مقايسه به نظر مىرسد، «تاريخ طبرى» است. استناد نویسنده به ابومخنف و گاه برخى مآخذ ديگر، بهطور مبهم و فقط با لفظ «قالوا» صورت گرفته است كه احتمالاً در این گونه موارد، طعن اصحاب حديث بر كسانى از اخباریان، بهویژه ابومخنف را در نظر داشته است.
بهجز ابومخنف، آثار و روايتهاى محمد بن اسحاق، بهویژه در بخش سيره نبوى، عوانة بن حكم (متوفای ۱۵۸ق)، هشام بن محمد سائب کلبی (متوفای ۲۰۴ق)، محمد بن عمر واقدی (متوفای ۲۰۷ق)، هيثم بن عدى طائى (متوفای ۲۰۹ق) و ابوعبيده معمّر بن مُثنّى (متوفای ۲۱۰ق) مورد استناد و استفاده گسترده بلاذرى بوده است. جز اينها، بلاذرى به پارهاى روايتهاى منفرد از اشخاص گوناگون هم عنايت داشته است، اما همه جا سلسله روايت خود را بهطور دقيق ذكر نكرده است (مثلاً: حُدّثت عن مالك بن انس...). همچنين، وى تنها به نقل روايت از مأخذ اكتفا نمىورزد و گاه میان چند روايت، یکى را ارجح مىداند، يا چند روايت را با هم مىآمیزد و خلاصه آن را عرضه مىدارد و این از شايعترين انواع ارائه اخبار در «انساب الاشراف» است. بنابراین، مىتوان اثر بلاذرى را از نخستين آثار در زمینه تاريخنگارى تركيبى در میان مسلمانان به شمار آورد؛ روشى كه بعدها نزد مورخانى چون عزالدین ابن اثیر به اوج خود رسيد.
به نظر مىرسد، بلاذرى در روايت از طبقه نخست اخباریان، بهگونهاى به مسئله جرح و تعدیل راویان و خود اخبار توجه داشته است؛ مثلاً روايت از سيف بن عمر تمیمى - كه به اسطورهپردازى در روايتهاى خود شهره بوده است - در سراسر کتاب بلاذرى ديده نمىشود؛ درحالىكه صاحب «تاريخ طبرى»، در نقل پارهاى حوادث تاريخى، یکسره بر روايات سيف تكيه داشته است.
منابع
- "انساب الاشراف"، دائرةالمعارف بزرگ اسلامى، ج۱۰، ص۳۷۰، نوشته على بهرامیان.
- نرم افزار نور السیرة، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.




