آیه 4 سوره حجرات
| <<3 | آیه 4 سوره حجرات | 5>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
به حقیقت مردمی که تو را از پشت حجرههایت به صدای بلند میخوانند اکثر مردم بی عقل و شعوری هستند.
یقیناً کسانی که تو را از پشت اطاق ها صدا می کنند، بیشترشان معرفت و آگاهی [به حرمت و عظمت تو] ندارند.
كسانى كه تو را از پشت اتاقها[ى مسكونى تو] به فرياد مىخوانند، بيشترشان نمىفهمند.
آنهايى كه از آن سوى حجرهها ندايت مىدهند بيشتر بىخردانند.
(ولی) کسانی که تو را از پشت حجرهها بلند صدا میزنند، بیشترشان نمیفهمند!
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
«الْحُجُرَاتِ»: جمع حُجْرَة، اطاقها. مراد اطاقهای همسران پاک پیغمبر است که در کنار مسجد پیغمبر تهیه دیده شده بود. افرادی از بیرون پیغمبر را صدا میزدند که بیرون بیا.
نزول
شأن نزول آیات 2 تا 5:
قومى از سفهاى بنىتمیم نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند و گفتند: یا محمد نزد ما بیا تا با تو حرف بزنیم. پیامبر از سوء ادب و طرز رفتار بد آنها مغموم گردید و آیه 4 نازل شد.[۱]
ابن اسحق گوید: این آیات درباره طائفه تمیم یعنى عطارد بن حاجب بن زرارة که از اشراف آن طائفه بوده و نیز اقرع بن حابس و زبرقان بن بدر و عمرو بن الاهتم و قیس بن عاصم نازل گردید. اینان گروهى عظیم را تشکیل داده داخل مسجد شدند و از پشت حجرات مسکونى رسول خدا صلی الله علیه و آله بانگ زدند تا پیامبر نزد آنان بیاید این موضوع بر پیامبر گران آمد و آزرده خاطر گردید لذا با همان حالت بیرون آمد.
آنان به پیامبر گفتند: نزد تو آمده ایم تا به تو فخر فروشیم بنابراین به شاعر و خطیب ما اجازه بده تا شعر گویند و سخن برانند. پیامبر اجازه داد در آن میان عطارد بن حاجب برخاست و خطبه غرّا و فصیحى اداء نمود پس از خطبه او رسول خدا صلی الله علیه و آله به ثابت بن قیس بن شماس فرمود: که برخیزد و جواب او را بدهد. ثابت برخاست و خطبه مفصلى که فصیح تر از خطبه عطارد بود، قرائت نمود پس از ثابت، زبرقان بن بدر از طائفه تمیم برخاست و چند بیت شعر خواند.
پیامبر به حسان فرمود: جواب او را بدهد. حسّان که از فصحا و شعراى بزرگ عرب بود، برخاست چند بیت شعر بسیار فصیح و بلیغ در جواب زبرقان ایراد نمود. در این میان اقرع بن حابس از طائفه تمیم از جابر خاست و گفت: ایها الناس این مرد را (مقصودش پیامبر بود) که مى بینید خطیب او از خطیب ما بهتر و شاعر او از شاعر ما فصیح تر و صداى گویندگان او از صداى گویندگان ما رساتر و بلندتر بوده است.
بعد از این گفت و شنود به خطیب و شاعر رسول خدا صلی الله علیه و آله جوائز نیکو بخشیدند و همگى آن طائفه به دین اسلام گرویده و مسلمان شدند.[۲]
عکرمه از ابن عباس روایت کند طائفه اى که به شرح فوق نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده بودند از بنى العنبر بودند.[۳]
ابن عباس گوید: این آیات درباره قومى از بنىالعنبر که از طوائف بنى عمرو بن تمیم بودند، نازل گردید. بدین شرح که رسول خدا صلى الله علیه و آله لشگرى به فرماندهى عیینة بن حصن الفزارى براى آنان فرستاد وقتى آنها دیدند که عیینة نزدیک شده عیال و فرزندان خود را گذاشتند و فرار نمودند. عیینة فرزندان ایشان را به اسیرى به مدینه آورد بعد از این قضیه پدران اسیران مزبور نزد رسول خدا صلى اللّه علیه و آله آمدند و با دادن فدیه فرزندان خود را خواستند و هنگامى وارد مدینه شدند که رسول خدا صلی الله علیه و آله در حجره خود در خواب قیلوله بود.
فرزندانى که اسیر بودند چون پدران خود را دیدند به زارى افتاده و سخت گریستند و قوم مزبور با صداى بلند پیامبر را از پشت حجره صدا میزدند و مى گفتند: یا محمّد نزد ما بیا، از اثر فریاد آنان پیامبر از خواب برخاست، جبرئیل در آن وقت آمد و گفت: یا رسول اللّه از میان آنان شخصى را حکم قرار بده. پیامبر به آنان فرمود که سبرة بن عمرو را که بر آئین خود آنها بوده، حکم قرار دهند.
آنها راضى شدند. سبرة گفت: چون عموى من از من بزرگتر است، حکمیت را به او واگذار مینمایم و این شخص اعور بن بشامه بود. پیامبر به او فرمود که حکم نماید. او گفت: نیمى از این اسراء فدیه داده و آزاد شوند و نیمى دیگر بدون دادن فدیه آزاد گردند. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: بدین حکم خشنود و راضى هستم سپس این آیات نازل گردید.[۴]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
إِنَّ الَّذِينَ يُنادُونَكَ مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ «4»
همانا كسانى كه از پشت حجرهها تو را مىخوانند، اكثرشان تعقّل نمىكنند.
وَ لَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ «5»
و اگر صبر كنند تا به سوى آنان خارج شوى، قطعاً برايشان بهتر است و خداوند آمرزنده مهربان است.
نکته ها
اسلام، براى آداب اجتماعى اهميّت ويژهاى قائل است. در اين سوره به بخشى از آن آداب اشاره شده و لذا به سوره آداب مشهور شده است.
گرچه مسئلهى صدا زدن پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از پشت ديوار و پنجره، امروز ديگر مطرح نيست، ولى درس و قانونى كه از اين ماجرا به دست مىآيد، براى ما كارساز است. در تفسير روحالمعانى مىخوانيم كه ابن عباس به خانهى استادش مىرفت، ولى درِ خانه را نمىزد و صبر مىكرد تا خود استاد بيرون بيايد. از او پرسيدند: چرا در نمىزنى؟ و او در پاسخ اين آيه را تلاوت مىكرد: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ» اگر مردم صبر كنند تا تو از خانه خارج شوى براى آنان بهتر است.
اتاقهاى خانه پيامبر صلى الله عليه و آله به تعداد همسران او بود و هريك از آنان، حجرهاى مستقل داشت. اين اتاقها بسيار ساده و بىآلايش بود و متأسفانه در زمان وليدبن عبدالملك خراب و جزو مسجد قرار داده شد. «1» اى كاش اين حجرهها به حال خود باقى مىماند تا مردم جهان اين سادگى را مىديدند و عبرت مىگرفتند!
حضرت على عليه السلام مىفرمايد: «لا عقل لمن لا أدب له» «2»، كسى كه ادب ندارد، در واقع عاقل نيست.
«1». تفسير روحالمعانى از كتاب طبقات ابن سعد.
«2». غررالحكم.
جلد 9 - صفحه 166
پیام ها
1- معمولًا بىادبى نشانهى بىخردى است. الَّذِينَ يُنادُونَكَ ... لا يَعْقِلُونَ
2- بىادبى نسبت به رهبران آسمانى، قابل توبيخ و سرزنش است. الَّذِينَ يُنادُونَكَ ... لا يَعْقِلُونَ
3- خانه و خانواده، حريم دارد و ديگران حق مزاحمت براى آن ندارند، حتى با صدا زدن آنان از بيرون خانه. «يُنادُونَكَ مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ»
4- حساب افرادى كه بر اساس عادت بلند سخن مىگويند، (نه بر اساس اهانت و تحقير،) از افراد بىادب و مغرِض جداست. «أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ»
5- به برنامهها و اوقات فراغت ديگران احترام بگذاريم. پيامبر نيز به آرامش و استراحت نياز دارد و نبايد مردم هر لحظه مزاحم او شوند. لَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا ...
6- مسئوليتهاى اجتماعى، نبايد مانع رسيدگى به امور خانوادگى آنان شود. «صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ»
7- پيامبراكرم صلى الله عليه و آله زمانهايى را براى ملاقات با مردم قرار داده بود و نيازى به فرياد از كوچه نبود. «صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ»
8- در برابر افراد بىادب و بىخرد، از باب رحمت، گذشت و مهربانى وارد شويم و آنان را مأيوس نكنيم. خداوند ضمن سرزنش كسانى كه پيامبر را با فرياد صدا مىزدند، مغفرت و رحمت خود را مطرح مىكند تا يكسره مأيوس نشوند وفرصت تغيير رفتار داشته باشند. لَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا ... وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ
پانویس
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
- محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه.




