آیه 39 سوره قصص
| <<38 | آیه 39 سوره قصص | 40>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
و خلاصه فرعون و سپاهیانش به ناحق در زمین سرکشی و تکبر کردند و چنین پنداشتند که به سوی ما بازگردانده نخواهند شد.
او و سپاهیانش به ناحق در زمین سرکشی و تکبّر کردند، و پنداشتند که آنان را به سوی ما باز نمیگردانند،
و او و سپاهيانش در آن سرزمين به ناحق سركشى كردند و پنداشتند كه به سوى ما بازگردانيده نمىشوند.
او و لشكرهايش به ناحق در زمين سركشى كردند و پنداشتند كه به نزد ما بازگردانيده نمىشوند.
(سرانجام) فرعون و لشکریانش بدون حقّ در زمین استکبار کردند، و پنداشتند بسوی ما بازگردانده نمیشوند!
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
«إسْتَکْبَرَ»: تکبّر نمود. خویشتن را بزرگ پنداشت.
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ اسْتَكْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنا لا يُرْجَعُونَ «39»
او (فرعون) و سپاهيانش به ناحقّ در زمين تكبّر ورزيدند و پنداشتند كه آنان به سوى ما بازگردانده نمىشوند.
جلد 7 - صفحه 58
استكبار و مستكبر
- در طول تاريخ، افراد مغرور و متكبّرى بودهاند كه خودشان را محور و مركز همه چيز مىپنداشتند. در اين سوره فرعون مىگويد: «ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرِي» من جز خودم براى شما معبودى سراغ ندارم و هنگامى كه ساحران به موسى ايمان آوردند گفت: «آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ» آيا بدون اجازهى من به موسى ايمان آوردهايد.
فرعون توقّع دارد كه هيچ كس بدون اجازهى او، هيچ عقيدهاى نداشته باشد. امروز نيز فرعونها، ابرقدرتهايى هستند كه مىخواهند خود را محور فرهنگ، سياست، اقتصاد و صاحب اختيار جهان بدانند.
- مستكبران گاهى براى قدرتنمايى، فرد يا گروه يا كشورى را نابود مىكنند يا مورد لطف قرار مىدهند. نظير نمرود كه به حضرت ابراهيم گفت: «أَنَا أُحْيِي وَ أُمِيتُ» «1» حيات و مرگ اين مردم به دست من است، هر كه را بخواهم مىكشم و هر كه را بخواهم از زندان آزاد مىكنم.
- مستكبران، گاهى زرق و برق و جلوههاى مادّى را به رخ مردم مىكشند، همانگونه كه فرعون مىگفت: «أَ لَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَ هذِهِ الْأَنْهارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي» «2» آيا حكومت مصر از آنِ من نيست؟ آيا نمىبينيد كه اين نهرها از زير كاخ من جارى است؟
- مستكبران، گاهى با ارعاب، مردم را به تسليم وادار مىكنند. فرعون به ساحرانى كه به موسى ايمان آوردند گفت: «لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ» «3»* من دست و پاى شما را بر خلاف يكديگر قطع مىكنم.
- مستكبران، گاهى با مانور وخودنمايى، مردم سادهلوح را فريفتهى خود مىكنند. قارون بهگونهاى در كوچه وبازار راه مىرفت كه مردم دنياپرست، آه از دل كشيده و مىگفتند: اى كاش براى ما نيز آنچه براى قارون است وجود داشت. «4»
- مستكبران، گاهى با تطميع مىخواهند مغزها و فكرها را بخرند. چنانكه فرعون به ساحران گفت: اگر آبروى موسى را بريزيد، من به شما پاداش بزرگى مىدهم وشما را از مقرّبان
«1». بقره، 258.
«2». زخرف، 51.
«3». اعراف، 124.
«4». قصص، 79.
جلد 7 - صفحه 59
دربارم قرار مىدهم. «1»
- مستكبران، گاهى با سفرهاى خود دلها را متزلزل مىكنند. قرآن مىفرمايد: گردش كفّار در شهرها تورا مغرور نكند. «2»
- مستكبران گاهى با تحقير ديگران جنگ روانى به راه مىاندازند و به طرفداران انبيا نسبتهاى ناروا مىدهند و آنان را اراذل و اوباش مىخوانند. «3»
- مستكبران، گاهى با ايجاد ساختمانهاى بلند و رفيع، دلربايى مىكنند. فرعون به وزيرش هامان گفت: برجى براى من بساز تا از آن بالا روم و خداى موسى را ببينم! «4»
واقعاً قرآن چقدر زنده است كه خلق و خوى و رفتار و كردار زشت مستكبران را به گونهاى ترسيم كرده كه با زمان ما نيز قابل تطبيق است.
پیام ها
1- مردم از دين حاكمان پيروى مىكنند. «اسْتَكْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ»
2- معيار ستايشها و انتقادهاى قرآن، حقّ است. «بِغَيْرِ الْحَقِّ»
3- غفلت از گذرا بودن دنيا و گمان به جاودانگى، زمينهساز خوى استكبارى است. «وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنا لا يُرْجَعُونَ»
4- عدم اعتقاد و توجّه به معاد و حساب، زمينهى شكلگيرى استكبار است.
«لا يُرْجَعُونَ»
پانویس
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




