آیه 43 سوره توبه
| <<42 | آیه 43 سوره توبه | 44>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
- (ای رسول) خدا تو را ببخشاید چرا پیش از آنکه دروغگویان از راستگویان بر تو معلوم شوند به آنها اجازه دادی؟ (بهتر آن بود که رخصت در ترک جهاد ندهی تا آن را که به راستی ایمان آورده از آن که دروغ میگوید امتحان کنی).
خدا تو را مورد بخشش و لطف قرار دهد، چرا پیش از آنکه [راستگویی] راستگویان بر تو روشن شود، و دروغگویان را بشناسی [از روی مهر و محبتی که به ایشان داری] به آنان اجازه [ترک جنگ] دادی؟
خدايت ببخشايد، چرا پيش از آنكه [حال] راستگويان بر تو روشن شود و دروغگويان را بازشناسى، به آنان اجازه دادى؟
خدايت عفو كند. چرا به آنان اذن ماندن دادى؟ مىبايست آنها كه راست مىگفتند آشكار شوند و تو دروغگويان را هم بشناسى.
خداوند تو را بخشید؛ چرا پیش از آنکه راستگویان و دروغگویان را بشناسی، به آنها اجازه دادی؟! (خوب بود صبر میکردی، تا هر دو گروه خود را نشان دهند!)
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
«عَفَا اللهُ عَنکَ»: جمله دعائی است و مراد از این نوع جملهها بیشتر تعظیم و توقیر است؛ نه توبیخ و تحقیر. در اینجا عتاب بر ترک اوّلی و أَکْمَل است؛ نه به خاطر ارتکاب جرم و معصیت. بلکه میتوان گفت منظور از خطاب به صورت استفهام استنکاری، بیان منافقی منافقان است. یعنی اگر بدیشان اجازه نمیدادی، منافقی منافقان در عمل برای همگان روشن میشد. چرا که در هر صورت منافقان به جنگ تبوک نمیرفتند.
نزول
عمرو بن میمون الازدى گوید: رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم دو موضوع را انجام داد که در آن از طرف خداوند مأمور نشده بود، نخست آزاد گذاردن منافقین در عدم شرکت در جنگ و دیگر گرفتن فدیه از اسیران جنگى و این آیه نازل گردید.[۱]
شیخ طوسی بدون اشاره به شأن و نزول چنین فرماید که خداوند به عنوان عتاب به پیامبر خود فرماید که چرا به منافقین اجازه دادى که در جنگها شرکت نکنند بلکه بهتر آن بود که به آنان اجازه نمیدادى.[۲]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ تَعْلَمَ الْكاذِبِينَ «43»
خدايت ببخشايد! چرا پيش از آنكه (حال) راستگويان بر تو روشن شود و دروغگويان را بشناسى، به آنان اجازه (مرخّصى) دادى؟
نکته ها
گويا برخى از منافقان بدون عذر، نزد پيامبر آمده و از رفتن به جبههى تبوك عذر آوردند.
جلد 3 - صفحه 428
رسول خدا صلى الله عليه و آله هم اجازه داد. اين آيه، بطور ضمنى بر اذن دادن عتاب مىكند تا اجازهى مرخّصى، مخصوص معذوران واقعى باشد، نه بهانه جويان.
در آيهى بعد، سخن از آن است كه خداوند توفيق جبهه رفتن را از منافقان گرفته است، كَرِهَ اللَّهُ انْبِعاثَهُمْ ... پس اذن پيامبر در سايهى كراهتِ خدا از شركت منافقان در جنگ است و انتقاد به خاطر زودتر افشا كردن آنان است. به علاوه در آيهى 47 نيز زيانبار بودنِ حضور منافقان در جبهه مطرح شده است. پس اين اجازه، نه گناه بوده است ونه نشان سوء مديريّت پيامبر.
پیام ها
1- مديريّت وتدبير را بايد از خدا آموخت كه انتقادش در كنار عفو و رحمت است. «عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ»
2- راههاى بهانهجويى را به روى منافقان ببنديد. «لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ»
3- شركت نكردن در جنگ، نيازمند اذن رهبر است. «لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ»
4- جنگ، وسيلهى مناسبى براى شناخت حقيقت افراد است. حَتَّى يَتَبَيَّنَ ...
5- همه جا عيبپوشى ارزش نيست، گاهى بايد افشاگرى كرد. حَتَّى يَتَبَيَّنَ ... وَ تَعْلَمَ الْكاذِبِينَ
6- در شناخت منافقان بايد به بررسى عملكردشان در زمان جنگ و جهاد پرداخت. «وَ تَعْلَمَ الْكاذِبِينَ»
7- جامعهى اسلامى بايد چنان صادقانه حركت كند كه منافقان رسوا شوند. يَتَبَيَّنَ ... وَ تَعْلَمَ الْكاذِبِينَ
8- حضور منافقان در جبهه، ارزش نيست، ولى فرارشان از جبهه، موجب رسوايى آنان است. «تَعْلَمَ الْكاذِبِينَ»
پانویس
- ↑ تفسیر جامع البیان.
- ↑ محمدباقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص414.
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
- محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه.




