-مسلمانانی که به حقیقت به خدا و روز قیامت ایمان دارند از تو رخصت ترک جهاد نخواهند تا به مال و جان خود در راه خدا جهاد کنند، و خدا به احوال متقیان آگاه است.
آنان که به خدا و روز قیامت ایمان دارند از تو برای بازایستادن از جهاد با اموال و جان هایشان اجازه نمی خواهند [بلکه در هر شرایطی مشتاقانه به سوی میدان نبرد بیرون می روند]؛ و خدا به پرواپیشگان داناست.
كسانى كه به خدا و روز بازپسين ايمان دارند، در جهاد با مال و جانشان از تو عذر و اجازه نمىخواهند، و خدا به [حال] تقواپيشگان داناست.
آنان كه به خدا و روز قيامت ايمان دارند هرگز براى جهادكردن با مال و جانشان از تو رخصت نمىخواهند و خدا پرهيزگاران را مىشناسد.
آنها که به خدا و روز جزا ایمان دارند، هیچ گاه برای ترک جهاد (در راه خدا) با اموال و جانهایشان، از تو اجازه نمیگیرند؛ و خداوند پرهیزگاران را میشناسد.
Those who believe in Allah and the Last Day do not ask you for leave [exempting them] from waging jihad with their possessions and their persons, and Allah knows best the Godwary.
They do not ask leave of you who believe in Allah and the latter day (to stay away) from striving hard with their property and their persons, and Allah knows those who guard (against evil).
Those who believe in Allah and the Last Day ask no leave of thee lest they should strive with their wealth and their lives. Allah is Aware of those who keep their duty (unto Him).
Those who believe in Allah and the Last Day ask thee for no exemption from fighting with their goods and persons. And Allah knoweth well those who do their duty.
معانی کلمات آیه
«لا یَسْتَأْذِنُکَ ...»: در کار جهاد از تو درخواست اجازه نمیکنند؛ نه برای خروج و نه برای قعود. متعلّق آن میتواند محذوف و واژه (تخلّف) باشد، و (أَن یُجاهِدُوا)، کَراهَةَ أَن یُجاهِدُوا منظور نظر و در تقدیر باشد.
آنان كه به خدا و روز قيامت ايمان دارند، هرگز براى جهاد كردن با مال و جانشان، از تو مرخصّى نمىطلبند و خداوند به (حال) پرهيزكاران آگاه است.
نکته ها
مؤمن واقعى كه عاشق جهاد وشهادت است، از مرگ بيم ندارد ودر پى اجازهى مرخّصى نيست. چنانكه در صدر اسلام كسانى بودند كه با اصرار از پيامبر صلى الله عليه و آله مىخواستند كه آنان را به جبهه اعزام كند، و هنگامى كه پيامبر به دليل نبود امكانات، جواب رد به آنان مىداد، از ناراحتى مىگريستند. «1»
رسول خدا صلى الله عليه و آله هنگام عزيمت به تبوك، على عليه السلام را به عنوان جانشين خود در مدينه گذاشت و آن حضرت متأثّر شد، پيامبر حضرت را دلدارى داد وفرمود: تو نسبت به من مثل هارون نسبت به موسى هستى.
پیام ها
1- مؤمن، از كار فرار نمىكند. «لا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ»
2- متخلّفان از جنگ تبوك، گروهى بىايمان بودند. «لا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ»
3- ايمان به مبدأ و معاد، عامل اصلى تقوا و شهادتطلبى و حضور در جبهههاست. «يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ»
4- مجاهدان واقعى بايد هم با مال و هم با جان فداكارى كنند. «بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ»
5- تقوا، مانع تخلّف از جهاد با مال وجان است. أَنْ يُجاهِدُوا ... وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ
6- ايمان به علم خداوند، مايهى دلگرمى در جهاد است. أَنْ يُجاهِدُوا ... وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ
7- متّقى را در جنگ و جبهه بايد شناخت، نه در خانه و ايّام صلح. يُجاهِدُوا ... وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ
بعد از آن بيان فرمايد حال مؤمنين و منافقين را در استيذان:
لا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ: طلب اذن ننمايد تو را
ج5، ص 106
كسانى كه ايمان دارند به خدا و روز قيامت. أَنْ يُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ: در آنكه جهاد كنند به مالها و نفسهاى خود براى آنكه چون بينند تو مهياى جهاد و با دشمنان خدا محاربه نمائى، ايشان دانند كه بر آنها واجب است جهاد، پس محتاج به اذن و اجازه نيستند و مخلصين آنها مبادرت نمايند در جهاد و متوقف به اذن نباشند فضلا از اينكه استيذان در تخلف نمايند. وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ: و خداوند متعال عالم است به پرهيزكاران كه كى حقيقتا تقوى دارد، يا كى ندارد.
حاصل آنكه: اين اشراط و اعلام براى تو بايد، تا اينان را بشناسى و الّا من به احوال جمله و تفصيل و نهان و آشكارا و نيك و بد، عالم هستم. ابن عباس گويد: اين تعيير است نسبت به منافقين وقتى كه طلب اذن نمودند در قعود از جهاد. و عذر است براى مؤمنين در قوله «لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأْذِنُوهُ» و معنى آنكه خارج نكرد منافقين را از صفت متقين مگر كه ذات احديت مىدانست به علم ازلى كه منافقين از متقين نيستند. لكن علم الهى موجب، و سبب خروج آنها نشد، بلكه سوء اختيار آنها به اعراض از ايمان، و اقبال به كفر.
اذن نمىخواهند از تو كسانيكه ميگروند بخدا و روز بازپسين كه جهاد كنند بمالهاشان و جانهاشان و خدا دانا است بپرهيزكاران
جز اين نيست كه اذن ميخواهند از تو كسانيكه نميگروند بخدا و روز بازپسين و در شك افتاده است دلهاشان پس آنها در شكشان سر گردان ميگردند.
تفسير
بعضى گفتهاند مراد آنستكه كسانيكه راغب بعمل خير و ساعى در اعلاء كلمه توحيدند و داراى ايمان كاملند در امر جهاد رخصت نمىطلبند از تو چون ميدانند خدا رخصت داده و حاجت برخصت پيغمبر (ص) ندارد و بعضى گفتهاند مراد آنستكه رخصت نمىطلبند در ترك جهاد براى كراهت از مجاهده و بنابر اين تقدير كلام لا يستأذنك الّذين آمنوا فى التخلّف عن الجهاد كراهة ان يجاهدوا است و معنى اوّل الطف و احسن و اسلم است از تقدير و معنى دوم اقرب بواقع و انسب بآيات سابقه و لا حقه است و خداوند اين قبيل اشخاص با تقوى را ميشناسد و ايشانرا باجر اعمالشان در دنيا و آخرت ميرساند فقط كسانى اذن مىطلبند براى تخلّف از جهاد كه ايمان كامل ندارند بخدا و روز جزا بلكه درشكند و با اينحال متحيّر ميگردند ميخواهند هم جان و مالشان محفوظ باشد هم در زمره اهل ايمان محسوب شوند و از فوائد دنيوى و اخروى آنها بهرهمند گردند و اطمينان بوعده نصرت دنيوى و ثواب اخروى ندارند مانند اهل ايمان كامل كه بطوع و رغبت مبادرت بجهاد مينمايند لذا ميگردند وسيله براى تحصيل غرض خودشان بدست بياورند و بهترين وسائل اذن است كه خدا داده است
استيذان نميكنند از شما كساني که ايمان بخدا و روز قيامت دارند اينكه مجاهده كنند باموال و نفوس خود و خداوند دانا است باهل تقوي و متقين، منحصرا كساني که استيذان ميكنند از شما كساني هستند که ايمان بخدا و روز قيامت ندارند و قلوب آنها مشكوك و داراي ريب است و اينها در ريب و شك خود ترديد دارند نميدانند حق است يا باطل.
لا يَستَأذِنُكَ الَّذِينَ يُؤمِنُونَ بِاللّهِ وَ اليَومِ الآخِرِ خداوند اصحاب حضرت رسالت صلّي اللّه عليه و آله و سلّم را دو قسمت فرموده يك قسمت آنهايي که قلبا از روي حقيقت و واقعيت فهميده و رسيده ايمان بخدا و روز جزا دارند و ميدانند که جهاد باموال و انفس خود چه مثوباتي دارد و ترك آن چه عقوباتي و مضارّي دارد البته با كمال شوق و رغبت حاضر ميشوند و اگر واقعا هم متمكن نباشند بسيار محزون و گريان هستند چنانچه بعدا اشاره ميفرمايد.
أَن يُجاهِدُوا بِأَموالِهِم وَ أَنفُسِهِم بذل مال و جان ميكنند و باحدي الحسنيين نائل ميشوند يا مقام شهادت في سبيل اللّه يا فتح و ظفر بر كفار و مشركين وَ اللّهُ عَلِيمٌ بِالمُتَّقِينَ که از ترك الجهاد که از معاصي كبيره است و عقوبات
جلد 8 - صفحه 230
شديده دارد پرهيز ميكنند.
(انّما) از ادات حصر است يعني فقط و فقط كساني که يَستَأذِنُكَ ميآيند و استيذان از شما ميكنند الَّذِينَ لا يُؤمِنُونَ كساني که هنوز ايمان و يقين بحقانيت اسلام پيدا نكرده نه باللّه و نه اليَومِ الآخِرِ بلكه شاك هستند چون منافقين دو دسته هستند يك دسته كساني که باطنا كافر و مشركند و اظهار اسلام كردهاند و يك دسته شاك و مرددند مُذَبذَبِينَ بَينَ ذلِكَ لا إِلي هؤُلاءِ وَ لا إِلي هؤُلاءِ نساء آيه 142 وَ ارتابَت قُلُوبُهُم از ماده ريب است بمعني شك است در موردي که جاي شك نيست باصطلاح شك بيجا چنانچه ميفرمايد ذلِكَ الكِتابُ لا رَيبَ فِيهِ اول سوره بقره زيرا بعد از اينکه همه معجزات و آيات قرآنيه و آثار قدرت و حكمت الهيه باز هم در وجود باري تعالي که ابده بديهيات است شك كنند و همچنين در روز قيامت و بازگشت که تمام مليّين عالم معتقد هستند فقط طبيعي لا مذهب که ميگويد ما يُهلِكُنا إِلَّا الدَّهرُ جاثيه آيه 23 منكر است.
(آیه 44)- سپس به شرح یکی از نشانههای مؤمنان و منافقان پرداخته، میگوید: «آنها که ایمان به خدا و سرای دیگر دارند هیچ گاه از تو اجازه برای عدم شرکت در جهاد با اموال و جانها، نمیخواهند» (لا یَسْتَأْذِنُکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ أَنْ یُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ).
بلکه هنگامی که فرمان جهاد صادر شد بدون تعلل و سستی به دنبال آن میشتابند و همان ایمان به خدا و مسؤلیتهایشان در برابر او، و ایمان به دادگاه رستاخیز آنان را به این راه دعوت میکند و راه عذرتراشی و بهانه جویی را به رویشان میبندد.
«خداوند به خوبی افراد پرهیزکار را میشناسد» و از نیت و اعمال آنها کاملا آگاه است (وَ اللَّهُ عَلِیمٌ بِالْمُتَّقِینَ).
سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید: