آیه 75 سوره مائده
| <<74 | آیه 75 سوره مائده | 76>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
مسیح پسر مریم پیغمبری بیش نبود که پیش از او پیغمبرانی آمدهاند و مادرش هم زنی راستگو و با ایمان بود و هر دو (به حکم بشریت) غذا تناول میکردند. بنگر چگونه ما آیات خود را روشن بیان میکنیم، آن گاه بنگر که آنان چگونه از حق برگردانیده میشوند؟
مسیح، فرزند مریم جز فرستاده ای [از سوی خدا] نیست که پیش از او هم فرستادگانی گذشته اند. و مادرش زن بسیار راستگو [و درست کاری] بود. هر دو [مانند انسان های دیگر] غذا می خوردند. با تأمل بنگر چگونه نشانه ها را برای آنان بیان می کنیم [تا بدانند متولد شدگان و نیازمندان به خوراک، خدا نیستند]؛ سپس با تأمل بنگر که آنان چگونه [از حق به باطل] منحرف می شوند؟!
مسيح، پسر مريم جز پيامبرى نبود كه پيش از او [نيز] پيامبرانى آمده بودند؛ و مادرش زنى بسيار راستگو بود. هر دو غذا مىخوردند. بنگر چگونه آيات [خود] را براى آنان توضيح مىدهيم؛ سپس ببين چگونه [از حقيقت] دور مىافتند.
مسيح پسر مريم جز پيامبرى نبود، كه پيامبرانى پيش از او بودهاند، و مادرش زنى راستگوى بود كه هر دو غذا مىخوردند. بنگر كه چگونه آيات را برايشان بيان مىكنيم. سپس بنگر كه چگونه از حق روى مىگردانند.
مسیح فرزند مریم، فقط فرستاده (خدا) بود؛ پیش از وی نیز، فرستادگان دیگری بودند، مادرش، زن بسیار راستگویی بود؛ هر دو، غذا میخوردند؛ (با این حال، چگونه دعوی الوهیّت مسیح و پرستش مریم را دارید؟!) بنگر چگونه نشانه را برای آنها آشکار میسازیم! سپس بنگر چگونه از حق بازگردانده میشوند!
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
خلت: خلاء و خلو: خالى شدن. «خلت»: گذشت.
صديقة: صديق مبالغه در صدق است. كسى كه قول و فعل و عقيده او همه صدق باشد.
انى: اسم زمان است به معنى «كجا» و نيز به معنى «چگونه». در اينجا معنى دوم مراد است.
يؤفكون: افك: ساخته و برگرداندن چيزى از حقيقتش. «يؤفكون» برگردانده مى شوند.[۱]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
مَا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ انْظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الْآياتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ «75»
مسيح پسر مريم، فرستادهاى بيش نيست كه پيش از او نيز پيامبرانى بودند ومادرش بسيار راستگو و درست كردار بود، آن دو (همچون ساير انسانها) غذا مىخوردند. (پس هيچ كدام خدا نيستند،) بنگر كه چگونه آيات را براى مردم بيان مىكنيم، پس بنگر كه اين مردم چگونه (از حقّ) روىگردان مىشوند.
جلد 2 - صفحه 348
نکته ها
در اين آيه، خداوند سه دليل مىآورد كه عيسى عليه السلام خدا نيست:
1. او از مادر متولد شد و پسر مريم است.
2. پيامبرانى مثل او نيز بودهاند و او بى همتا نيست.
3. او هم مانند ديگران نياز به غذا داشت و قدرتش را از لقمه نانى به دست مىآورد، پس از خود قدرت ندارد تا خدا باشد. آرى، آنكه نياز به غذا دارد، نمىتواند خالق باشد. اينها بيان روشن و عمومى و همه فهم قرآن است.
«صديق» كسى است كه بسيار راستگو باشد و راستگويى خود را با كردار درستش ثابت كند.
در آيهى ديگر، صدّيقه بودن حضرت مريم چنين بيان شده است كه او كلمات الهى را تصديق مىكرد و از عابدان بود. «صَدَّقَتْ بِكَلِماتِ رَبِّها وَ كُتُبِهِ وَ كانَتْ مِنَ الْقانِتِينَ» «1»
پیام ها
1- داشتن برخى امتيازات و امور استثنايى، دليل بر الوهيّت نيست. حضرت آدم هم بدون پدر و مادر بود و كسى او را خدا نپنداشت. «قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ»
2- مريم، از اولياى خداست. قرآن از او تجليل مىكند و او را «صدّيقه» مىشمارد. «أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ»
3- مرگ، براى همهى انبيا قطعى است. «قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ» بنابراين عيسى فناپذير است و خدا نيست.
4- اگر عناد به ميان آيد، روشنترين برهانها و دلايل هم كارساز نخواهد بود. كَيْفَ نُبَيِّنُ ... أَنَّى يُؤْفَكُونَ
5- زن مىتواند به بالاترين درجات معنوى برسد تا آنجا كه خداوند ثناگويش شود. «وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ»
«1». تحريم، 12.
جلد 2 - صفحه 349
6- آشنايى با تاريخ گذشته وريشهيابى آن، براى آيندگان مفيد است. ثُمَّ انْظُرْ ...
پانویس
- ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




