آیه 57 سوره کهف
| <<56 | آیه 57 سوره کهف | 58>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
و کیست ستمکارتر از آن کسی که متذکر آیات خدایش ساختند و بدانها پندش دادند و باز از آنها اعراض کرد و از اعمال زشتی که کرده بود به کلی فراموش کرد و ما (پس از اتمام حجت) بر دلهایشان پردهها (ی جهل و قساوت) انداختیم تا دیگر آیات ما را فهم نکنند، و گوش آنها را (از شنیدن سخن حق) سنگین ساختیم و اگر به هدایتشان بخوانی دیگر ابدا هدایت نخواهند یافت.
و کیست ستمکارتر از کسی که به وسیله آیات پروردگارش پند داده شود، ولی از آنها روی برگرداند و دست آورد پیشین خود را [که کفر، جدال و ستیز با حق است] فراموش کند؟ به راستی ما بر دل های آنان پوشش هایی قرار داده ایم تا قرآن را نفهمند، و در گوش هایشان سنگینی نهادیم [تا آن را نشنوند]؛ و اگر آنان را به راه هدایت فراخوانی، هرگز و هیچ گاه هدایت نیابند.
و كيست ستمكارتر از آن كس كه به آيات پروردگارش پند داده شده، و از آن روى برتافته، و دستاورد پيشينه خود را فراموش كرده است؟ ما بر دلهاى آنان پوششهايى قرار داديم تا آن را درنيابند و در گوشهايشان سنگينى [نهاديم]. و اگر آنها را به سوى هدايت فراخوانى باز هرگز به راه نخواهند آمد.
كيست ستمكارتر از آن كه آيات پروردگارش را برايش بخوانند و او اعراض كند و كارهايى را كه از پيش مرتكب شده فراموش كند؟ بر دل ايشان پرده افكنديم تا آيات را درنيابند و گوشهايشان را كر ساختيم كه اگر به راه هدايتشان فراخوانى، هرگز راه نيابند.
چه کسی ستمکارتر است از آن کس که آیات پروردگارش به او تذکّر داده شده، و از آن روی گرداند، و آنچه را با دستهای خود پیش فرستاد فراموش کرد؟! ما بر دلهای اینها پردههایی افکندهایم تا نفهمند؛ و در گوشهایشان سنگینی قرار دادهایم (تا صدای حق را نشنوند)! و از این رو اگر آنها را به سوی هدایت بخوانی، هرگز هدایت نمیشوند!
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
اكنة: كنّ (به فتح اول): پوشاندن و به كسر اوّل غلاف يا ظرفى است كه چيزى در آن پوشيده شود، جمع آن اكنّه است.
وقرا: وقر (بر وزن عقل): ثقل سامعه. منظور از آن بى اعتنايى و ثقل معنوى است.[۱]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآياتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْها وَ نَسِيَ ما قَدَّمَتْ يَداهُ إِنَّا جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدى فَلَنْ يَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً «57»
و كيست ستمكارتر از آنكه به آيات پروردگارش تذكّر دهند، پس (به جاى پذيرش) از آنها اعراض كند و (گناهان و) دستاورد پيشينهى خويش را فراموش كند؟! البتّه ما بر دلهايشان پردههايى نهاديم تا آيات قرآن را نفهمند و در گوشهايشان سنگينى قرار داديم كه اگر به سوى هدايتشان فراخوانى، هرگز به راه نخواهند آمد.
نکته ها
«تذكر»، رمز آن است كه انسان در عمق روح و فطرت خود، خدا را يافته، لكن از آن غافل شده است و تذكّر براى كنار زدن پردهى غفلت است. حضرت على عليه السلام در توصيف انبيا مىفرمايد: هدف از بعثت انبيا آن است كه مردم را به وفا كردن به فراموش شدهها يادآورى كنند. «و يذكرهم منسى نعمته». «1»
«أَكِنَّةً» جمع «كنان» به معناى پرده و پوشش است.
پیام ها
1- بىاعتنايى به آيات الهى و درنگ نكردن در آنها، بزرگترين ستم است. «وَ مَنْ أَظْلَمُ ذُكِّرَ فَأَعْرَضَ نَسِيَ»
2- ياد عملكرد بد، زمينهساز توبه و عذرخواهى است و بر عكس غفلت از آن، سبب تيرگى روح و كليد همهى بدبختىهاست. «نَسِيَ ما قَدَّمَتْ يَداهُ»
«1». نهجالبلاغه، خطبه 1.
جلد 5 - صفحه 192
3- كيفر بىاعتنايى به آيات الهى و استهزا و غفلت از گناهان، محروم شدن از درك حقايق است. فَأَعْرَضَ ... جَعَلْنا
4- عذاب الهى تنها در قيامت نيست، گرفتن قوهى درك حقايق، نيز عذاب است. «أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ»
5- در هدايت مردم، تنها برهان ودليل كافى نيست، پذيرش مخاطب هم لازم است. «وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدى فَلَنْ يَهْتَدُوا»
6- راه هدايت، دل نرم و گوش شنواست، وقتى اين دو دگرگون شد، حتّى در برابر دعوت شخص پيامبر، هدايتپذير نمىشود. «فَلَنْ يَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً»
پانویس
- ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




