مصعب بن عمیر: تفاوت بین نسخهها
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
||
| سطر ۱۲: | سطر ۱۲: | ||
==اسلام آوردن مصعب== | ==اسلام آوردن مصعب== | ||
| − | مُصعب بن عُمیر بن [[هاشم بن عبد مناف|هاشم بن عبدمناف]]، در [[مکه]] آوازهٔ دعوت [[پیامبر اسلام]] (ص) را شنید و در خانهٔ ارقم [[مسلمان]] شد. او [[ایمان]] خود را از ترس مادر و قومش مخفی میکرد و پنهانی به دیدار پیامبر (ص) میرفت. عثمان بن طلحه مصعب را در حال [[نماز]] دید و مسلمانی او را به قوم و مادرش خبر داد. آنان او را گرفتند و زندانی کردند و او تا زمان هجرت به [[حبشه]] در حبس ماند.<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، | + | مُصعب بن عُمیر بن [[هاشم بن عبد مناف|هاشم بن عبدمناف]]، در [[مکه]] آوازهٔ دعوت [[پیامبر اسلام]] (ص) را شنید و در خانهٔ ارقم [[مسلمان]] شد. او [[ایمان]] خود را از ترس مادر و قومش مخفی میکرد و پنهانی به دیدار پیامبر (ص) میرفت. عثمان بن طلحه مصعب را در حال [[نماز]] دید و مسلمانی او را به قوم و مادرش خبر داد. آنان او را گرفتند و زندانی کردند و او تا زمان هجرت به [[حبشه]] در حبس ماند.<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۴۷۴.</ref> |
| − | مصعب در [[هجرت مسلمانان به حبشه]] شرکت کرد و بر پایهٔ گزارشها، پس از بازگشت از حبشه در مکه ماند، تا آنکه پیامبر (ص) او را با گروهی از تازهمسلمانان [[مدینه]] به آن شهر فرستاد.<ref>ابن حجر، الإصابة، | + | مصعب در [[هجرت مسلمانان به حبشه]] شرکت کرد و بر پایهٔ گزارشها، پس از بازگشت از حبشه در مکه ماند، تا آنکه پیامبر (ص) او را با گروهی از تازهمسلمانان [[مدینه]] به آن شهر فرستاد.<ref>ابن حجر، الإصابة، ترجمة مصعب بن عمیر، ج۹ ص۲۰۹؛ ابن اثیر، اسد الغابة، ج۴.</ref> |
==هجرت و سفارت در مدینه== | ==هجرت و سفارت در مدینه== | ||
| سطر ۲۴: | سطر ۲۴: | ||
==حضور در غزوات== | ==حضور در غزوات== | ||
| − | مصعب بن عمیر در سال دوم هجری، در [[غزوه بدر]] حاضر بود و پرچم مسلمانان در دست او بود. از خاندان بنی عبدالدار تنها او و سُویبِط بن حَرمَله در جنگ بدر شرکت داشتند.<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، | + | مصعب بن عمیر در سال دوم هجری، در [[غزوه بدر]] حاضر بود و پرچم مسلمانان در دست او بود. از خاندان بنی عبدالدار تنها او و سُویبِط بن حَرمَله در جنگ بدر شرکت داشتند.<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۴۷۳؛ ابن اثیر، اسد الغابة، ج۴.</ref> |
| − | در بدر برادرش ابوعزیز بن عمیر در شمار اسیران مشرکان بود. مصعب از کنار او گذشت و به مرد [[انصار|انصاری]] که او را اسیر کرده بود گفت: «دست او را محکم ببند، زیرا مادرش توانگر است، شاید او را آزاد کند.» ابوعزیز گفت: «این سفارش تو به من است؟» مصعب گفت: «او [مرد انصاری] برادر من است، نه تو.» مقصود او این بود که پیوند [[ایمان|ایمانی]] بر پیوند خویشاوندی مقدم است.<ref>ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، باب غزوة | + | در بدر برادرش ابوعزیز بن عمیر در شمار اسیران مشرکان بود. مصعب از کنار او گذشت و به مرد [[انصار|انصاری]] که او را اسیر کرده بود گفت: «دست او را محکم ببند، زیرا مادرش توانگر است، شاید او را آزاد کند.» ابوعزیز گفت: «این سفارش تو به من است؟» مصعب گفت: «او [مرد انصاری] برادر من است، نه تو.» مقصود او این بود که پیوند [[ایمان|ایمانی]] بر پیوند خویشاوندی مقدم است.<ref>ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، باب غزوة بدر.</ref> |
'''شهادت در احد:''' | '''شهادت در احد:''' | ||
| سطر ۳۴: | سطر ۳۴: | ||
{{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ»}}؛ و محمد جز فرستادهای نیست که پیش از او هم فرستادگانی بودهاند؛ آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، شما به گذشتهٔ خود بازمیگردید؟ و هر کس به گذشتهٔ خود بازگردد، هیچ زیانی به خدا نمیرساند و خداوند سپاسگزاران را پاداش میدهد. ([[سوره آل عمران|آلعمران]]: ۱۴۴) | {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ»}}؛ و محمد جز فرستادهای نیست که پیش از او هم فرستادگانی بودهاند؛ آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، شما به گذشتهٔ خود بازمیگردید؟ و هر کس به گذشتهٔ خود بازگردد، هیچ زیانی به خدا نمیرساند و خداوند سپاسگزاران را پاداش میدهد. ([[سوره آل عمران|آلعمران]]: ۱۴۴) | ||
| − | پس از [[شهادت در راه خدا|شهادت]] مصعب، [[امام علی علیهالسلام|علی بن ابیطالب]] (علیهالسلام) پرچم را از دست او گرفت. هنگام شهادت مصعب، از او جامهای بیش نمانده بود؛ چون سرش را با آن میپوشاندند، پاهایش پیدا میشد و چون پاهایش را میپوشاندند سرش آشکار میگشت. پیامبر (ص) فرمود: «سرش را با آن بپوشانید و بر پاهایش اِذخِر بگذارید.» | + | پس از [[شهادت در راه خدا|شهادت]] مصعب، [[امام علی علیهالسلام|علی بن ابیطالب]] (علیهالسلام) پرچم را از دست او گرفت. هنگام شهادت مصعب، از او جامهای بیش نمانده بود؛ چون سرش را با آن میپوشاندند، پاهایش پیدا میشد و چون پاهایش را میپوشاندند سرش آشکار میگشت. پیامبر (ص) فرمود: «سرش را با آن بپوشانید و بر پاهایش اِذخِر بگذارید.»<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۴۷۴-۱۴۷۵.</ref> |
| − | سنّ مصعب بن عمیر را هنگام شهادت، چهل سال یا کمی بیشتر نوشتهاند. او را در دامنهٔ [[کوه احد]] به خاک سپردند.<ref>بخاری، صحیح، کتاب الجنائز، باب إذا لم یوجد إلا ثوب | + | سنّ مصعب بن عمیر را هنگام شهادت، چهل سال یا کمی بیشتر نوشتهاند.<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۴۷۴.</ref> او را در دامنهٔ [[کوه احد]] به خاک سپردند.<ref>بخاری، صحیح، کتاب الجنائز، باب إذا لم یوجد إلا ثوب واحد.</ref> |
==جایگاه و ویژگیهای مصعب== | ==جایگاه و ویژگیهای مصعب== | ||
| − | زندگی مصعب بن عمیر در منابع سیره، نمونهٔ دگرگونی جوانی نازپرورده به سربازی فداکار شمرده شده است. او خوشبوترین جوان [[مکه]] شمرده میشد و کفشهای حضرمی میپوشید. [[پیامبر اسلام|پیامبر]] (ص) از او چنین یاد کرده است: «ما رأیتُ بمکةَ أحسنَ لِمَّةً و لا أرقَّ حُلَّةً و لا أنعمَ نعمةً من مصعب بن عمیر»؛ در مکه هیچکس را به زیبایی موی و نرمی جامه و فراوانی نعمت، همانند مصعب بن عمیر ندیدم.<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۴۷۴ | + | زندگی مصعب بن عمیر در منابع سیره، نمونهٔ دگرگونی جوانی نازپرورده به سربازی فداکار شمرده شده است. او خوشبوترین جوان [[مکه]] شمرده میشد و کفشهای حضرمی میپوشید. [[پیامبر اسلام|پیامبر]] (ص) از او چنین یاد کرده است: «ما رأیتُ بمکةَ أحسنَ لِمَّةً و لا أرقَّ حُلَّةً و لا أنعمَ نعمةً من مصعب بن عمیر»؛ در مکه هیچکس را به زیبایی موی و نرمی جامه و فراوانی نعمت، همانند مصعب بن عمیر ندیدم.<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۴۷۴ (به نقل از واقدی).</ref> |
| − | مصعب پس از [[اسلام]]، از ثروت و زیبایی و آسایش خود دست کشید و زندگی ساده و زاهدانهای برگزید. بر پایهٔ روایتی که [[ابن عبدالبر اندلسی|ابن عبدالبر]] آن را با [[سند حدیث|سند]] ضعیف از [[محمد بن عیسی ترمذی|ترمذی]] نقل کرده، [[امام علی علیه السلام|علی]] (علیهالسلام) گفت: [[پیامبر اسلام|پیامبر]] (ص) مصعب را دید و برای نعمتی که از او گذشته بود و برای آنچه بر او رسیده بود، گریست.<ref>ابن | + | مصعب پس از [[اسلام]]، از ثروت و زیبایی و آسایش خود دست کشید و زندگی ساده و زاهدانهای برگزید. بر پایهٔ روایتی که [[ابن عبدالبر اندلسی|ابن عبدالبر]] آن را با [[سند حدیث|سند]] ضعیف از [[محمد بن عیسی ترمذی|ترمذی]] نقل کرده، [[امام علی علیه السلام|علی]] (علیهالسلام) گفت: [[پیامبر اسلام|پیامبر]] (ص) مصعب را دید و برای نعمتی که از او گذشته بود و برای آنچه بر او رسیده بود، گریست.<ref>ابن حجر، الإصابة، ج۹ ص۲۰۹.</ref> |
[[آیه]] زیر را برخی مفسران در [[شأن نزول|شأن]] گروهی از شهیدان و از جمله مصعب بن عمیر دانستهاند:<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۴۷۴.</ref> | [[آیه]] زیر را برخی مفسران در [[شأن نزول|شأن]] گروهی از شهیدان و از جمله مصعب بن عمیر دانستهاند:<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۴۷۴.</ref> | ||
| سطر ۴۷: | سطر ۴۷: | ||
{{متن قرآن|«مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلاً»}}؛ از میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند صادقانه ایستادند؛ برخی پیمان خود را به پایان رساندند و برخی چشم به راهاند و هیچگونه تغییر در عهد خود ندادهاند. ([[سوره احزاب|احزاب]]: ۲۳) | {{متن قرآن|«مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلاً»}}؛ از میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند صادقانه ایستادند؛ برخی پیمان خود را به پایان رساندند و برخی چشم به راهاند و هیچگونه تغییر در عهد خود ندادهاند. ([[سوره احزاب|احزاب]]: ۲۳) | ||
| − | در فهرستهای [[صحابه]] و کتابهای تراجم از مصعب به عنوان یکی از سابقان در اسلام و از بزرگان [[مهاجران]] یاد شده است. منابع کهن او را نخستین سفیر اسلام، | + | در فهرستهای [[صحابه]] و کتابهای تراجم از مصعب به عنوان یکی از سابقان در اسلام و از بزرگان [[مهاجران]] یاد شده است. منابع کهن او را نخستین سفیر اسلام، از نخستین مهاجران به [[مدینه]] و از نخستین اقامهکنندگان [[نماز جمعه]] در آن شهر دانستهاند؛<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۴۷۳؛ ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، باب بیعة العقبة الثانیة.</ref> هرچند در جزئیات این گزارشها اختلاف هست و دربارهٔ اینکه آیا نخستین نماز جمعه را او یا [[اسعد بن زراره]] خوانده، دیدگاهها یکسان نیست. با این حال در منابع سیره، نقش او در آمادهسازی مدینه برای [[هجرت پیامبر اسلام به مدینه|هجرت پیامبر]] (ص) و نیز در گسترش [[اسلام]] در آن شهر، بیبدیل شمرده شده است.<ref>ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳.</ref> |
==پانویس== | ==پانویس== | ||
| سطر ۵۴: | سطر ۵۴: | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
| − | *ابن عبدالبر، یوسف؛ الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق علی محمد | + | *ابن عبدالبر، یوسف؛ الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق علی محمد بجاوی، بیروت: دار الجیل، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م؛ ج۴. |
| − | *ابن هشام، عبدالملک؛ السیرة النبویة، تحقیق مصطفی السقا و ابراهیم | + | *ابن هشام، عبدالملک؛ السیرة النبویة، تحقیق مصطفی السقا و ابراهیم الأبیاری، بیروت: دار المعرفة، بیتا؛ ج۲ و ۳. |
*ابن سعد، محمد؛ الطبقات الکبری، بیروت: دار الفکر، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م؛ ج۳. | *ابن سعد، محمد؛ الطبقات الکبری، بیروت: دار الفکر، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م؛ ج۳. | ||
*ابن اثیر، علی؛ اسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت: دار المعرفة، ۱۴۲۲ق/۲۰۰۱م؛ ج۴. | *ابن اثیر، علی؛ اسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت: دار المعرفة، ۱۴۲۲ق/۲۰۰۱م؛ ج۴. | ||
| − | *ابن حجر، احمد؛ الإصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق | + | *ابن حجر، احمد؛ الإصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق طه الزینی، مصر: مکتبة ابن تیمیة، ۱۴۱۴ق؛ ج۹. |
*بیهقی، احمد؛ معرفة السنن و الآثار، تحقیق عبدالمعطی امین قلعجی، بیروت: دار الکتب العلمیة؛ کتاب الجمعة. | *بیهقی، احمد؛ معرفة السنن و الآثار، تحقیق عبدالمعطی امین قلعجی، بیروت: دار الکتب العلمیة؛ کتاب الجمعة. | ||
*بخاری، محمد؛ صحیح البخاری، کتاب الجنائز. | *بخاری، محمد؛ صحیح البخاری، کتاب الجنائز. | ||
نسخهٔ ۳۱ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۵۳
| مصعب بن عمیر | |
| نام کامل | مصعب بن عمیر بن هاشم بن عبد مناف بن قصیّ |
| زادروز | حدود ۳۷ سال پیش از هجرت (بر پایهٔ سنّ او در هنگام شهادت) |
| زادگاه | مکه |
| وفات | ۳ق، غزوه احد |
| مدفن | دامنهٔ کوه احد، مدینه |
| آثار | |
| شناختهشده برای |
نخستین سفیر پیامبر (ص) در مدینه؛ پرچمدار مسلمانان در بدر و احد |
مُصعَب بن عُمَیر (شهادت ۳ق)، از صحابه بزرگوار پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) بود، که با دعوت آن حضرت در خانهٔ ارقم مسلمان شد. پیامبر (ص) او را پس از بیعت عقبۀ نخست به مدینه فرستاد تا قرآن بیاموزد و مردم را به دین اسلام بخواند و نماز جمعه را با مسلمانان اقامه کند؛ از این رو مصعب، نخستین سفیر اسلام در آن شهر شمرده میشود. کوشش او سبب شد گروههای بزرگی از اوس و خزرج مسلمان شوند. مصعب در دو جنگ بدر و احد پرچمدار مسلمانان بود و سرانجام در جنگ احد به شهادت رسید.
محتویات
اسلام آوردن مصعب
مُصعب بن عُمیر بن هاشم بن عبدمناف، در مکه آوازهٔ دعوت پیامبر اسلام (ص) را شنید و در خانهٔ ارقم مسلمان شد. او ایمان خود را از ترس مادر و قومش مخفی میکرد و پنهانی به دیدار پیامبر (ص) میرفت. عثمان بن طلحه مصعب را در حال نماز دید و مسلمانی او را به قوم و مادرش خبر داد. آنان او را گرفتند و زندانی کردند و او تا زمان هجرت به حبشه در حبس ماند.[۱]
مصعب در هجرت مسلمانان به حبشه شرکت کرد و بر پایهٔ گزارشها، پس از بازگشت از حبشه در مکه ماند، تا آنکه پیامبر (ص) او را با گروهی از تازهمسلمانان مدینه به آن شهر فرستاد.[۲]
هجرت و سفارت در مدینه
پس از بیعت عقبه نخست، پیامبر (ص) مصعب بن عمیر را همراه دوازده نقیب از مسلمانان مدینه به آن شهر فرستاد. او نخستین کسی از مسلمانان بود که به عنوان نمایندهٔ پیامبر (ص) در مدینه اقامت گزید و از این رو او را نخستین سفیر اسلام خواندهاند.[۳]
مصعب در خانهٔ اسعد بن زراره فرود آمد و در باغی از باغهای بنی ظفر، کنار چاه مَرَق، با مردم سخن میگفت و قرآن میخواند. نخست اُسید بن حضیر و سپس سعد بن معاذ، از رؤسای قبیله اوس، با شنیدن آیات قرآن مسلمان شدند. با اسلام سعد، همهٔ افراد تیرهٔ بنی عبدالأشهل مسلمان شدند و بتهای آن تیره شکسته شد.[۴]
کوشش مصعب چنان اثرگذار بود که در فاصلهای کوتاه، در بیشتر خانههای مدینه مسلمانی پیدا شد و زمینه برای هجرت پیامبر (ص) فراهم گردید. پیامبر (ص) در نامهای به او دستور داد نماز جمعه را با مسلمانان اقامه کند؛ بر پایهٔ برخی گزارشها او نخستین کسی است که در مدینه نماز جمعه خوانده است.[۵]
حضور در غزوات
مصعب بن عمیر در سال دوم هجری، در غزوه بدر حاضر بود و پرچم مسلمانان در دست او بود. از خاندان بنی عبدالدار تنها او و سُویبِط بن حَرمَله در جنگ بدر شرکت داشتند.[۶]
در بدر برادرش ابوعزیز بن عمیر در شمار اسیران مشرکان بود. مصعب از کنار او گذشت و به مرد انصاری که او را اسیر کرده بود گفت: «دست او را محکم ببند، زیرا مادرش توانگر است، شاید او را آزاد کند.» ابوعزیز گفت: «این سفارش تو به من است؟» مصعب گفت: «او [مرد انصاری] برادر من است، نه تو.» مقصود او این بود که پیوند ایمانی بر پیوند خویشاوندی مقدم است.[۷]
شهادت در احد:
در غزوه احد نیز پرچم مسلمانان در دست مصعب بود؛ پرچم او را «عقاب» میگفتند. هنگامی که سپاه اسلام دچار پراکندگی شد و سربازان از گرد پیامبر (ص) پراکنده شدند، او پرچم را رها نکرد و با مهاجمان درافتاد تا از پیامبر (ص) دفاع کند. عبدالله بن قمیئة بر او حمله برد و او را کشت و گمان کرد پیامبر (ص) را کشته است. از این رو شایعهٔ کشته شدن پیامبر (ص) در میان مسلمانان پیچید.[۸] قرآن کریم در این باره میفرماید:
«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ»؛ و محمد جز فرستادهای نیست که پیش از او هم فرستادگانی بودهاند؛ آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، شما به گذشتهٔ خود بازمیگردید؟ و هر کس به گذشتهٔ خود بازگردد، هیچ زیانی به خدا نمیرساند و خداوند سپاسگزاران را پاداش میدهد. (آلعمران: ۱۴۴)
پس از شهادت مصعب، علی بن ابیطالب (علیهالسلام) پرچم را از دست او گرفت. هنگام شهادت مصعب، از او جامهای بیش نمانده بود؛ چون سرش را با آن میپوشاندند، پاهایش پیدا میشد و چون پاهایش را میپوشاندند سرش آشکار میگشت. پیامبر (ص) فرمود: «سرش را با آن بپوشانید و بر پاهایش اِذخِر بگذارید.»[۹]
سنّ مصعب بن عمیر را هنگام شهادت، چهل سال یا کمی بیشتر نوشتهاند.[۱۰] او را در دامنهٔ کوه احد به خاک سپردند.[۱۱]
جایگاه و ویژگیهای مصعب
زندگی مصعب بن عمیر در منابع سیره، نمونهٔ دگرگونی جوانی نازپرورده به سربازی فداکار شمرده شده است. او خوشبوترین جوان مکه شمرده میشد و کفشهای حضرمی میپوشید. پیامبر (ص) از او چنین یاد کرده است: «ما رأیتُ بمکةَ أحسنَ لِمَّةً و لا أرقَّ حُلَّةً و لا أنعمَ نعمةً من مصعب بن عمیر»؛ در مکه هیچکس را به زیبایی موی و نرمی جامه و فراوانی نعمت، همانند مصعب بن عمیر ندیدم.[۱۲]
مصعب پس از اسلام، از ثروت و زیبایی و آسایش خود دست کشید و زندگی ساده و زاهدانهای برگزید. بر پایهٔ روایتی که ابن عبدالبر آن را با سند ضعیف از ترمذی نقل کرده، علی (علیهالسلام) گفت: پیامبر (ص) مصعب را دید و برای نعمتی که از او گذشته بود و برای آنچه بر او رسیده بود، گریست.[۱۳]
آیه زیر را برخی مفسران در شأن گروهی از شهیدان و از جمله مصعب بن عمیر دانستهاند:[۱۴]
«مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلاً»؛ از میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند صادقانه ایستادند؛ برخی پیمان خود را به پایان رساندند و برخی چشم به راهاند و هیچگونه تغییر در عهد خود ندادهاند. (احزاب: ۲۳)
در فهرستهای صحابه و کتابهای تراجم از مصعب به عنوان یکی از سابقان در اسلام و از بزرگان مهاجران یاد شده است. منابع کهن او را نخستین سفیر اسلام، از نخستین مهاجران به مدینه و از نخستین اقامهکنندگان نماز جمعه در آن شهر دانستهاند؛[۱۵] هرچند در جزئیات این گزارشها اختلاف هست و دربارهٔ اینکه آیا نخستین نماز جمعه را او یا اسعد بن زراره خوانده، دیدگاهها یکسان نیست. با این حال در منابع سیره، نقش او در آمادهسازی مدینه برای هجرت پیامبر (ص) و نیز در گسترش اسلام در آن شهر، بیبدیل شمرده شده است.[۱۶]
پانویس
- ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۴۷۴.
- ↑ ابن حجر، الإصابة، ترجمة مصعب بن عمیر، ج۹ ص۲۰۹؛ ابن اثیر، اسد الغابة، ج۴.
- ↑ ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، باب بیعة العقبة الأولی؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ترجمة مصعب بن عمیر.
- ↑ ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، باب بدء إسلام الأنصار؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳.
- ↑ بیهقی، معرفة السنن و الآثار، کتاب الجمعة؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳.
- ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۴۷۳؛ ابن اثیر، اسد الغابة، ج۴.
- ↑ ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، باب غزوة بدر.
- ↑ ابن هشام، السیرة النبویة، ج۳، باب غزوة أحد؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج۲۰، ص۲۶؛ مفید، الإرشاد، ج۱، باب غزوة أحد.
- ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۴۷۴-۱۴۷۵.
- ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۴۷۴.
- ↑ بخاری، صحیح، کتاب الجنائز، باب إذا لم یوجد إلا ثوب واحد.
- ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۴۷۴ (به نقل از واقدی).
- ↑ ابن حجر، الإصابة، ج۹ ص۲۰۹.
- ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۴۷۴.
- ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۴۷۳؛ ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، باب بیعة العقبة الثانیة.
- ↑ ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳.
منابع
- ابن عبدالبر، یوسف؛ الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق علی محمد بجاوی، بیروت: دار الجیل، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م؛ ج۴.
- ابن هشام، عبدالملک؛ السیرة النبویة، تحقیق مصطفی السقا و ابراهیم الأبیاری، بیروت: دار المعرفة، بیتا؛ ج۲ و ۳.
- ابن سعد، محمد؛ الطبقات الکبری، بیروت: دار الفکر، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م؛ ج۳.
- ابن اثیر، علی؛ اسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت: دار المعرفة، ۱۴۲۲ق/۲۰۰۱م؛ ج۴.
- ابن حجر، احمد؛ الإصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق طه الزینی، مصر: مکتبة ابن تیمیة، ۱۴۱۴ق؛ ج۹.
- بیهقی، احمد؛ معرفة السنن و الآثار، تحقیق عبدالمعطی امین قلعجی، بیروت: دار الکتب العلمیة؛ کتاب الجمعة.
- بخاری، محمد؛ صحیح البخاری، کتاب الجنائز.
- مفید، محمد بن محمد؛ الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم: مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ۱۴۱۳ق؛ ج۱.
- مجلسی، محمدباقر؛ بحار الأنوار، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق؛ ج۲۰، ص۲۶.




