سید علیخان حویزی: تفاوت بین نسخهها
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) جز (مهدی موسوی صفحهٔ سيد عليخان حـويزی را به سید علیخان حویزی منتقل کرد) |
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | ''' | + | '''«سید علیخان حویزی»''' (۱۰۸۸-۱۰۱۸ ق) فرزند [[سید خلف حویزی]]، متکلم، مفسر و شاعر بزرگ [[شیعه]] در قرن یازدهم هجری است. سید علیخان مانند پدرش در عین حال که والی حویزه بود، از افاضل علما و نویسندگان بزرگ شیعه محسوب میشد. |
| + | {{شناسنامه عالم | ||
| + | ||نام کامل = سید علیخان حویزی | ||
| + | ||تصویر= | ||
| + | ||زادروز = ۱۰۱۸ قمری | ||
| + | |زادگاه = حویزه، خوزستان | ||
| + | |وفات = ۱۰۸۸ قمری | ||
| + | |مدفن = حویزه | ||
| + | |اساتید = [[سید خلف حویزی]]، شیخ عبداللطیف حویزی، شیخ علی عاملی کرکی،... | ||
| + | |شاگردان = | ||
| + | |آثار = النور المبین فی الحدیث، منتخب التفاسیر، خیر المقال، نُکت البیان، دیوان شعر خیرُ جلیس و نعمَ انیس،... | ||
| + | }} | ||
| + | ==زندگینامه== | ||
| + | به نوشته ضامن بن شدقم، سید علی خان حویزی در ۱۰۱۸ قمری متولد شد. او فرزند [[سید خلف حویزی]] از [[سادات]] موسوی و معروف به مُشعشعی است. سید علی خان اهل حویزه و یکی از حاکمان آنجا بود. وی علاوه بر نسب درخشانش آراسته به فضل و دانش و علم و ادب و شعر بود. | ||
| + | |||
| + | سید علی خان حویزی، نخست نزد شیخ عبداللطیف به یادگیری علوم دینی پرداخت. سپس در [[اصفهان]] به تحصیل ادامه داد و آنگاه به زادگاهش بازگشت. او همچنین از محضر پدر و اساتید [[نجف]] دانشها آموخت و از شیخ علی عاملی (۱۰۱۳-۱۱۰۳ ق) -نوه [[حسن بن زین الدین عاملی]]- نیز [[اجازه (علم الحدیث)|اجازهای]] داشته است. | ||
| + | |||
| + | سید علیخان حویزی سالها در عین خدمت به مردم خوزستان، به تدریس و تألیف اشتغال داشت. سید علیخان عالمی فاضل بود و همچون پدرش [[سید خلف حویزی]]، به [[تصوف]] گرایش داشت. وی بیشتر ایام عمر عزیز خود را به اتفاق والدش، در حویزه و بلاد آنجا سپری نمود. در خوش رفتاری با مردم و رعایت حقوق خلق خدا مواظبت کامل داشتند و مردم آن بلاد مطیع این اولاد [[پیامبر اسلام|رسول]] بودند. | ||
| + | |||
| + | می نویسند حویزه به شوشتر نزدیک است و سید علیخان با [[سید نعمت الله جزائری]] معاصر بود و زمانیکه سید جزائری خوزستان در بود، با یکدیگر رفت و آمد و مکاتبه داشتند. بعضی صاحب تراجم مانند [[میرزا عبدالله افندی]]،، تألیفات متعدد جزائری را مأخوذ یا مقتبس از آثار سید علیخان می دانند و یا سهوا به نام او درج شده است. | ||
| + | |||
| + | [[شیخ حر عاملی]] او را دانشمندی فاضل و شاعری ادیب و جلیل القدر معرفی کرد. و صاحب [[ریاض العلماء]] نیز او را ستوده است. | ||
| + | |||
| + | سید علیخان مشعشعی حویزی به نقل صاحب «[[الذریعه الی تصانیف الشیعه|الذریعه]]»، در سال ۱۰۸۸ قمری در حویزه وفات نمود. شهاب حویزی در [[مرگ]] او [[مرثیه]] گفت که در [[دیوان (شعر)|دیوان]] اشعارش موجود است. | ||
| + | |||
| + | ==آثار و تألیفات == | ||
| + | از سید علیخان حویزی تألیفات متعددی در زمینههای مختلف [[فقه]] و [[حدیث|حدیث]] و [[تفسیر قرآن|تفسیر]] و فضایل [[اهل بیت]] علیهم السلام به جای ماند. در آثار او جز تبلیغ [[دین]] خدا از [[توحید]] و [[نبوت]] و [[امامت]] و دیگر [[عقاید]] راستین دیده نمیشود. از جمله: | ||
| + | |||
| + | # النور المبین فی الحدیث، در اثبات نصّ بر وصایت [[امام علی علیه السلام|امام علی]](علیه السلام)، در چهار جلد؛ | ||
| + | # منتخب التفاسیر، شامل تحلیل آرای [[تفسیر|تفسیری]] برخی از مفسران [[قرآن]] از [[شیعه]] و [[اهل سنت|اهل سنّت]] از ابتدای قرآن تا [[سوره الرحمن]]؛ | ||
| + | # خیر المقال، شامل ۶۳۰۰۰ [[بیت (شعر)|بیت]] در شرح [[قصیده|قصایدی]] که خود در مدح [[پیامبر اسلام|پیامبر]](صلی الله علیه وآله) و [[اهل البیت|اهل بیت]] و نیز در موضوع ادبیّات و نبوّت و امامت سروده بود؛ | ||
| + | # نُکت البیان، کشکولی شامل تفسیر [[آیه|آیات]] قرآن، شرح احادیث مشکل، حکمتهای [[پیامبران|انبیا]] و [[اولیاء الله|اولیا]] و مسائل ادبی. | ||
| + | |||
| + | سید علی خان حویزی همچنین اهل [[شعر]] و ادب بود و در زمان کهولت، اشعار بسیاری از حفظ داشت، چنانکه دو [[دیوان (شعر)|دیوان]] شعر، یکی به عربی به نام «خیرُ جلیس و نعمَ انیس» و دیگری به فارسی، به او نسبت داده شده است. | ||
| + | |||
| + | '''نمونه اشعار در فضایل اهل بیت:''' | ||
| + | |||
| + | ۱- و لولا حُسام المرتضی أصبح الوری * و ما فیهم من یعبد اللّه مسلما | ||
| + | |||
| + | ۲- و أبناؤه الغرّ الکرام الاولی بهم * أنار من الاسلام ما کان مظلما | ||
| + | |||
| + | ۳- و اقسم لو قال الأنام بحبّهم * لما خلق الربّ الکریم جهنّما | ||
| + | |||
| + | ۴- و ما منهم إلا إمام مسوّد * حسام سطا بحر طما عارض هما | ||
| + | |||
| + | ۵- فافزع إلی مدح ألامین فإنّما * لأمانه البلد الأمین أمین | ||
| − | + | ۶- و أخیه وارث علمه و وزیره * و نصیره فی الحرب و هو زبون | |
| − | + | ||
| + | ۷- و بنیه أقمار الهدی لو لاهم * لم یعرف المفروض و المسنون | ||
| + | |||
| + | ۸- و صیّرت خیر المرسلین وسیلتی * و ألزمت نفسی صمتها و وقارها | ||
| + | |||
| + | ۹- و عترته خیر الأنام و فخرهم * أبت أن یشقّ العالمون غبارها | ||
| + | |||
| + | ۱۰- و صیّر وسیلتک المصطفی * الأمین أبا القاسم المؤتمن | ||
| + | |||
| + | ۱۱- و صنو الرّسول و من قد علا * علی کتفه یوم کسر الوثن | ||
| + | |||
| + | ۱۲- و بضعته و إمامی الشهید * من بعد ذکر إمامی الحسن | ||
| + | |||
| + | ۱۳- و بالعترة الغرّ أرجو النجاة * فحبّهم لی أو فی الجنن | ||
| + | |||
| + | ۱- اگر شمشیر [[امام علی|علی]] (ع) نبود، مردم صبح که از خواب برمیخاستند، کسی را که بر خدا عبادت کند، نمییافتند. | ||
| + | |||
| + | ۲- فرزندان علی (ع) همگی بزرگواران و نیکانی بودند که به وجود آنان هرچه از [[اسلام]] تاریک بود، روشن گشته است. | ||
| + | |||
| + | ۳- من سوگند میخورم که اگر مردم بر این خاندان مهر میورزیدند، خدای کریم [[جهنم]] را نمیآفرید. | ||
| + | |||
| + | ۴- افراد این خاندان، یا امامی بزرگوار، یا شمشیری حمله برنده، یا دریایی مواج، یا چهرهای اشکبار بودند. | ||
| + | |||
| + | ۵- به مدح و ستایش [[پیامبر]] امین پناهنده شو، او کسی است که در بلد الامین چهرهی شناخته و امینی است. | ||
| + | |||
| + | ۶- و نیز به دامان برادرش و وارث علم و وزیر و یاور پیامبر (ص) در جنگهای سخت پناه ببر. | ||
| + | |||
| + | ۷- و به درگاه فرزندان او پناه ببر، که همگی اقمار هدایت بودند و هرگاه وجود نداشتند فرائض و سنن دین خدا شناخته نمیشد. | ||
| − | + | ۸- بهترین پیامبر را وسیلهی رستگاری خود قرار داده و بزرگی و وقار این را بر خود برگزیدم. | |
| − | + | ۹- و خاندان او بهترین مردمانند و در افتخار ایشان این بس که دیگر دانشمندان به خاک پای آنها نمیرسند. | |
| − | + | ۱۰- به دامن ابوالقاسم مصطفی آن امین مورد اعتماد، چنگ بزن و [[توسل]] کن. | |
| − | + | ۱۱- و به دامن یار پیامبر (ص) که در روز شکستن بتها بر دوش پیامبر قرار گرفت. | |
| − | |||
| − | + | ۱۲- و به دختر پیامبر و امام شهید و [[امام حسن]] (ع) توسّل کن. | |
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | به | + | ۱۳- و به [[عترت]] بزرگوار او که امید نجات آنها دارم، و دوستی آنها بهترین مایهی نجات من است. |
==منابع== | ==منابع== | ||
| + | *دانشنامهی شعر عاشورایی، محمدزاده، ج۱، ص: ۴۴۳-۴۴۵. | ||
| + | *"سید علیخان حویزی"، پایگاه شعائر. | ||
| − | + | [[رده:علمای قرن یازدهم]][[رده:علماء شیعه]][[رده:متکلمان]][[رده:مفسرین قرآن]][[رده:شعرای عرب]][[رده:شعرای پارسی گوی قرن یازدهم]] | |
| − | |||
| − | |||
| − | [[رده: | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۵۲
«سید علیخان حویزی» (۱۰۸۸-۱۰۱۸ ق) فرزند سید خلف حویزی، متکلم، مفسر و شاعر بزرگ شیعه در قرن یازدهم هجری است. سید علیخان مانند پدرش در عین حال که والی حویزه بود، از افاضل علما و نویسندگان بزرگ شیعه محسوب میشد.
| نام کامل | سید علیخان حویزی |
| زادروز | ۱۰۱۸ قمری |
| زادگاه | حویزه، خوزستان |
| وفات | ۱۰۸۸ قمری |
| مدفن | حویزه |
| اساتید |
سید خلف حویزی، شیخ عبداللطیف حویزی، شیخ علی عاملی کرکی،... |
|
| |
| آثار |
النور المبین فی الحدیث، منتخب التفاسیر، خیر المقال، نُکت البیان، دیوان شعر خیرُ جلیس و نعمَ انیس،... |
زندگینامه
به نوشته ضامن بن شدقم، سید علی خان حویزی در ۱۰۱۸ قمری متولد شد. او فرزند سید خلف حویزی از سادات موسوی و معروف به مُشعشعی است. سید علی خان اهل حویزه و یکی از حاکمان آنجا بود. وی علاوه بر نسب درخشانش آراسته به فضل و دانش و علم و ادب و شعر بود.
سید علی خان حویزی، نخست نزد شیخ عبداللطیف به یادگیری علوم دینی پرداخت. سپس در اصفهان به تحصیل ادامه داد و آنگاه به زادگاهش بازگشت. او همچنین از محضر پدر و اساتید نجف دانشها آموخت و از شیخ علی عاملی (۱۰۱۳-۱۱۰۳ ق) -نوه حسن بن زین الدین عاملی- نیز اجازهای داشته است.
سید علیخان حویزی سالها در عین خدمت به مردم خوزستان، به تدریس و تألیف اشتغال داشت. سید علیخان عالمی فاضل بود و همچون پدرش سید خلف حویزی، به تصوف گرایش داشت. وی بیشتر ایام عمر عزیز خود را به اتفاق والدش، در حویزه و بلاد آنجا سپری نمود. در خوش رفتاری با مردم و رعایت حقوق خلق خدا مواظبت کامل داشتند و مردم آن بلاد مطیع این اولاد رسول بودند.
می نویسند حویزه به شوشتر نزدیک است و سید علیخان با سید نعمت الله جزائری معاصر بود و زمانیکه سید جزائری خوزستان در بود، با یکدیگر رفت و آمد و مکاتبه داشتند. بعضی صاحب تراجم مانند میرزا عبدالله افندی،، تألیفات متعدد جزائری را مأخوذ یا مقتبس از آثار سید علیخان می دانند و یا سهوا به نام او درج شده است.
شیخ حر عاملی او را دانشمندی فاضل و شاعری ادیب و جلیل القدر معرفی کرد. و صاحب ریاض العلماء نیز او را ستوده است.
سید علیخان مشعشعی حویزی به نقل صاحب «الذریعه»، در سال ۱۰۸۸ قمری در حویزه وفات نمود. شهاب حویزی در مرگ او مرثیه گفت که در دیوان اشعارش موجود است.
آثار و تألیفات
از سید علیخان حویزی تألیفات متعددی در زمینههای مختلف فقه و حدیث و تفسیر و فضایل اهل بیت علیهم السلام به جای ماند. در آثار او جز تبلیغ دین خدا از توحید و نبوت و امامت و دیگر عقاید راستین دیده نمیشود. از جمله:
- النور المبین فی الحدیث، در اثبات نصّ بر وصایت امام علی(علیه السلام)، در چهار جلد؛
- منتخب التفاسیر، شامل تحلیل آرای تفسیری برخی از مفسران قرآن از شیعه و اهل سنّت از ابتدای قرآن تا سوره الرحمن؛
- خیر المقال، شامل ۶۳۰۰۰ بیت در شرح قصایدی که خود در مدح پیامبر(صلی الله علیه وآله) و اهل بیت و نیز در موضوع ادبیّات و نبوّت و امامت سروده بود؛
- نُکت البیان، کشکولی شامل تفسیر آیات قرآن، شرح احادیث مشکل، حکمتهای انبیا و اولیا و مسائل ادبی.
سید علی خان حویزی همچنین اهل شعر و ادب بود و در زمان کهولت، اشعار بسیاری از حفظ داشت، چنانکه دو دیوان شعر، یکی به عربی به نام «خیرُ جلیس و نعمَ انیس» و دیگری به فارسی، به او نسبت داده شده است.
نمونه اشعار در فضایل اهل بیت:
۱- و لولا حُسام المرتضی أصبح الوری * و ما فیهم من یعبد اللّه مسلما
۲- و أبناؤه الغرّ الکرام الاولی بهم * أنار من الاسلام ما کان مظلما
۳- و اقسم لو قال الأنام بحبّهم * لما خلق الربّ الکریم جهنّما
۴- و ما منهم إلا إمام مسوّد * حسام سطا بحر طما عارض هما
۵- فافزع إلی مدح ألامین فإنّما * لأمانه البلد الأمین أمین
۶- و أخیه وارث علمه و وزیره * و نصیره فی الحرب و هو زبون
۷- و بنیه أقمار الهدی لو لاهم * لم یعرف المفروض و المسنون
۸- و صیّرت خیر المرسلین وسیلتی * و ألزمت نفسی صمتها و وقارها
۹- و عترته خیر الأنام و فخرهم * أبت أن یشقّ العالمون غبارها
۱۰- و صیّر وسیلتک المصطفی * الأمین أبا القاسم المؤتمن
۱۱- و صنو الرّسول و من قد علا * علی کتفه یوم کسر الوثن
۱۲- و بضعته و إمامی الشهید * من بعد ذکر إمامی الحسن
۱۳- و بالعترة الغرّ أرجو النجاة * فحبّهم لی أو فی الجنن
۱- اگر شمشیر علی (ع) نبود، مردم صبح که از خواب برمیخاستند، کسی را که بر خدا عبادت کند، نمییافتند.
۲- فرزندان علی (ع) همگی بزرگواران و نیکانی بودند که به وجود آنان هرچه از اسلام تاریک بود، روشن گشته است.
۳- من سوگند میخورم که اگر مردم بر این خاندان مهر میورزیدند، خدای کریم جهنم را نمیآفرید.
۴- افراد این خاندان، یا امامی بزرگوار، یا شمشیری حمله برنده، یا دریایی مواج، یا چهرهای اشکبار بودند.
۵- به مدح و ستایش پیامبر امین پناهنده شو، او کسی است که در بلد الامین چهرهی شناخته و امینی است.
۶- و نیز به دامان برادرش و وارث علم و وزیر و یاور پیامبر (ص) در جنگهای سخت پناه ببر.
۷- و به درگاه فرزندان او پناه ببر، که همگی اقمار هدایت بودند و هرگاه وجود نداشتند فرائض و سنن دین خدا شناخته نمیشد.
۸- بهترین پیامبر را وسیلهی رستگاری خود قرار داده و بزرگی و وقار این را بر خود برگزیدم.
۹- و خاندان او بهترین مردمانند و در افتخار ایشان این بس که دیگر دانشمندان به خاک پای آنها نمیرسند.
۱۰- به دامن ابوالقاسم مصطفی آن امین مورد اعتماد، چنگ بزن و توسل کن.
۱۱- و به دامن یار پیامبر (ص) که در روز شکستن بتها بر دوش پیامبر قرار گرفت.
۱۲- و به دختر پیامبر و امام شهید و امام حسن (ع) توسّل کن.
۱۳- و به عترت بزرگوار او که امید نجات آنها دارم، و دوستی آنها بهترین مایهی نجات من است.
منابع
- دانشنامهی شعر عاشورایی، محمدزاده، ج۱، ص: ۴۴۳-۴۴۵.
- "سید علیخان حویزی"، پایگاه شعائر.




