آیه 102 سوره نساء: تفاوت بین نسخهها
(جایگزینی تفاسیر) |
|||
| سطر ۵۵: | سطر ۵۵: | ||
«[[شیخ طوسی]]» گوید: درباره اين قسمت آية «وَلاجُناحَ عَلَيْكُمْ إِنْ كانَ بِكُمْ أَذىً مِنْ مَطَرٍ أَوْ كُنْتُمْ مَرْضى » گويند: درباره عبدالرحمن بن عوف نازل گرديده كه مجروح بوده است، چنان كه ابن عباس ذكر نموده است<ref> در تفسير برهان از على بن ابراهيم او از پدرش و او از ابن ابى عمير او از [[امام صادق]] عليهالسلام روايت كند كه اين آيه هنگامى نازل گرديد كه [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله بسوى حديبيه بيرون رفت كه خود را به [[مكه]] برساند. قريش خبر يافتند خالد بن وليد را با دويست سوار مأمور كردند كه راه را بر رسول خدا صلی الله علیه و آله در اطراف كوه بگيرد وقتى كه ظهر شد. بلال اذان گفت و پيامبر به نماز پرداخت. خالد بن وليد گفت: اگر ما در حين نماز به آنها حمله كنيم، پيروز خواهيم شد زيرا آنان نماز خود را قطع نمى كنند ولى صبر مى كنيم و در نماز ديگر كه از نور چشم نزد آنها عزيزتر است به آنها حمله ور مى شويم در اين هنگام جبرئيل آمد و اين آية را كه مربوط به نماز خوف است، نازل كرد.</ref><ref> در صحيح بخارى نيز اين موضوع از ابن عباس روايت شده است و نيز احمد در مسند و بيهقى در دلائل و حاكم از ابن عياش الزرقى روايت نمايد و نيز ترمذى در صحيح خود از ابوهريرة و طبرى در تفسير خود از جابر بن عبدالله روايت نموده و گويند با پيامبر در عسفان بوديم كه مشركين با خالد بن وليد به ما برخوردند و نزديك ظهر بود، مشركين گفتند: هم اكنون مسلمين نماز را بپاى ميدارند كه از براى آنها از خودشان و فرزندشان عزيزتر است سپس با رسول خدا صلی الله علیه و آله نماز ظهر را بجاى آورديم و جبرئيل مابين نماز ظهر و عصر آيه مزبور را نازل نمود.</ref>.<ref> محمدباقر محقق، [[نمونه بینات در شأن نزول آیات]] از نظر [[شیخ طوسی]] و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 238.</ref> | «[[شیخ طوسی]]» گوید: درباره اين قسمت آية «وَلاجُناحَ عَلَيْكُمْ إِنْ كانَ بِكُمْ أَذىً مِنْ مَطَرٍ أَوْ كُنْتُمْ مَرْضى » گويند: درباره عبدالرحمن بن عوف نازل گرديده كه مجروح بوده است، چنان كه ابن عباس ذكر نموده است<ref> در تفسير برهان از على بن ابراهيم او از پدرش و او از ابن ابى عمير او از [[امام صادق]] عليهالسلام روايت كند كه اين آيه هنگامى نازل گرديد كه [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله بسوى حديبيه بيرون رفت كه خود را به [[مكه]] برساند. قريش خبر يافتند خالد بن وليد را با دويست سوار مأمور كردند كه راه را بر رسول خدا صلی الله علیه و آله در اطراف كوه بگيرد وقتى كه ظهر شد. بلال اذان گفت و پيامبر به نماز پرداخت. خالد بن وليد گفت: اگر ما در حين نماز به آنها حمله كنيم، پيروز خواهيم شد زيرا آنان نماز خود را قطع نمى كنند ولى صبر مى كنيم و در نماز ديگر كه از نور چشم نزد آنها عزيزتر است به آنها حمله ور مى شويم در اين هنگام جبرئيل آمد و اين آية را كه مربوط به نماز خوف است، نازل كرد.</ref><ref> در صحيح بخارى نيز اين موضوع از ابن عباس روايت شده است و نيز احمد در مسند و بيهقى در دلائل و حاكم از ابن عياش الزرقى روايت نمايد و نيز ترمذى در صحيح خود از ابوهريرة و طبرى در تفسير خود از جابر بن عبدالله روايت نموده و گويند با پيامبر در عسفان بوديم كه مشركين با خالد بن وليد به ما برخوردند و نزديك ظهر بود، مشركين گفتند: هم اكنون مسلمين نماز را بپاى ميدارند كه از براى آنها از خودشان و فرزندشان عزيزتر است سپس با رسول خدا صلی الله علیه و آله نماز ظهر را بجاى آورديم و جبرئيل مابين نماز ظهر و عصر آيه مزبور را نازل نمود.</ref>.<ref> محمدباقر محقق، [[نمونه بینات در شأن نزول آیات]] از نظر [[شیخ طوسی]] و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 238.</ref> | ||
== تفسیر آیه == | == تفسیر آیه == | ||
| − | < | + | <tafsir sura="4" ayeh="102" /> |
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۵ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۲۸
| <<101 | آیه 102 سوره نساء | 103>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
و هرگاه شخص تو در میان سپاه اسلام باشی و نماز بر آنان به پا داری باید آنها با تو مسلّح به نماز ایستند، و چون سجده نماز به جای آوردند (و نماز را فُرادی تمام کردند) در پشت سرِ شما رفته و گروهی که نماز نخوانده بیایند و با تو نماز گزارند و البته با لباس جنگ و اسلحه، زیرا کافران آرزو و انتظار دارند که شما از اسلحه و اسباب خود غفلت کنید تا ناگهان یکباره بر شما حمله ور شوند. و چنانچه بارانی یا مرضی شما را از برگرفتن سلاح به رنج اندازد باکی نیست که اسلحه را فروگذارید ولی از دشمن برحذر باشید؛ خدا برای کافران عذابی سخت خوارکننده مهیا ساخته است.
و هنگامی که در [عرصه نبرد و خطر] میان آنان باشی، و برای آنان [به جماعت] اقامه نماز کنی، پس باید گروهی از رزمندگان در حالی که لازم است سلاحشان را برگیرند، همراهت به نماز ایستند، و چون سجده کردند [و رکعت دوم را بدون اتصال به جماعت به پایان بردند] باید [برای حفاظت از شما] پشت سرتان قرار گیرند. و آن گروه دیگر که [به خاطر مشغول بودن به حفاظت] نماز نخوانده اند بیایند و با تو نماز گزارند. و آنان باید [در حال نماز] از هوشیاری و احتیاط [نسبت به دشمن] غافل نباشند، و سلاحشان را با خود برگیرند؛ چون کافران دوست دارند شما از سلاح ها و ساز و برگ جنگی خود غفلت ورزید، تا یک باره به شما هجوم کنند. و اگر از باران در زحمت و مشقت هستید، یا بیمارید، بر شما گناهی نیست که سلاحتان بر زمین گذارید، ولی باید هوشیاری و احتیاط خود را حفظ کنید؛ یقیناً خدا برای کافران عذاب خوارکننده ای آماده کرده است.
و هر گاه در ميان ايشان بودى و برايشان نماز برپا داشتى، پس بايد گروهى از آنان با تو [به نماز] ايستند؛ و بايد جنگافزارهاى خود را برگيرند؛ و چون به سجده رفتند [و نماز را تمام كردند]، بايد پشت سر شما قرار گيرند، و گروه ديگرى كه نماز نكردهاند بايد بيايند و با تو نماز گزارند و البته جانب احتياط را فرو نگذارند و جنگافزارهاى خود را برگيرند. [زيرا] كافران آرزو مىكنند كه شما از جنگافزارها و ساز و برگ خود غافل شويد تا ناگهان بر شما يورش برند. و اگر از باران در زحمتيد، يا بيماريد، گناهى بر شما نيست كه جنگ افزارهاى خود را بر زمين نهيد، ولى مواظب خود باشيد. بى گمان، خدا براى كافران عذاب خفتآورى آماده كرده است.
و چون تو در ميانشان باشى و برايشان اقامه نماز كنى، بايد كه گروهى از آنها با تو به نماز بايستند و سلاحهاى خويش بردارند. و چون سجده به پايان بردند برابر دشمن شوند تا گروه ديگر كه نماز نخواندهاند بيايند و با تو نماز بخوانند. آنان نيز هوشيار باشند و سلاحهاى خويش بگيرند. زيرا كافران دوست دارند كه شما از سلاحها و متاع خود غافل شويد تا يكباره بر شما بتازند. و گناهى مرتكب نشدهايد هرگاه از باران در رنج بوديد يا بيمار بوديد سلاحهاى خويش بگذاريد، ولى هوشيارانه مواظب دشمن باشيد. هرآينه خدا براى كافران عذابى خواركننده آماده ساخته است.
و هنگامی که در میان آنها باشی، و (در میدان جنگ) برای آنها نماز را برپا کنی، باید دستهای از آنها با تو (به نماز) برخیزند، و سلاحهایشان را با خود برگیرند؛ و هنگامی که سجده کردند (و نماز را به پایان رساندند)، باید به پشتِ سرِ شما (به میدان نبرد) بروند، و آن دسته دیگر که نماز نخواندهاند (و مشغول پیکار بودهاند)، بیایند و با تو نماز بخوانند؛ آنها باید وسایل دفاعی و سلاحهایشان (را در حال نماز) با خود حمل کنند؛ (زیرا) کافران آرزو دارند که شما از سلاحها و متاعهای خود غافل شوید و یکباره به شما هجوم آورند. و اگر از باران ناراحتید، و یا بیمار (و مجروح) هستید، مانعی ندارد که سلاحهای خود را بر زمین بگذارید؛ ولی وسایل دفاعی (مانند زره و خود را) با خود بردارید خداوند، عذاب خوارکنندهای برای کافران فراهم ساخته است.
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
اسلحه: سلاح: هر چيزى كه با آن به جنگند. جمع آن اسلحه است.
امتعتكم: متاع: لذت بردن و چيزى كه از آن لذت برند (مال دنيا)، جمع آن امتعه است.[۱]
نزول
محل نزول:
این آیه همچون دیگر آیات سوره نساء در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۲]
شأن نزول:
«شیخ طوسی» گوید: درباره اين قسمت آية «وَلاجُناحَ عَلَيْكُمْ إِنْ كانَ بِكُمْ أَذىً مِنْ مَطَرٍ أَوْ كُنْتُمْ مَرْضى » گويند: درباره عبدالرحمن بن عوف نازل گرديده كه مجروح بوده است، چنان كه ابن عباس ذكر نموده است[۳][۴].[۵]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ إِذا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ فَلْتَقُمْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَ لْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنْ وَرائِكُمْ وَ لْتَأْتِ طائِفَةٌ أُخْرى لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ وَ لْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَ أَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَ أَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُمْ مَيْلَةً واحِدَةً وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِنْ كانَ بِكُمْ أَذىً مِنْ مَطَرٍ أَوْ كُنْتُمْ مَرْضى أَنْ تَضَعُوا أَسْلِحَتَكُمْ وَ خُذُوا حِذْرَكُمْ إِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْكافِرِينَ عَذاباً مُهِيناً «102»
(اى پيامبر!) هرگاه (در سفرهاى جهادى) در ميان سپاه اسلام بودى و براى آنان نماز برپا داشتى، پس گروهى از آنان با تو (به نماز) بايستند و سلاحهاى خود را همراه داشته باشند، پس چون سجده كردند (قيام نمايند و ركعت دوّم را فرادى انجام داده پس بروند و) پشت سر شما (نگهبان) باشند، و گروه ديگر كه نماز نخواندهاند (از ركعت دوّم) با تو نماز بخوانند و وسايل دفاع و سلاحهاى خود را با خود داشته باشند، كافران دوست دارند كه شما از سلاح و ساز و برگ خود غافل شويد تا يكباره بر شما حمله آورند، و اگر از باران رنجى به شما رسيد يا بيمار و مجروح بوديد، گناهى بر شما نيست كه سلاحهايتان را بر زمين بگذاريد و (فقط) وسايل دفاع با خود داشته باشيد. همانا خداوند براى كافران عذابى خواركننده فراهم كرده است.
جلد 2 - صفحه 146
نکته ها
در سال ششم هجرى، پيامبر با گروهى از مسلمانان به سوى مكّه عزيمت كردند. در منطقهى حديبيّه، با خالدبن وليد و دويست نفر همراهان او مواجه شدند كه براى جلوگيرى از ورود آن حضرت، سنگر گرفته بودند. پس از اذانِ بلال و برپايى نماز جماعت، خالدبنوليد فرصت را مناسب ديد كه هنگام نماز عصر يكباره حمله كند. آيه نازل شد و از توطئه خبرداد.
خالد پس از ديدن اين معجزه، مسلمان شد. «1»
در اين نماز (نماز خوف)، گروه اوّل پس از پايان ركعت اوّل، برخاسته بقيه نماز را خود تمام مىكنند و امام جماعت صبر مىكند تا گروه ديگر به ركعت دوّم برسند و با سلاح، به نماز جماعت بپيوندند.
پیام ها
1- نماز، حتّى در صحنهى جنگ تعطيل نمىشود و رزمنده، بىنماز نيست. فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ .... وَ لْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ
2- در اهميّت نماز جماعت همين بس كه در جبههى جنگ با دشمن، حتّى با يك ركعت هم برپا مىشود. «وَ لْتَأْتِ طائِفَةٌ أُخْرى لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا»
3- در هنگام پيش آمدن دو وظيفه (جهاد و نماز)، نبايد يكى فداى ديگرى شود. فَلْتَقُمْ ... وَ لْيَأْخُذُوا
4- در همه حال، هشيارى لازم است، حتّى نماز نبايد مسلمانان را از خطر دشمن غافل كند. «وَ لْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ»
5- رهبر، محور وحدت و عبادت است. كُنْتَ فِيهِمْ ... فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ
6- تقسيم كار، تعاون و شريك كردن ديگران در كارهاى خير، حتّى در حسّاسترين موارد، از عوامل الفت جامعه است. در اين آيه، دو ركعت نماز جماعت ميان دو گروه تقسيم شده، تا تبعيضى پيش نيايد و همه در خير شريك باشند. وَ لْتَأْتِ طائِفَةٌ أُخْرى ...
«1». تفسير مجمعالبيان.
جلد 2 - صفحه 147
7- فرمانهاى الهى به تناسب شرايط، متفاوت است. (اين آيه مربوط به نماز خوف در برابر دشمن است.) «فَلْتَقُمْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ»
8- نماز جماعت در جبهه، نشان عشق به هدف و خدا و رهبر و پايبندى به ارزشهاست. «إِذا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ»
9- در جبهه بايد جابه جايى نيروها در فاصلهى يك ركعت نماز، امكان پذير بوده باشد. «وَ لْتَأْتِ طائِفَةٌ أُخْرى لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا»
10- هر چه مدّت نماز در جبهه بيشتر شود، فرصت دشمن براى حمله افزايش مىيابد. پس بايد حفاظت بيشترى داشت. در ركعت اوّل، داشتن اسلحه كافى است ولى در ركعت دوّم، هم اسلحه و هم ابزار دفاع. وَ لْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ ... وَ لْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَ أَسْلِحَتَهُمْ
11- خداوند، پيامبرش را از توطئهها و نقشههاى پنهانى دشمن آگاه مىكند. (با توجّه به شأن نزول كه وليد قصد كرد تا هنگام نماز جماعت حمله كند و با اين آيه طرح او لغو شد.)
12- حركت با اخلاص شما، سبب امدادهاى الهى در وقت خود است. (نزول اين آيه و فرمان نماز خوف، يك امداد الهى در مقابل آن توطئه بود.)
13- در جبهه، مراسم عبادى نبايد طولانى شود و كارهاى مانع هوشيارى، ممنوع است. «وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ»
14- از آرزوهاى دشمن، آگاه باشيد. «وَدَّ الَّذِينَ»
15- عبادت، وسيلهى غفلت از دشمن نشود. «تَغْفُلُونَ»
16- احتمال غفلت در مسلمانان واقعى ضعيف است. (كلمه «لَوْ» در جمله «لَوْ تَغْفُلُونَ» نشانهى اين معناست.)
17- با هوشيارى، بايد از امكانات نظامى و اقتصادى حفاظت كرد. «أَسْلِحَتِكُمْ وَ أَمْتِعَتِكُمْ»
جلد 2 - صفحه 148
18- غفلت امّت اسلامى، شبيخون كفّار را در پىخواهد داشت. «مَيْلَةً واحِدَةً»
19- هر سخن و برنامه و حركتى كه مسلمانان را غافل كند، گامى است در جهت اهداف و خواستههاى دشمن. «وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ»
20- مرض و ضرر ملاك و مجوّز معافيّت از جبهه و سربازى است. بِكُمْ أَذىً ... أَوْ كُنْتُمْ مَرْضى
21- بارانى مجوّز زمين گذاشتن اسلحه است كه با ضرر و آزار همراه باشد. در باران بى ضرر رزمنده سلاح بر زمين نمىگذارد. «بِكُمْ أَذىً مِنْ مَطَرٍ»
22- در هيچ حالى، رزمنده نبايد از وسائل حفاظتى دور باشد. حتّى اگر اسلحه ندارد، زره بر تن داشته باشد. «خُذُوا حِذْرَكُمْ»
23- تهديد كفّار و اميد و دلگرمى دادن به مؤمنان، از شيوههاى قرآن است. «أَعَدَّ لِلْكافِرِينَ عَذاباً مُهِيناً»
24- در آينده، ذلّت از آنِ كافران است. «لِلْكافِرِينَ عَذاباً مُهِيناً»
پانویس
- ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
- ↑ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 3، ص 3.
- ↑ در تفسير برهان از على بن ابراهيم او از پدرش و او از ابن ابى عمير او از امام صادق عليهالسلام روايت كند كه اين آيه هنگامى نازل گرديد كه رسول خدا صلی الله علیه و آله بسوى حديبيه بيرون رفت كه خود را به مكه برساند. قريش خبر يافتند خالد بن وليد را با دويست سوار مأمور كردند كه راه را بر رسول خدا صلی الله علیه و آله در اطراف كوه بگيرد وقتى كه ظهر شد. بلال اذان گفت و پيامبر به نماز پرداخت. خالد بن وليد گفت: اگر ما در حين نماز به آنها حمله كنيم، پيروز خواهيم شد زيرا آنان نماز خود را قطع نمى كنند ولى صبر مى كنيم و در نماز ديگر كه از نور چشم نزد آنها عزيزتر است به آنها حمله ور مى شويم در اين هنگام جبرئيل آمد و اين آية را كه مربوط به نماز خوف است، نازل كرد.
- ↑ در صحيح بخارى نيز اين موضوع از ابن عباس روايت شده است و نيز احمد در مسند و بيهقى در دلائل و حاكم از ابن عياش الزرقى روايت نمايد و نيز ترمذى در صحيح خود از ابوهريرة و طبرى در تفسير خود از جابر بن عبدالله روايت نموده و گويند با پيامبر در عسفان بوديم كه مشركين با خالد بن وليد به ما برخوردند و نزديك ظهر بود، مشركين گفتند: هم اكنون مسلمين نماز را بپاى ميدارند كه از براى آنها از خودشان و فرزندشان عزيزتر است سپس با رسول خدا صلی الله علیه و آله نماز ظهر را بجاى آورديم و جبرئيل مابين نماز ظهر و عصر آيه مزبور را نازل نمود.
- ↑ محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 238.
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
- محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه.




