شیخ محمد حکیم الهی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
سطر ۱: سطر ۱:
 +
'''«شیخ محمد حکیم الهی»''' (۱۳۸۷-۱۳۱۰ ش)، از فقها و علمای [[شیعه]] معاصر و از شاگردان [[سید ابوالقاسم خویی]] بود. آن عالم ربانی در رسیدگی به امور مردم و مسائل اجتماعی آنان مقید بود و نیز تدریس در [[حوزه علمیه]] را، مسئولیتی سنگین و عبادتی بزرگ و الهی می‌دانست و همواره در تدریس بر فرآیند تربیتی و [[اخلاق|اخلاقی]] طلاب توجه داشت.
 +
 
{{شناسنامه عالم
 
{{شناسنامه عالم
|نام کامل = آیت الله حاج شیخ محمد حکیم الهی
+
|نام کامل = شیخ محمد حکیم الهی
 
|تصویر=[[پرونده:Hakeimabadei.jpg|۲۲۰px|center]]
 
|تصویر=[[پرونده:Hakeimabadei.jpg|۲۲۰px|center]]
|زادروز =  1310  شمسی
+
|زادروز =  ۱۳۱۰ شمسی
 
|زادگاه =  [[اصفهان]]
 
|زادگاه =  [[اصفهان]]
|اساتید = ---
+
|وفات =  ۱۳۸۷ شمسی   
|وفات =  1387 شمسی   
 
 
|مدفن =  اصفهان
 
|مدفن =  اصفهان
|آثار = --
+
|اساتید = [[سید ابوالقاسم خویی]]، آیت‌الله شاهرودی،...
 +
|آثار =  
 
}}
 
}}
== ولادت و تربیت ==  
+
== ولادت و خاندان ==  
مرحوم آیت الله شیخ محمد حکیم الهی در سال 1310 هجری شمسی در خانواده‌ای متدین ومشهور به علم و دانش و عرفان در شهر اصفهان دیده به جهان گشود. پدر ایشان عارف عابد و فیلسوف حکیم ، مرحوم آیت الله شیخ محمد حسین و مادرش علویه‌ای والا مقام ، از خانواده های مشهور و اصیل و معروف به دیانت و علم و تقوی «رضازاده» بود.
+
شیخ محمد حکیم الهی در سال ۱۳۱۰ هجری شمسی در خانواده‌ای متدین و مشهور به علم و دیانت در شهر [[اصفهان]] دیده به جهان گشود.  
پدرش «شیخ محمد حسین» عالمی مقدّس ، فیلسوف ، فقیه و طبیب بود. وی استاد فلسفه و عرفان بود و در علوم غریبه تبحری خاص و مثال زدنی داشت.
+
 
کتاب های فلسفی و قانون ابن سینا در طب را بخوبی تدریس می کرد. و علاوه بر تدریس علوم و فنون علمی به طبابت و معالجه بر اساس طب سنتی و طب اسلامی نیز اشتغال داشت و از این روی لقب حکیم الهی گرفت و این نام ماندگار شد. ایشان در ادبیات تبحری خاص و شعر را به روانی می سرود و به بوستان تخلص می نمود.
+
پدر ایشان، مرحوم آیت الله شیخ محمدحسین، عالمی مقدّس، حکیم، [[فقیه]]، ادیب و طبیب بود. وی استاد [[فلسفه]] و [[عرفان]] بود و در علوم غریبه تبحری خاص داشت و کتاب های فلسفی و [[القانون فی الطب (کتاب)|قانون ابن سینا]] در [[طب]] را بخوبی تدریس می کرد. او علاوه بر تدریس علوم و فنون علمی، به طبابت و معالجه بر اساس طب سنتی و طب اسلامی نیز اشتغال داشت و از این روی لقب حکیم الهی گرفت و این نام ماندگار شد. ایشان، زاهدی وارسته و عارفی روشن ضمیر و اهل [[تهجد]] و تضرع بود و هرشب با سوز و آه بخش هایی از [[مناجات خمسه عشر]] را روی پشت بام منزل می خواند.
ایشان زاهدی وارسته و عارفی روشن ضمیر و اهل تهجد و تضرع بود و هرشب با سوز و آه بخش هایی از مناجات خمسه عشر را روی پشت بام منزل می خواند.
+
 
== تحصیل ==
+
== تحصیل و استادان ==
مرحوم آیت الله محمد حکیم الهی مقدمات علوم حوزوی را در حوزه علمیه اصفهان فرا گرفت و شماری از کتاب‌های ادبی ، منطق ، فقه و اصول را نزد اساتید فن در این حوزه به اتمام رساند.  
+
آیت الله محمد حکیم الهی مقدمات علوم حوزوی را در [[حوزه علمیه]] [[اصفهان]] فرا گرفت و شماری از کتاب‌های ادبی، [[منطق]]، [[فقه]] و [[اصول فقه|اصول]] را نزد اساتید فن در این حوزه به اتمام رساند.  
روح پژوهش گر او آرام نگرفت و برای ادامه تحصل و کسب فیض از ساحت قدس کریمه اهل البیت ، حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و بهره گیری از اساتید برجسته و به نام حوزه علمیه قم ، رهسپار شهر مقدس قم گردید و ادامه دروس سطح و فلسفه و درس خارج فقه و اصول را نزد اساتید و بزرگان حوزه علمیه قم پیگیری نمود.
+
روح پژوهشگر او آرام نگرفت و برای ادامه تحصیل و بهره گیری از اساتید برجسته [[حوزه علمیه قم]]، رهسپار این شهر مقدس گردید و ادامه دروس سطح و [[فلسفه]] و درس خارج فقه و اصول را نزد اساتید و بزرگان حوزه قم پیگیری نمود.
جذبه و شور و عشق به مولای متقیان علیه السلام  و عطش استفاده از اساتید حوزه علمیه نجف وی را رهسپار دیار مراد و محبوب و مولای خود نمود و مدتی در جوار بارگاه ملکوتی آن امام همام ، از اساتید حوزه علمیه نجف بویژه حضرات آیات خوئی و شاهرودی بهره جست. علیرغم میل باطنی بر ماندگاری و اقامت در جوار ملکوتی امیرالمومنین علیه السلام و بهره گیری از دروس بزرگان حوزه علمیه نجف ، به دلیل بیماری و عدم سازگاری هوای نجف مجبور شد به حوزه علمیه قم مراجعت کند و در جوار کریمه اهل بیت سلام الله علیها  ادامه تحصیل و تدریس دهد.
+
 
ایشان پس از مدتی اشتغالات علمی در حوزه علمیه قم با کوله باری از علم و دانش و خود سازی به اصفهان مراجعت نمودند و در مسقط الراس رحل اقامت افکندند و به تدریس و تبلیغ و امامت جماعت و انجام امور اجتماعی و وعظ و خطابه مشغول شدند.
+
همچنین عطش استفاده از اساتید حوزه علمیه [[نجف]] وی را رهسپار آن دیار نمود و مدتی نیز از اساتید حوزه نجف بویژه آیت الله [[سید ابوالقاسم خویی]] و شاهرودی بهره جست. علیرغم میل باطنی بر ماندگاری و اقامت در جوار ملکوتی [[امیرالمؤمنین]] علیه السلام و بهره گیری از دروس بزرگان حوزه علمیه نجف، به دلیل بیماری و عدم سازگاری هوای نجف، مجبور شد به حوزه علمیه قم بازگردد و در آنجا ادامه تحصیل و تدریس دهد.
== فعالیتهای فرهنگی -مذهبی ==  
+
 
مرحوم آیت الله حکیم الهی از شخصیتی آرام همراه با طمانینه و با نظم و انضباط خاصی برخوردار بود. زهد و خدا ترسی و پرهیز از زخارف دنیا در شخصیت معنوی ایشان متبلور بود.
+
ایشان پس از مدتی اشتغالات علمی در حوزه علمیه قم، با کوله باری از علم و خودسازی به اصفهان مراجعت نمودند و در آنجا رحل اقامت افکندند و به تدریس و تبلیغ و [[امام جماعت|امامت جماعت]] و انجام امور اجتماعی و وعظ و [[خطابه]] مشغول شدند.
تدریس در حوزه‌ علمیه را ، مسئولیتی سنگین و عبادتی بزرگ و الهی و نزدیک ترین راه برای تقرب به حضرت حق جل و علا می دانست و همواره در تدریس بر فرآیند تربیتی و اخلاقی و معنوی طلاب توجه داشت و وظیفه استادی خود را در آموزش خلاصه نمی نمود و با رعایت ادب و احترام ، به نیاز های روحی و معنوی طلاب توجه داشت.
+
 
ایشان در طول عمر با برکت خود همواره به تدریس مشغول بود و تدریس دروس حوزوی بویژه فقه را بر خود فرض و لازم می دانست و بسیاری از طلاب و فضلا در بحث‌های پربار و ارزنده ایشان شرکت نمودند که امروز از اساتید بزرگ حوزه می باشند.
+
== ویژگی‌های اخلاقی ==  
ایشان در تدریس و نقل آراء و انظار دیگران همواره از واژه‌هایی آمیخته‌ با ادب استفاده می‌کرد و با ادب ستودنی و احترام ویژه مطالب را از بزرگان و اساتید نقل می نمود، تا جایگاه و عظمت علما حفظ شود. هر گاه یکی از طلاب نیز پرسشی را مطرح می‌کرد با رویی گشاده و روحیه‌ ای سرشار از روشنگری و راهنمایی با وی سخن می‌گفت.
+
آیت الله حکیم الهی از شخصیتی آرام و با [[طمأنینه]] و با [[نظم]] و انضباط خاصی برخوردار بود. [[زهد]] و خدا ترسی و پرهیز از زخارف [[دنیا]] در شخصیت معنوی ایشان متبلور بود.
عشق به اهل بیت عصمت و طهارت بویژه سید و سالار شهیدان اباعبدالله الحسین  علیهم السلام در وجود ایشان موج می زد و از هیچ فرصتتی برای اظهار ادب و ارادت و خدمت به آستان مقدس معصومین دریغ نمی ورزید.
+
 
احترام و اخلاص و تکریم ویژه ای برای سادات قائل بود و خود و فرزندان خود را خدمتگزار سادات می دانست وبرای دوستان خود که از جمله سادات بودند احترام ویژه ای قائل بودند و خود را موظف به زیارت آنها و رفت و آمد با آنها میدانست به این باور بودند که ارتباط با اولاد حضرت زهرا سلام الله علیها وسیله قرب به محضر مبارک صدقه طاهره سلام الله علیها و مایه ثبات اعتقادات و برکت عالم دنیایی است و  برای برطرف شدن مشکلات و رفع گرفتاری ها ، بر تکریم و احترام و نذر برای سادات توصیه می نمود و همواره می گقت این عمل مجرب است.
+
عشق به اهل بیت عصمت و طهارت بویژه [[امام حسین]] علیه السلام در وجود ایشان موج می زد و از هیچ فرصتی برای اظهار ارادت و خدمت به آستان مقدس معصومین دریغ نمی ورزید.
انس خاصی به قرآن کریم داشت و شیفته قرائت قرآن کریم بود و هر هفته یک ختم قرآن می نمود و در ماه مبارک رمضان ، هفته ای دو ختم قرآن می کرد.
+
 
به سحر خیزی و انجام عبادات مستحب و اذکار و بویژه خواند زیارت عاشورا اهتمام خاصی داشت و همواره دیگران را نیز بر قرائت زیات عاشورا با صد لعن وصد سلام و دعای علقمه توصیه و سفارش می نمود.
+
احترام و تکریم ویژه ای برای [[سادات]] قائل بود و خود و فرزندان خود را خدمتگزار آنان می دانست و برای دوستان خود که از جمله سادات بودند احترام ویژه ای قائل بود و خود را موظف به زیارت آنها و رفت و آمد با آنها می دانست به این باور بود که ارتباط با اولاد [[حضرت زهرا]] سلام الله علیها وسیله قرب به محضر مبارک آن حضرت و مایه ثبات اعتقادات و [[برکت]] عالم دنیایی است و  برای برطرف شدن مشکلات و رفع گرفتاری ها، بر تکریم و احترام و [[نذر]] برای سادات توصیه می نمود و همواره می گقت این عمل مجرّب است.
ایشان از بهره گیری از زرق و برق دنیا به شدت پرهیز داشت و به کمترین ها بسنده می نمود. استفاده از وجوه شرعیه را برای مصارف غیر ضرور و حتی برای انجام امور مستحب جایز نمی دانست. زهد و پارسایی ایشان در پوشاک ساده و خانه و اثاثیه اندک برای زندگی و مصارف دیگر شخصی، امری مثال‌ زدنی بود.
+
 
در رسیدگی به امور مردم و مسائل اجتماعی حریص بود و خود را وقف خدمت رسانی به مردم و حل مشکلات آنان کرده بود و همواره می گفت اگر خداوند به ما عمری می دهد از برکت دعای مردم بویژه کسانی است که توانسته ایم مرحمی بر درد آنان بگذاریم یا گره ای از مشکلاتشان بگشائیم.
+
آیت الله حکیم الهی انس خاصی به [[قرآن کریم]] داشت و شیفته قرائت قرآن کریم بود و هر هفته یک [[ختم قرآن]] می نمود و در ماه مبارک [[رمضان]]، هفته ای دو ختم قرآن می کرد.
پس از سپری کردن یک عمر پر برکت در تحصیل و تدریس در حوزه های علمیه ، تبلیغ و ترویج آموزه های دینی ، امامت جماعت ، ارائه خدمات اجتماعی و تربیت شاگردان عالم و وارسته در سال 1387 روحش به ملکوت اعلا پیوست و در جوار ائمه اطهار و فی مقعد صدق قرار گرفت. روحش شاد و روانش گرامی باد
+
 
 +
به سحرخیزی و انجام عبادات [[مستحب]] و اذکار و بویژه خواند [[زیارت عاشورا]] اهتمام خاصی داشت و همواره دیگران را نیز بر قرائت زیارت عاشورا با صد [[لعن]] و صد سلام و [[دعای علقمه]] توصیه و سفارش می نمود.
 +
 
 +
ایشان از بهره گیری از زرق و برق دنیا به شدت پرهیز داشت و به کمترین ها بسنده می نمود. استفاده از وجوه شرعیه را برای مصارف غیر ضرور و حتی برای انجام امور مستحب جایز نمی دانست. [[زهد]] و پارسایی ایشان در پوشاک ساده و خانه و اثاثیه اندک برای زندگی و مصارف دیگر شخصی، امری مثال‌ زدنی بود.
 +
 
 +
در رسیدگی به امور مردم و مسائل اجتماعی حریص بود و خود را وقف خدمت رسانی به مردم و حل مشکلات آنان کرده بود و همواره می گفت اگر خداوند به ما عمری می دهد، از برکت دعای مردم بویژه کسانی است که توانسته ایم مرحمی بر درد آنان بگذاریم یا گرهی از مشکلاتشان بگشائیم.
 +
 
 +
آیت الله حکیم الهی تدریس در [[حوزه علمیه]] را، مسئولیتی سنگین و عبادتی بزرگ و الهی و نزدیک ترین راه برای تقرب به خدا می دانست و همواره در تدریس بر فرآیند تربیتی و اخلاقی و معنوی طلاب توجه داشت و وظیفه استادی خود را در آموزش خلاصه نمی نمود و با رعایت [[ادب]] و [[احترام]]، به نیاز های روحی و معنوی طلاب توجه داشت. ایشان در طول عمر با برکت خود همواره به تدریس مشغول بود و تدریس دروس حوزوی بویژه [[فقه]] را بر خود فرض و لازم می دانست و بسیاری از طلاب و فضلا در بحث‌های پربار و ارزنده ایشان شرکت نمودند، که امروز از اساتید بزرگ حوزه می باشند. ایشان در تدریس و نقل آراء دیگران همواره از واژه‌هایی آمیخته‌ با ادب استفاده می‌کرد و با ادب ستودنی و احترام ویژه مطالب را از بزرگان و اساتید نقل می نمود، تا جایگاه و عظمت علما حفظ شود. هر گاه یکی از طلاب نیز پرسشی را مطرح می‌کرد، با رویی گشاده و روحیه‌‌ای سرشار از روشنگری و راهنمایی با وی سخن می‌گفت.
 +
 
 +
==وفات==
 +
مرحوم آیت الله محمد حکیم الهی پس از سپری کردن یک عمر پر برکت در تحصیل و تدریس در حوزه های علمیه، تبلیغ و ترویج آموزه های دینی، امامت جماعت، ارائه خدمات اجتماعی و تربیت شاگردان، سرانجام در سال ۱۳۸۷ شمسی روحش به ملکوت اعلا پیوست و در [[اصفهان]] به خاک سپرده شد.
 
<gallery mode="packed" heights="170">
 
<gallery mode="packed" heights="170">
 
پرونده:Hakeimabadei1.jpg|آیت الله حاج شیخ محمد حکیم الهی
 
پرونده:Hakeimabadei1.jpg|آیت الله حاج شیخ محمد حکیم الهی
سطر ۳۶: سطر ۴۸:
 
پرونده:Hakeimabadei41.jpg|آیت الله حاج شیخ محمد حکیم الهی
 
پرونده:Hakeimabadei41.jpg|آیت الله حاج شیخ محمد حکیم الهی
 
</gallery>
 
</gallery>
 +
[[رده:علمای معاصر]][[رده:علماء شیعه]][[رده:فقیهان]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۰۷

«شیخ محمد حکیم الهی» (۱۳۸۷-۱۳۱۰ ش)، از فقها و علمای شیعه معاصر و از شاگردان سید ابوالقاسم خویی بود. آن عالم ربانی در رسیدگی به امور مردم و مسائل اجتماعی آنان مقید بود و نیز تدریس در حوزه علمیه را، مسئولیتی سنگین و عبادتی بزرگ و الهی می‌دانست و همواره در تدریس بر فرآیند تربیتی و اخلاقی طلاب توجه داشت.

۲۲۰px
نام کامل شیخ محمد حکیم الهی
زادروز ۱۳۱۰ شمسی
زادگاه اصفهان
وفات ۱۳۸۷ شمسی
مدفن اصفهان

Line.png

اساتید

سید ابوالقاسم خویی، آیت‌الله شاهرودی،...

شاگردان


ولادت و خاندان

شیخ محمد حکیم الهی در سال ۱۳۱۰ هجری شمسی در خانواده‌ای متدین و مشهور به علم و دیانت در شهر اصفهان دیده به جهان گشود.

پدر ایشان، مرحوم آیت الله شیخ محمدحسین، عالمی مقدّس، حکیم، فقیه، ادیب و طبیب بود. وی استاد فلسفه و عرفان بود و در علوم غریبه تبحری خاص داشت و کتاب های فلسفی و قانون ابن سینا در طب را بخوبی تدریس می کرد. او علاوه بر تدریس علوم و فنون علمی، به طبابت و معالجه بر اساس طب سنتی و طب اسلامی نیز اشتغال داشت و از این روی لقب حکیم الهی گرفت و این نام ماندگار شد. ایشان، زاهدی وارسته و عارفی روشن ضمیر و اهل تهجد و تضرع بود و هرشب با سوز و آه بخش هایی از مناجات خمسه عشر را روی پشت بام منزل می خواند.

تحصیل و استادان

آیت الله محمد حکیم الهی مقدمات علوم حوزوی را در حوزه علمیه اصفهان فرا گرفت و شماری از کتاب‌های ادبی، منطق، فقه و اصول را نزد اساتید فن در این حوزه به اتمام رساند. روح پژوهشگر او آرام نگرفت و برای ادامه تحصیل و بهره گیری از اساتید برجسته حوزه علمیه قم، رهسپار این شهر مقدس گردید و ادامه دروس سطح و فلسفه و درس خارج فقه و اصول را نزد اساتید و بزرگان حوزه قم پیگیری نمود.

همچنین عطش استفاده از اساتید حوزه علمیه نجف وی را رهسپار آن دیار نمود و مدتی نیز از اساتید حوزه نجف بویژه آیت الله سید ابوالقاسم خویی و شاهرودی بهره جست. علیرغم میل باطنی بر ماندگاری و اقامت در جوار ملکوتی امیرالمؤمنین علیه السلام و بهره گیری از دروس بزرگان حوزه علمیه نجف، به دلیل بیماری و عدم سازگاری هوای نجف، مجبور شد به حوزه علمیه قم بازگردد و در آنجا ادامه تحصیل و تدریس دهد.

ایشان پس از مدتی اشتغالات علمی در حوزه علمیه قم، با کوله باری از علم و خودسازی به اصفهان مراجعت نمودند و در آنجا رحل اقامت افکندند و به تدریس و تبلیغ و امامت جماعت و انجام امور اجتماعی و وعظ و خطابه مشغول شدند.

ویژگی‌های اخلاقی

آیت الله حکیم الهی از شخصیتی آرام و با طمأنینه و با نظم و انضباط خاصی برخوردار بود. زهد و خدا ترسی و پرهیز از زخارف دنیا در شخصیت معنوی ایشان متبلور بود.

عشق به اهل بیت عصمت و طهارت بویژه امام حسین علیه السلام در وجود ایشان موج می زد و از هیچ فرصتی برای اظهار ارادت و خدمت به آستان مقدس معصومین دریغ نمی ورزید.

احترام و تکریم ویژه ای برای سادات قائل بود و خود و فرزندان خود را خدمتگزار آنان می دانست و برای دوستان خود که از جمله سادات بودند احترام ویژه ای قائل بود و خود را موظف به زیارت آنها و رفت و آمد با آنها می دانست به این باور بود که ارتباط با اولاد حضرت زهرا سلام الله علیها وسیله قرب به محضر مبارک آن حضرت و مایه ثبات اعتقادات و برکت عالم دنیایی است و برای برطرف شدن مشکلات و رفع گرفتاری ها، بر تکریم و احترام و نذر برای سادات توصیه می نمود و همواره می گقت این عمل مجرّب است.

آیت الله حکیم الهی انس خاصی به قرآن کریم داشت و شیفته قرائت قرآن کریم بود و هر هفته یک ختم قرآن می نمود و در ماه مبارک رمضان، هفته ای دو ختم قرآن می کرد.

به سحرخیزی و انجام عبادات مستحب و اذکار و بویژه خواند زیارت عاشورا اهتمام خاصی داشت و همواره دیگران را نیز بر قرائت زیارت عاشورا با صد لعن و صد سلام و دعای علقمه توصیه و سفارش می نمود.

ایشان از بهره گیری از زرق و برق دنیا به شدت پرهیز داشت و به کمترین ها بسنده می نمود. استفاده از وجوه شرعیه را برای مصارف غیر ضرور و حتی برای انجام امور مستحب جایز نمی دانست. زهد و پارسایی ایشان در پوشاک ساده و خانه و اثاثیه اندک برای زندگی و مصارف دیگر شخصی، امری مثال‌ زدنی بود.

در رسیدگی به امور مردم و مسائل اجتماعی حریص بود و خود را وقف خدمت رسانی به مردم و حل مشکلات آنان کرده بود و همواره می گفت اگر خداوند به ما عمری می دهد، از برکت دعای مردم بویژه کسانی است که توانسته ایم مرحمی بر درد آنان بگذاریم یا گرهی از مشکلاتشان بگشائیم.

آیت الله حکیم الهی تدریس در حوزه علمیه را، مسئولیتی سنگین و عبادتی بزرگ و الهی و نزدیک ترین راه برای تقرب به خدا می دانست و همواره در تدریس بر فرآیند تربیتی و اخلاقی و معنوی طلاب توجه داشت و وظیفه استادی خود را در آموزش خلاصه نمی نمود و با رعایت ادب و احترام، به نیاز های روحی و معنوی طلاب توجه داشت. ایشان در طول عمر با برکت خود همواره به تدریس مشغول بود و تدریس دروس حوزوی بویژه فقه را بر خود فرض و لازم می دانست و بسیاری از طلاب و فضلا در بحث‌های پربار و ارزنده ایشان شرکت نمودند، که امروز از اساتید بزرگ حوزه می باشند. ایشان در تدریس و نقل آراء دیگران همواره از واژه‌هایی آمیخته‌ با ادب استفاده می‌کرد و با ادب ستودنی و احترام ویژه مطالب را از بزرگان و اساتید نقل می نمود، تا جایگاه و عظمت علما حفظ شود. هر گاه یکی از طلاب نیز پرسشی را مطرح می‌کرد، با رویی گشاده و روحیه‌‌ای سرشار از روشنگری و راهنمایی با وی سخن می‌گفت.

وفات

مرحوم آیت الله محمد حکیم الهی پس از سپری کردن یک عمر پر برکت در تحصیل و تدریس در حوزه های علمیه، تبلیغ و ترویج آموزه های دینی، امامت جماعت، ارائه خدمات اجتماعی و تربیت شاگردان، سرانجام در سال ۱۳۸۷ شمسی روحش به ملکوت اعلا پیوست و در اصفهان به خاک سپرده شد.

مسابقه از خطبه ۱۳۳ و ۱۳۳ و ۱۶۷ نهج البلاغه