رعایت ادبیات دانشنامه ای متوسط
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

شیخ جعفر شوشتری: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(آرشیو عکس و تصویر)
 
سطر ۱: سطر ۱:
'''آیت الله جعفر شوشتری''' (۱۲۳۰ - ۱۳۰۳ ق)، [[فقیه|فقیه]] نامدار [[شیعه]] در قرن ۱۳ قمری و از شاگردان [[شیخ مرتضی انصاری|شیخ انصاری]] و [[شیخ محمدحسن نجفی|شیخ محمدحسن نجفی]] بود. از شاخصه‌های شیخ جعفر شوشتری را می توان نفوذ کلام وی در بین مردم و اهتمام به منبر و مجالس [[روضه خوانی|روضه]] [[امام حسین علیه السلام|امام حسین]] (علیه السلام) دانست. «منهج الرشاد» و «[[الخصائص الحسینیه (کتاب)|الخصایص الحسینیه]]» از آثار مهم اوست.
+
'''«آیت‌الله شیخ جعفر شوشتری»''' (۱۲۳۰-۱۳۰۳ ق)، [[فقیه|فقیه]]، خطیب و واعظ  نامدار [[شیعه]] در قرن ۱۳ قمری و از شاگردان [[شیخ مرتضی انصاری|شیخ انصاری]] و [[شیخ محمدحسن نجفی|شیخ محمدحسن نجفی]] بود. از شاخصه‌های شیخ جعفر شوشتری را می توان نفوذ کلام وی در بین مردم و اهتمام به منبر و مجالس [[روضه خوانی|روضه]] [[امام حسین علیه السلام|امام حسین]] (علیه السلام) دانست. «منهج الرشاد» و «[[الخصائص الحسینیة (کتاب)|الخصائص الحسینیه]]» از آثار مهم اوست.
  
 
{{شناسنامه عالم
 
{{شناسنامه عالم
سطر ۸: سطر ۸:
 
|وفات =    ۱۳۰۳ قمری  
 
|وفات =    ۱۳۰۳ قمری  
 
|مدفن =  [[نجف]]  
 
|مدفن =  [[نجف]]  
|اساتید = [[شیخ محمدحسن نجفی|شیخ محمدحسن نجفی]]، [[شیخ مرتضی انصاری]]، [[محمد حسین حائری اصفهانی (صاحب فصـول)|شیخ محمدحسین حائری]]،...
+
|اساتید = [[شیخ محمدحسن نجفی|شیخ محمدحسن نجفی]]، [[شیخ مرتضی انصاری]]، [[محمد حسین حائری اصفهانی (صاحب فصـول)|شیخ محمدحسین حائری]]، [[شریف العلماء مازندرانی]]،...
|شاگردان = [[ملا احمد نراقی]]، میرزا محمد همدانی، سید عبدالصمد جزایری،...
+
|شاگردان = میرزا محمد همدانی، سید عبدالصمد جزایری، آخوند ملا احمد نراقی،...
|آثار=  منهج الرشاد، [[الخصائص الحسینیه (کتاب)|الخصایص الحسینیه]]، مجالس المواعظ، لوائح اللواحین،...
+
|آثار=  منهج الرشاد، [[الخصائص الحسینیة (کتاب)|الخصائص الحسینیة]]، مجالس المواعظ، لوائح اللواحین، فواید المشاهد و نتایج المقاصد، اصول الدین،...
 
}}
 
}}
 +
==ولادت==
 +
جعفر بن حسین بن حسن شوشتری نجفی، در سال ۱۲۳۰ هجری قمری در شهر شوشتر به دنیا آمد. پدرش، مولی حسین شوشتری، از فقها و واعظان مشهور و صاحب کتاب «مختصر الإصلاح» بود. نسب پدری او به عالم [[شیعه]] علی بن حسین نجار می‌رسد. مادرش زنی پرهیزگار بود که درباره او نقل شده: «من هرگز او را بدون [[وضو]] شیر ندادم و در آغوش نگرفتم. آرزو داشتم که او مانند [[امام جعفر صادق]](ع) شود، اما او جعفر شوشتری شد!».
  
==تحصیل و اساتید==
+
==تحصیل و استادان==
  
شیخ جعفر شوشتری در سال ۱۲۳۰ ه.ق در شهر شوشتر متولد شد. وی در اوان عمر برای تحصیل علم، همراه پدرش به [[نجف]] اشرف رفت. این سفر، در زمانی بود که [[شیخ مرتضی انصاری]] در رأس [[حوزه علمیه|حوزه علمیه]] نجف اشرف بود.
+
شیخ جعفر شوشتری در کودکی، همراه پدرش به [[کاظمین]] مهاجرت کرد و او تحصیلات ابتدایی را در آنجا آغاز نمود.  
  
اساتید شیخ شوشتری که در کتب رجال و تاریخ به آنها اشاره شده عبارت است از:
+
شیخ جعفر تحصیلات حوزوی خود را در کاظمین نزد اساتیدی چون شیخ اسماعیل تستری کاظمی (فرزند [[شیخ اسدالله کاظمی]] صاحب مقابس الانوار) در [[اصول فقه]] و شیخ عبدالنبی کاظمی در [[ادبیات عرب]] آغاز کرد.
  
*۱. شیخ اسماعیل کاظمی، فرزند صاحب مقابیس
+
سپس برای تکمیل تحصیلات به [[کربلا]] رفت و از محضر [[محمد حسین حائری اصفهانی (صاحب فصـول)|شیخ محمدحسین حائری اصفهانی]] (صاحب فصول) و [[شریف العلماء مازندرانی]] بهره برد.
*۲. [[شیخ محمدحسن نجفی|شیخ محمدحسن نجفی]] (صاحب [[جواهر الکلام (کتاب)|جواهر]])
+
 
*۳. [[شیخ مرتضی انصاری]]
+
پس از آن به [[نجف]] اشرف مهاجرت کرد و در درس فقهای بزرگی چون [[شیخ محمدحسن نجفی|شیخ محمدحسن نجفی]] (صاحب [[جواهر الکلام (کتاب)|جواهرالکلام]]) و به‌ویژه [[شیخ مرتضی انصاری]] -که در رأس [[حوزه علمیه|حوزه علمیه]] نجف اشرف بود- شرکت جست و مدت طولانی از شاگردان خاص و برجسته او بود.
*۴. شیخ علی بن [[شیخ جعفر کاشف الغطاء|جعفر کاشف الغطا]]
+
 
*۵. شیخ حسن بن [[شیخ جعفر کاشف الغطاء|جعفر کاشف الغطا]] (صاحب انوار الفقاهه)
+
شوشتری در نجف از شیخ علی بن [[شیخ جعفر کاشف الغطاء|جعفر کاشف الغطاء]] و برادرش شیخ حسن بن جعفر کاشف الغطا (صاحب انوار الفقاهه) نیز بهره برد و سرانجام به درجه [[اجتهاد]] نائل آمد. او با شیخ محمدحسن آل یاسین کاظمی هم‌درس و رقیب علمی بود.
*۶. شیخ راضی نجفی
 
*۷. [[محمد حسین حائری اصفهانی (صاحب فصـول)|شیخ محمد حسین حائری]] (صاحب فصول).
 
  
 
==تدریس و شاگردان==
 
==تدریس و شاگردان==
  
شیخ جعفر شوشتری در سال ۱۲۵۵ ه.ق به شوشتر بازگشت، و رساله عملیه منهج الرشاد را نوشت، و حسینیه ای نیز در شوشتر بنا کرد. فقهای بسیاری نیز از محضر درس شیخ کسب فیض نموده اند، از جمله:
+
شیخ جعفر شوشتری در سال ۱۲۵۵ ه.ق به شوشتر بازگشت، و [[رساله]] عملیه «منهج الرشاد» را نوشت، و [[حسینیه]] ای نیز در شوشتر بنا کرد. فقهای بسیاری نیز از محضر درس شیخ کسب فیض نموده اند، از جمله:
  
*۱. میرزا محمد همدانی
+
* میرزا محمد همدانی
*۲. سید عبدالصمد جزایری
+
* سید عبدالصمد جزایری
*۳. آقا میرزا ابراهیم
+
* آقا میرزا ابراهیم
*۴. آخوند [[ملا احمد نراقی]]
+
* آخوند ملا احمد نراقی
*۵. شیخ علی بن رضا کاشف الغطاء.
+
* شیخ علی بن رضا کاشف الغطاء.
  
 
==خصوصیات اخلاقی==
 
==خصوصیات اخلاقی==
 +
شیخ جعفر شوشتری در [[زهد]] و [[تقوا]] نمونه بود؛ او خانه شخصی نداشت و در [[مسجد]] زندگی می‌کرد. معاشش از درآمد محدود ملک موروثی تأمین می‌شد و در خوراک و پوشاک بسیار ساده‌زیست بود. همواره پناه مردم و در خدمت به آنان و رفع مشکلاتشان کوشا بود. در تعمیر سد شوشتر پس از سیل نیز نقش داشت.
  
[[محدث نوری]] در «[[دار السلام (کتاب)|دارالسلام]]»، به نقل از خود آن مرحوم آورده که: «بعد از فراغ از تحصیل و حصول درجه [[اجتهاد]] از نجف اشرف، به وطن خویش مراجعت و مشغول به تبلیغ [[احکام]] بودم. و چون در وعظ و منبر مهارتی نداشتم، ماه مبارک [[ماه رمضان|رمضان]] از [[تفسیر صافی (کتاب)|تفسیر صافی]]، و ایام [[روز عاشورا|عاشورا]] از روی کتاب «[[روضة الشهدا (کتاب)|روضة الشهدا]]» [[ملا حسین كاشفى|ملا حسین کاشفی]] قرائت می کردم. سال اول به این منوال گذشت و [[ماه محرم|ماه محرم]] رسید. شبی فکر نمودم تا کی از روی کتاب بخوانم! در این خیال رفتم که دیگر از کتاب در منبر مستغنی شوم. ملول شده به خواب رفتم. در خواب دیدم گویا [[کربلا|کربلا]] هستم و همان موقعی است که [[امام حسین علیه السلام|حضرت اباعبدالله]] (علیه السلام) در آن سرزمین نزول اجلال فرموده. من در خیمه آن حضرت رفته، سلام کردم. حضرت مرا در نزد خویش نشاند، و به [[حبیب بن مظاهر اسدی]] فرمود که: فلانی میهمان ماست اما از آب چیزی نزد ما نیست، ولی آرد و روغن داریم، برخیز و طعامی برای او تهیه کن. در آن دم، حبیب برخاسته طعامی درست نموده، آورد و جلو من گذاشت. من چند لقمه کوچکی از آن طعام تناول کردم و از خواب بیدار شدم. اینک از برکت آن طعام به اخبار مصایب و لطایف و کنایات آثار [[ائمه اطهار|ائمه]] صلوات الله علیهم اجمعین مطلع گشته ام».
+
شیخ جعفر به عنوان واعظی بی‌نظیر شهره بود و ارادتی ویژه به [[سیدالشهدا]](علیه السلام) داشت. منبرهای او چنان تأثیرگذار بود که علما و مردم مانند مجلس [[روضه خوانی|روضه]] می‌گریستند. او منبر رفتن را برای رضای خدا و با وجود دشواری‌هایش پذیرفته بود.
 
+
[[محدث نوری]] در «[[دار السلام (کتاب)|دارالسلام]]»، به نقل از خود آن مرحوم آورده که: «بعد از فراغ از تحصیل و حصول درجه [[اجتهاد]] از [[نجف]] اشرف، به وطن خویش مراجعت و مشغول به تبلیغ [[احکام]] بودم. و چون در وعظ و منبر مهارتی نداشتم، ماه مبارک [[ماه رمضان|رمضان]] از «[[تفسیر صافی (کتاب)|تفسیر صافی]]»، و ایام [[روز عاشورا|عاشورا]] از روی کتاب «[[روضة الشهدا (کتاب)|روضة الشهدا]]» [[ملا حسین كاشفى|ملا حسین کاشفی]] قرائت می کردم. سال اول به این منوال گذشت و [[ماه محرم|ماه محرم]] رسید. شبی فکر نمودم تا کی از روی کتاب بخوانم! در این خیال رفتم که دیگر از کتاب در منبر مستغنی شوم. ملول شده به خواب رفتم. در خواب دیدم گویا [[کربلا|کربلا]] هستم و همان موقعی است که [[امام حسین علیه السلام|حضرت اباعبدالله]] (علیه السلام) در آن سرزمین نزول اجلال فرموده. من در خیمه آن حضرت رفته، سلام کردم. حضرت مرا در نزد خویش نشاند، و به [[حبیب بن مظاهر اسدی]] فرمود که: فلانی میهمان ماست اما از آب چیزی نزد ما نیست، ولی آرد و روغن داریم، برخیز و طعامی برای او تهیه کن. در آن دم، حبیب برخاسته طعامی درست نموده، آورد و جلوی من گذاشت. من چند لقمه کوچکی از آن طعام تناول کردم و از خواب بیدار شدم. اینک از برکت آن طعام به اخبار مصایب و لطایف و کنایات آثار [[ائمه اطهار|ائمه]] صلوات الله علیهم اجمعین مطلع گشته‌ام».
شیخ، در [[زهد]] و [[تقوا|تقوای]] خود، راه سلوک شرعی یعنی تبعیت محض از آیات [[قرآن]] و کلمات خاندان [[وحی]] را پیش چشم داشت. لذا با [[تصوف|صوفیان]] بشدت در تعارض و تضاد بود، چرا که آنان با راههای خودساخته و [[بدعت]] آلود، مردم را از راه [[حق]] منحرف می کنند.
 
 
 
اما بیان رسا و بلیغ شیخ در مواعظ و بیانات منبری که از تقوا و زهد والای او نشأت می گرفت، آنچنان به او شهرت واعظ بخشیده که [[فقه|فقاهت]] او را تحت الشعاع قرار داده است. بیان شیخ از دل بر می آمد و لاجرم بر دل می نشست. در این رابطه آیت الله شیرازی بیان داشته است: در جریان سفر مرحوم شوشتری به [[ایران]]، هنگامی که ایشان وارد [[تهران]] گردید، انبوه مردم از جمله سفیر کشور روسیه به ملاقات ایشان رفتند. مردم تقاضای موعظه کردند و مرحوم شوشتری بنا به اصرار مردم، سرش را بلند کرد و فرمود: «مردم! آگاه باشید که خدا در همه جا حاضر است و به نهفتۀ سینه‌ها داناست.» «إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ»([[سوره هود|هود]]/۵). این فراز تکان‌دهنده و کوتاه، اثری عمیق در مردم نهاد؛ به گونه‌ای که اشکها روان شد و مردم دگرگون شدند. سفیر روسیه در نامه‌ای به امپراطوری روس در این مورد نوشت: «تا هنگامی که این قشر روحانیون راستین مذهبی، در میان مردم باشند و مردم از آنان پیروی کنند، سیاست ما کاری از پیش نمی‌برد؛ چرا که وقتی یک جملۀ شوشتری در یک مجلس عظیم، این گونه دگرگونی ایجاد می‌کند، روشن است که دستورات و [[فتوا|فتواهای]] آنان چه خواهد کرد.»
 
  
 +
شیخ جعفر، در سلوک شرعی خود، تبعیت محض از آیات [[قرآن]] و کلمات خاندان [[وحی]] را پیش چشم داشت. لذا با [[تصوف|صوفیان]] بشدت در تعارض و تضاد بود، چرا که آنان با راههای خودساخته و [[بدعت]] آلود، مردم را از راه [[حق]] منحرف می کنند. اما بیان رسا و بلیغ شیخ در مواعظ و بیانات منبری که از تقوا و زهد والای او نشأت می گرفت، آنچنان به او شهرت واعظ بخشیده که [[فقه|فقاهت]] او را تحت الشعاع قرار داده است. بیان شیخ از دل بر می آمد و بر دل می نشست. در این رابطه آیت الله شیرازی بیان داشته است: در جریان سفر مرحوم شوشتری به [[ایران]]، هنگامی که ایشان وارد [[تهران]] گردید، انبوه مردم از جمله سفیر کشور روسیه به ملاقات ایشان رفتند. مردم تقاضای موعظه کردند و مرحوم شوشتری بنا به اصرار مردم، سرش را بلند کرد و فرمود: «مردم! آگاه باشید که خدا در همه جا حاضر است و به نهفتۀ سینه‌ها داناست.» {{متن قرآن|«إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ}}»([[سوره هود|هود]]/۵). این فراز تکان‌دهنده و کوتاه، اثری عمیق در مردم نهاد؛ به گونه‌ای که اشکها روان شد و مردم دگرگون شدند. سفیر روسیه در نامه‌ای به امپراطوری روس در این مورد نوشت: «تا هنگامی که این قشر روحانیون راستین مذهبی، در میان مردم باشند و مردم از آنان پیروی کنند، سیاست ما کاری از پیش نمی‌برد؛ چرا که وقتی یک جملۀ شوشتری در یک مجلس عظیم، این گونه دگرگونی ایجاد می‌کند، روشن است که دستورات و [[فتوا|فتواهای]] آنان چه خواهد کرد.»
  
 
==آثار و تألیفات==
 
==آثار و تألیفات==
[[پرونده:Khasaes.jpg|thumb|left|الخصایص الحسینیه - یکی از آثار سید جعفر شوشتری]]
+
[[پرونده:Khasaes.jpg|thumb|left|الخصائص الحسینیة، از آثار شیخ جعفر شوشتری]]
آثاری از شیخ شوشتری بر جای مانده که هر کدام، دلیلی بر علوّ مقام علمی و عملی آن عالم ربانی است. از آن جمله:
+
آثاری از شیخ جعفر شوشتری بر جای مانده که هر کدام، دلیلی بر علوّ مقام علمی و عملی آن عالم ربانی است؛ از آن جمله:
  
*۱. منهج الرشاد (رساله عملیه)
+
* منهج الرشاد ([[رساله]] عملیه فارسی)
*۲. [[الخصائص الحسینیه (کتاب)|الخصایص الحسینیه]]: این کتاب، در پی رویای صادقه شیخ بوده است. این کتاب توسط [[سید محمدحسین شهرستانی]] (۱۲۵۵-۱۳۱۵ ق)، با عنوان «اشک روان بر امیر کاروان» ترجمه شده است.
+
* [[الخصائص الحسینیة (کتاب)|الخصائص الحسینیة]] (در فضائل و مصائب [[امام حسین]] علیه‌السلام): این کتاب، در پی رویای صادقه شیخ بوده است که ذکر آن گذشت. این کتاب توسط [[سید محمدحسین شهرستانی]] (۱۲۵۵-۱۳۱۵ ق)، با عنوان «اشک روان بر امیر کاروان» ترجمه شده است.
*۳. دمع العین
+
* دمع العین
*۴. لوائح اللواحین
+
* لوائح اللواحین
*۵. فیوضات مسعودیه
+
* فیوضات مسعودیه
*۶. الدر النضید فی خصایص الحسین الشهید
+
* الدُرّ النضید فی خصائص الحسین الشهید
*۷. اصول دین
+
* اصول الدین، یا الحدائق فی اصول الدین
*۸. مجالس المواعظ
+
* مجالس المواعظ (در ۱۴ مجلس)
*۹. فواید المشاهد و نتایج المقاصد.
+
* فواید المشاهد و نتایج المقاصد (مجموعه مواعظ در ۸۰ مجلس)
 +
* شکوک الصلاة (الشکیات)
 +
* مجالس البُکاء (در ۱۵ مجلس).
  
 
==مسافرت به ایران==
 
==مسافرت به ایران==
  
سفر تاریخی شیخ به [[ایران]]، در سال ۱۳۰۲ ه.ق بود، در کتاب «غنیمة السفر» شرح مفصل وقایع این سفر تاریخی آمده است، و در اینجا خلاصه ای از آن را نقل می کنیم: پس از ورود شیخ به شهر ری، جماعتی از علمای بزرگ [[تهران]] و امنای شاه (ناصرالدین شاه قاجار) و سایر طبقات به دیدار او شتافته، درخواست کردند که ایشان به تهران بیاید، شیخ پذیرفت و در تهران بر مرحوم حاج [[ملا علی کنی|ملا علی کنی]] وارد شد، و در مسجد مروی به اقامه [[نماز جماعت|جماعت]] و وعظ و ارشاد پرداخت.
+
شیخ جعفر شوشتری پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش شوشتر بازگشت و به تدریس، تألیف، وعظ و ارشاد مردم پرداخت. [[حسینیه|حسینیه‌ای]] در شوشتر بنا نهاد که پناهگاه مظلومان بود. در سال ۱۳۰۲ قمری، سفر تاریخی‌ای به مرکز [[ایران]] انجام داد و با استقبال بی‌سابقه مردم و حکومت روبرو شد. در کتاب «غنیمة السفر» شرح مفصل وقایع این سفر تاریخی آمده، که خلاصه آن چنین است: پس از ورود شیخ به شهر ری، جماعتی از علمای بزرگ [[تهران]] و سایر طبقات به دیدار او شتافته، درخواست کردند که ایشان به تهران بیاید، شیخ پذیرفت و در تهران بر مرحوم حاج [[ملا علی کنی|ملا علی کنی]] وارد شد، و در [[مسجد]] مروی به اقامه [[نماز جماعت]] و وعظ و ارشاد پرداخت.
 +
 
 +
سپس به درخواست ناصرالدین شاه قاجار، به عنوان اولین [[امام جماعت]] و واعظ مسجد سپهسالار (شهید مطهری کنونی) منصوب گردید. نماز جماعت او گاه تا چهل هزار نفر شرکت‌کننده داشت. او در ملاقات با ناصرالدین شاه، درخواست‌های مهمی مانند رعایت احترام روز [[جمعه]] و تخفیف مالیات برای روستاییان را مطرح کرد، که مورد پذیرش شاه قرار گرفت. شیخ به دلیل روحیه بیگانه‌ستیزی، در منابر خود درباره مفاسد اخلاقی ناشی از تقلید از غرب هشدار می‌داد. 
  
شیخ، در اول [[ماه شوال]] همان سال به سوی [[خراسان]] رفت. در خراسان بیمار شد، با این حال، در [[مشهد]]، به نماز جماعت حاضر می شد و مردم را موعظه می کرد. اقامت شیخ در خراسان یک ماه نکشید و دوباره به تهران بازگشت. ورود او به تهران، اول [[ماه محرم|محرم الحرام]] بود. دهه اول و قسمتی از دهه دوم را در تهران منبر رفت. در این ایام، صدر اعظم و بسیاری از مردم به دیدار شیخ رفتند. شاه نیز به دیدن او رفت و احوال او و سفر خراسان او را پرسید. شیخ در جواب فرمود: دوست داشتم زیارت من، مثل زیارت اعراب بادیه نشین باشد که جان خود را در کف دست گرفته، از راههای دور، با تحمل زحمت و مشقت به حرمهای [[ائمه اطهار]] (علیهم السلام) مشرف می شوند، در حالی که پیاده و پابرهنه هستند، توشه راه آنها سویق (غذای ساده جو) و رفیق آنها توفیق است. اما بیماری مرا از این توفیق محروم ساخت و من مجبور شدم بر روی تخت بیماری به زیارت بروم. شاه پیشنهاد کرد که شیخ در تهران بماند. شیخ در جواب فرمود: دوست دارم این مشت استخوان در جوار حضرت [[ابوتراب]] صلوات الله علیه به تیره تراب سپرده شود. شاه که بیماری شیخ را دریافت، پزشکان را نزد او فرستاد تا حال او قدری بهبود یابد. امرای کشور، هدایای زیادی برای شیخ فرستادند که هیچکدام را نپذیرفت. شیخ، تهران را به قصد [[نجف]] ترک گفت.
+
شیخ جعفر، در اول [[ماه شوال]] همان سال به سوی [[خراسان]] رفت. در خراسان بیمار شد، با این حال، در [[مشهد]]، به نماز جماعت حاضر می شد و مردم را موعظه می کرد. اقامت شیخ در خراسان یک ماه طول نکشید و دوباره به تهران بازگشت. ورود او به تهران، اول [[ماه محرم|محرم الحرام]] بود. دهه اول و قسمتی از دهه دوم را در تهران منبر رفت. در این ایام، صدر اعظم و بسیاری از مردم به دیدار شیخ رفتند. شاه نیز به دیدن او رفت و احوال او و سفر خراسان او را پرسید. شیخ در جواب فرمود: دوست داشتم [[زیارت]] من، مثل زیارت اعراب بادیه نشین باشد که جان خود را در کف دست گرفته، از راههای دور، با تحمل زحمت و مشقت به حرمهای [[ائمه اطهار]] (علیهم السلام) مشرف می شوند، در حالی که پیاده و پابرهنه هستند، توشه راه آنها سویق (غذای ساده جو) و رفیق آنها توفیق است. اما بیماری مرا از این توفیق محروم ساخت و من مجبور شدم بر روی تخت بیماری به زیارت بروم. شاه پیشنهاد کرد که شیخ در تهران بماند. شیخ در جواب فرمود: دوست دارم این مشت استخوان در جوار حضرت [[ابوتراب]] صلوات الله علیه به تیره تراب سپرده شود. شاه که بیماری شیخ را دریافت، پزشکان را نزد او فرستاد تا حال او قدری بهبود یابد. امرای کشور، هدایای زیادی برای شیخ فرستادند که هیچکدام را نپذیرفت. سپس شیخ، تهران را به قصد [[نجف]] ترک گفت.
  
 
==وفات==
 
==وفات==
  
مرحوم سید محمدحسین جزایری در ملحقات تذکره شوشتری می نویسد: وفات شیخ جعفر شوشتری در کرند (نزدیک کرمانشاه)، عصر ۲۸ [[ماه صفر|صفر]] سنه ۱۳۰۳ ه.ق اتفاق افتاد و سپس پیکرش را در [[نجف]] اشرف به خاک سپردند.
+
مرحوم سید محمدحسین جزایری در «ملحقات تذکره شوشتری» می نویسد: وفات شیخ جعفر شوشتری در کرند (نزدیک کرمانشاه)، عصر ۲۸ [[ماه صفر|صفر]] سنه ۱۳۰۳ قمری اتفاق افتاد و سپس پیکرش را در [[نجف]] اشرف در رواق غربی [[حرم امیرالمؤمنین علیه السلام]] (اولین حجره سمت راست راهرو پشت حرم، نزدیک [[تکیه بکتاشیها|تکیه بکتاشیه]]) به خاک سپردند. در کتاب «اختران فقاهت» ناصرالدین انصاری قمی آمده است که در شب وفات او «تناثر نجوم» (شهاب‌باران) شدیدی در آسمان روی داد که به عنوان کرامتی برای او ثبت شده است.
 
 
 
==منابع==
 
==منابع==
  
*سایت اندیشه قم
+
*"شیخ جعفر شوشتری"، سایت اندیشه قم.
*ویکی شیعه
+
*"شوشتری، جعفر بن حسین"، ویکی نور.
  
 
==آرشیو عکس و تصویر==
 
==آرشیو عکس و تصویر==
سطر ۸۲: سطر ۸۴:
 
پرونده:شوشتري (4).jpg|حسینیه جعفر شوشتری
 
پرونده:شوشتري (4).jpg|حسینیه جعفر شوشتری
 
پرونده:شوشتري (5).jpg|قبر جعفر شوشتری در [[حرم امیرالمؤمنین علیه السلام|حرم حضرت امیرالمومنین امام علی علیه السلام]]
 
پرونده:شوشتري (5).jpg|قبر جعفر شوشتری در [[حرم امیرالمؤمنین علیه السلام|حرم حضرت امیرالمومنین امام علی علیه السلام]]
پرونده:شوشتري (1).jpg|یکی از آثار جعفر شوشتری
 
 
</gallery>
 
</gallery>
 
+
[[رده:علمای قرن سیزدهم]]
[[رده:علمای قرن چهاردهم|شوشتری،جعفر]]
+
[[رده:علماء شیعه]]
[[رده:مجتهدین]]
+
[[رده:فقیهان]]
[[رده:مدفونین در حرم امام علی علیه السلام]]
+
[[رده:خطیبان]]
 +
[[رده:علمای اخلاق]]
 +
[[رده:مدفونین در حرم امام علی علیه السلام]]  
 +
[[رده: مقاله های مهم]]
 +
{{سنجش کیفی
 +
|سنجش=شده
 +
|شناسه= خوب
 +
|عنوان بندی مناسب= خوب
 +
|کفایت منابع و پی نوشت ها= خوب
 +
|رعایت سطح مخاطب عام= خوب
 +
|رعایت ادبیات دانشنامه ای= متوسط
 +
|جامعیت= خوب
 +
|رعایت اختصار= خوب
 +
|سیر منطقی= خوب
 +
|کیفیت پژوهش= خوب
 +
|رده= دارد
 +
}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۹ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۲۸

«آیت‌الله شیخ جعفر شوشتری» (۱۲۳۰-۱۳۰۳ ق)، فقیه، خطیب و واعظ نامدار شیعه در قرن ۱۳ قمری و از شاگردان شیخ انصاری و شیخ محمدحسن نجفی بود. از شاخصه‌های شیخ جعفر شوشتری را می توان نفوذ کلام وی در بین مردم و اهتمام به منبر و مجالس روضه امام حسین (علیه السلام) دانست. «منهج الرشاد» و «الخصائص الحسینیه» از آثار مهم اوست.

Shooshtari.jpg
نام کامل شیخ جعفر شوشتری
زادروز ۱۲۳۰ قمری
زادگاه شوشتر
وفات ۱۳۰۳ قمری
مدفن نجف

Line.png

اساتید

شیخ محمدحسن نجفی، شیخ مرتضی انصاری، شیخ محمدحسین حائری، شریف العلماء مازندرانی،...

شاگردان

میرزا محمد همدانی، سید عبدالصمد جزایری، آخوند ملا احمد نراقی،...

آثار

منهج الرشاد، الخصائص الحسینیة، مجالس المواعظ، لوائح اللواحین، فواید المشاهد و نتایج المقاصد، اصول الدین،...

ولادت

جعفر بن حسین بن حسن شوشتری نجفی، در سال ۱۲۳۰ هجری قمری در شهر شوشتر به دنیا آمد. پدرش، مولی حسین شوشتری، از فقها و واعظان مشهور و صاحب کتاب «مختصر الإصلاح» بود. نسب پدری او به عالم شیعه علی بن حسین نجار می‌رسد. مادرش زنی پرهیزگار بود که درباره او نقل شده: «من هرگز او را بدون وضو شیر ندادم و در آغوش نگرفتم. آرزو داشتم که او مانند امام جعفر صادق(ع) شود، اما او جعفر شوشتری شد!».

تحصیل و استادان

شیخ جعفر شوشتری در کودکی، همراه پدرش به کاظمین مهاجرت کرد و او تحصیلات ابتدایی را در آنجا آغاز نمود.

شیخ جعفر تحصیلات حوزوی خود را در کاظمین نزد اساتیدی چون شیخ اسماعیل تستری کاظمی (فرزند شیخ اسدالله کاظمی صاحب مقابس الانوار) در اصول فقه و شیخ عبدالنبی کاظمی در ادبیات عرب آغاز کرد.

سپس برای تکمیل تحصیلات به کربلا رفت و از محضر شیخ محمدحسین حائری اصفهانی (صاحب فصول) و شریف العلماء مازندرانی بهره برد.

پس از آن به نجف اشرف مهاجرت کرد و در درس فقهای بزرگی چون شیخ محمدحسن نجفی (صاحب جواهرالکلام) و به‌ویژه شیخ مرتضی انصاری -که در رأس حوزه علمیه نجف اشرف بود- شرکت جست و مدت طولانی از شاگردان خاص و برجسته او بود.

شوشتری در نجف از شیخ علی بن جعفر کاشف الغطاء و برادرش شیخ حسن بن جعفر کاشف الغطا (صاحب انوار الفقاهه) نیز بهره برد و سرانجام به درجه اجتهاد نائل آمد. او با شیخ محمدحسن آل یاسین کاظمی هم‌درس و رقیب علمی بود.

تدریس و شاگردان

شیخ جعفر شوشتری در سال ۱۲۵۵ ه.ق به شوشتر بازگشت، و رساله عملیه «منهج الرشاد» را نوشت، و حسینیه ای نیز در شوشتر بنا کرد. فقهای بسیاری نیز از محضر درس شیخ کسب فیض نموده اند، از جمله:

  • میرزا محمد همدانی
  • سید عبدالصمد جزایری
  • آقا میرزا ابراهیم
  • آخوند ملا احمد نراقی
  • شیخ علی بن رضا کاشف الغطاء.

خصوصیات اخلاقی

شیخ جعفر شوشتری در زهد و تقوا نمونه بود؛ او خانه شخصی نداشت و در مسجد زندگی می‌کرد. معاشش از درآمد محدود ملک موروثی تأمین می‌شد و در خوراک و پوشاک بسیار ساده‌زیست بود. همواره پناه مردم و در خدمت به آنان و رفع مشکلاتشان کوشا بود. در تعمیر سد شوشتر پس از سیل نیز نقش داشت.

شیخ جعفر به عنوان واعظی بی‌نظیر شهره بود و ارادتی ویژه به سیدالشهدا(علیه السلام) داشت. منبرهای او چنان تأثیرگذار بود که علما و مردم مانند مجلس روضه می‌گریستند. او منبر رفتن را برای رضای خدا و با وجود دشواری‌هایش پذیرفته بود. محدث نوری در «دارالسلام»، به نقل از خود آن مرحوم آورده که: «بعد از فراغ از تحصیل و حصول درجه اجتهاد از نجف اشرف، به وطن خویش مراجعت و مشغول به تبلیغ احکام بودم. و چون در وعظ و منبر مهارتی نداشتم، ماه مبارک رمضان از «تفسیر صافی»، و ایام عاشورا از روی کتاب «روضة الشهدا» ملا حسین کاشفی قرائت می کردم. سال اول به این منوال گذشت و ماه محرم رسید. شبی فکر نمودم تا کی از روی کتاب بخوانم! در این خیال رفتم که دیگر از کتاب در منبر مستغنی شوم. ملول شده به خواب رفتم. در خواب دیدم گویا کربلا هستم و همان موقعی است که حضرت اباعبدالله (علیه السلام) در آن سرزمین نزول اجلال فرموده. من در خیمه آن حضرت رفته، سلام کردم. حضرت مرا در نزد خویش نشاند، و به حبیب بن مظاهر اسدی فرمود که: فلانی میهمان ماست اما از آب چیزی نزد ما نیست، ولی آرد و روغن داریم، برخیز و طعامی برای او تهیه کن. در آن دم، حبیب برخاسته طعامی درست نموده، آورد و جلوی من گذاشت. من چند لقمه کوچکی از آن طعام تناول کردم و از خواب بیدار شدم. اینک از برکت آن طعام به اخبار مصایب و لطایف و کنایات آثار ائمه صلوات الله علیهم اجمعین مطلع گشته‌ام».

شیخ جعفر، در سلوک شرعی خود، تبعیت محض از آیات قرآن و کلمات خاندان وحی را پیش چشم داشت. لذا با صوفیان بشدت در تعارض و تضاد بود، چرا که آنان با راههای خودساخته و بدعت آلود، مردم را از راه حق منحرف می کنند. اما بیان رسا و بلیغ شیخ در مواعظ و بیانات منبری که از تقوا و زهد والای او نشأت می گرفت، آنچنان به او شهرت واعظ بخشیده که فقاهت او را تحت الشعاع قرار داده است. بیان شیخ از دل بر می آمد و بر دل می نشست. در این رابطه آیت الله شیرازی بیان داشته است: در جریان سفر مرحوم شوشتری به ایران، هنگامی که ایشان وارد تهران گردید، انبوه مردم از جمله سفیر کشور روسیه به ملاقات ایشان رفتند. مردم تقاضای موعظه کردند و مرحوم شوشتری بنا به اصرار مردم، سرش را بلند کرد و فرمود: «مردم! آگاه باشید که خدا در همه جا حاضر است و به نهفتۀ سینه‌ها داناست.» «إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ»(هود/۵). این فراز تکان‌دهنده و کوتاه، اثری عمیق در مردم نهاد؛ به گونه‌ای که اشکها روان شد و مردم دگرگون شدند. سفیر روسیه در نامه‌ای به امپراطوری روس در این مورد نوشت: «تا هنگامی که این قشر روحانیون راستین مذهبی، در میان مردم باشند و مردم از آنان پیروی کنند، سیاست ما کاری از پیش نمی‌برد؛ چرا که وقتی یک جملۀ شوشتری در یک مجلس عظیم، این گونه دگرگونی ایجاد می‌کند، روشن است که دستورات و فتواهای آنان چه خواهد کرد.»

آثار و تألیفات

الخصائص الحسینیة، از آثار شیخ جعفر شوشتری

آثاری از شیخ جعفر شوشتری بر جای مانده که هر کدام، دلیلی بر علوّ مقام علمی و عملی آن عالم ربانی است؛ از آن جمله:

  • منهج الرشاد (رساله عملیه فارسی)
  • الخصائص الحسینیة (در فضائل و مصائب امام حسین علیه‌السلام): این کتاب، در پی رویای صادقه شیخ بوده است که ذکر آن گذشت. این کتاب توسط سید محمدحسین شهرستانی (۱۲۵۵-۱۳۱۵ ق)، با عنوان «اشک روان بر امیر کاروان» ترجمه شده است.
  • دمع العین
  • لوائح اللواحین
  • فیوضات مسعودیه
  • الدُرّ النضید فی خصائص الحسین الشهید
  • اصول الدین، یا الحدائق فی اصول الدین
  • مجالس المواعظ (در ۱۴ مجلس)
  • فواید المشاهد و نتایج المقاصد (مجموعه مواعظ در ۸۰ مجلس)
  • شکوک الصلاة (الشکیات)
  • مجالس البُکاء (در ۱۵ مجلس).

مسافرت به ایران

شیخ جعفر شوشتری پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش شوشتر بازگشت و به تدریس، تألیف، وعظ و ارشاد مردم پرداخت. حسینیه‌ای در شوشتر بنا نهاد که پناهگاه مظلومان بود. در سال ۱۳۰۲ قمری، سفر تاریخی‌ای به مرکز ایران انجام داد و با استقبال بی‌سابقه مردم و حکومت روبرو شد. در کتاب «غنیمة السفر» شرح مفصل وقایع این سفر تاریخی آمده، که خلاصه آن چنین است: پس از ورود شیخ به شهر ری، جماعتی از علمای بزرگ تهران و سایر طبقات به دیدار او شتافته، درخواست کردند که ایشان به تهران بیاید، شیخ پذیرفت و در تهران بر مرحوم حاج ملا علی کنی وارد شد، و در مسجد مروی به اقامه نماز جماعت و وعظ و ارشاد پرداخت.

سپس به درخواست ناصرالدین شاه قاجار، به عنوان اولین امام جماعت و واعظ مسجد سپهسالار (شهید مطهری کنونی) منصوب گردید. نماز جماعت او گاه تا چهل هزار نفر شرکت‌کننده داشت. او در ملاقات با ناصرالدین شاه، درخواست‌های مهمی مانند رعایت احترام روز جمعه و تخفیف مالیات برای روستاییان را مطرح کرد، که مورد پذیرش شاه قرار گرفت. شیخ به دلیل روحیه بیگانه‌ستیزی، در منابر خود درباره مفاسد اخلاقی ناشی از تقلید از غرب هشدار می‌داد.

شیخ جعفر، در اول ماه شوال همان سال به سوی خراسان رفت. در خراسان بیمار شد، با این حال، در مشهد، به نماز جماعت حاضر می شد و مردم را موعظه می کرد. اقامت شیخ در خراسان یک ماه طول نکشید و دوباره به تهران بازگشت. ورود او به تهران، اول محرم الحرام بود. دهه اول و قسمتی از دهه دوم را در تهران منبر رفت. در این ایام، صدر اعظم و بسیاری از مردم به دیدار شیخ رفتند. شاه نیز به دیدن او رفت و احوال او و سفر خراسان او را پرسید. شیخ در جواب فرمود: دوست داشتم زیارت من، مثل زیارت اعراب بادیه نشین باشد که جان خود را در کف دست گرفته، از راههای دور، با تحمل زحمت و مشقت به حرمهای ائمه اطهار (علیهم السلام) مشرف می شوند، در حالی که پیاده و پابرهنه هستند، توشه راه آنها سویق (غذای ساده جو) و رفیق آنها توفیق است. اما بیماری مرا از این توفیق محروم ساخت و من مجبور شدم بر روی تخت بیماری به زیارت بروم. شاه پیشنهاد کرد که شیخ در تهران بماند. شیخ در جواب فرمود: دوست دارم این مشت استخوان در جوار حضرت ابوتراب صلوات الله علیه به تیره تراب سپرده شود. شاه که بیماری شیخ را دریافت، پزشکان را نزد او فرستاد تا حال او قدری بهبود یابد. امرای کشور، هدایای زیادی برای شیخ فرستادند که هیچکدام را نپذیرفت. سپس شیخ، تهران را به قصد نجف ترک گفت.

وفات

مرحوم سید محمدحسین جزایری در «ملحقات تذکره شوشتری» می نویسد: وفات شیخ جعفر شوشتری در کرند (نزدیک کرمانشاه)، عصر ۲۸ صفر سنه ۱۳۰۳ قمری اتفاق افتاد و سپس پیکرش را در نجف اشرف در رواق غربی حرم امیرالمؤمنین علیه السلام (اولین حجره سمت راست راهرو پشت حرم، نزدیک تکیه بکتاشیه) به خاک سپردند. در کتاب «اختران فقاهت» ناصرالدین انصاری قمی آمده است که در شب وفات او «تناثر نجوم» (شهاب‌باران) شدیدی در آسمان روی داد که به عنوان کرامتی برای او ثبت شده است.

منابع

  • "شیخ جعفر شوشتری"، سایت اندیشه قم.
  • "شوشتری، جعفر بن حسین"، ویکی نور.

آرشیو عکس و تصویر


مسابقه از خطبه ۱۳۳ و ۱۳۳ و ۱۶۷ نهج البلاغه